مروري بر وصيتنامه حضرت روح الله(ره)
مهدي دنگچيـ گروه انديشه؛ وصيتنامه حضرت امام(ره) عصاره همه وصايايى است كه در طول حيات پربركت خويش براى امت بيان فرمودهاند. اين وصيتنامه، دستورالعمل تداوم انقلاب اسلامى و حفظ عزيزترين يادگار او «نظام جمهورى اسلامى بر محور ولايت» است. رسالهاى است براى زندگى در ايام انتظار. مىآموزد كه چگونه بايد فقط براى خدا زيست، در راه رضاى او مجاهده كرد و در راه او جان سپرد.
وصيتنامه امام خمينى چشمه حكمتى است كه از دل مصفا و الهى آن حضرت جوشيده و بر قلم مباركش جارى گرديده تا حجّتى ديگر بر تبيين سيرهي عملى آن بزرگوار باشد و راه را پيشاپيش، بر همهي شبهات و ترديدها و القائات خنّاسان مسدود كند.
اين وصيتنامه در تاريخ بيست و ششم بهمن ماه سال يكهزار و سيصد و شصت و يك هجرى شمسى(مطابق با اوّل جمادى الاول سال يكهزار و چهار صد و سه هجرى قمرى) توسط حضرت امام خمينى(ره) نگاشته شد و يك نسخه از آن طى پيامى كه در تاريخ 22/ 4/ 1362 به مناسبت افتتاح اوّلين دوره مجلس خبرگان صادر فرمودند، نزد خبرگان مردم به امانت گذارده شد.
بار ديگر پس از انجام تغييراتى توسط آن حضرت، در پنجمين سالگرد نگارش و تنظيم وصيتنامه، در تاريخ 19/ 9/ 1366 به دستور ايشان و با حضور حضرت آيتالله خامنهاى(رئيس جمهور وقت)، حجتالاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خمينى، رياست مجلس شوراى اسلامى، رياست قوهي قضاييه، نخستوزير، اعضاى مجلس خبرگان، دبير شوراى نگهبان، نمايندهي امام در بنياد شهيد، تنى چند از روحانيون و اعضاى دفتر امام جلسهاى در محضر حضرت امام تشكيل شد، پس از بيانات كوتاه آن حضرت، متن وصيتنامهي اصلاح شده در دو نسخه جهت نگهدارى در مجلس خبرگان و آستان قدس رضوى به آقايان تحويل داده شد. سپس كليهي ديداركنندگان به مجلس شوراى اسلامى عزيمت كردند و پس از انجام مراحل مهر و موم رسمى وصيتنامه، نسخهاى از آن توسط فرزند گرامى امام به رئيس مجلس خبرگان تحويل شد و نسخهي ديگر نيز در اختيار آقايان: محمدرضا مهدوىكنى، محمدرضا توسلى، حسن صانعى و مهدى كروبى قرار گرفت تا به موزهي آستانقدسرضوى تحويل شود. و در همين جلسه نسخه سابق وصيتنامه موجود در مجلس خبرگان تحويل فرزند امام شد تا به حضرتش عودت دهند.
در تاريخ 14/ 3/ 1368 يك روز پس از ارتحال حضرت امامخمينى، متن وصيتنامه، حسبالامر ايشان ـ با توجه به تألمات شديد روحىِ فرزند امام ـ به وسيله حضرت آيتالله خامنهاى در مجلس خبرگان براى نخستين بار مفتوح و قرائت گرديد و گزارش كامل(صوتى و تصويرى) اين جلسه از طريق رسانههاى گروهى پخش شد و متن دستخط وصيتنامه نيز در اختيار امت اسلامى قرار گرفت.
حضرت امام در بخش پيشگفتار وصيتنامهي خود، که آن را از متن اصلي وصيتنامه جدا نموده اند، با ارائهي تفسيري ذيل حديث شريف «ثقلين» بحثشان را آغاز ميکنند و در ادامه با ابراز تأسف از مهجوريت تاريخي قرآن کريم در جامعهي اسلامي، به بررسي علل بروز اين امر ميپردازند. در اين راستا ايشان ميفرمايند: «خودخواهان و طاغوتيان، قرآن كريم را وسيلهاى كردند براى حكومتهاى ضدقرآنى؛ و مفسران حقيقى قرآن و آشنايان به حقايق را كه سراسر قرآن را از پيامبر اكرم ـ صلى اللَّه عليه و آله و سلم ـ دريافت كرده بودند و نداى إنّى تاركٌ فيكُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانههاى مختلف و توطئههاى از پيش تهيه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقيقت قرآن را ـ كه براى بشريت تا ورود به حوض بزرگترين دستور زندگانى مادى و معنوى بود و است ـ از صحنه خارج كردند؛ و بر حكومت عدل الهى ـ كه يكى از آرمانهاى اين كتاب مقدس بوده و هستـ خط بطلان كشيدند و انحراف از دين خدا و كتاب و سنت الهى را پايهگذارى كردند، تا كار به جايى رسيد كه قلم از شرح آن شرمسار است.»
يکي ديگر از فرازهايي که در بخش پيشگفتار توجه هر مخاطبي را به خود جلب مي کند، آنجاييست که حضرت امام به مرور افتخارات ملت مسلمان ايران مي پردازد و آن را در يازده مورد خلاصه ميکند.
پيروي از مذهبي که قصد نجات حقايق مهجور قرآني را دارد، برخورداري از کتاب شريفي چون نهجالبلاغه، پيروي از ائمهي اطهار عليهم السلام، درماندگي ابرقدرتهاي جنايتکار در مقابل ملت ايران، حضور آحاد ملت در صحنههاي فرهنگي واقتصادي و... همگي از جمله مواردي است که امام (ره) آن را مايهي افتخار خود و ملت ميدانند.
و در پايان متذکر مي شوند که: «وصيت سياسىـ الهى اين جانب اختصاص به ملت عظيمالشأن ايران ندارد، بلكه توصيه به جميع ملل اسلامى و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب مىباشد.»
اما متن اصلي وصيتنامه داراي دو بخش کلي است. در بخش اول، امامخميني ضمن بررسي علل پيروزي انقلاب اسلامي و بيان رمز بقاي نظام جمهوري اسلامي، مفصلاً به تبيين انواع توطئهها و خطرهايي که از سوي قدرتهاي شيطاني دنيا متوجه نظام اسلامي و ملت مسلمان است ميپردازند و همگان را به هوشياري در مقابل اين شيطنتها دعوت ميکنند. به عبارت ديگر اين بخش شامل وصاياي امام (ره) خطاب به عموم مردم و بعضاً مسئولين کشور است.
در اين زمينه ايشان با اشاره به "تأييدات غيبي الهي" در پيروزي انقلاب اسلامي، معتقدند: «شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران از همهي انقلابها جدا است؛ هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزهي انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه اين يك تحفهي الهى و هديهي غيبى بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارتزده عنايت شده است.»
ايشان با يکسان دانستن رمز پيروزي و بقاي نظام جمهوري اسلامي، دو رکن اصلي اين امر را مطرح کرده و ميفرمايند: «بىترديد رمز بقاى انقلاب اسلامى همان رمز پيروزى است؛ و رمز پيروزى را ملت مىداند و نسلهاى آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلى آن: انگيزهي الهى و مقصد عالى حكومت اسلامى؛ و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براى همان انگيزه و مقصد.»
در ادامهي بخش اول، امام(ره) به بيان برخي از مهمترين توطئهها عليه نظام و ملت مي پردازند. از جملهي آنها ميتوان به نقشهي شيطاني "به انزوا کشاندن روحانيت" اشاره کرد که ايشان ضمن تبيين آن، خطاب به آحاد ملت وصيت ميکنند: «اكنون كه به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملت بند اسارت را پاره و سد قدرت ابرقدرتها را شكستند و كشور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادند، توصيهي اين جانب آن است كه نسل حاضر و آينده غفلت نكنند و دانشگاهيان و جوانان برومند عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علوم اسلامى پيوند دوستى و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند و از نقشهها و توطئههاى دشمن غدار غافل نباشند.»
