راهكار جادويي براي حل تمام مشكلات
به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، مسلماً از نگاه به عنوان اين بحث خواهيم گفت: «چه عنوان مضحكي؟ من ده بيست سال است كه خود تمام مشكلاتم را رفع ميكنم حالا شما مي خواهيد به من ياد بدهيد كه پنجاه در صد نگراني هايم را چگونه رفع كنم؟ اين حرف پوچ و بي معني است. حق با شما است.
البته من هم از چند سال پيش كه به اين عنوان برخورد مي كردم همين فكر را مي كردم اجازه بدهيد پوست كنده صحبت كنم ممكن است من نتوانم همين پنجاه در صد را هم براي شما انجام دهم اما آنچه از من ساخته است اين است كه به شما نشان بدهم كه چگونه ديگران توانسته اند موفق گردند و بقيه را به عهدة خودتان واگذار كنم و با توجه به آنچه در مورد نگراني گفتيم آيا راضي نيستيد اگر من بتوانم به شما كمك كنم كه حتي يك دهم نگراني هاي خود را برطرف سازيد؟... البته.
بنابراين داستان مردي را كه در ذيل مي نگاريم به دقت بخوانيد، داستان مردي كه نمي توانست حتي نصف نگراني هايش را رفع كند و هميشه هفتاد در صد از وقتش را در جلسات مشورتي مي گذرانيد.
اين شخص رئيس كل شركت مطبوعات معروف «س و س» نيويورك به نام «لئون شيميكن» مي باشد وي جريان خود را اينطور تعريف مي كرد:
«مدت پانزده سال نصف اوقات اداري من در كنفرانس ها و جلساتي صرف مي گرديد كه براي اين تشكيل مي شد كه آيا فلان كار را بكنم يا نكنم با اعصاب تهييج شده در روي صندلي به خود مي پيچيدم و از يك گوشه اتاق به گوشة ديگري رفته چون ديوانگان بدور خود چرخ مي زدم و شب خسته و مانده به منزل مي رفتم.
اگر در آن وقت شخصي به من مي گفت كه مي توانم سه چهارم وقتي را كه صرف اين جلسات مي كنم صرفه جويي نمايم و يا سه چهارم اين ناراحتي و خستگي عصبي را برطرف سازم او را شخص زود باور و خوش بيني تصور مي كردم و حال آنكه از هشت سال قبل راه حلي پيدا كرده ام كه همين مقصود را انجام مي دهد.
موفقيت در كارم تأمين شده و سلامت و سعادتم قابل مقايسه با ايام گذشته نيست.
اين راه حل شباهت به سحر و جادو دارد و مانند تمام نيرنگ هاي جادوگران چون به حقيقت آن پي ببريد بسيار آسان است.
نخستين اقدام من اين بود كه كنفرانس هايي را كه مدت 15 سال به آن عادت كرده بودم تعطيل كردم و دستور دادم هر كس مي خواهد در موضوع بغرنجي با من مشورت كند بايد قبلا به دقت روي ورقه كاغذي به چهار سؤال ذيل پاسخ دهد و همراه خود بياورد:
سؤال اول ـ مشكل و معماي بغرنج شما چيست؟
(در سابق ساعات متمادي از كنفرانس ها بي جهت طي مي شد بدون اينكه به درستي بدانيم كه مشكل ما چيست و درباره چه موضوعي مي خواهيم صحبت كنيم)
سؤال دوم ـ علت و سبب اصلي اين مشكل كدام است؟
(حال به گذشته تأسف مي خورم زيرا آن وقت هرگز درصدد پيدا كردن ريشه مشكلات نبودم)
سؤال سوم ـ راه حل ممكن از چه قرار است؟
(در گذشته يك نفر پيشنهاد مي كرد و ديگران تمام وقت خود را صرف بحث و مجادله در آن قسمت مي كردند و پس از پايان وقت حتي يك كلمه هم درباره مشكل يادداشت نشده بود)
سؤال چهارم ـ به نظر شما كدام راه حل بهتر است؟
(مگر با افرادي مذاكره مي كرديم كه مدتها از نارحتي مشكل خود خواب و خوراك نداشتند ولي هرگز راه حل هاي ممكن را يادداشت و يكي را از ميان آن انتخاب نكرده بودند)
از آن موقع به بعد ديگر به ندرت اتفاق مي افتد كه كسي براي حل مشكل به من مراجعه كند مي دانيد چرا؟ براي اينكه آنها براي پاسخ دادن به اين چهار سؤال مجبور بودند به دقت در مشكل خود بيانديشند وحقايق مطلب را درك كنند.
پس از تحمل اين زحمات اكثر اوقات سه چهارم مشكلات آنها ديگر حل شده بود و احتياجي به مراجعه به من نداشتند و حتي در موارد ضروري نيز به علت اينكه از راه و جاده هموار به سوي مقصود مي رفتيم بيش از يك يوم ايام گذشته وقت ما را نمي گرفت از آن وقت به بعد ديگر در اداره «سيمون و سوشتر» وقت كارمندان و رؤسا در نگراني هاي بي جهت و مذاكرات بي حاصل تلف نمي شود و نتيجة كار نيز بسيار خوب و رضايت بخش است.
خوب است شما هم اين سؤالات را دربارة مشكلات خود بكنيد. من باز ادعاي خود را تكرار مي كنم و مي گويم كه از اين راه پنجاه درصد نگراني هاي شما رفع مي شود حالا خود دانيد و اين چهار سؤال مفيد:
1 - مشكل چيست؟
2 - علت و ريشه اش كدام است؟
3 - راه حل هاي ممكن از چه قرارند؟
4 - كدام راه حل به نظر شما بهتر است؟
برگرفته شده از كتاب راه غلبه بر نگراني ها و نا اميدي ها.
/انتهاي پيام/