كاهش ازدواج؛ يك فاجعه بزرگ اجتماعى‏
کد خبر:۸۰۷۶۰

كاهش ازدواج؛ يك فاجعه بزرگ اجتماعى‏

افراد مجرّد را مى‏توان به «چادرنشينان خانه به دوش» تشبيه كرد كه هرگز كوششى براى عمران سرزمين‏هايى كه موقتاً در آن زندگى دارند و به زودى از آن به جاى ديگر كوچ مى‏كنند، از خود نشان نمى‏دهند و در برابر آن بى‏تفاوتند.

به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، كاهش ازدواج، و عدم تمايل جوانان به زندگى زناشويى و روى آوردن به زندگى غير طبيعى تجرّد، و يا صحيح‏تر چيزى كه اصلًا نمى‏توان نام آن را زندگى گذارد، فاجعه بزرگى است براى جهان انسانيّت كه همراه ديگر آثار منفى زندگى ماشينى، دامنگير انسان قرن ما شده است.

كاهش ازدواج تنها از اين نظر فاجعه‏آور نيست كه به انقراض يا كمبود نسل، مى‏گرايد، تا گفته شود فعلًا- و شايد تا چندين سال ديگر- فكر ما از اين جهت آسوده است، زيرا جهان انسانيّت با كمبود نفرات روبه‏رو نيست، بلكه شايد ازديّاد جمعيّت در حال حاضر مايه نگرانى باشد (البتّه در كشورهاى غير صنعتى، و نه صنعتى كه جمعيّت كاملًا در آنها كنترل شده است)!

بلكه عيب اين موضوع بيشتر از اين نظر است كه افراد مجرّد در واقع از نظر احساس مسئوليّت اجتماعى بسيار عقب‏ هستند، آنها تقريباً به هيچ جامعه‏اى تعلّق ندارند و به افرادى مى‏مانند كه در يك فضاى بيكران در حالت بى‏وزنى در ميان كرات سرگردان باشند!

آنها ممكن است با كمترين چيزى پيوند خود را از آب و خاك خود بريده، فوراً به نقطه ديگرى پرواز كنند، و يا در صورت ناراحتى با زندگى وداع گويند و از آن چشم بپوشند.
آمار انتحار و خودكشى‏ها به خوبى اين واقعيّت را روشن مى‏سازد زيرا طبق اين آمار (خودكشى) در ميان افراد مجرّد به درجات از افراد متأهّل بيشتر است.

فرار مغزها بيشتر در ميان افراد مجرّد كه هنوز پيوند زندگى زناشويى با اجتماع كشور خود برقرار نساخته‏اند ديده مى‏شود.

بسيارى از جنايتكاران يا مجرّدند يا يك نوع زندگى شبيه به تجرّد دارند. در حقيقت زندگى زناشويى، انسان را از اين كه تنها متعلّق به خودش باشد، و هر آن اراده كرد هر نوع تصميمى درباره خود و آينده خود بگيرد بيرون مى‏برد، و بر اثر احساس مسئوليّت در برابر جامعه كوچكى كه نامش‏ «خانواده» است از هرگونه تصميم خطرناك و غلط باز مى‏دارد.

اين «عدم احساس مسئوليّت» و «فقدان پيوند اجتماعى» آثار شوم ديگرى هم دارد كه مهمتر از همه به كار نبستن حدّاكثر نيروها و بسيج نكردن همه قدرت‏ها در پيشرفت زندگى است، چه اين كه براى اداره زندگى يك نفر آن هم يك نفر كه هر طور بر او بگذرد غمى نيست. به كار بستن نيروى زيادى لازم نمى‏باشد!

همين موضوع است كه زندگى مجردان را با ركود و تنبلى، و بى تفاوتى، در به دست آوردن امكانات زندگى، و به كار انداختن نبوغ خود، و بى اعتنايى نسبت به حفظ امكاناتى كه به دست آورده‏اند، مى‏آميزد.

و نيز به همين دليل است كه بسيارى از كسانى كه در حال تجرّد از اداره زندگى شخص خود عاجزند، و به صورت سربار اجتماع زندگى مى‏كنند، و افرادى بى‏اراده و سست و ولنگار به حساب مى‏آيند، به هنگام شروع زندگى زناشويى، افرادى مصمّم، جدّى، با اراده، پر تحرك و هوشيار از آب در مى‏آيند اينها همه معجزه احساس مسئوليّت است!

و اين كه در «منابع اسلامى» مى‏بينيم تأكيد شده «روزى به همراه همسر است» نيز شايد اشاره به همين معنا باشد.

و از اين نظر افراد مجرّد را مى‏توان به «چادرنشينان خانه بدوش» تشبيه كرد كه، هرگز كوششى براى عمران سرزمين‏هايى كه موقتاً در آن زندگى دارند و به زودى از آن به جاى ديگر كوچ مى‏كنند، از خود نشان نمى‏دهند، و در برابر آن بى‏تفاوتند.

از نظر اخلاقى افراد مجرّد هرگز يك «انسان كامل» نخواهند بود، زيرا بسيارى از مفاهيم اخلاقى از قبيل وفا، گذشت، جوانمردى، عاطفه، محبّت، فداكارى و حق‏شناسى بيش از همه جا در محيط خانواده و زندگى مشترك همسران و فرزندان تحقّق مى‏يابد و كسانى كه از اين زندگى دورند به اين مفاهيم كمتر آشنايى دارند.

درست است كه قبول مسئوليت زندگى مشترك زناشويى، انبوهى از مشكلات و مسئوليّت‏ها پيش پاى انسان مى‏گذارد، ولى مگر انسان بدون استقبال از مشكلات و مسئوليّت‏ها هرگز تكاملى پيدا مى‏كند؟!

مسأله پاسخ به نياز طبيعى جسم و روح، و واكنش‏هاى نامطلوب روانى و جسمى كه بر اثر پاسخ نگفتن به اين نياز قطعى و مسلّم پيدا مى‏شود خود داستان جداگانه‏اى دارد كه بايد جداگانه از آن سخن گفت.

با توجّه به اين واقعيّات غير قابل انكار، اگر گرايش به «تجرّد» و كاهش روزافزون ازدواج را يك فاجعه اجتماعى بناميم به هيچ وجه اغراق نگفته‏ايم.

برگرفته شده از كتاب مشكلات جنسي جوانان/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار