حرف مرد دوتاست!
يادداشت روز يكشنبه نگارنده- كيهان، 27 تيرماه 89 - واكنش هاي فراوان و گسترده و البته متفاوتي را در پي داشت. در آن يادداشت بر ايمان و تعهد اكثريت قريب به اتفاق اصناف و بازاريان و همراهي و فداكاري آنان براي انقلاب و نظام تأكيد شده بود و در همان حال از برخي كلان سرمايه داران انتقاد شده بود كه كمترين نسبتي با اصناف و بازاريان متعهد ندارند ولي از نام بازار و سابقه بازاريان سوء استفاده مي كنند و آمده بود كه اين عده اندك و كم شمار نه فقط از پرداخت ماليات طفره مي روند بلكه با فضاسازي كاذب و توهم پراكني از طريق رسانه هاي بيگانه و يا عوامل اجاره اي به كارشكني در چرخه ماليات نيز دست مي زنند و هرگاه پاي حساب و كتاب مالياتي - كه حق مردم است و نه حق دولت- به ميان مي آيد، با تهديد و ارعاب كركره ها را پايين مي كشند.
در جاي جاي يادداشت مورد اشاره ميان قاطبه اصناف و بازاريان كه از اقشار مؤمن و انقلابي هستند با شمار بسيار اندك كلان سرمايه داران سودجو تفكيك شده بود و البته در بخشي از آن يادداشت از بازاريان و اصناف متعهد كه اكثريت قريب به اتفاق اين صنف را تشكيل مي دهند گلايه شده و آمده بود؛ «... شما كه بيشترين آرزويتان برپايي هيئت هاي مذهبي، زيارت عتبات عاليات، كمك به مستمندان و امثال اينگونه اقدامات خداپسندانه است، با مشتي مال مردم خوار كه از صدقه سر اين ملت مظلوم، ثروت هاي افسانه اي اندوخته اند و تابستان ها در جزاير هاوايي لم مي دهند و زمستان ها در پيست هاي اسكي سوئيس قيقاج مي روند چه نسبتي مي توانيد داشته باشيد؟!»
در پي چاپ و انتشار يادداشت ياد شده، شمار فراواني از بازاريان و اصناف و برخي از افراد ديگر در تماس هاي تلفني با كيهان و يا ارسال نامه ديدگاههاي حمايتي و يا انتقادي خود را درباره بخش هايي از يادداشت مورد اشاره مطرح كردند كه نظرات مطرح شده را مي توان در چهار محور زير خلاصه كرد:
1- تعداد قابل توجهي از اصناف و بازاريان آنچه در يادداشت كيهان آمده بود را تأييد مي كردند و بر اين باور بودند كه بايد هم حساب شماري اندك از كلان سرمايه د اران قانون شكن از حساب توده هاي عظيم بازاريان و اصناف مومن و متعهد جدا شود و از اين روي يادداشت كيهان را دقيق و منطبق با واقعيات ارزيابي مي كردند.
اين عده به آدرس ها و اطلاعاتي از برخي كلان سرمايه داران اشاره مي كردند كه از نام بازار و بازاري سوء استفاده مي كنند و در حالي كه صاحبان شركت هاي بزرگ تجاري و برج هاي سر به فلك كشيده هستند، و با اصناف و بازاريان و سنت هاي پسنديده آنان كمترين نسبت و مشابهتي ندارند، هرگاه پاي بازار و بازاريان به ميان مي آيد، اصرار مي ورزند كه خود را بخشي از اين قشر گسترده و زحمتكش جلوه دهند.
2- شماري از اصناف و بازاريان نيز اگرچه يادداشت كيهان را با واقعيات موجود منطبق ارزيابي مي كردند، اما معتقد بودند تفكيك ميان كلان سرمايه داران قانون شكن كه عمدتاً بيرون از بازار هستند با كسبه و اصناف متدين آنگونه كه بايد صورت نگرفته است، و چنانچه خواننده يادداشت مورد اشاره كيهان در متن آن دقت كافي نكند، اين احتمال وجود خواهد داشت كه انتقاد مطرح شده در آن يادداشت را به تمامي اصناف و بازاريان نسبت دهد. اين عده خواستار توضيح بيشتر كيهان بودند.
3- تعدادي ديگر از تماس گيرندگان معتقد بودند كه در يادداشت كيهان به وظايف دولت در قبال اصناف و بازاريان اشاره اي نشده است و مي گفتند؛ اگرچه ماليات حق مردم است و كيهان روي اين نكته تأكيد ورزيده بود ولي دولت هم در مقابل ماليات دهندگان و از جمله اصناف و بازاريان وظايفي دارد كه مقابله با كاغذبازي در ادارات، رشوه خواري و برخي زد و بندها ميان مأموران مالياتي و اصناف از جمله آنهاست.
در اين ميان دو تن از توليدكنندگان نيز گلايه جدي داشتند كه دولت بدون توجه به ضرورت اشتغال زايي و حمايت از توليدات داخلي، دست برخي از شركت هاي تجاري- كه به گفته آنها كمترين نسبت مثبتي با نظام ندارند- را براي واردات كالا باز گذاشته است اين عده معتقد بودند كه كشورهاي صادر كننده اينگونه كالاها - عمدتاً چين- با حمايت از توليد كنندگان خود و برخورداري از تكنولوژي مدرن، كالاي مشابه را با قيمت هاي به مراتب ارزان تر از نمونه هاي داخلي وارد كشور مي كنند، در حالي كه برخي از اين كالاهاي وارداتي نسبت به توليدات داخلي از كيفيت پايين تري برخوردارند و نتيجه آن كه توليد كننده داخلي بعد از مدتي ناچار به توقف توليد، تغيير شغل از توليد به تجارت مي شود و نهايتاً به تعداد بيكاران افزوده مي گردد.
4- و اما، چند نفري هم در تماس تلفني و يا از طريق ارسال نامه هاي بدون امضاء - 2 نامه و 3 تماس تلفني- انتقاداتي با سمت و سوي تهديد داشتند كه چرا كيهان از كلان سرمايه داران برج نشين با عنوان «حرامخوار» ياد كرده است. يكي از اين چند نفر تا آنجا پيش رفته بود كه سرمايه داران بزرگ را «افتخار»! و «باعث آبرو»ي اصناف و بازاريان مي ناميد!
اين شخص معترض بعد از شنيدن اطلاعات و اخباري كه كيهان از حرامخواري برخي كلان سرمايه داران و قانون شكني ها و زورگويي هاي آنان ارائه كرد، به جاي پاسخ، ترجيح داد كه با نثار دشنام، تماس تلفني خود را قطع كند! كيهان ضمن ارائه اطلاعات دقيقي از سياهكاري و سوء استفاده هاي برخي از كلان سرمايه داران به شخص تلفن كننده گوشزد كرد اين عده كم شمار كه تعبير حضرت امام(ره) درباره آنها يعني «مرفهين بي درد» مناسب ترين واژه براي ناميدن آنهاست، هرگز نمي توانند هويت حرامخوار خود را در پوشش توده هاي عظيم اصناف و بازاريان متعهد پنهان كنند و كيهان افشاي هويت آنان را وظيفه شرعي و ملي و مصداق واقعي حرفه مطبوعاتي خود مي داند.
¤¤¤
و اما، در اين گفت وگوهاي دوجانبه، نكته بااهميتي بود كه انگيزه نگارش يادداشت پيش روي است. تقريباً تمامي تماس گيرندگان- غير از گروه چهارم كه حرف ديگري داشتند و حساب جداگانه اي نيز دارند و اساساً در حلقه اصناف و بازاريان نيستند- در اين نقطه اتفاق نظر داشته و به كيهان انتقاد مي كردند كه چرا در يادداشت مورد اشاره نوشته بود «اگر بازاريان مغازه هاي خود را تعطيل كنند هيچ حادثه تلخ و ناگواري اتفاق نمي افتد».
براي اين عده از دوستان معترض توضيح مي داديم كه جمله مورد اشاره فقط يك كنايه است و منظور از آن، همان كلان سرمايه داران قانون شكن بوده است. ولي اين توضيح اگرچه با توجه به بينش و منش شناخته شده كيهان مورد قبول برادران انتقادكننده قرار مي گرفت ولي رضايت كامل آنان را جلب نمي كرد و مي گفتند؛ كلان سرمايه داران مورد نظر اولاً؛ بسيار اندك و كم شمارند و ثانياً؛ اين عده اساساً بازاري به مفهوم رايج آن نبوده و همانگونه كه كيهان به درستي اشاره كرده است، برج نشينان بيرون از حلقه اصناف و بازاريان هستند و...
خداي مهربان بر درجات علماي بزرگ و معلمان وارسته اخلاق از جمله دو شهيد بزرگوار، بهشتي و مطهري بيفزايد و ساير بزرگان حاضر را عمر باعزت و دوام عطا فرمايد كه مي گفتند؛ مهم آن نيست كه نويسنده يا سخنران چه منظوري داشته است، بلكه آنچه مهم است، منظور و مفهومي است كه خواننده يا شنونده از آن نوشته يا سخن برداشت مي كند. از اين روي نگارنده وظيفه خود مي داند كه جمله ياد شده در يادداشت مورد اشاره را تصحيح كند و بر اين نكته تأكيد ورزد كه قصد ايجاد خدشه در جايگاه بازار و اصناف و بازاريان در ميان نبوده است و چنانچه يادداشت آن روز كيهان به گونه اي بوده است كه چنين برداشت ناروايي را القاء كرده است قصور خويش در پيدايش آن برداشت و تلقي ناروا را انكار نمي كنيم.
امام راحل ما- رضوان الله تعالي عليه- بر اين تصور رايج خرده مي گرفتند كه «حرف مرد يكي است»! و توصيه مي كردند اگر كسي متوجه اشتباه خود شد بايستي آن را تصحيح كند و در اينگونه موارد، مي فرمودند؛ «حرف مرد دوتاست».
و بالاخره سخني هم با اصناف و بازاريان متعهد كه قاطبه اين قشر را تشكيل مي دهند در ميان است و آن اينكه حضرت امام(ره) توصيه مي فرمودند هر يك از اقشار بايستي خود به اصلاح افراد و اعضاي غيرصالح آن قشر و يا طرد آنان اقدام كنند./انتهاي پيام/