سايه پر رنگ حزب الله بر نشست چهارجانبه بيروت
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، در يادداشت روز کيهان به قلم سعدالله زارعي آمده است: «نشست چهار جانبه عربي در بيروت»، «بازسازي پرونده ترور رفيق حريري» و «تهديدات رژيم صهيونيستي عليه لبنان» سه موضوع مهم در تحليل شرايط جاري لبنان است. آيا اين سه موضوع با هم مرتبط هستند و از يك تحليل پيروي مي نمايند و يا براي هر كدام بايد تحليل جداگانه اي داشت. اكثر تحليلگران سياسي اين سه موضوع را مرتبط بهم دانسته اند. بعضي هم با رديف كردن اين سه، نتيجه گرفته اند كه لبنان در آستانه تحولات مهمي قرار دارد. براي بررسي اين موضوعات به زماني بيش از اين نياز است اما در عين حال موارد زير مي تواند، پرسشگر را به جواب نزديك نمايد:
1-اجلاس چهار جانبه ديروز بيروت- با حضور پادشاه عربستان، امير قطر و روساي جمهور سوريه و لبنان، اولين اجلاس عربي در نوع خود طي 10 سال گذشته به حساب مي آيد- گفتني است تا هنگام نوشتن اين يادداشت هنوز امير قطر وارد بيروت نشده است- اين اولين سفر بشاراسد در مقام رئيس جمهور سوريه به بيروت است و اولين سفر پادشاه سعودي به اين كشور پس از ماجراي ترور نخست وزير متحد عربستان-رفيق حريري- در 25 بهمن ماه 84 مي باشد از سوي ديگر سفر مقامات ارشد عربستان و سوريه سفر محافظه كارترين و پيشروترين شخصيت عربي به حساب مي آيد. محافظه كاري در مسايل خاورميانه، پادشاه سعودي را به همراهي با رژيم صهيونيستي كشاند و پيشروي، رئيس جمهور سوريه را متحد مقاومت قرار داد حالا اين دو در بيروت و در كنار ميشل سليمان و شيخ خليفه بن حمد قرار گرفته اند در حالي كه امير قطر و رئيس جمهور لبنان در جريان جنگ هاي 33 و 22 روزه از مقاومت لبناني و فلسطيني حمايت كرده و در دوره كشمكش هاي سياسي ميان جريان 14مارس و 8 مارس از 8مارس-مقاومت- حمايت كرده اند، معناي اين سفر اين است كه مقامات سعودي متقاعد شده اند كه نزاع داخلي و جنگ منطقه اي نمي تواند فضاي سوريه و لبنان را به سمت جبهه منطقه اي عربستان متمايل گرداند.
بعضي گفته اند اين سفر منشأ تصميمات مهمي خواهد بود و فضاي جديدي را در لبنان و منطقه به وجود مي آورد اما اين تعابير خوش باورانه به نظر مي رسد چرا كه نشست بيروت يكي از حلقه نشست هايي است كه طي دو سال گذشته از سوي پادشاه سعودي دنبال شده و نتيجه آن تنها آرام سازي فضاي رسانه اي ميان رياض و دمشق بوده است. بر همين اساس مي توان گفت نشست بيروت بيش از آنكه يك «گام عملي» باشد يك علامت از بهبودي مناسبات سوريه و عربستان- توام با پذيرفتن واقعيتي به نام مقاومت منطقه از سوي مقامات رياض- محسوب مي شود.
2- محافل اسرائيلي، آمريكايي و انگليسي طي روزهاي گذشته - و بخصوص ديروز- تلاش كردند تا نشست بيروت را ناشي از نگراني هاي منطقه اي از شروع دور تازه اي از درگيري ها در لبنان و فروپاشي دولت سعد حريري معرفي نمايند. روزنامه آمريكايي «وال استريت ژورنال» روز گذشته نوشت: «رأي دادگاه حريري ممكن است سبب خروج حزب الله از دولت و در نتيجه فروپاشي آن گردد.» راديو بي بي سي نيز روز گذشته از احتمال فروپاشي دولت لبنان خبر داد. شبكه يك تلويزيون رژيم صهيونيستي نيز روز گذشته در تفسير سياسي خود گفت:«با اعلام حكم دادگاه رفيق حريري اوضاع لبنان بهم خواهد ريخت و كار به درگيري داخلي مي انجامد.»
