منتظران راستين در فساد محيط حل نمى شوند
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، هنگامى كه فساد فراگير مى شود، و اكثريت و يا جمع كثيرى را به آلودگى مى كشاند، گاهى افراد پاك در يك بن بست سخت روانى قرار مى گيرند، بن بستى كه از يأس از اصلاحات سرچشمه مى گيرد.
گاهى آن ها فكر مى كنند، كار از كار گذشته و ديگر اميدى براى اصلاح نيست، و تلاش و كوشش براى پاك نگهداشتن خويش بيهوده است، اين نوميدى و يأس ممكن است آنها را تدريجاً به سوى فساد و همرنگى با محيط بكشاند، و نتوانند خود را به صورت يك اقليت صالح در برابر اكثريت ناسالم حفظ كنند، و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوايى بدانند.
تنها چيزى كه مى تواند در آنها روح اميد بدمد و به مقاومت و خويشتن دارى دعوت كند و نگذارد در محيط فاسد حل شوند، اميد به اصلاح نهايى است، تنها در اين صورت است كه آنها دست از تلاش و كوشش براى حفظ پاكى خويش و حتى براى اصلاح ديگران بر نخواهند داشت.
و اگر مى بينيم در دستورات اسلامى ياس از آمرزش، يكى از بزرگ ترين گناهان شمرده شده است وممكن است افراد ناوارد، تعجب كنند كه چرا يأس از رحمت خدا اين قدر مهم تلقى شده، مهم تر از بسيارى از گناهان، فلسفه اش در حقيقت همين است كه گناهكار مأيوس از رحمت، هيچ دليلى نمى بيند كه به فكر جبران بيفتد و يا لااقل دست از ادامه گناه بردارد، و منطق او اين است آب از سر من گذشته است، چه يك قامت چه صد قامت، من كه رسواى جهانم غم دنيا هيچ است، بالاتر از سياهى، رنگ دگر نباشد، آخرش جهنم است، من كه هم اكنون آن را براى خود خريده ام، ديگر از چه چيز مى ترسم؟
اما هنگامى كه روزنه اميد براى او گشوده شود، اميد به عفو پروردگار و اميد به تغيير وضع موجود، نقطه عطفى در زندگى او پيدا مى شود و چه بسيار او را به توقف كردن در مسير گناه و بازگشت به سوى پاكى و اصلاح دعوت مى نمايد.
به همين دليل اميد را مى توان همواره به عنوان يك عامل مؤثر تربيتى در مورد افراد فاسد شناخت، همچنين افراد صالحى كه در محيط هاى فاسد گرفتارند، بدون اميد نمى توانند خويشتن را حفظ كنند.
نتيجه اين كه انتظار ظهور مصلحى كه هر قدر دنيا فاسدتر مى شود، اميد ظهورش بيشتر مى گردد اثر فزاينده روانى در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نيرومند فساد بيمه مى كند، آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محيط مأيوس تر نمى شوند بلكه به مقتضاى
«وعده وصل چون شود نزديك *** آتش عشق تيزتر گردد»
وصول به هدف را در برابر خويش مى بينند و كوششان براى مبارزه با فساد و يا حفظ خويشتن با شوق و عشق زيادترى تعقيب مى گردد.
اثر تخديرى انتظار تنها در صورتى است كه مفهوم آن مسخ و تحريف شود ـ همانگونه كه جمعى از مخالفان، تحريفش كرده اند و جمعى از موافقان مسخش ـ اما اگر به مفهوم واقعى در جامعه و فرد پياده شود، يك عامل مهم تربيت و خودسازى و تحرك و اميد خواهد بود.
از جمله مدارك روشنى كه اين موضوع را تأييد مى كند، اين است كه در ذيل آيه «وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض...; خداوند به آنها كه ايمان دارند و عمل صالح انجام مى دهند، وعده داده است حكومت روى زمين را در اختيارشان بگذارد» از پيشوايان بزرگ اسلام نقل شده است كه منظور از اين آيه «هو القائم و اصحابه» مهدى و ياران او هستند.(1)
و در حديث ديگرى مى خوانيم «نزلت فى المهدى; اين آيه درباره مهدى(عليه السلام) نازل شده است» در حالى كه در اين آيه مهدى و يارانش به عنوان «الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات; آنها كه ايمان دارند و عمل صالح معرفى شده اند، بنابراين تحقق اين انقلاب جهانى بدون يك ايمان مستحكم، كه هرگونه ضعف و زبونى و ناتوانى را دور سازد و بدون اعمال صالحى كه راه را براى اصلاح جهان بگشايد، امكان پذير نيست و آنها كه در انتظار چنين برنامه اى هستند، هم بايد سطح آگاهى و ايمان خود را بالا ببرند و هم در اصلاح خويش و اعمال خود بكوشند.
تنها چنين كسانى هستند كه مى توانند نويد زندگى در حكومت او را به خود دهند، نه آنها كه با ظلم و ستمگرى همكارى دارند.
و نه آنها كه از ايمان و عمل صالح بيگانه اند.
و نه افراد ترسو و زبونى كه بر اثر ضعف ايمان از همه چيز حتى از سايه خود مى ترسند، و نه افراد سست و بى حال و بى كاره اى كه دست روى دست گذارده و در برابر مفاسد محيط زندگى و جامعه شان سكوت اختيار كرده و كمترين تلاش و كوششى در راه مبارزه با فساد ندارند... آرى انتظار راستين اين است.
1-بحارالانوار، ج 13، چاپ قديم، ص 14.
/انتهاي پيام/