پشت پرده شيخ نشين پر ادعا
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، طي مطلبي در خبرنامه دانشجويان ايران آمده است:
نيم ميليون ايراني در كشور امارات متحده عربي و بخش اعظمي از اين جمعيت در امارت دبي زندگي ميكنند؛ روزانه 44پرواز بين ايران و امارات صورت ميگيرد كه از اين تعداد، 44 پرواز در هفته مربوط به مسافرين ايراني دبي است؛ نزديكي اين كشور به ايران و حجم بالاي مبادلات تجاري و دلايل زياد ديگر اين پرسش را جدي تر مي کند که در دبي چه مي گذرد؟
جستوجو در دبي و كشف حقايقي درباره اين اميرنشين، بسيار مشكل است، چراكه فضاي امنيتي اين امارت به حدي است كه هيچكس به ديگري اعتماد ندارد و كمتر كسي حاضر به افشاگري ميشود؛ بنابراين هر لحظه ممكن است از سوي نيروهاي امنيتي دبي شناسايي و دستگير شويد.
هيچ روزنامه اماراتي حق اين را ندارد تا درباره وضعيت نابسامان دبي مطلبي منتشر كند و اين كار جريمه گزاف نقدي و زندان را در پي دارد.
نشريه "پنجره" در گزارش خود در اين خصوص مي نويسد: با توجه به محدوديتهاي فراوان نسبت به دسترسي به اطلاعات لازم، گوشهاي است از آنچه در اميرنشين دبي ميگذرد و به دليل خواست خود افراد مبني بر ذكر نكردن نامشان، از هيچيك از منابع خبري، بهناچار نام و نشاني ذكر نشده است.
ايرانيهايي كه اماراتي شدند
ايرانيهاي مقيم امارات در يك نگاه كلي سه دسته هستند؛ يك عده كساني هستد كه قبل از انقلاب به امارات مهاجرت كردهاند كه عمدتا آدمهاي مذهبي هستند، چراكه بيشتر به دليل شرايط بد فرهنگي ايران قبل از انقلاب، به اين كشور رفتهاند.
دسته دوم كساني هستند كه پس از انقلاب مهاجرت كردهاند كه بخشي از آنها تاجراني هستند كه در اين كشور بهتر ميتوانند تجارت كنند و مهاجرت آنها فقط جنبه اقتصادي دارد و بخشي از آنها نيز افراد آسيبديدهاي هستند و عموما فكر ميكنند بايد از آزادي موجود در اين كشور به بدترين نحو استفاده كنند، لذا در خيابان ميبينيم كه آرايش و نحوه لباس پوشيدن زنان ايراني با زنان كشورهاي ديگر، حتي زنان اروپايي، بسيار متفاوت و زنندهتر است.
عده ديگري هم از ايرانيهايي هستند كه پيش از اين به اروپا يا آمريكا مهاجرت كردهاند، اما فضاي فرهنگي و اجتماعي آنجا را نتوانستهاند تحمل كنند و چون به دلايل مختلف نميتوانند يا نميخواهند به ايران بازگردند، به امارات آمدهاند تا حداقل از نظر جغرافيايي و فرهنگي به ايران نزديكتر باشند. در مجموع نميتوانيم بگوييم همه ايرانيهايي كه به امارات مهاجرت كردهاند، از نظر سياسي يا فرهنگي مخالفت و تفاوتي با جمهوري اسلامي ايران دارند. اما نكته مهم اين است كه همه اين ايرانيها تاكنون گذرنامه اماراتي نگرفتهاند و حتي پس از گذشت 30سال بهعنوان مهاجر موقتي در اين كشور زندگي ميكنند و هر سه سال يكبار نيز براي تمديد ويزاي اقامتي خود اقدام ميكنند.
اماراتيها و ايرانهراسي
درست است كه بدنه اصلي مردم دنيا بهويژه منطقه خليج فارس نگاه خوبي به ايران دارند، اما از اين غافل نشويم كه كار رسانههايي مانند العربيه، الجزيره و بيبيسي آرام آرام در اذهان مردم دنيا و منطقه رسوب ايجاد ميكند.
در بين مردم و حتي مسئولين امارات هر چه سن افراد پايينتر ميآيد، تأثير پروژه ايرانهراسي بيشتر در بينشان ديده ميشود. پيرمردهاي امارات بهويژه كساني كه از بزرگان امارات هستند از ايران خيلي تعريف ميكنند و دوستدار ايران و ايرانيها هستند، اما جوانان آنها در مواجهه با ايرانيها، چنين صميميتي ندارند. به گفته شخصي كه با شيوخ امارات در ارتباط است، فرزندان شيوخ اماراتي بهويژه آنهايي كه در خارج از اين كشور تحصيل كردهاند، با ايران و ايرانيها رفتاري كاملا متفاوت نسبت به خود شيوخ دارند.