اما واقعيت اين نيست چرا كه موضوع دادگاه حريري يك بار در لبنان تجربه شده است مناقشه اي كه منجر به پيدايي دو جريان 8 و 14 مارس در لبنان شد و از بهمن 84 تا ارديبهشت 87- زمان تشكيل اجلاس دوحه- به درازا كشيد قابل تجديد نيست و اين ماجرا انرژي خود را از دست داده است از اين رو سعدالدين حريري چند روز پيش با صراحت اعلام كرد: «استقلال لبنان بيش از خون پدرش براي او اهميت دارد». از سوي ديگر سفر ملك عبدالله به بيروت و قرار گرفتن در كنار بشاراسد، ميشل سليمان و شيخ حمدبن خليفه نشانه روشني بر اين است كه سعودي ها اميدي به باز توليد فتنه ياد شده ندارند. البته اتهام بستن به حزب الله لبنان و پيش خواني حكمي كه قرار است سه ماه ديگر اعلام شود موضوعي قابل قبول نيست و از اين رو حتي شخصيت هاي مخالف حزب الله در لبنان هم دنباله اتهامات آمريكايي- اسرائيلي عليه حزب الله را نگرفته اند.
3- سياسي بودن ماجراي دادگاه رفيق حريري عيان تر از آن است كه در دور جديد چندان توجهي را برانگيزد اين دادگاه در دور اول و پس از حدود شش ماه و اعزام دو هيات قضايي، بعضي از مقامات ارشد سوريه را صراحتاً متهم كرد كه در ترور حريري و 22 نفر ديگر از همراهان او نقش اصلي داشته اند، در دور جديد رسانه هاي آلمان، انگليس و آمريكا با صراحت مي گويند در رأي دادگاه كه تا سه ماه ديگر اعلام خواهد شد از مقامات سوريه رفع اتهام شده و از بعضي از عناصر حزب الله بعنوان عاملان اصلي ترور حريري نام برده خواهد شد. جالب تر اينكه در اعلام اوليه و نيز در ادعاهاي جديد هيچ نامي از رژيم صهيونيستي در ميان نيست و حال آنكه اسرائيل از يك سو بيشترين منفعت را از ترورهاي زنجيره اي لبنان- از حريري نخست وزير اسبق تا پيرجميل وزير صنايع لبنان يعني بهمن 84 تا آبان 85- برده و از سوي ديگر برهم زدن شرايط امنيتي لبنان سياست ثابت و اعلام شده اين رژيم به حساب مي آيد. اين دادگاه حتي در حد احتمال هم هيچ تحقيقي را پيرامون «متهم اصلي» به عمل نياورده است. اما يك سوال كليدي در اين بين وجود دارد؛ «هدف از بازسازي دادگاه حريري چيست؟» كاملاً پيداست كه هدف ايجاد اغتشاش در لبنان نيست چرا كه چنين آمادگي در لبنان وجود ندارد و جريان 14 مارس از آن استقبال نمي كند.
4- به نظر مي آيد كه آمريكايي ها دنبال نوعي نمادسازي و «شبيه سازي موفقيت» باشند. آنان كاري به اين واقعيت ندارند كه طي 6 سال گذشته، حزب الله هم در صحنه جنگ سنگين و جامع و هم در صحنه مديريت تحولات سياسي لبنان كاملاً موفق عمل كرده و جبهه اي كه عربستان نمايندگي آن را بعهده دارد عليرغم تحميل جنگ و آشوب عليه حزب الله هيچ دستاوردي نداشته و جايگاهي هم در تحولات جاري لبنان ندارد. آمريكايي ها مي خواهند وانمود كنند كه ما و شركايمان در حال مديريت تحولات مربوط به سوريه و لبنان هستيم. از اين رو ديروز «فيليپ كراولي» سخنگوي وزارت خارجه آمريكا به برجسته سازي نقش ملك عبدالله و بازنگري سوريه در روابط با ايران پرداخت و گفت: «تلاش هاي ملك عبدالله و نشست بيروت براي صلح است و لذا ما از آن استقبال مي كنيم و خواستار كنار كشيدن سوريه از رابطه با ايران هستيم ما مي خواهيم كه سوريه به جامعه بين المللي بپيوندد»! همانطور كه توضيح داده شد، اساساً جنگي يا آشوبي در كار نيست تا صلحي نياز باشد. نيروهاي مرتبط با عربستان در لبنان هم جنگ را و هم تنش هاي داخلي را تجربه كرده و خود را در هر دو بازنده مي دانند بنابراين آمريكايي ها از چيزي حرف مي زنند كه وجود خارجي ندارد.
آمريكايي ها به برجسته سازي نقش ملك عبدالله روي آورده اند كه هر كسي نداند خيال مي كند اين بشار و سليمان و شيخ حمد بوده اند كه به رياض رفته و در كنار متحدان آل سعود نشسته و امنيت و آرامش را گدايي كرده اند نه اينكه عبدالله به بيروت رفته و در كنار مخالفان منطقه اي خود نشسته است! البته عبدالله در بيروت از صلح و آرامش هم حرف زده ولي آرامش كنوني و آينده لبنان نه به دليل درخواست عبدالله بلكه به دليل اقتدار مقاومت است. در مورد سوريه نيز مقامات آمريكايي زياده گويي كرده اند اين اجلاس به خوبي نشان داد كه ايران اولين پيروز ميدان در نشست ديروز بيروت است چرا كه توانسته بزرگترين مخالف منطقه اي مقاومت را وادار به اعتراف به اقتدار مقاومت نمايد. يك مقام وزارت خارجه سوريه ديروز به محض آنكه «كراولي» سوريه را به كنار گذاشتن رابطه با ايران ترغيب كرد با صراحت گفت:« آمريكا حق ندارد براي سوريه سطح روابط با كشورهاي منطقه را تعيين كند و نيز نشست بيروت هيچ ربطي به آمريكا ندارد» .
5- تهديدات رژيم صهيونيستي عليه لبنان بيانگر علاقه اين رژيم به آغاز درگيري جديد نيست چرا كه جمعبندي اين رژيم از توانايي عملياتي حزب الله دگرگون نشده است اسرائيلي ها با صراحت گفته اند كه توانايي حزب الله نسبت به روزي كه جنگ 33 روزه را به پايان رساند، چندين برابر افزايش يافته و بر تعداد نيروهاي چريك آن نيز افزوده شده است با اين وصف تهديدات اسرائيل عليه لبنان يا ايران صرفاً نوعي اعلام وجود است. رژيم غاصب فلسطين در شرايط بحران داخلي به سر مي برد و براي اطمينان دادن به شهروندان غاصب خود وانمود مي كند كه اين بحران به نوعي ديگر دشمن نزديك آنان -حزب الله لبنان- را هم در برگرفته است. اسرائيلي ها با مجوز و بدون مجوز -حداقل طي سه سال آينده- قادر به آغاز هيچ جنگي- محدود يا نامحدود- عليه هيچ كشوري- بزرگ يا كوچك- نيستند. جالب اين است كه روزنامه آمريكايي بوستون گلوب يك روز پس از آنكه 45 نماينده عضو مجلس سناي ايالات متحده از دولت آمريكا خواستند مانع عمليات نظامي اسرائيل عليه تاسيسات هسته اي ايران نشود، نوشت: «اين مجوز نه اسرائيل را توانا مي كند و نه چيزي از قدرت ايران مي كاهد». در واقع اينك تهديد خارجي عليه حزب الله وجود ندارد كما اينكه تهديد داخلي هم وجود ندارد و اين بزرگترين مصيبت اسرائيل و آمريكا به حساب مي آيد چرا كه اين دو رژيم خود هم در محيط داخلي و هم در محيط خارجي با انواع چالش ها و تهديدات مواجه هستند.
6- لبنان در چشم انداز منطقه اي و داخلي اينك هم از شرايط درگيري هاي 25 ساله داخلي و هم از شرايط جنگ هاي خارجي عبور كرده است و لذا مي توان گفت اجلاس چهارجانبه ديروز بيروت يكي از اين نشانه هاي روشن است. كما اينكه سوريه نيز شرايط دشوار گذشته بخصوص در دوره سه سال اول به قدرت رسيدن بشار را پشت سر گذاشته است و مي تواند با امنيت خاطر مطالبات تاريخي و ملي خود را پيگيري كند از همين رو روز گذشته روزنامه نيويورك تايمز ورود بشار به بيروت را احياي دوباره نقش سوريه در لبنان دانست. البته احيايي كه توام با پذيرش نقش لبنان در تحولات است. اين مسايل به خوبي بيانگر آن است كه «بلوك مقاومت» به سمت شرايط بهتر پيش مي رود و اتهامات و فضاهاي عمليات رواني عليه مقاومت تنها واكنش خشم آلود آمريكا، اسرائيل و... به پيشروي مقاومت مي باشد.
/انتهاي پيام/