نسخه ارسطو براي غلبه بر نگرانيها و نا اميديها
کد خبر:۷۹۳۷۸

نسخه ارسطو براي غلبه بر نگرانيها و نا اميديها

اين روشي است كه ارسطو به شاگردش تعليم داده و اگر هم بخواهيم از مشكلات زندگي برهيم  بايد از آن پيروي كنيم.

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، با آشنايي بر سه مرحله ذيل بايد خود را براي مقابله با نگراني ها آماده كنيم:

1 – درك حقيقت و اصل مطلب!

2 – تجزيه و تحليل آن!

3 – مرحلة تصميم و سپس اقدام.

اين روشي است كه ارسطو به شاگردش تعليم داده و اگر هم بخواهيم از مشكلات زندگي برهيم  بايد از آن پيروي كنيم.

حال بايد ديد قسمت اول يعني درک حقيقت تا چه اندازه مهم و قابل توجه است، بدون ترديد بدون درك مطلب و آگاهي از كنه آن هر چه هم به خود زحمت بدهيم نه تنها مشكلي حل نمي شود بلكه جز تشديد پريشاني و اغتشاش فكر نتيجه اي نخواهيم گرفت.

«ه.ه» كه 22 سال نظامت دانشگاه «كلمبيا» را به عهده داشت مشكلات متجاوز از بيست هزار دانشجو را از همين طريق حل كرد.

او در يكي از ملاقات هايش به من گفت:

«اغتشاش و بي نظمي مؤثرترين عامل نگراني است، نصف بيشتر نگراني هاي دنيا را كساني به وجود مي آورند كه مي كوشند قبل از بدست آوردن اطلاعات كافي درباره آنچه در پيش دارند تصميم خود را بگيرند، اگر من دربارة مشكلي كه در روز سه شنبه برايم پيش خواهد آمد نگران باشم هرگز ولو براي تصميم تنها هم كه باشد قبل از آن موقع اقدامي نمي كنم بلكه در خلال اين مدت بدون اينكه نگران شوم مي كوشم اطلاعات خود را درباره آنچه مرا نگران ساخته تكميل كنم، و اگر بتوانم تا فرا رسيدن آن ساعت معين مطلب را درك كنم مشكل من به خودي خود حل شده است».

پرسيدم مگر به اين طريق مي توان نگراني را رفع كرد؟ در پاسخ گفت: بلي من تصور مي كنم كه مي توانم بدون اغراق بگويم در زندگي من نگراني و تشويش مفهومي ندارد، دريافته ام كه اگر شخصي وقت خود را به طريقي عملي و بي طرفانه در بدست آوردن حقايق مطلبي؛ صرف كند نگرانيش در اثر اطلاع يافتن بر آن حقائق محو و نابود خواهد شد».

ولي غالباً برخلاف اين دستور رفتار مي كنيم و هميشه دنبال چيزي مي گرديم كه تخيلات و نظريات ما را تأييد كند و افكار غير آن را از خود دور مي كنيم، در صدد پيدا كردن مطالبي هستيم كه اعمال ما را تأكيد و با افكار بوالهوسانه ما تطبيق كرده، عقائد شخصي و تصديق هاي بلاتصور ما را تسجيل نمايد و اين است كه مي بينيد مشكلات ما به اين آساني حل نمي شود. آيا اگر در حل مسائل رياضي فرض كنيم كه 3 به علاوه 2 مساوي 5 است (5=3+2) باز هم با نظير اين مشكلات روبرو مي شويم؟

ولي عده اي وجود دارند كه با اصرار مي خواهند ثابت كنند 2 به علاوه 2 مساوي با 5 بلكه گاهي با پانصد، و اين چيزي جز جهنم سوزاني در زندگي نخواهد بود.

پس در اين باره چه كنيم؟

يگانه راه اين است كه احساسات را در تعقل و تفكر مداخله ندهيم و در يك راه حقيقي و عملي قدم برداريم. ولي اين كار هنگام هجوم نگراني و تشويش آسان نيست. اما دو راه بسيار مؤثر براي رهايي موجود هست كه در ذيل مي خوانيد:

1 – وقتي كه اطلاعات و حقايق جمع آوري مي كنم وانمود مي كنم كه اين را براي ديگري جمع آوري مي كنم، اين فكر كمك مي كند كه با خونسردي جنبه بي طرفي را حفظ كنم و جلو احساساتم را بگيرم.

2 – در ضمن جمع آوري اطلاعات درباره مشكل، خود را وكيل مدافع حريف خود تصور مي كنم. روشن تر بگويم: بر ضد خود شروع به جمع آوري مدارك مي كنم و آن چيزهايي را كه با انتظارات و توقعاتم ناسازگار است و هرگز مايل نيستم با آن روبرو گردم روي كاغذ مي آورم، آن گاه با كمال خونسردي پشت ميز نشسته، اول مطلب مفيد براي خود، و سپس آنچه را كه حريف ممكن است از آن استفاده كند يادداشت مي كنم و معمولاً با آساني حقيقت امر را پيدا مي كنم.

پس نخستين دستور اين است: تا وقتي حقيقت امر و عوامل مؤثر در آن را درك نكنيم نگران نشويم.

تجزيه و تحليل:

از اين مرحله كه بگذريم بايد بدانيم كشف حقيقت امر، و عوامل مؤثر، بدون تجزيه و تحليل فايده اي ندارد. و به تجربه ثابت شده كه بهترين راه تجزيه همان نوشتن روي كاغذ است، زيرا اين نوشتن و تصريح خود يك تصميم عاقلانه و مؤثر است.

«جارلز – ك» در اين باره گفته: «مشكلي كه خوب تشريح و حلاجي شده باشد نصفش حل شده است».

در ذيل براي شما مجسم خواهيم ساخت كه يك مرد چگونه آنچه را كه مورد بحث ما است توانست به طور شايسته اي انجام دهد.

«گ.ل.چ» مدير يكي از شركت هاي معروف آمريكايي در خاور دور است، او در سال 1942 كه ژاپني ها «شانگهاي» را اشغال كردند در چين اقامت داشت داستان خود را برايم چنين تعريف كرد:

«پس از اشغال شانگهاي، از طرف دولت ژاپن مأموري براي رسيدگي به موجودي «شركت سهامي بيمه آسيا» كه من مدير آن بودم تعيين شد، دربارة اين مأمور كه درجة دريا سالاري داشت سفارش اكيد شده بود كه از هر نوع كمكي مضايقه نشود، من دو راه در پيش داشتم يا با او همكاري كنم، يا مرگش را براي خود بخرم!

چون نمي خواستم شق دوم را بپذيرم چاره اي جز اجراي دستورات مقامات ارتش ژاپن نبود. كاري كه نتوانستم به نفع شركت بكنم يك رقم بزرگ وثيقه به مبلغ 750 هزار دلار در صورتي كه به دريا سالار دادم از قلم انداختم، به اين بهانه كه اين مبلغ به شركت ما در «هنگ کنگ» تعلق دارد.

ولي مي ترسيدم آنها آگاه شوند و دچار گرفتاري هاي خطرناكي شوم و اين ترس به جا بود زيرا رئيس حسابداري شركت، روز يكشنبه به من اطلاع داد: دريا سالار ژاپني متوجه شده و از شدت خشم به خود پيچيده، پاهايش را به زمين مي كوبيده و فحاشي مي كرده كه مدير شركت به دولت ژاپن خيانت كرده است. مي دانستم مجازات خيانت و اقدام بر ضد دولت ژاپن زندان «بريج هاوس» است، اين همان زنداني است كه عده اي از دوستانم پيش از اينكه به اين زندان بيافتند خودكشي كردند و عده اي پس از ده روز بازجويي و شكنجه به آنها ملحق شدند.

براي نجات چه بايد بكنم؟ اگر به طريق مؤثر در حل مشكلات واقف نبودم آن روز چقدر گرفتار ترس و وحشت مي شدم، ولي سال ها بود كه هر وقت در كاري نگران مي شدم فوراً به طرف ماشين تحرير مي رفتم و دو سؤال ذيل را ماشين مي كردم:

1 – چه چيز مرا نگران كرده است؟

2 – چه مي توانم در اين باره بكنم؟

روي همان حساب قبلي به طرف ماشين تحرير رفتم و دو سؤال بالا را ماشين كردم و پاسخ آن را نيز ماشين نمودم:

1 – چه چيز مرا نگران كرده است؟

پاسخ – مي ترسم كه فردا صبح مرا به زندان «بريج هاوس» بياندازند.

2 – چه مي توانم در اين راه بكنم؟

پاسخ – چند ساعت روي اين سؤال فكر كردم و به نظرم چهار راه حل رسيد كه با نتايج احتمالي هر يك ماشين كردم:

1 – مي توانم دريا سالار را ملاقات كرده و او را قانع سازم، عيب اين كار در اينجا است كه او زبان انگليسي نمي داند و اگر به وسيله مترجم صحبت كنم ممكن است تحريك شده و عصباني گردد و اين نتيجه اي جز مرگ ندارد و با آن اخلاق تندش بعيد نيست بدون اينكه به حرف هايم گوش دهد دستور دهد مرا به زندان بياندازند.

2 – مي توانم فرار كنم. اين هم غير مقدور است، آنها همه جا در تعقيبم هستند و من در همه حال زير نظر و مراقبت آنها قرار دارم پس مرا فوراً دستگير خواهند كرد.

