هشت درسي كه شاگرد امام صادق(ع) از ايشان آموخت
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»،از كتاب مجموعهى ورام از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه به بعضى از شاگردانش روزى فرمود: چه چيز از من آموختيد؟
يكي از آنها عرضكرد: آقا من از شما هشت مسأله ياد گرفتم.
حضرت فرمود: آنها را بيان كن تا بشناسم. عرضكرد:
اول: ديدم هر دوستى هنگام مردن از دوستش جدا مىشود سپس همتم را مصرف كردم دوستى انتخاب كنم كه هيچ وقت از من جدا نشود بلكه مونس و يار تنهائى من باشد و آن دوست عمل خير است كه هيچ گاه از صاحبش جدا نميشود. حضرت فرمود احسن بر تو بخدا.
دوم: گفت مردمى را ديدم بحسب و نسبشان افتخار مىكنند و گروهى را ديدم بمال و فرزندشان افتخار ميكنند ولى من ديدم كه در اينها فخرى نيست و فخر بزرگ را در قول خداى تعالى ديدم كه مىفرمايد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» «حجرات 13» گرامىترين شما در پيشگاه خدا پرهيزگارترين شماست پس من سعى و كوشش كردم كه در پيشگاه خدا گرامى باشم. امام فرمود: «احسنت و اللَّه»
سوم: مردم را سرگرم لهو و لعب ديدم و شنيدم گفتهى خداى تعالى را كه مىفرمايد: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى» «نازعات 41» و اما كسى كه از مقام عظمت پروردگار بترسد و مانع شود نفسش را از هوسها همانا بهشت جايگاه اوست پس كوشش كردم كه هوس را از خود دور كنم تا اينكه بر طاعت خدا ثابت باشم. امام فرمود: احسنت و اللَّه.
چهارم: ديدم هر كس كه چيزى پيدا ميكند در نگهداريش كوشش ميكند و آن را گرامى دارد ولى من شنيدم كه خداى تعالى مىفرمايد: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ» «حديد 11» كيست آنكه وام بدهد خدا را وامى نيكو پس خدا براى او چند برابر كند و براى اوست پاداشى سودمند پس من چندين برابر را دوست داشتم و نديدم من چيزى را بهتر براى حفظ از آنچه كه در پيش خداست پس هر چه پيدا كردم او را در راه خدا انفاق مىكنم تا پس انداز روز نيازمنديم باشد.امام فرمود: احسنت و اللَّه.
پنجم: ديدم مردم را كه گروهى بر گروه ديگر حسد ميورزند و گفتهى خداى تعالى را شنيدم كه ميفرمايد: «نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ» «زخرف 31» و ما روزى ايشان را بينشان بخش مىكنيم در زندگانى دنيا و بلند گردانيم بعضى از ايشان را بر بعضى در مراتب و درجات تا برخى برخى ديگر را به كار بگيرند و رحمت پروردگار تو بهتر است از آنچه كه گرد مىآورند پس چون شناختم كه رحمت پروردگار بهتر است از آنچه كه ايشان گرد مىآورند بهيچ كس حسد نورزيدم و بر آنچه از دستم رفت افسوس نخوردم. امام فرمود: احسنت و اللَّه.
ششم: ديدم دشمنى مردم را بعضى بر بعض ديگر در سراى دنيا و كينههائى كه در دلشان هست و شنيدم گفتهى خداى را كه ميفرمايد «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» «فاطر 6» همانا شيطان براى شما دشمن است پس او را دشمن خود بگيريد پس سرگرم عداوت شيطان شدم از عداوت غير شيطان. امام فرمود: احسنت و اللَّه.
هفتم: ديدم كه مردم سعى و كوشش ميكنند در پيدا كردن روزى و شنيدم گفتهى خداى تعالى را كه فرموده «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» «ذاريات 56» نيافريدم جن و انس را مگر براى عبادت و بندگى و نيز فرموده: ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ» «ذاريات 57» نميخواهم از ايشان روزى و نميخواهم از ايشان كه طعام بدهند همانا او روزى دهنده و صاحب نيروئى قويست پس من دانستم كه همانا وعدهى خدا درست است و گفته او راست است پس تا هنگام وعدهى خدا صبر كردم و بگفتهى او راضى شدم و مشغول اعمال خودم شدم. امام فرمود: احسنت و اللَّه.
هشتم: ديدم گروهى را كه از سلامتى بدنشان حرف ميزنند و گروهى از فراوانى ثروت سخن ميگويند و گروهى از خلقت و آفرينش ديگران صحبت ميكنند و من شنيدم كه خداى تعالى ميفرمايد: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» «طلاق 2» و هر كس از خدا بپرهيزد خدا براى او محلى قرار ميدهد و روزى ميرساند براى او از جايى كه گمان ندارد و هر كس كه توكل بخدا كند او را كافيست همانا خداوند كارش را تامين ميكند و براى هر چيزى وقتى قرار داده پس من توكل بر خدا كردم و از غير او بريدم.
حضرت به آن شاگرد فرمود بخدا سوگند كه تورات و انجيل و زبور و قرآن و ديگر كتابهاى آسمانى به همين مسائل برميگردند. نبى اكرم فرمود: كه هر كس علم و دانش را براى رضاى خدا طلب كند بهر بابى كه از علم ميرسد و ياد ميگيرد فروتنى و تواضعش بيشتر مىشود براى مردم و ترسش از خدا بيشتر ميگردد و سعى او بيشتر مىشود پس اين مرد كسى است بهرهاى از علم و دانش ميبرد و بديگران مىآموزد و هر كس دانش را براى دنيا و مقام در پيش مردم و رفت و آمد پيش سلطان بجويد بهر بابى كه از علم برسد در خود بزرگى و عظمتى زياد ميكند و بر مردم احساس تسلط و بخدا مغرور مىشود و در دين ستم مىنمايد پس اين كسى است كه از علم بهرهاى نمىبرد و در قيامت جز پشيمانى چيزى ندارد و علمش براى او حجت است در قيامت.
ارشاد القلوب/انتهاي پيام/