جنگي به نرمي رسانه
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، نقد نيوز نوشت:
شايعه را مي توان به عنوان يکي از شيوه هاي جنگ رواني در زمان حاضر بيان کرد که مصداق بارز آن حوادث سال گذشته که رسانه هاي داخلي و خارجي حامي فتنه با استفاده از قدرت رسانه اي خود انواع شايعه را در جامعه پخش کردند اشاره کرد.
اما سوال اين جاست شايعات چه زماني شروع مي شود و به اوج خود مي رسد؟
مي توان گفت زماني که اين جريان از بين افرادي که از حقيقت موضوع دورند آغاز مي شودو تکرار آن بدون ارائه برهان و دليل ادامه ميابد تا تقريبا بسياري از مردم آن را باور مي کنند و در نهايت شيوه معيني براي ترويج آن پيش گرفته مي شود مانند ((آنها مي گويند....))يا ((خبر دقيقي دارم مبني بر ...)) يا ((از يک منبع رسمي شنيده ام که....)) و مانند .
شايعات زماني رواج مي يابند که حوادث مربوط به آن در زندگي افراد از اهميتي برخوردار باشند يا در مورد آنها خبرهاي صريح پخش نشود و يا اينکه خبرهاي مربوط به آنها مبهم باشند.اين ابهام زماني به وجود مي آيد که خبر به صورت تحريف شده دريافت شود،يا به فرد،خبر هاي متضادي برسد يا فرد از فهم اين گونه خبرها عاجز باشد به هر حال شايعه هميشه دروغ نيست و هميشه داستان بدخواهانه اي را شامل نمي شود.ممکن است شايعه سبب درز کردن اطلاعات گردد،به ويژه در زمان جنگ ،يعني زماني که کنترل اطلاعاتي نظامي از جهت امنيت ملي کشور ،ضروري است.
در شرايط عادي اخبار از طريق منابع قابل اطمينان و راديو و تلويزيون پخش مي شود و شايعه کمتر به حال ظهور و بروز مي يابد ،اما وقتي فشار روحي و سردرگمي به وجود مي آيد شايعه نيز گسترش مي يابد،در چنين شرايطي اگر چه شايعات از پشتوانه و شواهد محکمي برخوردار نيستند اما به دليل خودداري منابع رسمي از انتشار اطلاعات و اخبار کافي و شواهد که گاهي به خاطر دسترسي نداشتن به آن و گاه به لحاظ اعمال سانسور به سرعت و از طريق تکرار در ميان مردم در سطح وسيعي گسترش مي يابد و اين تکرار ار آن جهت است که نيازهاي هيجاني مردم را برآورده مي کند.
شايعه را بيشتر در جايي مي توان ديد که خبر از منابع موثق منتشر نگردد،و زماني بيشترين تاثير را دارد که در لحظه اوج احساسات مردم باشد.دو نکته در ضريب شايعه داراي اهميت بالايي است:اول –ابهام در موضوع و دوم-اهميت موضوع،به اين معني که هر چه ضريب شايعه بالا باشد ضريب نفوذ آن نيز به همان ميزان بالا ميرود در ضمن به همان ميزان که ابهام در قضيه افزايش مي يابد ضريب نفوذ شايعه نيز بالا ميرود.
عوامل ديگري نيز در پخش و نفوذ شايعه موثرترند اما از درجه دوم اهميت برخوردارند ،يکي از اين عوامل، عناصر پخش شايعه هستند به طور نمونه پخش شايعه از زبان يک وزير ،يک استاد ويا هر منبع معتبر ديگرنفوذ آن را بيشتر مي کند.
هر شايعه در بر گيرنده بخش قابل ملاحظه اي از واقعيت مي تواند باشد ،اما ضريب نفوذ آن نيز تحت تاثير عوامل ديگر مي توان افزايش بالايي پيدا کند که اين عوامل عبارتند از:
1) تسطيح :در تسطيح شايعه ساز سعي مي کند عوامل حاشيه اي و جنبي يک موضوع را از بين ببرد و موضوع شاخص را نمايانتر کند.مانند ناديده گرفتن حضور 40 ميليوني مردم در پاي صندوق هاي راي ولي انعکاس و پررنگ تر کردن اغتشاشات پس از انتخابات.
2- همانند سازي: در همانند سازي نوعي فرافکني صورت مي گيرد .موضوع در ذهن مخاطب عينيت پيدا کرده و مخاطب نسبت به آن آگاهي دارد ،دراين نوع شايعه از تاکتيک ((بک گراند)) مي تواند عنصر شايعه را تقويت کند.مصداق آن را مي توان به هدف اصلي کميته به اصطلاح صيانت از آراء اشاره کرد که در ذهن مخاطب شايعه تقلب در انتخابات راتقويت کنند تا قضاياي بعدي را بوجود بياورد...
3- برجسته سازي ،بزرگ نمايي: نمودار شدن عنصر اصلي شايعه همان برجسته سازي و واضح کردن موضوع اصلي است،برجسته سازي زماني اتفاق مي افتد که شما بتوانيد با تسطيح عناصر حاشيه اي خبر را حذف و مبالغه اي که خبر انجام مي دهيد، آن را در حد معقول بزرگ جلوه دهيد.
به هر حال با نگاهي گذرا به رسانه هاي معاندين و مخالفين انقلاب اسلامي مانند بي بي سي و صداي آمريکا و . . . هر روز شاهد تاکتيک هاي جديد شايعه پراکني هستيم که ميتوان با شناخت صحيح اين تاکتيکها دشمنان اسلام و انقلاب را ناکام گذاشت./انتهاي پيام/