صنع صانعي
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، در آخرين بروزساني وبلاگ ساحل مطلبي به قلم جواد آقائي آمده است:
اين روزها و در اين وانفساي روزگار هر كسي نان هنر خويش را مي خورد و بر اساس آن هنر،خود را معرفي و عرضه مي كند.
البته هنر فقط مختص قشرهنرمندان نيست و در اين ميان قشرهاي ديگر ازجمله خواص هم ميتوانند هنر نمايي كنند و دستي بالاتر از دستهاي ديگر بالا بياورند!
نويسنده يادداشت مي افزايد: شيخ يوسف صانعي نيز از همان قشر است كه در سالهاي اخير از هر انگشتش هنرها مي ريزد و بابت همين هنرنمائي ها و مواضعش عليه نظام، از سوي عناصر ضد انقلاب و سايتهاي خارجي وصهيونيستهاي جنايتكار مورد تعريف و تمجيد قرار گرفته و از وي خواستند عليه جمهوري اسلامي ايران ، حكم جهاد بدهد!!!
اگر از اين مسئله كه اصلا حكم جهاد در چه مواقعي بايد صادر شود و يا شرايط كسي كه حكم جهاد را مي دهد چيست، بگذريم، جاي چند سوال اساسي ديگر باقي مي ماند:
- چه شده كه اين نوع حكم جهاد از شيخ صانعي خواسته شده و از ديگر مراجع و علماي جهان اسلام و تشيع چنين در خواستي نشده است؟ فرق بين او و علماي ديگر چيست؟!
- كدام هنر شيخ يوسف باعث شده كه از وي توقع ايجاد شود كه عليه نظامي حكم جهاد دهد، كه زماني خود او رئيس دادستاني اش بوده ايد و يا در حال حاضر هم از صدقه سر اين نظام است كه روزش شب مي شود؟
- بالاخره ايشان در زمره علماي اسلام است يا صهيونيسم؟ كه منتظرين حكم جهادش جبهه مقاومت اسلامي را تروريست و خشونت طلب معرفي مي كنند!
- حضرت امام خميني تمام هم و غمشان حفظ و حدت درميان امت اسلام و دقت در درك حساسيت زمان در مقاطع مختلف بود. او براي حفظ وحدت چه كرد؟ آيا آن دقت مدنظر حضرت امام را داشت؟
- شيخ يوسف كه خود را هم رديف علماي ديگر و يا شايد بالاتر از آنها مي داند! چه شده كه عنوان "امام جماعت مسجد ضرار"حقيقتا لايقش شده است؟ و به واقع حكم جهاد عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي كه با همت مردم شكل گرفته است و با خون شهدا آبياري شده است، فقط به امضاي شخصي مثل او صادر مي شود!
به واقع او خود را در معرض خطا و گمراهي نمي بيند؟! يعني ايشان از معصوم هم بالاتراست كه چه زيبا حضرت امام سجاد(ع) در مناجاتهايشان از شر شيطان و ترس از گمراهي، به خداوند متعال پناه مي بردند:"پروردگارا، ما را در صف دشمنان شيطان قرار ده و از شمار دوستانش بيرون كن تا از وسوسه ها و فريب هاى او پيروى نكنيم و آنگاه كه ما را فرا خواند، اجابتش ننماييم، هر كه از امر ما پيروى كند، او را به دشمنى با شيطان فرمانش دهيم و كسى كه نهى ما را بپذيرد از پيروى او بازش داريم."
در پايان كم لطفيست كه ازهنرنمائيهاي اين هنرمند عرصه مرجعيت! و قشر خواص حرفي زده نشود. هر چه باشد توقعات بيگانگان و دشمنان اسلام از وي كه مطمئنا در آينده هم ادامه خواهد داشت ،ناشي از عملكرد ايشان بوده است! از سخنان توهين آميز به رئيس جمهور گرفته تا فتاواي اعجاب انگيزي چون" فتواي خرج كردن ازسهم امام براي زندانيان سياسي" و يا سخنان ضد و نقيض وي درباره رهبري و فرمايشات حضرت امام گرفته تا ديدار با گروهكها و سازمانهاي غير قانوني و يا فعالان و عناصر ضد انقلاب و ...كه نتيجه اش حذف وي از جايگاه مرجعيت بوده است!/انتهاي پيام/