کاسه ليسان همه ترسيده ز تحريم هستند
کد خبر:۸۰۹۶۹
درد دل نازپرورده ها

کاسه ليسان همه ترسيده ز تحريم هستند

هنوز هم موضوع تحريم داغ داغ است و مباحثش واجب تر از نان شب است براي بعضي ها.

علي ميرزائي، گروه پاتوق شيشه اي- تعارف که نداريم، داريم؟ خب حالا که تعارف نداريم، بگذاريد بي پرده عرض کنم كه از وقتي مملکت ما را تحريم کردند، نتوانسته ايم حتي يک جرعه آب خوش بريزيم داخل حلقوممان.

يکي نيست بگويد آخر آب‌تان نبود، نان‌تان نبود، تحريم شدن‌تان ديگر چه صيغه اي بود؟

اصلاً چرا با آمريکا در مي افتيد که اين‌طوري ها بشود؟ اين تحريم ها هم براي خودش مثنوي هفتاد من كاغذ است که الان يکي دو کيلويش را بنده عرض مي کنم خدمت‌تان:

 
بشنو اي جان ز يکي شاعرِ بسيار فضول(1)
بلکه شادي بکند در دلت اين بار، حلول
***
گل پري گفته به داماد لرستان(2) حرفي
که وطن هم شده تحريم و نيايد برفي!(3)
***
خاک عالم به سرم گشته که تحريم شديم
ذِيل دستور اجانب همه تقسيم شديم!
***
گل پري خسته و بي حال و ملول است اي واي
به گمانم کَمَکي تند و عجول است اي واي
***
به دلش غصه تحريم تجارت دارد
خنده بر درد دلش ننگ و خجالت دارد!
***
ديشب ايشان گذرش مجلس بزمي(4) افتاد
با فِري و دگران عزمي و جزمي افتاد
***
شاد و شنگول و غرل خوان شده بودند آنها
خنده بر گريه ما هم زده بودند آنها!
***
تا از آن حال کذا(5) هم درشان آوردند
درد دل ها همگي بر لبشان آوردند
***
پسري گريه کنان گفت، در آنجا سخني
تا شود نقل به مضمون، درِ هر انجمني
***
خاک عالم به سرم گشته که تحريم شديم
ذِيل دستور اجانب همه تقسيم شديم!
***
چه کنم گر نتوانم بروم رقاصي؟
ارمنستان و دبي تا که نگردم عاصي؟(6)
***
رنگ مو گر نشود وارد از آن سوي جهان
متضرر شود آري دل هر پير و جوان!
***
بيخودي مِلَتمان دشمن آمريکايند
نخبه هائي چو مرا بيخودكي مي پايند!
***
بنده چون مشکل بيکاري و اينها دارم
شوق ول گشتن و بي عاري و اينها دارم!
***
زين سبب توي خيابان اَلکي مي چرخيم
با فريبا و ثريا کمکي مي چرخيم
***
الغرض توي دلش شوق عجيبي افتاد
خاصه از ذوق وطن حال غريبي افتاد
***
زان جهت نام وطن بر لب ايشان هم بود
كه پري هم چو فِري زار و پريشان هم بود
***
حرف آخر به تو گويم که بداني اي يار
آخرش را خودت آنگونه بخواني اي يار
***
کاسه ليسان همه ترسيده ز تحريم هستند
زين جهت هم به گمان، واجبِ تعظيم هستند!


1) دقيقاً منظورم خود شخص سراينده اين به ظاهر ابيات است.
3) يادتون مياد زمان شاه؟ برف ميومد يه متر و نيم؟ اصلاً به قول صاحب وبلاگ درد و دل، زمان شاه حتي لباس هاي خيس روي بند رخت خيلي زودتر از الان خشک مي شدند! اما الان چي؟ هيچي به هيچي!
4) مجلس بزم: امروزي ها بهش مي گن پارتي.
6) داستان فري را هم در شعر بسيجي واقعي بخوانيد.
7) در مورد معناي کلمات عزم و جزم، هر فکري که دوست داريد بکنيد! فقط مد نظر قرار دهيد که اگر معني اش بد باشد، من تکذيبش مي کنم!!!
5) حال کذا: لطفاً در مورد معني اين اصطلاح هم، فکر بد نفرمائيد. اصولاً هر فکر نافرمي در اين مورد به ذهنتان برسد، بنده از بيخ و بن و با تمام قوا تکذيبش مي کنم چون حوصله ندارم دوباره فيلترم کنند!
6) ما که نديديم اما شنيديم بعضي از فقراي کشور ما ميليون ها تومان پول بي زبان را خرج مي کنند تا بروند توي کنسرت هاي خوانندگان لس آنجلسي در دبي و ارمنستان و برخي ممالک همجوار ديگر و حالا هم آن فقراي محترم ترس افتاده توي دل نازکشان  و مي گويند که: اگر خداي ناکرده تحريم شديم و نتوانستيم به مناسبت شادي ارواحمان برويم آن طرف آب و حركات موزون انجام دهيم، ممکن است دق کنيم و بيفتيم بميريم.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار