مجمع روحانيون مبارز نگران است
کد خبر:۸۰۷۴۶
غصه هاي حاميان فتنه

مجمع روحانيون مبارز نگران است

سران مجمع روحانيون مانند نهضت آزادي گرچه به ظاهر اخيراً مشي معتدلي پيشه كرده‌اند، اما سربزنگاه‌ها كاملاً در كنار فرزندان معنوي ساختارشكن خود قرار مي‌گيرند و به رغم همه ادعاهايي كه درباره قانون اساسي و خط امام(ره) مطرح مي‌كنند‌، حاضر نيستند سر سوزني عليه قانون‌شكني عناصر تندرو موضعگيري كنند.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، جوان آنلاين نوشت:

بيانيه پرخاشگرانه اخير مجمع روحانيون مبارز عليه روزنامه «جوان» و سايت خبري «جوان آنلاين» بيش از هر چيز ديگر، نشان‌دهنده ناراحتي و نگراني رهبران اين گروه از اخبار و تحليل‌هاي افشاگرانه «جوان» درباره رفتار دوگانه و نفاق‌آلودي است كه برخي جريان‌هاي سياسي در پيش گرفته‌اند.

حقيقت اين است كه نه روزنامه جوان و نه هيچ مجموعه اصولگراي ديگر‌، از زاويه‌گيري برخي افراد و گروه‌هاي سابقاً انقلابي با نظام و انقلاب خوشحال نمي‌شود و حكم شرع و شرط عقل، تلاش براي بازگرداندن اصحاب فاصله به مسير قافله است. اما زماني كه يك جريان سياسي بخواهد خدعه پيشه كند و راهبرد فريب در پيش گيرد تا به‌زعم خود‌، مردم و نظام را دچار اعوجاج تحليلي نمايد، سكوت در برابر چنين نيرنگ فريبايي منطقي نمي‌نمايد.

همه كساني كه تحولات يك سال گذشته كشور و فتنه 88 را دنبال كرده‌اند به خوبي مي‌دانند كه در كنار مواضع ساختارشكنانه افرادي نظير ميرحسين موسوي و گروه‌هايي چون سازمان مجاهدين و حزب مشاركت‌، مجمع روحانيون و عناصر كليدي آن نيز با مواضع و رفتار سياسي خود نقش بسزايي در بالا گرفتن آتش فتنه داشتند.

اين گروه در روزها و هفته‌هاي پس از انتخابات 22 خرداد‌، بي‌هيچ پروا و محابايي شرع و اخلاق و قانون‌، نظام اسلامي را به قتل و كشتار و خونريزي و خيانت متهم مي‌كرد، به گونه‌اي كه بيانيه‌هاي آن‌، ماهيتاً هيچ تفاوتي با مواضع اردوگاه ضدانقلاب و منافقين و سلطنت طلبان نداشت. سياه‌ترين برگه پرونده مجمع روحانيون مبارز در فتنه 88 دعوت به اغتشاش و آشوب در روز30 خرداد بود. درست فرداي روزي كه اعلام شد رهبر معظم انقلاب‌، امامت نماز جمعه 29 خرداد را بر عهده خواهند داشت ــ و علي‌القاعده همگان مي‌بايست منتظر اعلام نظر رهبري به عنوان فصل الخطاب باشند ــ مجمع روحانيون مبارز با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه ما روز 30 خرداد در خيابان آزادي در اعتراض به نتيجه انتخابات‌، راهپيمايي خواهيم داشت ؛ و اين دقيقا يعني اين كه حتي بعد از اعلام نظر ولي فقيه نيز، بازي ما ادامه خواهد داشت!

طرفه اين كه 30 خرداد مصادف با روز ورود سازمان منافقين به فاز مسلحانه عليه جمهوري اسلامي ايران بود و روزنامه جوان نيز نخستين رسانه‌اي بود كه نسبت به احتمال نفوذ منافقين به تشكيلات مجمع روحانيون هشدار داد و از رهبران آن خواست در اين خصوص دقت نظر بيشتري داشته باشند.

پس از آشوب 30 خرداد نيز‌، مجمع روحانيون همچنان در مسير فتنه شتابان بود، به گونه‌اي كه در ماجراهاي رسوايي چون اغتشاشات روز قدس، 16 آذر و عاشورا‌، به رغم همه هتاكي‌ها و اهانت‌هايي كه اراذل و اوباش به ساحت امام حسين(رع)‌، امام خميني(ره) و آرمان‌هاي بزرگ انقلاب اسلامي روا داشتند‌، اين گروه نه تنها به بهانه ماهيت روحاني خود‌، به صورت ظاهري متعرض آشوبگران و اهانت كنندگان نشد‌؛ بلكه نظام اسلامي و نيروهاي انقلاب را با تندترين ادبيات‌، به دليل برخورد با عوامل آشوب و هتاكي مورد تعرض قرار داد.