و اين به معناي آن است كه رسانهها كار خودشان را كردهاند و معلوم نيست وقتي نسل جوان اماراتيها روي كار آمدند، چه كار ميخواهيم بكنيم. چرا كه نسل جوان اينجا بر خلاف نسل گذشته خودشان، متأثر از برخي رسانههاي عربي و غربي، برخورد متفاوتي در قياس با گذشتگان خود خواهند داشت.
باشگاه ايرانيان دبي
دولت جمهوري اسلامي ايران در امارات متحده عربي امكانات وسيعي نسبت به ديگر كشورها دارد.
دفتر اصلي سفارت در امارت ابوظبي، پايتخت اين كشور واقع شده است و كنسولگري ايران در دبي در منطقه جميرا، يكي از مناطق اعياننشين دبي واقع است.
ساختماني هم در منطقه كنسوليها وجود دارد كه ساختمان قديمي كنسولگري ايران در دبي بوده و الان دفتر رايزني فرهنگي است كه تنها يك كارمند و دو اتاق دارد.
بيمارستان ايرانيها نيز يكي از مراكز دولتي ايرانيهاست كه در دبي بسيار مشهور است، چراكه اولا بسيار مجهز است و ثانيا از قدمت زيادي در اين بندر برخوردار است. بيمارستان ايرانيها زير نظر سازمان هلال احمر مديريت ميشود و هزينههاي درمان در آنجا معادل بيمارستانهاي ديگر دبي است. مسجد امام حسين (ع) يكي از مراكز تجمع ايرانيها در دبي است كه نماينده ولي فقيه در آنجا مستقر است.
اما باشگاه ايرانيان، بزرگترين و معروفترين مركز ايرانيها در دبي است. اين باشگاه فرهنگي در منطقه مناسب و نسبتا مركزي شهر قرار داشته و زميني بزرگ را در اختيار گرفته است كه منحصربهفردترين مركز فرهنگي ايران در خارج از كشور محسوب ميشود. باشگاه ايرانيان داراي هتل، سالن سينما با ظرفيت 500 نفر، زمين چمن فوتبال و سالنهاي مختلف اجلاس است كه زير نظر بنياد جانبازان و مستقل از مجموعه سفارت ايران اداره شده و بسياري از مراسمهاي دولتي ايرانيها در اين مركز برگزار ميشود، اما مديريت ضعيف اين باشگاه باعث شده است كه تنها 1درصد ايرانيها مخاطب اين مركز باشند.
هزينه آب و برق اين باشگاه را شيخ محمد، حاكم امارات پرداخت ميكند و هيچ هزينهاي براي آب و برق كه در دبي مبلغ بسيار بالايي ميشود، از سوي باشگاه ايرانيان پرداخت نميشود. همچنين مركز فوق بابت هتلهاي خود به دولت امارات ماليات نميدهد و امتياز صدور ويزا براي ايرانيها را در اختيار دارد، اما خروجي آن از نظر كار فرهنگي و تأثيرگذاري بر ايرانيهاي مقيم دبي و يا خارجيهاي آنجا بسيار اندك و غير قابل قبول به نظر ميرسد. سالن سينماي آن كه فيلمهاي ايراني را اكران ميكند، هميشه خالي از تماشاچي بوده و يا پذيرايي افراديست كه، دعوت شده و به صورت رايگان فيلم ميبينند.
تجارت كثيف در امارات
تجارت زنان در امارات يكي از جرمهايي است كه جريمههاي سنگين و جزاي حبس دارد، اما اين تجارت براي خود شيوخ عرب و براي رونق بازار گردشگري امارات، گسترش زيادي داشته و از آن جلوگيري به عمل نميآيد. تاجران سكس، از مليتهاي مختلفي هستند كه زنان و بهويژه دختران باكره را به امارات ميآورند و آنها را مدت زمان طولاني در اين كشور نگه ميدارند.
دانشگاههاي ايراني
وقتي امارت دبي رونق گرفت، قرار شد دانشگاههاي ايراني، سفير فرهنگي و علمي ايران باشند و جوانان عرب و غيرعرب مقيم اين امارت را جذب خود كنند. به همين منظور، دانشگاههاي آزاد اسلامي، شهيد بهشتي و پيام نور ايران شعبهاي در دبي تأسيس كردند، اما هيچ يك از اهداف جمهوري اسلامي تأمين نشد كه هيچ، بلكه هماكنون دانشگاه شهيد بهشتي با 168دانشجو، دانشگاه آزاد با 900دانشجو و دانشگاه پيام نور با 500 دانشجوي ايراني، مشغول درآمدزايي براي خودشان هستند و تاكنون نتواستهاند حتي يك غيرايراني را جذب اين دانشگاهها كنند. اين در حاليست كه دانشگاههاي آمريكا، كانادا، فرانسه، انگليس و چند كشور ديگر توانستهاند با تأسيس شعبهاي از دانشگاههاي خود در امارات متحده عربي، بسياري از جوانان عرب و غيرعرب از جمله ايرانيها را جذب كنند.
به گفته يك مقام آگاه، يكي ديگر از كاربردهاي شعبههاي اماراتي دانشگاههاي ايراني، ثبت نام برخي از مسئولين دولتي جمهوري اسلامي ايران است كه براي اخذ مدرك تحصيلي، در اين دانشگاهها ثبت نام كرده و بههمين دليل ويزاي اقامت امارات را نيز دريافت ميكنند.
... يك پايان
حدود 10روز براي تهيه اين گزراش كوتاه و مجمل صرف شد و با ايرانيهاي زيادي صحبت كردم و پاي حرفهاي آنها نشستم و زندگي آنها را از نزديك ديدم.
پايان گزارش دبي را اين طور ميتوانم بنويسم: ايرانيهاي مقيم امارات همه زندگي خود را در دبي سرمايهگذاري كردند و حالا دبي، دبي شده است، اما وضعيت اقتصادي آنقدر نابهسامان شده كه زندگي را براي بسياري از ايرانيها مشكل كرده است.
بدون ترديد همه ايرانيها خواستار بازگشت به كشور هستند و با هر ايراني كه صحبت ميكردم، ميگفت كه بالاخره به ايران برميگرديم. اما برخي گرفتار بدهيهاي كلان شدهاند و بانكهاي اماراتي گلوي آنها را محكم چسبيده است و برخي ديگر هم توان بازگشت و آغازي دوباره را ندارند. اين پايان راهي است براي ايرانيهايي كه عمر و سرمايه خود را در خارج از ايران صرف كردند. اميد آنكه پس از اين و براي نسل امروز و جوان ايران آيينهاي باشد عبرتآموز
گفتوگو با حميدرضا آصفي
سفير ايران كجاست؟
دكتر محمدرضا فياض كه اخيرا از سوي رييسجمهوري بهعنوان سفير ايران در امارات منسوب شده است، تا زمان تهيه اين گزارش به امارات نيامده بود و دكتر حميدرضا آصفي، سفير سابق ايران نيز از اين كشور رفته بود. در حين تهيه اين گزارش، حرفهاي زيادي درباره دكتر آصفي از زبان تعدادي از ايرانيها شنيدم.
حرفها و ادعاها درباره دكتر آصفي اين بود: دكتر آصفي براي پسرش گذرنامه اماراتي گرفته است (كاري كه تقريبا نشدني است و حتي ايرانيهايي كه 30سال مقيم امارات هستند هم نتوانستهاند گذرنامه اماراتي بگيرند)، دكتر آصفي در زمان سفارتش در امارات چندين شركت بازرگاني تأسيس كرده و مشغول تجارت است، دكتر آصفي بعد از پايان مأموريتش بهعنوان سفير، اقامت امارات را گرفته و الان مشغول تجارت بين ايران و امارات است و... بعد از اين سفر و رسيدن به تهران، سريعا با تلفن همراه دكتر آصفي تماس گرفتم تا اولا ببينم آيا او واقعا در دبي است يا نه و ثانيا در مورد حرفهايي كه درباره او ميزنند چه پاسخي دارد. سفير سابق ايران در امارات پاسخ، را داد و همه شايعات را تكذيب كرد. او تأكيد كرد كه به هيچ وجه و در هيچكدام از مأموريتهاي خارج از كشور كار اقتصادي نكرده و هرگز براي پسرش گذرنامه اماراتي نگرفته است. دكتر آصفي موضوع ويزاي اقامت خود در امارات را بهشدت تكذيب كرد و گفت كه در ايران به سر ميبرد و ديگر هيچ ارتباطي با امارات ندارد. شايعهاي هم در ايران مطرح بود كه وزارت امور خارجه ايران او را مجبور به بازنشستگي كرده است كه آصفي هم اين موضوع را تكذيب كرده و عنوان داشت كه خودش از يك سال پيش درخواست بازنشستگي داشته است./انتهاي پيام/