يکي ديگر از توطئههايي که حضرت امام به آن اشاره ميکنند "به دست گرفتن مراکز تعليم و تربيت خصوصاً دانشگاهها توسط غرب و شرق زدگان" است. در اين مورد ايشان وصيت ميکنند: «پس اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازى است، بر همهي ما لازم است با متصديان كمك كنيم و براى هميشه نگذاريم دانشگاهها به انحراف كشيده شود؛ و هر جا انحرافى به چشم خورد با اقدام سريع به رفع آن كوشيم. و اين امر حياتى بايد در مرحلهي اول با دست پر توان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد كه نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور و ملت است.»
اما بخش دوم وصيتنامه، شامل وصاياي اختصاصي آن حضرت خطاب به گروهها، نهادها و اقشارگوناگون کشور است. اين وصاياي امام با خطاب به "روحانيت خصوصاً مراجع معظم"، آغاز ميشود و در ادامه با خطاب به "رهبري، نمايندگان مجلس، شوراي نگهبان، شوراي عالي قضاوت، قضات، حوزههاي مقدسهي علميه، علما و مدرسين حوزهي علميه، وزراي کابينه، وزارت خارجه، وزارت ارشاد، نيروهاي مسلح و رسانه ها" ادامه پيدا ميکند. همچنين از جمله گروههايي که در اين بخش مخاطب وصيتنامهي حضرت روح الله(ره) قرار ميگيرند، "گروهکهاي ضد ملت و نظام، هواداران گروهکهاي معاند نظام، چپگرايان، احزاب و گروهها، روشنفکران اشکال تراش و صاحب عقده و روحانينماهاي معاند نظام" هستند.
در ادامه امام(ره) به وصاياي عمومي خود بازميگردند و خطاب به همهي مسلمانان و مستضعفان جهان ميفرمايند: «و شما اى مستضعفان جهان و اى كشورهاى اسلامى و مسلمانان جهان بپاخيزيد و حق را با چنگ و دندان بگيريد و از هياهوى تبليغاتى ابرقدرتها و عمّال سرسپردهي آنان نترسيد؛ و حكام جنايتكار كه دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزيز تسليم مىكنند از كشور خود برانيد؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گيريد و همه در زير پرچم پر افتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد؛ و به سوى يك دولت اسلامى با جمهوريهاى آزاد و مستقل به پيش رويد كه با تحقق آن، همهي مستكبران جهان را به جاى خود خواهيد نشاند و همهي مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند. به اميد آن روز كه خداوند تعالى وعده فرموده است.»
اما آخرين حرف امام دوباره با ملت خود است. ملتي که ايشان آن را "شريف" خطاب ميکند و ميفرمايد: «در خاتمهي اين وصيتنامه، به ملت شريف ايران وصيت مىكنم كه در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكاريها و جاننثاريها و محروميتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علوّ رتبه آن است، آنچه كه شما ملت شريف و مجاهد براى آن بپاخاستيد و دنبال مىكنيد و براى آن جان و مال نثار كرده و مىكنيد، والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدى است و مقصودى است كه از صدر عالم در ازل و از پس اين جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛ و آن مكتب الوهيت به معنى وسيع آن و ايدهي توحيد با ابعاد رفيع آن است كه اساس خلقت و غايت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غيب و شهود است؛ و آن در مكتب محمدىـ صلى اللَّه عليه و آله و سلم ـ به تمام معنى و درجات و ابعاد متجلى شده؛ و كوشش تمام انبياى عظام ـ عليهم سلام اللَّه ـ و اولياى معظم ـ سلام اللَّه عليهم ـ براى تحقق آن بوده و راهيابى به كمال مطلق و جلال و جمال بىنهايت جز با آن ميسر نگردد.»
آنچه که در پايان وصيتنامهي حضرت امام(ره)، دل هر مخاطبي را ميسوزاند جملات پرمعناي ايشان در عذرخواهي از ملت و وداع با مردم است. آنجا که ميفرمايد: «و از ملت اميدوارم كه عذرم را در كوتاهيها و قصور و تقصيرها بپذيرند. و با قدرت و تصميم اراده به پيش روند و بدانند كه با رفتن يك خدمتگزار در سدّ آهنين ملت خللى حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، و اللَّه نگهدار اين ملت و مظلومان جهان است.»
/انتهاي پيام/