پشت پرده‌هاي آشكار شده مرد خاكستري اصلاحات
کد خبر:۸۰۷۷۶

پشت پرده‌هاي آشكار شده مرد خاكستري اصلاحات

يكي از مهم‌ترين وظايف مردم خصوصا جوانان، شناخت عوامل فتنه است؛ نه عوامل پيدا و آشكار كه عوامل پشت پرده و نقابدار كه شايد سال‌هاي سال است موفق شده‌اند در پس حجاب، چهره موجه يا نيمه موجه خود را حفظ كنند.

مريم وکيلي، گروه پاتوق شيشه اي- ديرزماني نيست كه آتش فتنه 88، به خاموشي گراييده است و همه مي‌دانند كه اين مهم را مرهون رهبري بي‌نظير و بي‌بديل حضرت آيت الله خامنه‌اي مدظله العالي، رهبر عظيم‌الشان انقلاب هستيم.

فضاي سال گذشته آن‌چنان غبارآلود شد كه شايد خيلي از بزرگان و خواص بيراهه را، راه دانستند، اما مردم هوشيار و ولايت‌مدار ايران هم‌چون گذشته، كليد واژه‌هاي گوهربار سخنان رهبر معظم را، چراغ راه خود كردند و اين بار هم قبول خرداد شدند.

روزهاي پيش رو، روزهاي آمادگي و بصيرت اندوختن براي فتنه‌هاي بزرگ‌تريست كه سر راه ملت ايران براي رسيدن به سرمنزل ظهور است و چه خوب است كه به خود غره نشويم و فكر نكنيم فتنه تمام شده است.

يكي از مهم‌ترين وظايف مردم خصوصا جوانان، شناخت عوامل فتنه است؛ نه عوامل پيدا و آشكار كه عوامل پشت پرده و نقابدار كه شايد سال‌هاي سال است موفق شده‌اند در پس حجاب، چهره موجه يا نيمه موجه خود را حفظ كنند.

مردم ما در حماسه‌هاي پر شوري كه در سال گذشته و نيز امسال آفريدند، همواره خواستار محاكمه سران فتنه شده‌اند، اما براستي سران فتنه چه كساني هستند؟

اين سؤالي است كه در پاسخ به آن شايد نقاب از چهره عنصري مرموز و در محاق برداشته شود، مردي كه حتي بسياري از خبرگزاري‌ها يا افراد در گزارش‌ها و مقالات خود، از او با نام مرد خاكستري اصلاحات يا اختصار (م.خ) نام مي‌برند و اين خود ابهام قضيه را بيشتر مي‌كند.

آري سيدمحمد موسوي‌خوييني‌ها، يا همان مرد خاكستري اصلاحات، فردي است كه سال‌ها با فعاليت‌هاي زيرزميني و مرموزانه، با حضور بسيار کم‎رنگ در مجامع عمومي و رسمي، خط‌دهي و هماهنگي نيروهاي مختلف حزبي و اصلاح‌طلب را به عهده دارد. فردي كه با وجود سكوت و عدم مصاحبه با نشريات و روزنامه‌ها، در روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد يكي از سرهاي جنبش سبز نام مي‌گيرد و اين موضوع در سايت‌ها و رسانه‌هاي خود آن‌ها هم منعكس مي‌شود و نيز به دليل نفوذ كلامي كه بر اصلاح‌طلبان دارد، پدر معنوي آن‌ها نيز لقب مي‌گيرد.

موسوي‌خوييني‌ها كه هم‌اكنون دبير مجمع روحانيون مبارز است، در ابتداي انقلاب عضو مجلس پيش‎نويس قانون اساسي بود. هم‌چنين در سال 59 به مدت يك سال رياست سازمان صداوسيما را به‎عهده داشت. در دهه شصت نيز به مدت 8 سال، عهده‎دار دادستاني كل كشور بود.

سؤالي مهم كه در اين‌جا وجود دارد اين است كه با وجود عناصري فعال و تئوريسين و باتجربه، چرا اصلاح‌طلبان يا به نوعي گروه‌هاي اپوزيسيون، رهبري معنوي موسوي‌خوييني‌ها را پذيرفته‌اند؟

چگونه است كه افرادي همچون سيدمحمد خاتمي، سعيد حجاريان، ميرحسين موسوي، بهزاد نبوي و ... كه هر كدام گوشه‌اي از تفكرات خود را در فتنه 88 به اجرا گذاشته‌اند، از شخصيتي همچون او خط مي‌گيرند؟

اين فتنه‌ها و آشوب‌ها رهبر دارد يا رهبران؟ آيا رأس اين هرم موسوي‌خوييني‌ها است يا مي‌توان منشوري از افراد هم‌چون هاشمي رفسنجاني، موسوي‌خوييني‌ها، بهزاد نبوي، ميرحسين موسوي، خاتمي و كروبي و ... را در اين قضايا راهبر دانست؟

پاسخ اين سؤال‌ها در بررسي اجماليِ محدود سخنان خوييني‌ها و ديگر عوامل دست‌اندركار به دست مي‌آيد.

مرد خاكستري اصلاحات در يكي از كلاس‌هاي درسش در يكي از واحدهاي دانشگاه آزاد عنوان مي‌كند كه ولايت مطلقه فقيه اساسا مسئله قابل قبولي نيست و نمي‌شود آن را پذيرفت. از وي سؤال مي‌شود كه شما كه جزو گروه محوري بوديد كه در زمان امام كساني را كه نسبت به مسأله ولايت فقيه تشكيك عملي كرده بودند، به ضديت با اسلام متهم كرده و گفتيد كه ضد انقلاب و طرفدار اسلام آمريكايي هستيد، پس چطور اين حرف را مي‌زنيد؟ او پاسخ مي‌دهد: «من زمان امام(ره) هم ولايت مطلقه را قبول نداشتم، اما از آنجايي كه امام جاذبه فوق‌العاده‌اي داشت و ما نيز از شاگردان ايشان بوديم، رويمان نمي‌شد كه جلوي امام مخالفت كنيم، اما حالا كه اين شرايط نيست، من مي‌گويم كه از ابتدا هم اين مسأله را قبول نداشته‌ام.»(1)

با نگاهي به عمل‌كرد وي در قضيه تسخير لانه جاسوسي آمريكا و عدم اطلاع‌رساني و كسب اجازه از امام خميني(ره)، مي‌توان صحت اين كلام را دريافت. بگذريم از حرف و حديث‌هايي كه در اين باب وجود دارد كه برخي نيز به اثبات رسيده است و شايد آيندگان به ابعاد گسترده‌تري از اين واقعه دست پيدا كنند؛ و چه رهبري براي اصلاحات بهتر از موسوي‌خوييني‌ها كه هم هدف با اصلاحات در پي زمين زدن نظام و ايجاد حكومتي سكولار است؟

وجه ديگري از شخصيت اين فرد نقابدار در ماجراي كوي دانشگاه آشكار مي‌شود، آنجاكه در فضايي كه قانون اصلاح مطبوعات در حال تصويب در مجلس است، سندي محرمانه و اطلاعاتي در 15 تير 1378 تيتر يك روزنامه سلام به مدير مسئولي ايشان مي‌شود.

«حلقه سلام» از خرداد ماه 70 با محوريت حجت‌الاسلام موسوي‌خوئيني‌ها و سردبيري عباس عبدي و همكاري مصطفي تاج‌زاده، عليرضا علوي‌تبار، هادي خانيكي، اكبر اعلمي، جعفر گلابي، مهرنوش جعفري، احمد بورقاني، رجبعلي مزروعي و... شروع به كار كرد. افكار انحرافي اين گروه كه برگرفته از حلقه كيان بود، كم كم با تعاريف جديد از دين و ارائه نظريات سكولار، شكاف عميقي در جامعه ايجاد كرد. البته اين روزنامه، تنها روزنامه‌اي نبود كه پايه‌هاي ديني را مورد هجوم بي‌محاباي خود قرار داده بود. به همين علت كميسيون فرهنگي مجلس پنجم، طرحي را با نام اصلاحيه قانون مطبوعات در چهار بند به تصويب رساند كه يك روز قبل از تصويب نهايي، روزنامه سلام با انتشار سند محرمانه مربوط به سعيد امامي، حركتي را براي تاثيرگذاري بر روند تصويب اين قانون، منتشر كرد و به همين دليل در 17 تيرماه توقيف شد. اين توقيف كه شايد روزهاي قبل شامل ديگر روزنامه‌هاي اصلاح‌طلبِ بي‌محابا، نيز شده بود، عكس‌العملي متفاوت در تهران و كوي دانشگاه به جاي گذاشت و قائله 18 تير به وقوع پيوست.

قائله‌اي كه بعدها افشاي اسنادش ثابت كرد كه توطئه‌اي از پيش طراحي شده بوده و جرقه اين توطئه را همين فرد يعني موسوي‌خوييني‌ها زده است و نكته جالب اينجاست كه با زيركي بسياري از اين مهلكه سر به سلامت ‌مي‌برد. به تازگي و در جريان اغتشاشات اخير نيز عامل انتشار آن سند محرمانه(مراد ويسي) كه مدت زماني امين و مشاور موسوي‌خوييني‌ها بود، از كشور گريخت و به دوستان فراري خود در راديو فردا پيوست.

اما مهم‌ترين طرح‌هاي براندازي نرم مرد پشت پرده اصلاحات كه اتاق‌هاي فكر او و متحدانش آن‌ها را رقم مي‌زدند، در دو سال اخير رقم خورده است كه اين بار به لطف الهي و مدد سربازان جان‌بركف و گوش به فرمان امام خامنه‌اي، خيلي زودتر از آن كه دير شود، اين اسناد منتشر شد.

سردار سرلشكر محمدعلي جعفري، فرمانده كل سپاه در جمع پيش‌كسوتان جهاد و شهادت كه در مسجد ولي عصر(عج) تهران گرد هم آمده بودند، با اشاره به سخنان "موسوي خوئيني‌ها" در بهمن 87 از قول او چنين مي‌گويد:« ما بايد بياييم و توان خود را بگذاريم و به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بکشيم، او بايد بفهمد اين مملکت اين طور نيست که ايشان هر طور که خواستند اين نظام را به هر سمتي بکشند، خاتمي و يارانش هم بالاخره کلي تجربه دارند.»

اين جملات عمق فاجعه فتنه را بيش از پيش بر همگان روشن مي‌سازد. اين‌كه انتخابات براي اصلاح‌طلبان فرصتي بود تا به زعم خودشان اصل نظام را از بين ببرند.

اتاق‌هاي فكر متعدد اين افراد با سركردگي هاشمي و موسوي‌خوييني‌ها و بهزاد نبوي و ابطحي، تاج‌زاده، حجاريان و باقي ايادي‌شان در داخل و خارج از حدود دو سال قبل در حال طراحي و پياده كردن تئوري فوق بوده است.

مرد خاكستري اصلاحات كه هم‌اكنون نيز با وجود اختلافات شديد بين موسوي و خاتمي، خط‌دهي جريان را به عهده دارد در اظهارات خود گفته است:« ما يک زخم عميق به اين‌ها(نظام) زده‌ايم. هم‌اکنون بايد حوصله کنيم تا دير يا زود از پا بيفتند» «ما يک سمنو پخته‌ايم که پختن و جا افتادن آن زمان مي‌برد.»(2)

مسئله اساسي اينجاست كه حركت‌هاي اكبر هاشمي رفسنجاني در جريان انتخابات دهم و همسو بودن اين حركت با تئوري‌هاي موسوي‌خوييني‌ها و اعوان و انصارش در اغتشاشات اخير، فاش شدن مخالفت موسوي‌خوييني‌ها با رهبري مفام معظم رهبري در جلسه خبرگان رهبري در 14 خرداد 68، همچنين تلاش‌هاي اخير وي و آقاي هاشمي براي شورايي و مدت‌دار كردن رهبري، اين مسئله را هم‌چنان در ابهام قرار مي‌دهد كه واقعا ليدر همه اين اتفاقات كيست؟!

قطعا در آينده‌اي نزديك ابعاد جديدتري از اين ماجرا فاش خواهد شد.

پي‌نوشت:
1. محمدحسين صفار هرندي، وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي در نشست مجمع جوامع اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسر كشور جمعه 24 مهر 1388
2. به نقل از جوان آنلاين

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار