آيا سنگسار كردن مرد يا زن با عطوفت اسلامى سازگار است؟
کد خبر:۷۹۲۸۵
آيين رحمت

آيا سنگسار كردن مرد يا زن با عطوفت اسلامى سازگار است؟

توجّه به، فلسفه حدود، راه هاى اثبات‏ مجازات هاى اسلامى، و آداب اجراى حدود و تعزيرات، و انديشه و تفكّر در ظرايف و ريزه‏كاري هاى موجود در آن، هر انسان منصف و به دور از پيشداورى را، وادار به اعتراف مى‏نمايد كه: رأفت و رحمت اسلامى حتّى در حدود و تعزيرات، كه ظاهرى خشونت‏آميز دارد، موجود است.

به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، نكته‏هاى ظريفى در گوشه و كنار احكام «حدود و تعزيرات» به چشم مى‏خورد كه به ما در پاسخ اين سؤالات كمك مى‏كند، و با دقّت و مطالعه در آن نكات روشن مى‏شود كه حدود و تعزيرات نيز چشمه‏اى‏ ديگر از رحمت و عطوفت اسلامى است- هرچند ظاهر آن براى عدّه‏اى در برخورد اوّليه خشونت‏آميز به نظر مى‏رسد.

اوّل: بررسى فلسفه حدود و تعزيرات

رواياتى در مورد فلسفه اجراى حدود و تعزيرات وجود دارد كه مطالعه آنها به ما بينش تازه‏اى در باره اين مجازتهاى اسلامى مى‏دهد. به دو نمونه آن توجّه كنيد:

1- پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمودند: «اقامَةُ حَدٍّ خَيْرٌ مِنْ مَطَرِ ارْبَعينَ صَباحاً» « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 308»؛
اجراى هر نوع حدّ يا تعزيرى (به هر مقدار كه باشد) از بارش چهل شبانه روز باران بهتر است.

همانگونه كه ملاحظه مى‏فرماييد حدود و تعزيرات در اين روايت نبوى به باران تشبيه شده، و اجراى كمترين مقدار آن از چهل روز باران بهتر شمرده شده است؛ مفهوم اين روايت اين است كه همانطور كه باران، رحمت « در آيه شريفه شانزدهم سوره كهف از باران به رحمت الهى تعبير شده است» پروردگار است و خداوند آن را بر اهل زمين نازل و منتشر مى‏نمايد، حدود الهى نيز نوعى رحمت الهى است. حقيقتاً اجراى مجازاتهاى اسلامى همچون باران جامعه را شستشو مى‏دهد و اجتماع را از آلودگيها پاك مى‏كند.
                       
به عنوان نمونه، اگر شخصى باعث سلب امنيّت عمومى از جامعه شود و بر جان و مال و ناموس مردم هجوم برد، به گونه‏اى كه رعب و وحشت قسمتى از جامعه را فراگيرد، محارب خواهد بود و اجراى حدّ محارب بر اين شخص ضامن ثبات امنيّت در جامعه است و همچون باران، رعب و وحشت و ناامنى حاصل از جنايات او را از فضاى جامعه مى‏شويد.

كسانى كه در يك جامعه اسلامى دست به توليد و پخش مواد مخدّر مى‏زنند، و با اين جنايت بزرگ جوانان آن كشور را نابود مى‏كنند، و براى رسيدن به منافع و مطامع خويش كشور را به فساد مى‏كشند، بايد به عنوان مفسد فى الارض مجازات شوند. تا با دفع آفت، زمينه رشد فراهم گردد.

آيا حدود اسلامى كه تشبيه به باران رحمت الهى شده، خشونت ناميده مى‏شود!
ما معتقديم كه چنين افراد و گروههايى كه مستحقّ مجازات‏هاى اسلامى هستند، اگر مشمول اين مجازاتها نشوند خداوند آنها را رها نخواهد كرد، و همان عوارض و ناملايماتى كه سوغات كارهاى فاسد آنها بوده، دامنگير خود آنها خواهد شد.

2- امام هفتم شيعان، حضرت موسى بن جعفر عليه السلام، در تفسير آيه شريفه «يُحْىِ الْارْضَ بَعْدِ مَوْتِها» « سوره حديد/17» مى‏فرمايد:

«لَيْسَ يُحْيِيْهَا بِالْقِطَرِ، وَ لكِنْ يَبْعَثُ اللَّهُ رِجالًا فَيُحْيُونَ‏ الْعَدْلَ فَتُحْيِى الْارْضَ لِإحْياءِ  ْعَدْلَ، وَ لَإقامَةُ الْحَدِّ فيهِ انْفَعُ فِى الْارضِ مِنَ الْقِطَرِ ارْبَعينَ صَباحاً» « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 308، حديث 3»؛

منظور (فقط) اين نيست كه زمين‏هاى خشك را با بارانهاى پر بركت زنده مى‏كند، بلكه منظور اين است كه خداوند مردانى (بزرگ و مخلص و بلند همّت را) مبعوث مى‏كند، كه آنها عدالت را در جهان زنده مى‏كنند، و زمين بر اثر زنده شدن عدالت احياء مى‏گردد؛ و بدون شك اقامه و اجراى حدود و تعزيرات بر روى زمين، پر منفعت‏تر است از اين كه چهل شبانه روز بر آن باران ببارد.

توجّه مى‏كنيد در اين روايات، كه فلسفه اجراى حدود را بيان مى‏كند، سخنى از انتقام و خشونت و مانند آن نيست؛ بلكه سخن از محبّت و رحمت و اقامه عدل و سيراب كردن جامعه اسلامى و مانند آن است.

دوم: راههاى اثبات حدود شرعى‏

مطالعه چگونگى اثبات حدود شرعى، جلوه‏هاى ديگرى از رحمت و رأفت اسلامى را در آئينه حدود و مجازاتهاى اسلامى به نمايش مى‏گذارد.

بسيارى از حدود با چهار شاهد، يا چهار بار اقرار ثابت مى‏شود؛ بدين معنى كه بايد چهار نفر انسان عادل شهادت دهند فلان زن و مرد را در حال انجام عمل منافى عفّت ديده‏اند، تا بتوان حدّ شرعى بر آنها جارى كرد.

آيا چنين امرى امكان‏پذير است! ما در روايات و كتابهاى تاريخ، حتّى يك مورد نيافتيم كه عمل منافى عفّت با شهادت شهود ثابت شده باشد، تا بر اساس آن، حد جارى شود. بنابراين، راه فوق عملًا بسته است و اين خود نوعى رحمت اسلامى محسوب مى‏شود، كه شامل اين نوع گنهكاران گرديده است.

راه ديگر، كه اقرار خود گناهكار است، شرايط متعدّدى دارد. از جمله اين كه بايد چهار بار اقرار كند، و هر اقرار در مجلس جدا گانه‏اى باشد، به طورى كه اگر در يك مجلس چهار بار اقرار كند، يك مرتبه محسوب مى‏شود! « مى‏توانيد رويات مذكور را در جلد 18 وسائل الشّيعه، صفحه 377 به بعد، مطالعه فرماييد» علاوه بر اين، اگر مجرم قبل از اثبات جرمش نزد حاكم شرع توبه كند، و از كار خود نادم و پشيمان گردد، و آثار ندامت و پشيمانى در افعال و كردارش ظاهر گردد، اجراى حد بر او مشكل است! « مرحوم شيخ حرّ عاملى اين روايات را در جلد 18 وسائل‏الشّيعه، صحفه 327 به بعد، نقل كرده است»

اين مطالب در روايات متعدّدى آمده كه به يك نمونه آن اشاره مى‏شود، تا شاهد رأفت و رحمت اسلامى جانشين حقيقى پيامبر صلى الله عليه و آله با مجرمى كه با پاى خويش به پشت ميز محاكمه آمده بود، باشيم:

«زن آلوده‏اى خدمت حضرت على عليه السلام رسيد، و از آن حضرت خواست كه با اجراى حدّ زنا بر وى، او را از آلودگى پاك كند؛ زيرا عذاب دنيا از مجازات مداوم و قطع نشدنى جهان آخرت آسان‏تر است! حضرت‏ فرمود: برو، پس از وضع حمل بيا، تا تو را پاك كنم. زن رفت و پس از زايمان بازگشت و تقاضاى خويش را تكرار كرد؛ حضرت پس از طرح سؤالات متعدّد (به اميد آن كه شايد زن را منصرف كند و او را در آنچه مى‏گويد به ترديد بيندازد) فرمود: برو بچّه‏ات را شير بده و پس از تمام شدن دوران شيرخوارگى‏اش بيا تا تو را پاك كنم. زن بازگشت و پس از دو سال براى بار سوم خدمت حضرت رسيد و تقاضاى خويش را تكرار كرد. حضرت بار ديگر سؤالهاى مختلفى مطرح كرد و زن پاسخ داد؛ حضرت در نهايت فرمود: برو بچّه‏ات را بزرگ كن، تا بتواند خودش را از خطرات روزانه حفظ كند، سپس نزد ما بيا تا تورا پاك كنيم. زن در حالى كه اشك مى‏ريخت بازگشت و ... « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 378، حديث اوّل»»

ملاحظه مى‏كنيد ثابت شدن جرمى كه حدّ شرعى دارد سهل و ساده نيست، و تا زمانى كه مجرم خود خواهان اجراى حد نباشد طبعاً نمى‏توان جرم وى را ثابت كرد، و اين خود نشانگر رأفت اسلامى است.

اگر اسلام آئين خشونت باشد، آيا براى اثبات جرم اين قدر سخت‏گيرى مى‏كند!

سوم: آداب اجراى حدود شرعى‏

بر فرض كه حدّى ثابت شود، و حاكم شرع تصميم بر اجراى آن بگيرد، در چگونگى اجراى آن، به آداب و دستوراتى برخورد مى‏كنيم كه مشحون‏ از رحمت و رأفت اسلامى است؛ به نمونه‏هايى از اين آداب فهرست وار اشاره مى‏كنيم:

1- در ابتدا و انتهاى روزهاى زمستانى، كه هوا بسيار سرد است و تازيانه مجرم را آزار فراوان مى‏دهد، نبايد حد اجرا شود، بلكه بايد در ميانه روز كه هوا گرمتر است اجرا گردد!

2- در فصل تابستان بايد بر عكس عمل شود، در وسط روز كه هوا بسيار گرم است حد اجرا نگردد! بلكه در پايان روز انجام شود. « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 315 به بعد»

3- مجرم به هنگام دريافت تازيانه نبايد خوابيده باشد، بلكه بايد نشسته يا ايستاده باشد. زيرا ضربات تازيانه در اين دو حالت آهسته‏تر نواخته مى‏شود، و مجرم درد كمترى را تحمّل مى‏كند! « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 369، حديث اول»

4- اگر مجرم بيمار است تا زمان بهبودى‏اش اجراى حد به تأخير مى‏افتد! « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 320 به بعد»

5- اگر باردار است تا زمان وضع حمل تأخير مى‏افتد! « وسائل الشّيعه، جلد 18، صفحه 378 به بعد»

و ديگر آدابى كه همگى نشانگر نهايت رأفت اسلامى حتّى در حقّ يك انسان گنهكار است؛ مشروح آن در كتابهاى فقهى آمده است.

توجّه به نكات سه گانه فوق، يعنى فلسفه حدود، راههاى اثبات‏ مجازاتهاى اسلامى، و آداب اجراى حدود و تعزيرات، و انديشه و تفكّر در ظرايف و ريزه‏كاريهاى موجود در آن، هر انسان منصف و به دور از پيشداورى را، وادار به اعتراف مى‏نمايد كه: رأفت و رحمت اسلامى حتّى در حدود و تعزيرات، كه ظاهرى خشونت‏آميز دارد، موجود است. بدين جهت اجراى مجازاتهاى اسلامى براى جامعه، بسيار بابركت و منشأ خيرات فراوان خواهد بود. به گونه‏اى كه بركات آن، از بركات بارانهاى پى در پى چهل شبانه روز هم افزونتر است!

/انتهاي پيام/
                       

پربازدیدترین آخرین اخبار