اما پس از حضور تاريخي ملت در حماسه‌هاي 9 دي و 22 بهمن كه آخرين ميخ‌ها بر تابوت آشوب‌هاي خياباني فرود آمد‌، ائتلاف فتنه‌گران راهبرد جديدي در پيش گرفت. بر اساس اين راهبرد، مقرر گرديد تا موثرين و سرسلسله‌جنبانان جريان فتنه به يك بازي دو جانبه روي آورند، بدين معنا كه عناصري چون موسوي و كروبي كه پس از انتخابات عملاً به مهره‌هايي سوخته تبديل شده بودند‌، مسير ساختارشكني و افراط را تداوم بخشيده و ادبيات سياسي خود را هر چه بيشتر به اپوزيسيون و ضدانقلاب نزديك كنند و افرادي چون سيدمحمد خاتمي و برخي اعضاي مجمع روحانيون نيز، ضمن تكرار ادعاهاي راديكال‌ها با ادبياتي ملايم‌تر‌، با تأكيد مداوم بر كليدواژه‌هايي چون قانون اساسي و خط امام(ره)‌، مزيت حضور اصلاح‌طلبان در دايره نظام را همچنان حفظ نمايند.

اگر اعتدال‌گرايي خاتمي و فاصله‌گيري مجمع روحانيون از موضع ساختارشكنانه سال 88 ماهيتي مثبت و سازنده داشت‌، قطعاً تمام مجموعه‌هاي متعهد به نظام و انقلاب و روزنامه جوان به عنوان بخش كوچكي از اين مجموعه‌، چنين روندي را به فال نيك گرفته و از آن استقبال مي‌كردند. اما شوربختانه اين نمايش تاكتيكي در دل راهبرد ديگري تعريف شده كه نه تنها سازنده نيست، بلكه اهدافي مخرب را دنبال مي‌كند كه ايجاد حاشيه امن براي جريان فتنه به مثابه آتش زير خاكستر از آن جمله است.

كشف حقيقت ماجراي اين بازي فريبنده اما خيلي دشوار نيست. علاوه بر وجود اخبار و گزارش‌هاي متعدد مبني بر هماهنگي كامل بين تندروها و ميانه‌روهاي جريان فتنه‌، تحليل محتواي مواضع عناصري به اصطلاح معتدل مانند آقاي خاتمي و مجمع روحانيون مبارز به خوبي نشان مي‌دهد كه اظهارات آنان روي ديگر سكه تندروهاست. طي چندماهي كه مقرر شده تا برخي رهبران مجمع روحانيون نقش معتدل را ايفا كنند‌، به‌رغم نيش و كنايه‌هاي متعددي كه آنها در لفافه قانون‌گرايي و پيروي از خط امام(ره) نثار نظام و حاكميت كرده‌اند‌، يك مورد مشاهده نمي‌شود كه آنها حتي به صورت تلويحي‌، قانون‌شكني‌ها و افراط گري‌هاي عناصر تندرو را محكوم كنند يا مورد اعتراض قرار دهند. البته اين امر نافي برخي اختلافات دروني جريان اصلاحات كه عموماً ريشه‌هاي خصلتي و شخصيتي دارد‌، نيست اما اين اختلافات عمدتاً در محافل خصوصي سرباز كرده و كمتر ظهور و بروز بيروني مي‌يابد.

اين مدل تقسيم نقش دوگانه بين تندروها و به اصطلاح ميانه‌روها البته سوابق تاريخي جالبي نيز دارد. سازمان منافقين به عنوان يكي از گروه‌هاي افراطي مخالف نظام‌، زائيده و مخلوق نهضت آزادي بود، به همين دليل نيز حضرت امام(ره) منافقين را فرزندان عزيز مهندس بازرگان ناميدند. در سال‌هاي نخستين پيروزي انقلاب‌، با اين كه هدف كلان منافقين و نهضت آزادي‌، يكسان بود اما اين دو گروه‌، دو نقش متفاوت براي مقابله با نظام نوپاي اسلامي ايفا مي‌كردند و يكي راديكال و ديگري ميانه رو بود. با وجود‌ اين ، به‌اصطلاح ميانه‌روهاي نهضت آزادي‌، سر بزنگاه‌ها هيچ گاه فرزندان معنوي خود (منافقين) را تنها نمي‌گذاشتند. در نهايت نيز در حوادث خرداد سال 1360 نهضت آزادي كاملاً منافقين را در چتر حمايتي خود قرار داد و از آشوب‌ها و اغتشاشات آنها حمايت كرد و به همين دليل نيز در آن سخنراني مشهور و تاريخي‌، سران اين گروه مورد عتاب امام قرار گرفتند كه «چرا با گروه منافق ائتلاف كرده اند؟»

رهبران مجمع روحانيون نيز همانند سران نهضت آزادي گرچه علي‌الظاهر در ماه‌هاي اخير مشي معتدلي پيشه كرده‌اند، اما سربزنگاه‌ها كاملاً در كنار فرزندان معنوي ساختارشكن خود قرار مي‌گيرند و به رغم همه ادعاهايي كه درباره قانون اساسي و خط امام(ره) مطرح مي‌كنند‌، حاضر نيستند سر سوزني عليه قانون‌شكني عناصر تندرو موضعگيري كنند.

گناه بزرگ روزنامه جوان كه مورد خشم و غضب مجمع روحانيون قرار گرفته‌، دقيقاً افشاي اين راهبرد دوسويه و سناريوي فريبنده است.مجمع روحانيون در بيانيه خود روزنامه جوان را متهم كرده كه چون بعد از صدور بيانيه‌هاي اين گروه عليه قطعنامه شوراي امنيت و خروج منافقين از ليست گروه‌هاي تروريست‌، به نقد مجمع روحانيون پرداخته است‌، پس در خط سازمان منافقين حركت مي‌كند. اين ادعاي فرافكنانه در حالي است كه روزنامه جوان صرفاً با طرح پرسش‌هايي ساده‌، مواضع متناقض نماي مجمع روحانيون را آشكار كرده است.

سؤال اين است كه اگر كاسه‌اي زير نيم كاسه نيست‌، چگونه از يك محفل سياسي خاص درباره قطعنامه ضد ايراني‌، دو رويكرد متفاوت بيرون مي‌آيد؟ مجمع روحانيون قطعنامه را محكوم مي‌كند و ميرحسين موسوي تلويحاً قطعنامه را پذيرا مي‌شود و گناه آن را به گردن جمهوري اسلامي مي‌اندازد.مجمع روحانيون عليه منافقين بيانيه مي‌دهد، اما عناصر همسوي آن‌، با اقدامات خود‌، بستر فعاليت و تحرك اين سازمان تروريست را آماده مي‌كنند؟به راستي مجمع روحانيون كه مدعي مخالفت با سازمان منافقين است آيا يك بار به اين انديشيده است كه مواضع گروه‌هاي همسو با آن در نثار اتهامات متعدد عليه نظام و انقلاب‌، چه تفاوتي با مواضع سازمان منافقين دارد؟ آيا اين مجمع تاكنون يك بار عليه برخي عناصر اصلاح‌طلب نظير مهاجراني، كديور و حقيقت‌جو كه دست در دست عناصر منافق و سلطنت‌طلب به سمپاشي عليه جمهوري اسلامي مي‌پردازند‌، موضعگيري كرده است؟

سران امريكا و انگليس ــ يعني بانيان قطعنامه ضدايراني شوراي امنيت ــ بارها و بارها از فتنه گران حمايت كرده و رسانه‌هاي آنان نيز با تمام قوا از حركت‌هاي قانون‌شكنانه آنان حمايت مي‌كنند، چرا تاكنون مجمع روحانيون در اين خصوص اتخاذ موضع نكرده است؟ آيا محكوم كردن قطعنامه شوراي امنيت در حالي كه تركيه و برزيل هم به آن رأي منفي داده و كشورهاي زيادي آن را محكوم كرده‌اند يك حركت انقلابي مهم از سوي مجمع روحانيون ــ كه روزگاري خود را پرچمدار انحصاري مبارزه با امپرياليسم مي‌دانست ــ تلقي مي‌شود؟

آيا اعتراض به خروج منافقين از ليست ترور امريكا در حالي كه همپيمانان مجمع روحانيون در داخل كشور دقيقاً جا پاي منافقين گذاشته‌اند‌، يك ژست توخالي براي ايفاي همان سناريوي دو سويه نيست؟ گروهك منافقين كه روسياهي آن از كفر ابليس هم مشهورتر و موضعگيري عليه آن‌، مصداق روغن ريخته را نذر امامزاده كردن است. بسياري از گروه‌هاي ضدانقلاب و اپوزيسيون هم به دليل جنايات منافقين و وطن فروشي و همپالگي آنان با صدام‌، با اين گروه جهنمي زاويه دارند و عليه آنان موضعگيري مي‌كنند. آيا بيانيه مجمع در اين باره براي رد گم كني و انحراف افكار عمومي از موضوع ديگري نيست؟

چند سال پيش زماني كه سازمان مجاهدين انقلاب به واسطه مواضع ضدديني برخي اعضاي خود ــ به‌ويژه هاشم آغاجري ــ از سوي علماي قم به عنوان سازماني نامشروع شناخته شد‌، اين سازمان براي رد گم كني‌، نامه‌اي به توني بلر، نخست وزير وقت انگليس نوشت و نسبت به فعاليت يك شبكه ماهواره‌اي ضدديني فارسي‌زبان در اين كشور اعتراض كرد. ظاهر آن ماجرا‌، تعصب ديني اعضاي سازمان مجاهدين را نشان مي‌داد، اما باطن آن‌، كاستن از بار فشارهايي بود كه به واسطه مواضع ضدديني هاشم آغاجري در جامعه ايجاد شده بود.

