اسپينوزا، داوري و آينده‌ جهان!
کد خبر:۷۹۲۶۶
يادداشت//

اسپينوزا، داوري و آينده‌ جهان!

هر بازي، دو تا تيم فوتبال دارد و يک تيم داوري. اين تيم داوري چهار نفر است که يکي آن وسط مي‌دود و دو تا کناره‌ها و چهارمي هم که نخودي است. بياييد وضعيتي را که داور در آن قرار دارد مورد توجه قرار دهيم...

محمد ملا عباسي ـ گروه انديشه؛ اتفاقي که افتاد از اين قرار بود: اسپينوزا، گل را نديد. البته به همين سادگي نبود که گل را نبيند. اسمش شد: «اشتباه مرگ‌بار». گزارشگر مي‌گفت که از اين به بعد، نام اين مرد را بسيار خواهيم شنيد... مي‌گفت اگر اسپينوزا اين گل را ديده بود، انگليس به بازي برگشته بود. چه بسا آلمان را برده بود... نمي‌دانم. به هر حال، مرد اول آن بازي، همين اسپينوزا، کمک داور اروگوئه‌اي بود. او گل مسلم انگلستان را نديد. و اين گل در اسکوربورد ورزشگاه در ابعادي هولناک به همه‌ي حاضران در ورزشگاه نشان داده شد. و بلافاصله ميليون‌ها نفر از مردم دنيا، شاهد اين «اشتباه فاحش» بودند. براي طرفداران انگليس، اين اشتباه خبيثانه، کثيف و غير قابل تحمل بود. و براي ديگران، رقت آور و قابل سرزنش.

من که در باغ نبودم اما دوستم که کنارم نشسته بود، توضيح داد که دعوايي است در محافل فوتبال که داورها بايد از تصاوير آهسته و تکنولوژي‌هاي تصويربرداري استفاده کنند در داوري، يا همانطور در لحظه تصميم بگيرند. سران فيفا ايستاده‌اند که بايد داوران همان‌جا تصميم بگيرند؛ اما خيلي‌ها هم عقيده‌اي غير از اين دارند.

 من بر وضعيت فعلي متمرکز مي‌شوم. هر بازي، دو تا تيم فوتبال دارد و يک تيم داوري. اين تيم داوري چهار نفر است که يکي آن وسط مي‌دود و دو تا کناره‌ها و چهارمي هم که نخودي است. بياييد وضعيتي را که داور در آن قرار دارد مورد توجه قرار دهيم: اين وضعيت، آشکارا وضعيتي بغرنج و پارادکسيکال است. داور در هر لحظه، از قدرتي بي‌حساب و عدم‌قدرتي‌ محض برخوردار است. او در زمين بازي، چيزي از کم از خداوندگار ندارد. هر کاري دلش بخواهد انجام مي‌دهد. نحوه‌ي داوري در زمين، به شدت ديکتاتورمآبانه است. هر اعتراضي به داور، علاوه بر اينکه بي‌فايده‌بودنش مسلم است، مي‌تواند تبعات بسيار وخيمي در بر داشته باشد. داور در لحظه و بي‌تأمل تصميم مي‌گيرد و ديگر بازي‌کنان حتا اگر در برحق بودن خود يقين داشته باشند، کاري از دستشان برنمي‌آيد. سوي ديگر قصه، دوربين‌هاي بي‌پاياني است که از هر صحنه‌اي در زمين بازي از زواياي مختلف، تصوير تهيه مي‌کنند. همه‌ي حاضران، در ابعادي وسيع به نظاره‌ي آنچه داور انجام مي‌دهد نشسته‌اند. او در برابر ديدگان، برهنه و بي‌دفاع است. و بدتر از آن، هيچ قدرتي براي دفاع کردن از خود ندارد.

نکته در اين است که فيفا با آزادي عملي که به داورها مي‌دهد، عملاً به آن‌ها اجازه داده است تا «خطا» کنند. اما در عين حال نيز اين اجازه را از آن‌ها گرفته است. کوچکترين خطاها در داوري بازي، داور را با محروميت‌ها و سلب امتياز‌هاي جدي مواجه مي‌کند. داورها، هيچگاه عناصري محبوبي نيستند. آن‌ها تنها در دو حالت به سر مي‌برند: 1ـ قضاوتشان درست بوده است: که وظيفه‌شان بوده است. هيچ چيز تحسين‌برانگيزي در يک قضاوت درست وجود ندارد. و2ـ قضاوتشان غلط بوده است که در اين صورت سزاوار سرزنش و توبيخ و ملامت هستند. در واقع داور، حق شادماني کردن در زمين را در هيچ شرايطي ندارد. اما حق اضطراب بي‌پايان، و اندوه فراوان و عذاب وجدان را چرا.

جايگاهي که داوران در بازي فوتبال در آن قرار دارند، چيزي شبيه جايگاه پروتستان‌هاي کالوني در جهاني است که کالونيسم براي آن‌ها تصوير مي‌کرد. آن‌ها نيز، هيچ نشانه‌اي براي رستگاري و هيچ دليلي براي شادماني نداشتند. بلکه تنها موظف بودند به انجام عمل درست بر اساس حداکثر توانايي‌شان. اين انجام عمل درست، علاوه بر آنکه وظيفه‌ي آن‌هاست، مشخص نيست که مورد قبول خداوند قرار بگيرد يا نه. در واقع آن‌ها با وجود آنکه همه‌ي سعي‌شان را مي‌کنند، نمي‌دانند وظيفه‌شان را درست انجام مي‌دهند يا خير. اما مي‌دانند که اگر وظيفه‌شان را درست انجام ندهند، حتا اگر تقصيري بر گردنشان نباشد، مورد عقوبت قرار خواهند گرفت.

نتيجه: داوران، سرمايه‌داران آينده‌ جهانند! حالا ببين کي گفتم!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار