نگراني را دور بيفكنيد!
کد خبر:۸۰۵۹۰
چگونه عادت به نگراني را ترك كنيم؟

نگراني را دور بيفكنيد!

نگراني و تشويش در موقع كار به شما روي نمي آورد بلكه پس از انجام آن ظاهر مي شود ... علاج نگراني و راه جلوگيري از درهم شكستن عصبي اين است كه مغز كاملا اشغال شده باشد.

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، از پيشوايان بزرگ اسلام رسيده است كه: «ان الله ليبعض العبد الفارغ» : خداوند نسبت به بنده بيكار خشمگين است.

نگراني را از مغز خود بيرون كنيد!

هرگز آن شبي را فراموش نمي كنم كه يكي از شاگردانم براي رفقايش داستان فائق آمدن بر نگراني هايش را شرح مي داد. او دوبار گرفتار مصيبت شده بود. بار اول دختر پنج ساله اش را كه خيلي مورد علاقه اش بود و بار دوم دو ماه بعد دختر كوچكي كه خداوند به او عطا كرده بود، در روز پنجم تولدش از دست داد.

مي گفت: «خواب و آرام از من سلب شده بود غذا از گلويم پايين نمي رفت، از اعتماد به نفس در من اثري نبود، به چند پزشك متخصص رجوع كردم يكي چند قرص خواب آور را تجويز كرد و ديگري مسافرت، به هر دو عمل كردم ولي اثري نداشت، گويا بدنم را ميان دو صفحه فولادي منگنه اي قرار داده بودند و هر لحظه آنها را به هم نزديك تر مي كردند. در صورتي مي توانيد وضع مرا درك كنيد كه خود گرفتار هيجانات روحي شده باشيد.

يك پسر چهار ساله برايم باقي مانده بود كه او مشكل مرا حل كرد، يك روز عصر كه زانوي غم در بغل گرفته بودم پهلوي من آمد و از من خواست يك قايق چوبي درست كنم، من حوصله نداشتم ولي او با سماجت و لجاجت مرا به كار واداشت، سه ساعت طول كشيد تا من قايق چوبي را درست كردم، در پايان كار دريافتم كه فقط اين سه ساعت، ساعت هاي آرامش من در اين چند ماه اخير بوده اند.

اين كشف مرا از چنگال زورمند نگراني و غصه نجات داد و پس از چند ماه براي اولين بار توانستم فكر كنم. اين موقع بود كه متوجه شدم موقعي كه انسان به كاري مشغول است كه به فكر و نقشه نيازمند مي باشد نگراني و تشويش به زحمت در او رخنه مي كند، زيرا اين قايق چوبي بود كه فكر مرا متوجه خود ساخت و نگراني و غصه را از مغزم بيرون راند، از اين جهت تصميم گرفتم كه خود را مشغول كنم.

لذا كاغذي گرفتم و جاهايي از خانه ام که نياز به تعمير داشت يادداشت كردم كه تعداد آن موارد به 242 مورد رسيد كه در اين دو سال اخير قسمت اعظم آن را تعمير كردم و هفته اي يكي دو شب به كلاس مي رفتم. بقيه اوقات خود را در سخنراني ها و جمع آوري اعانات براي بيچارگان و درماندگان مي گذراندم و امروز به قدري گرفتار كارم كه وقت براي نگراني و تشويش ندارم.

نقل مي كنند «چرچيل» در زمان جنگ شبانه روز 18 ساعت كار مي كرد و وقتي كه از او پرسيدند در مورد مسئوليت خطيري كه به عهده دارد نگران نمي شود پاسخ  داد:

«به قدري گرفتار و سرگرم كارم كه وقت براي تشويش و نگراني ندارم»

«چارلزـ ك» مخترع «استارت» خودكار اتومبيل ابتدا مرد فقيري بود به طوري كه براي آزمايشگاه خود انبار كاهي را اجاره كرد و وسايل اوليه را از پولي كه زنش از راه تدريس به دست آورده بود خريداري نمود و بعدها از شركت بيمه 500 دلار وام گرفت. زنش تعريف مي كرد: «در آن موقع خواب و خوراك از من سلب شده بود اما شوهرم برخلاف من آن قدر سرگرم كار خود بود كه ديگر به نگراني و تشويش نمي رسيد».

«پاستور» از آرامش در «لابراتور»و «كتابخانه» ياد كرده است و شايد براي شما تعجب آور باشد ولي علت آن اين است كه در كتابخانه و آزمايشگاه انسان به قدري مجذوب كار مي شود كه فرصت به نگراني نمي دهد و از اين جهت است كه محققان به ندرت گرفتار اختلالات روحي مي گردند، زيرا وقت اضافي براي اين كارها ندارند. شايد براي شما موجب شگفتي باشد كه اشتغال به كاري يعني يك امر ساده بتواند باعث انحراف اضطراب و دلواپسي شود ولي اين مطابق يك قانون كلي روانشناسي است كه :«غير ممكن است بشر در يك لحظه بتواند فكرش را متوجه دو چيز كند» اگر باور نداريد امتحان كنيد.

شما هرگز نمي توانيد در آن واحد روي دو موضوع فكر كنيد و انديشه خود را روي هر دو متمركز سازيد و تصميم بگيريد. لذا است كه ما نمي توانيم در آن واحد با شور و احساسات هم مشغول به كارهاي هيجان انگيز باشيم و هم دچار تشويش و اندوه.
مغز بشر در يك لحظه بيش از يك نوع احساس را نمي تواند بپذيرد ورود يكي موجب خروج ديگري است.[1]

روي همين جهت بود كه پزشكان روانشناس پس از پايان جنگ سربازاني را كه عارضه روحي پيدا كرده بودند از طريق پر كردن وقت آنها از كار مداوا كردند نه از طريق دارو، آنها حتي يكي دقيقه وقت خالي براي آنها نگذاشتند. اين روش را پزشكان يونان 500 سال قبل از ميلاد مسيح به كار مي بردند.

همه دكتران روانشناس به شما خواهند گفت كه كار و سرگرمي بهترين دارويي است كه براي بيماري اعصاب تاكنون شناخته شده است.

«هـ .ل.ف» همسر عزيزش را هنگامي مشاهده كرد كه آتش گرفته بود و كوشش او براي خاموش ساختن وي به جايي نرسيد، او تا مدتي از ياد آوري وضع دلخراش زنش به قدري در عذاب بود كه سلامت خود را از دست داد و نزديك بود ديوانه شود.

اما وي مجبور بود براي سه بچه قد و نيم قدش علاوه بر پدر بودن مادر مهرباني نيز باشد پرداختن به وضع آنها و رسيدگي در مورد آن ها به قدري سرگرمش ساخت كه توانست سلامت گذشته اش را بازيابد.

«تنيسون» پس از مرگ دوستش به همين وضع گرفتار شده بود و گفته بود: «من بايد خود را در كار فراموش كنم وگرنه كمرم زير بار يأس و نااميدي در هم خواهد شكست»

در موقع اشتغال براي اكثر آسان است كه نگراني به سراغمان نيايد ولي هنگام بي كاري و آسايش كه بايد شاد باشيم، ديو مهيب نگراني و اضطراب روي زشت خود را به ما نشان خواهد داد و ما را وادار مي كند كه از خود بپرسيم: در اين محيط به كجا مي رسيم؟ آيا روي سعادت خواهيم ديد، اشاره اي كه امروز آقاي رئيس كرد منظورش چه بود؟ آيا سر من همانند سر رفيقم طاس خواهد شد؟

مي دانيد چرا؟ براي اينكه طبيعت مي خواهد فضاهاي خالي را پر كند، بهترين نمونة آن اين است اگر لامپي را به زمين بزنيد مي بينيد كه طبيعت فوراً هوا را به فشار داخل فضائي مي فرستد كه ظاهراً خالي است.

طبيعت در مورد ديگران نيز نقطه مطلوب و هدف خود را خوب تشخيص مي دهد و هميشه به طرف مغزهايي مي رود كه خالي بوده كه بتواند به آساني آنها را اشغال كند به چه وسيله؟ معمولا با احساسات! چرا؟ براي اينكه حس اندوه، ترس، حسد، كينه و غبطه، هميشه با نيروي وحشيانه و سريع و جابرانه راه خود را باز مي كنند، كه افكار آرام و احساسات خوش مجبورند در مقابل فشار آنها از مغز بيرون آمده و جاي خود را به آنها بدهند!

«جيمز. ل مورسل» استاد علم تربيت در دانشسراي مقدماتي «كلمبيا» مي گويد: «نگراني و تشويش در موقع كار به شما روي نمي آورد بلكه پس از انجام آن ظاهر مي شود ... علاج نگراني و راه جلوگيري از درهم شكستن عصبي اين است كه مغز كاملا اشغال شده باشد».

«ج . ك . پ»در كتاب «فن فراموش كردن ناملايمات» مي نويسد: «هنگامي كه بشر در كار خود مستغرق است يك نوع ايمني راحتي بخش، يك آرامش دقيق دروني و يك قسم رخوت نشاط آور ، اعصاب او را تسكين مي بخشد».

«اسا جانسون» زني است كه طبق نوشته خود در كتابش با حوادث ازدواج كرده. او در 16 سالگي به عقد «مارتين جانسون» درآمد و يك ربع قرن با شوهرش در اطراف جهان گردش كردند و بعد از بازگشت فيلم هاي مشاهدات خود را به معرض نمايش گذاشتند ولي اجل گريبان شوهرش را گرفت و هواپيماي او سقوط كرد و مرد. پزشكان درباره بانوي مزبور نظر دادند كه هرگز از بستر بيماري بر نخواهد خاست اما آنها اين زن شجاع را نشناخته بودند زيرا سه ماه بعد وي روي صندلي چرخدار مخصوص بيماران نشسته و براي مردم سخنراني مي كرد، او بيش از صد سخنراني روي صندلي براي مردم نمود وقتي علت اين كار را از او پرسيدم در پاسخ گفت:

«من اين كار را براي اين انجام دادم كه وقت براي غصه و تشويش نداشته باشم».
اگر شما هم نگران هستيد به خاطر داشته باشيد كه «ر.ك» استاد سابق پزشكي دانشگاه «هاروارد» مي گويد:

«من در شغل پزشكي خود با خوشوقتي مشاهد كرده ام كه بسياري از مبتلايان به عوارض روحي و ناشي از ترديد با اشتغال به كار معالجه شده اند».

ما اگر به كاري مشغول نشويم و در گوشه اي نشسته زانوي غم به بغل بگيريم زائيده اين وضع، به قول يكي از دانشمندان «كرم هايي خواهند بود كه مغز ما را مي خورند و قدرت اراده و عمل را از ما سلب مي كنند».

بنابراين بي جهت خود را گرفتار اين قبيل افكار نسازيد آستين را بالا بزنيد و به كار مشغول شويد، خون شما شروع به جريان مي كند و مغزتان چون ساعت به كار مي افتد و به زودي اين تلاطم مثبت حيات در وجود شما نگراني را از مغزتان بيرون خواهد راند.

به كار مشغول شويد و خود را سرگرم كنيد، اين ارزانترين و مؤثرترين دارويي است كه تاكنون در روي كره زمين براي رفع نگراني تجويز شده است. براي درهم شكستن عادت غم و اندوه نگراني و دلواپسي اين دستور را اجرا كنيد:

خود را مشغول كار سازيد زيرا اشخاص مضطرب و نگران بايد خود را در كار فراموش كنند و گرنه در يأس و نااميدي از بين مي روند.

[1] . و قرآن كريم در آيه 4 سوره احزاب مي فرمايد: «ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه»: خداوند دوقلب (دودستگاه درك) را در وجود يك شخص قرار نداده است.

برگرفته شده از كتاب غلبه بر نگرانيها و نا اميديها.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار