ايمان زردآلويي!
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، روزگارى در بين قوم بسيار زيادى، پيامبرى بود كه مردم را به ايمان به خدا دعوت مىكرد، ولى آنان ايمان نمىآوردند تا اينكه روزى كه عيدشان بود، پيامبرشان نزد آنان رفت و گفت: دست از اين كارها برداريد و به سوى خداوند توبه كنيد. قومش گفتند: اگر از خدا بخواهى كه از چوب خشك، ميوهاى را به رنگ لباسهاى ما- لباسهايشان به رنگ زرد بود- حاصل كند، در اين صورت ما به تو ايمان مىآوريم.
يك چوب خشكى آنجا بود، از خداوند درخواست نمود، ناگهان آن چوب خشك تبديل به درختى گرديد، بعد برگ داد و ميوه زردآلو آورد. عدهاى از آنان به او ايمان آوردند، و دستهاى به ظاهر ايمان آوردند در حالى كه منافق بودند.
آنگاه هر زردآلويى كه مؤمنى آن را مىخورد، هستهاش شيرين بود و هر زردآلويى كه منافق مىخورد هستهاش تلخ بود. كه خداوند با اين وسيله چهره آنان را به آن پيامبر معرّفى نمود «علل الشرائع».
رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- نيز براى شخصى يهودى كه حقّى بر گردن مسلمانى داشت و قرار گذاشته بودند كه او (مسلمان) چند درخت خرما براى آن يهودى بكارد و به آن رسيدگى كند تا به رنگهاى مختلفى خرما بدهد، اين كار را انجام داد.
رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- به على- عليه السّلام- دستور فرمود كه هسته خرما را به تعدادى كه آن مسلمان براى يهودى تعهد كرده بود، فراهم سازد، بياورد آنگاه پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- هستهاى را در دهان مباركش قرار مىداد و بعد به على- عليه السّلام- مىداد تا در زمين خاك كند.
وقتى على- عليه السّلام- اوّلى را كاشت و مشغول دوّمى مىشد، اوّلى مىروئيد و سبز مىشد، تا بالاخره درختهاى خرما با رنگهاى مختلف از زرد گرفته تا قرمز و سفيد و سياه و غيره، به ثمر مىنشست. و پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- به همراه على- عليه السّلام- لابلاى آنها قدم مىزدند كه نخلى به نخل ديگر ندا داد كه: اين رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- و اين هم وصى و جانشين اوست از آن پس آن نخل به «نخل صيحانيه» ناميده شد «بحار: 17/ 365، حديث 7».
و خيلى از فرزندان آنها يعنى ائمه معصومين- عليهم السّلام- نيز وقتى با عدهاى از كنار درختى خشك مىگذشتند و دعا مىكردند، فورا آن درخت خشك برگ و ميوه مىداد و از آن مىخوردند.
منبع: جلوههاى اعجاز معصومين عليهم السلام/انتهاي پيام/