3 – از اين اتاق خارج نشده و به اداره نروم. اين هم فايده ندارد زيرا دريا سالار از غيبتم مطلع شده عقبم خواهد فرستاد و بدون محاكمه به مأمورين شكنجه و زندان تسليم خواهد كرد.

4 – مثل هميشه فردا صبح به اداره بروم. اگر اين كار را بكنم اميد آن است كه دريا سالار آن قدر سرش شلوغ باشد كه به فكر گذشته نيافتد و اگر به ياد داشته باشد ممكن است خونسردي خود را باز يافته براي من دردسري ايجاد نكند و مي توانم در صورت لزوم او را قانع سازم.

پس از آنكه به دقت روي اين طرق حل مطالعه كردم راه چهارم را پذيرفتم و فردا صبح مانند معمول به اداره رفتم، خونسردي خود را حفظ كردم. دريا سالار را مثل هميشه مشغول كار ديدم، بدون اينكه واقعه را به رويم بياورد با من صحبت كرد و 6 هفته بعد به «توكيو» منتقل شد و نگراني من پايان يافت.

اگر غير از اين راه طريقي ديگر انتخاب مي كردم، با عجله و دست پاچگي كاري را مي خواستم انجام دهم، شب تا صبح خوابم نمي برد، و صبح با قيافه اي نگران و مغشوش سر كار مي رفتم. همان وضع ظاهري من كافي بود كه سوء ظن او را برانگيزد.

تجربه بارها بر من ثابت كرده كه رسيدن به مرحلة تصميم تا چه حد مؤثر بوده و در زندگي ارزش دارد و عدم توانايي در رفع بلا تكليفي و حيرت است كه اغلب اشخاص را به اختلالات عصبي دچار مي كند و به طرف جهنم زندگي ميراند.

اين نكته را به خوبي يافته ام كه پنجاه درصد نگراني ها چون به مرحلة تصميم قطعي برسند از بين مي روند و چهل درصد نيز در جريان اجراي تصميم محو و زائل مي گردند، بنابراين 90 درصد نگراني هاي من با طي اين چهار مرحله از بين مي روند:

1 – دقيقاً مي نويسم چه چيز باعث نگرانيم شده است؟

2 – چه مي توانم در اين باره انجام دهم؟

3 – تصميم خود را مي گيرم.

4 – فوراً آن تصميم را اجرا مي كنم.

شخص نامبرده امروز هم سمت مديريت يك شركت بزرگ بيمه و امور مالي را در خاور دور دارا مي باشد و يكي از معروف ترين صاحبان حرفة آزاد امريكا در قاره آسيا است، او اقرار كرد كه عمده موفقيتش را مديون روش تجزيه و تحليل نگراني مي داند.

ياد آوري يك نكته بسيار به جا است و آن اينكه شخص نگران و مشوش چنانچه ايمان مذهبي داشته باشد و به خدا و جهان ديگر مؤمن باشد، در اين صورت گرفتن تصميم و به مرحلة اجراء گذاردن آن سريعتر و با موفقيت بيشتري انجام مي گيرد، زيرا او مي داند براي بقاي در اين جهان ساخته نشده و تلاش و زحمت و هر گونه ناراحتي در راه عملي كه انجام مي دهد چنانچه مطابق فرمان خدا باشد، پاداش عظيم خواهد داشت، پس در اقدام به آن درنگ نخواهد كرد، و اگر خلاف فرمان خدا باشد كه بلافاصله بايد از انجام آن كناره گيرد.

 مرحلة اجراي تصميم اگر نباشد دو مرحلة ديگر بي اثر و موجب اتلاف وقت است «ويليام جيمز» مي گويد: «وقتي كه تصميمي اتخاذ گرديد و همان موقع اجرا شد مطلقاً مسؤليت و تشويش و اضطراب از عواقب را برطرف مي سازد».

او عقيده دارد هر وقت تصميم دقيقي كه مبتني بر حقايق امر است اتخاذ گرديد بايد فوراً به مرحلة اجراء در آيد، ترديد و دودلي در آن جايز نيست و بي جهت وقت خود را در تجديد نظر و شك و ترديد نبايد تلف كرد، زيرا از خود مشكوك بودن مولد نگراني است و باعث عدم اجراي تصميمات مي گردد.

لطفاً شما هم به طريق ذيل كه شرحش گذشت بر نگراني هاي خود فائق آئيد:

سؤال اول - «براي چه نگرانم»؟

(با مداد و قلم زير جواب آن را بنويسيد)

سؤال دوم - «چه مي توانم در اين راه بكنم؟»

(با مداد و قلم در زير جواب بدهيد)

سؤال سوم - «اين كاري است كه بايد انجام دهم»

(با مداد و قلم در زير جوا بدهيد)

سؤال چهارم - «چه وقت شروع مي كنم؟»

(با مداد و قلم در زير جواب بدهيد)

برگرفته شده از كتاب راه غلبه بر نگرانيها و  نا اميديها

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار