بازخواني حادثه تاريخي 30 تير
قيام 30 تير 1331مانند هر حادثه تاريخي ديگري که ملت مسلمان ايران آن را تجربه کرده است بيش از آنکه قصه اي براي چشيدن طعم آن برهه از تاريخ باشد درسي است که اگر درست آموخته شود ومقاصدي که پشت هر جزء از آن پنهان شده است باز شناسي شود منشا حرکتهاي صحيح آتي و پيامدهاي شيرين درحيات سياسي ملت بزرگ ايران خواهد شد.
1- استعفاي محمد مصدق از نخست وزيري جرقه بزرگي بود که خيلي زود به قيامي پر حرارت تبديل شد وبه جان سلطنت افتاد علت اين امر کارشکني هاي اقليت مجلس ، تحت رهبري سيد حسن امامي ؛ عدم ابراز تمايل مجلس سنا به زمامداري دکتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختيارات بيشتر براي نخست وزير بود.
دکتر مصدق روز شانزدهم تير به دليل عدم اظهار تمايل مجلس سنا از قبول پست نخست وزيري خودداري کرد.
آيةا... کاشاني در واکنش به مخالفت مجلس سنا در تأييد ادامه زمامداري دکتر مصدق ، اعلاميه شديداللحني صادر کرد.
تحت فشار گروههاي سياسي و درخواستهاي مکرر مردم و اظهار تمايل مجلس شوراي ملي ، شاه باوجود مخالفت مجلس سنا، فرمان نخست وزيري دکتر مصدق را صادر کرد.
مصدق اين بار اعطاي اختيارات شش ماهه و درخواست مقام وزارت جنگ را پيش شرط پذيرش مقام نخست وزيري قرار داد .
شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخست وزير امتناع کرد و دکتر مصدق استعفا داد..
مصدق طي نامه اي در 25 تير به شاه نوشت : «چون در نتيجه تجربياتي که در دولت سابق به دست آمده پيشرفت کار در اين موقع حساس ايجاب مي کند که پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده دار شود و اين کار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است که دولت آينده را کسي تشکيل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا کند.
با وضع فعلي ممکن نيست مبارزاتي را که ملت ايران شروع کرده است پيروزمندانه خاتمه دهد.»
2- انتصاب قوام به نخست وزيري وبيانيه تهديد کننده اي که پس از آن ، از راديو قرائت کرد به تحريک احساسات انقلابي مردم منجر شد: « ايران دچار دردي عميق شده و با داروهاي مخدر درمان پذير نيست . من همان اندازه كه از عوام فريبي در امور سياسي بيزارم (اشاره به دكتر مصدق ) در مسائل مذهبي نيز از ريا و سالوس بيزارم (اشاره به آيت الله كاشاني ). واي به حال كساني كه در اقدامات مصلحانه من اخلال نمايند. حتي ممكن است تا جايي بروم كه با تصويب اكثريت پارلمان دست به تشكيل محاكم انقلابي زده و روزي صدها تبه كار را از هر طبقه به موجب حكم خشك و بي شفقت قانون قرين سيه روزي سازم . به عموم اخطار مي كنم كه دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواحي حكومت فرا رسيده است . كشتيبان را سياستي ديگر آمد. من در عين احترام به تعاليم مقدسه اسلام ديانت را از سياست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقايدقهقرايي جلوگيري خواهم کرد...
3- شجاعت آيت الله کاشاني وتهييج مردم عليه تهديدات قوام بصيرت و آگاهي را به قدرت انقلابي مردم تزريق کرد.
مرحوم کاشاني دربيانيه روشنگر خود قوام را مورد خطاب قرار داد:
«احمد قوام بايد بداند در سرزميني که مردم رنجديده آن پس از سالها رنج و تعب شانه از زير بار ديکتاتوري بيرون کشيده اند، نبايد اختناق افکار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دسته جمعي تهديد نمايد.
من صريحاً مي گويم که بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد کمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماري ثابت کنند تلاش آنان در به دست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچيک از بيگانگان اجازه نخواهد داد که به دست مزدوران آزمايش شده ، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاري که ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود به دست آورده است ، مبدل به ذلت و سرشکستگي شود.»
آيةا... کاشاني همچنين در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي صراحتاً اعلام کرد: «اگر قوام ظرف 48 ساعت نرود اعلام جهاد خواهم کرد و شخصاً کفن پوشيده پيشاپيش مردم به مبارزه خواهم پرداخت .»
آيت الله كاشاني در پاسخ به تهديدهايي كه علي اميني از طرف قوام منتقل مي كرد, گفت: به ايشان بگوييد سيد از تو ديوانه تر است!
قيام 30 تير عليرغم خواست شاه و اربابان انگليسي و آمريکايي آنها که به دنبال ايجاد زمينه اي براي استقرار قوام و ادامه استعمار وطن بودند با پيروزي نهضت و نخست وزيري مجدد مصدق به پايان رسيد.
مرور ابتدا تا انتهاي قيام ملي نشان مي دهد برخي عوامل نقش پر رنگي در اين واقعه داشته اند
عوامل دخيل در پيروزي قيام 30 تير
انگيزه ديني عمده ترين عامل براي نيل به پيروزي بود .کسي که با دغدغه هاي مذهبي و اسلامي در اين قطعه تاريخي نقش آفريني کردو ملت را براي دفاع از آرمانهاي از دين برآمده اي همچون استقلال و رها شدن از زير پرچم اجنبي به ميدان آورد يک شخصيت ديني و يک مرجع اسلامي بود وگرنه از ملي گراياني که مصدق را پرورده بودند و راه و رسم آميختگي با مردم را نمي دانستند و دغدغه هاي ملي شان براي مردم قابل توجه نبود کاري برنمي آمد:
1- حضور پررنگ آيت الله کاشاني در بسيج ملي
مرحوم آيت الله كاشاني مي خواست اسلام پياده شود، لذا بود كه بر روي احكام اسلامي پافشاري مي كرد و اين
از نظر ملي گراهاي آن روز يك نوع ارتجاع به حساب مي آمد.
- ...ماجراي نهضت ملي ايران كه تقريباً از سال 1329 و از ماجراي خلع يد شروع شد [را] بايد تقريباً وابسته به آيت الله كاشاني دانست. اين يك حقيقتي است در باب نهضت ملي در سال هاي سي و بيست و نه و سي و يك كه نهضت ملي كه منتهي به حكومت دكتر مصدق شد و دو يا سه سال يك فصل جديد بسيار مهمي را در كشور ما و در جامعه ما به وجود آورد. اين نهضت يك نهضت ماهيتاً ديني و اسلامي بود. اين يك نكته است كه متأسفانه در همه تحليل هايي كه از نهضت ملي مي شود مسكوت عنه [بوده] و نخواستد از او اسم به ميان بياورند.
اگر مرحوم كاشاني نبود مصدق يك گوشه اي نشسته بود و در صحنه سياست هم نبود و كاري هم به سياست نداشت و سال هاي متمادي بود كه دكتر مصدق يك گوشه اي نشسته بود و كار به كار سياست نداشت. مرحوم آيت الله كاشاني زمينه سازي كرد و دودستي حكومت و دولت را به دكتر مصدق و ملي گراها داد.( آيت الله خامنه اي - خطبه هاي نمازجمعه 29 تير 63)
2- حضور تعيين کننده مردم
مردم كه در ماجراهاي مصدق قبل از روي كار آمدن مصدق اجتماعات بزرگي تشكيل دادند، مردم كه در ماجراي خلع يد انگليسي ها و شركت انگليسي از نفت جنوب آن همه تظاهرات كردند، شعر خواندند، سخنراني كردند، تظاهرات در همه شهرهاي بزرگ كشور راه انداختند، و مردم كه در ماجراي سي تير در مقابل حكومت تحميلي قوام السلطنه ايستادند و قدرت شاه را به زانو در آوردند، اين مردم كه تا اين لحظات در صحنه بودند، با يك انگيزه آمده بودند وآن انگيزه ديني بود.( آيت الله خامنه اي – خطبه هاي نماز جمعه 29 تير 63 )
3- حمايت بي شائبه مرحوم کاشاني از مصدق
در بيانيه آيت الله كاشاني به مناسبت قيام تاريخي تير اين جمله تصريح شده است: «در دوشنبه سيام تير تا روي كار آمدن دولت ملي هر نوع کسب و کار حرام است. (بادامچيان)
علي اميني که براي تطميع مرحوم کاشاني براي انصراف از قيام به حضور ايشان رسشيده بود به مرحوم كاشاني گفت: آقاي قوام پيغام داده اند چون به زودي فرمان نسخت وزيري مي گيرند, پس شما كساني را مورد اعتمادتان هستند, براي تصدي وزارت معرفي فرماييد. آيت الله كاشاني با قاطعيت به علي اميني پاسخ داد: با بودن دکتر مصدق هيچکس نبايد نخست وزير شود.
علل شکست نهضت ملي از نظر امام ورهبري
نهضتي که با زحمت فراوان آيت الله کاشاني و فداکاري مردم در بذل جان و تقديم چند شهيد به ثمر رسيده بود فقط يک سال دوام آورد و در 28 مرداد 1332با وقوع کودتاي آمريکايي در خاطره ملت مدفون شد.
امام خميني بزرگمردي که درس تاريخ را به خوبي آموخت و حرکت انقلاب اسلامي را با درايت و همشياري ترسيم کرد شکست نهضت را به علل زير مرتبط مي داند:
1- تضييع قدرت
يكى از اشتباهات اين بود كه آن وقتى كه (مصدق) قدرت دستش آمد، اين ( محمد رضا) راخفهاش نكرد كه تمام كند قضيه را. اين كارى براى او نداشت آن وقت، هيچ كارى براى او نداشت، براى اينكه ارتش دست او بود، همه قدرتها دست او بود، و اين هم اين ارزش نداشت آن وقت.(امام خميني)
2- خطاي فاحش
غفلتى ديگر اينكه مجلس را ايشان منحل كرد و يكى يكى وكلا را وادار كرد كه برويد استعفا بدهيد. وقتى استعفا دادند، يك طريق قانونى براى شاه پيدا شد و آنكه بعد از اينكه مجلس نيست، تعيين نخست وزير با شاه است؛ شاه تعيين كرد نخست وزير را! اين اشتباهى بود كه از دكتر واقع شد. و دنبال آن اين مرد را دوباره برگرداندند به ايران.(امام خميني)
3- جدال با دين
ما در طول تاريخ كه ديديم، آنهايى هم كه خودمان يادمان است مثل قضيه نفت، چون اسلامى نبود، ملى تنها بود، به اسلام كارى نداشتند، از اين جهت نتوانستند كارى انجام بدهند، آن كارهاى نصفه كارهاى هم كه انجام دادند، بعدش از دستشان گرفته شد و رفت كنار(امام خميني) من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را عينك زده اند و به اسم « آيت الله » توي خيابان ها مي گردانند. من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست اين سيلي خواهد خورد. و طولي نکشيد که سيلي را خورد و اگرمانده بود سيلي بر اسلام مي زد.(امام خميني)
آيت الله كاشاني مبغوض و مغضوب دستگاه استكبار بود به دليل اينكه منادي ديين و اسلام بود و مي خواست اسلام بر اين كشور حكومت كند. آيت الله خامنه اي - خطبه هاي نماز جمعه 29 تير 1363
4- غرور کاذب وخود محوري
آن نكته اي كه فوق العاده اهميت دارد اين نكته است كه بعد از آن كه دولت دكتر مصدق مجدداً روي كار آمد اولين عكس العملي كه نشان داده شد بي اعتنايي به مرحوم آيت الله كاشاني است. مصدق ديد مردم آمدند توي خيابان ها و شعار دادند و "يا مرگ و يا مصدق" گفتند و يك عده اي كشته شدند، مطلب بر او مشتبه شد، خيال كرداين مردم از او حمايت مي كنند؛ همان اشتباهي كه آن روسياه فراري (بني صدر) هم هميشه در ايران داشت كه مي گفت مردم فلان قدر به من رأي داده اند.
سراب حمايت مردم و پشتيباني مردم او را فريب داد و خيال كرد مردم از اوست كه دارند حمايت مي كنند در حاليكه مردم از دين حمايت مي كردند آيت الله خامنه اي - خطبه هاي نماز جمعه 29 تير 1363
5- سم پاشي عليه روحانيت و ايجاد جو بي اعتمادي در بين مردم
يك مدتي كه دكتر مصدق بر سر كار بود و جبهه ملي مسئول امور كشور بود آن روز كه بلندگوهاي آنها مرحوم آيت الله كاشاني را به صورت يك انسان ضد حركت آزاديخواهانه و عامل اختلاف و تفرقه و تجزيه معرفي كردند بعد هم كه آنها رفتند و جاي خودشان را به كودتاگرها و آمريكايي ها و عناصر و ايادي سلطنت طلب رژيم پادشاهي ايران دادند آنها هم عيناً همين خط را تعقيب كردند و همين راه را رفتند و معلوم شد كه هدف ها در مورد كوبيدن روحانيت مبارز و شخص مرحوم آيت الله كاشاني ميان سلطنت طلب ها و ملي گراها هدف هاي مشتركي است
يك چنين شخصيت با عظمتي را بعد از آني كه واقعه سي تير گذشت اول از طرف آن دولت ملي و كارگردانان دولت مصدق و بعد هم از طرف ايادي رژيم آنچنان زير فشار قرار دادند كه اين مرد سال هاي متمادي از عمرش را كه بعد از آن زنده بود ... در غربت و انزوا به سر برد و با كمال قدرت و استقامت تحمل كرد. آيت الله خامنه اي – خطبه هاي نماز جمعه 29 تير 63 در يك وقت وضع ايشان طوري شد كه وقتي از منزل مي خواست حركت كند فرض كنيد بيايند به مسجدشاه مسجد شاه مطلع مي شد در نظر داشتند اعلام مي شد اينطور بود وضع ايشان .
بعدش ديدند كه اگر چنانچه يك روحاني در ميدان باشد لابد اسلام را در كار مي آورد اين حتمي است و همين طور هم بود. از اين جهت شروع كردند به جوسازي . آنطور جوسازي كردند كه يك سگي را عينك به آن زدند و آنطور كه من شنيدم عينك زدند و از طرف مجلس آوردند اين طرف و به اسم آيه الله .
و من خودم در يك مجلسي بودم كه مرحوم آقاي كاشاني وارد شد در آن مجلس مجلس روضه بود هيچ كس پا نشد من پا شدم و يكي از علماي تهران كه الان هم هستند و من جا دادم به ايشان (جا هم ندادند). اين جو را درست كرده بودند براي آقاي كاشاني كه ديگر از منزلش نمي توانست بيرون بيايد در يك اتاقي محبوس بود در منزلش طوري كه نمي توانست بيرون بيايد. چند دفعه هم گرفتند چه كردند آنجا هم شكست دادند مسلمين را شكست دادند.(صحيفه/جلد 18/ ص110)
6- جدا کردن دين از سياست
- در مشروطيت هم همين طور بود. اولين كاري كه آن كساني كه در رأس كار قرار گرفته بودند انجام دادند اين بود كه مشروطه را از مادر او كه از سينه او شير نوشيده بود جدا كنند؛ يعني از دامن علماي اسلام و فقهاي دين، همين كاري هم كه در نهضت ملي هم متأسفانه پيش آمد. - دلشان مي خواست علماي اسلام بيايند مردم را حركت بدهند، هدايت بكنند، در صحنه حاضر بكنند، خون بدهند، سينه هايشان را سپر كنند و بعد حكومت را در اختيار آنها بگذارند و بعد بگويند خداحافظ شما و بروند در مدرسه هايشان بنشينند- طبيعي است كه بعد از ماجراي نهضت ملي و شكست نهضت ملي مدت ها رژيم سر كار بود، آن كساني هم كه راجع به قيام نهضت ملي حرف مي زدند غالباً ملي گراهايي بودند که با دين ميانه و سر کاري نداشتند و معتقد به سياست ديني و دين سياسي نبودند اما اين يک حقيقت است. (آيت الله خامنه اي – 29 تير63 )
درسي که از 30 تير مي گيريم
بررسي عوامل شکست قيام 30 تير پس از يکسال و تحقق کودتاي 28 مرداد 32 که دستاوردهاي نهضت ملي را به باد داد و مقايسه آن با وقايع پس از انقلاب نشان دهنده مشترکاتي در جريانات تاريخي و ثبات وپابرجا ماندن برخي گروهکها بر مواضع خائنانه گذشته است.
گروهکهايي که با انتساب خود به ملت و ميهن سعي در القاي اين تصور دارند که براي سعادت ملت وميهن فداکاري مي کنند اما آنچه در طول تاريخ نهضتهاي ملت مسلمان ايران رخ داده است خيانتيست که آنها به ملت نموده و خدمتيست که خالصانه براي اجانب رقم زده اند.
روشنفکر نماهايي که به اسم ملي مذهبي عليه ملت برخاسته اند و اسلام را مانع پيشرفت و ترقي و غرب را باآنهمه نارساييها سبب ترقي برشمرده اند و عنادشان با اسلام منشا ضرباتي شده است که بر پيکردين وارد کرده اند.
وجه مشخصه اين گروهها استفاده از فرصت هاييست که برخي کوته نظريها و غفلتها و بي بصيرتيها در اختيار آنها مي گذارد و همسويي برخي نيروهاي به ظاهر انقلابي وزخم خورده به اين فرصتها غنا مي بخشد ..
امام خميني با شناخت دقيق اين گروههاي خائن ودين ستيز در معرفي آنها چنين مي فرمايند:
- اين جبهه ملي ...ـ در يكي از روزنامه هايشان كه من ديدم و ناراحت شدم ـ از ميرزاي شيرازي كه قضيه تنباكو را درست كرده تا آقاي كاشاني تمام علمايي كه در خلال مشروطيت براي اسلام كار كردند ميرزاي شيرازي براي اسلام كار كرده است آقاي كاشاني براي اسلام كار كرده شيخ فضل الله كرده تمام اين ها را به آنها بد گفتند! آن روزنامه جبهه ملي را پيدا بكنيد ميرزاي شيرازي را متهم كرده به دروغگويي ! شيخ فضل الله را اين قدر فحش داده ! جرم شيخ فضل الله بيچاره چه بود جرم شيخ فضل الله اين بود كه قانون بايد اسلامي باشد. جرم شيخ فضل الله اين بود كه احكام قصاص غيرانساني نبست انساني است آقاي كاشاني هم همين طور جرم اين ها همين است كه اين ها عقيده شان اين است كه بايد اسلام در ايران پياده بشود و شما مي گوييد كه احكام غرب مترقي است ! »
امام خميني در مزمت گروههايي که در اوايل انقلاب به حکم صريح قرآني قصاص اعتراض کرده و آن را ناعادلانه مي خواندند با تاکيد بر اينکه اين گروهها دنباله گروهکهاي منحرف ملي مذهبي پيش از انقلاب هستند فرمودند:
« اينها تفاله هاي آن جمعيت هستند كه حالا قصاص را حكم ضروري اسلام را غيرانساني مي خوانند! »
درفتنه 88 آنچه که پس از مدت کوتاهي پنهان کاري سران فتنه، بالاخره خود را به وضوح نشان داد و علنا وارد آشوبهاي پس از انتخابات شد و نقش آفريني کرد همين جريان پيوسته تاريخي بود که نظام اسلامي را مزاحم نيل به اميال خود دانسته و با استفاده از فرصتهاي بدست آمده از اعتراضات نا آگاهانه به نتيجه انتخابات به خالي کردن عقده هاي س0 ساله که انقلاب اسلامي در دل آنها ايجاد کرده بود پرداختند.
دخالت اين گروهکهاي فرصت طلب علاوه بر مقابله فيزيکي با نظام در سايه هرج و مرج خياباني ، با ملاقاتهاي گوناگون با سران فتنه، تشکيل اتاق فکر براي کمک معنوي به فتنه گران و ديکته کردن منويات ضد اسلامي در قالب بيانيه هاي متواتر سران فتنه تقويت شده است.
درفتنه 88 برخلاف آنچه در برخي قيامهاي ناکام ملت در گذشته رقم خورد، انسجام ملت و مذهب و بصيرت ديني و سياسي که در سايه التزام به ولايت فقيه در مردم جان گرفت آثار شگرف اعتقاد به آميختگي دين و سياست را به وضوح نشان داد و بر همگان ثابت کرد انچه منافع ملي را تضمين مي کند اعتماد به شعائر مذهبيست وگرنه از گروههاي منسوب به ملي که همواره در تقابل با دين برآمده اند جز خيانت چيزي تراوش نمي کند./انتهاي پيام/