با اين سابقه‌، سؤال روزنامه جوان اين بود كه حضرات مجمع روحانيون چرا در جريان اغتشاشات سال گذشته كه با بسترسازي فتنه گران - والبته خود عاليجنابان!- عناصر گروهك مرده منافقين و ساير مخالفين نظام اسلامي فرصت جولان دوباره در خيابان‌ها را يافتند‌، به فكر صدور بيانيه نيفتادند؟ چرا زماني كه منافقين قديم و جديد به ساحت امام(ره) جسارت كردند و حرمت عاشورا را شكستند‌، لب باز نكردند و اگر كردند به نفع جبهه هتاك بود؟ چرا رگ غيرت آنها از آن همه جسارت به مقدسات ديني يك بار نجنبيد و حداقل يك بار به دفاع از هويت خود (روحانيت) عليه ساختارشكناني كه ضد تمام اعتقادات و آموزه‌هاي مذهبي و انقلابي شعار دادند‌، اتخاذ موضع نكردند؟

اگر مجمع روحانيون براي اين سؤالات و ديگر پرسش‌هايي از اين دست پاسخي دارد‌، منطقش پيروز است و اگر ندارد كه بر روي حقيقت پنجه افكندن‌، عاقبتي جز شكست ندارد.

بخش‌هايي از بيانيه مجمع روحانيون عليه روزنامه جوان

دست اندرکاران اين رسانه که خود را در مصونيت مطلق از مؤاخذه و پاسخگويي مي‌بينند هر روز به بهانه اي يکي از پايگاه‌هاي اصيل انقلاب و استوانه‌هاي مورد اعتماد مردم را با شيوه‌هاي غير‌اخلاقي و غير‌شرعي نشانه رفته و به تشويش اذهان عمومي و نشر اکاذيب براي بهره‌برداري‌هاي حقير باندي مشغول بوده‌اند. در اين ميان مجمع روحانيون مبارز که از يادگارهاي حضرت امام خميني(س) و از تشکل‌هاي مهم و اثر گذار روحاني و انقلابي در طي سه دهه گذشته بوده است و نيز شخصيت‌هاي برجسته آن از جمله حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين جناب آقاي خاتمي و حضرت آيت‌الله سيد محمد خوئيني دادستان و اميرالحاج منتخب حضرت امام کراراً مورد اهانت، اتهام و تعرض قرار گرفته‌اند.


... نکته مهم و قابل تأمل اين که سايت و روزنامه مذکور از اين که مجمع و خصوصاً رئيس محترم شوراي مرکزي مجمع حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين جناب آقاي خاتمي داراي مواضع معتدل هستند و براي آرامش و اتحاد و همبستگي ملي تلاش مي‌کنند به شدت برافروخته و عصباني شده است گويا موجوديت و يا منافع دست اندرکاران اين رسانه‌ها در تشديد اختلافات و تشنج در کشور است، همان راهي که دشمنان ملت ايران در انجام عمليات تروريستي زاهدان و کشتن صدها نفر از مردم مظلوم آن سامان براي ايجاد تفرقه و اختلافات قومي و مذهبي و نا امن کردن فضاي عمومي جامعه تعقيب مي‌کنند.


آنچه موجب نگارش اين نوشتار گرديد، پيدايش اين احتمال است که عوامل سازمان منافقين با سوء استفاده از تندروي و افراط‌گري به درون برخي نهادها و دستگاه ها و رسانه‌هاي نظام نفوذ کرده و در صدد انتقام از امام، ياران امام و انقلاب اسلامي بر آمده باشند!... لذا ضمن هشدار نسبت به اين خطر بزرگ اميدواريم قبل از اين که اين جريان مرموز ضربه‌هاي بزرگتري به نظام وارد کنند، شناسايي، افشا ورسوا گردند تا از بروز فجايع احتمالي نظير آنچه که در سال‌هاي آغازين انقلاب از رهگذر نفوذ منافقين بر کشور و ملت تحميل گرديد جلوگيري به عمل آيد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار