بازخواني// سخنراني سيدحسن نصرالله در دانشگاه تهران
کد خبر:۸۱۴۸۵

بازخواني// سخنراني سيدحسن نصرالله در دانشگاه تهران

سيد حسن نصرالله در ابتداي سخنش چنين مي گويد: من با اينكه خيلي به زبان فارسي وارد نيستم ولي تصميم گرفتم كه ان شاء الله در اين مجلس با اين زبان مبارك صحبت كنم.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي شبكه خبر دانشجو، تريبون مستضعفين متن سخنراني سيد حسن نصرالله در دانشگاه تهران را منتشر نمود. اين سخنان به مناسبت آزادي جنوب لبنان ايراد شده است.

سيد حسن نصرالله رهبر مقاومت اسلامي حزب اللهه لبنان در اين سخنان گفته است:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

والحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي سيدنا و نبينا، شفيع ذنوبنا و حبيب قلوبنا ابا القاسم المصطفي ابن عبدالله (ص) و علي آله الطيبين الطاهرين
السلام عليكم و رحمةالله و بركاته

من با اينكه خيلي به زبان فارسي وارد نيستم ولي تصميم گرفتم كه ان شاء الله در اين مجلس با اين زبان مبارك صحبت كنم. يقين دارم كه آن مطالب و مسائل كه قصد دارم بيان كنم، نمي توانم بيان كنم. ولي فكر كردم اگر با زبان عربي صحبت كنم و ترجمه بشود، هم مجلس شايد يك كمي تلخ شود و از يك طرف ديگر اگر من با فارسي شكسته مستقيماً با زبان فارسي صحبت كنم شايد حرف از دل، به دل بنشيند. خلاصه اگر بعضي كلمات يا جملات خيلي روشن نبود يا ناقص بود مخصوصاً از علما و اساتيد و همه ي برادران و خواهران معذرت مي خواهم كه شما هم قبول داريد. اگر معذرت مرا نمي پذيريد بايد به زبان عربي حرف بزنم.
من دوست دارم كه در اين فرصت كنوني يك مختصري از منطقه يمان بگويم، جدا از بحث هاي فكري و فرهنگي كه الحمدلله اين جا شما از علما و اساتيد بهره مند هستيد.

اوضاع لبنان قبل از انقلاب اسلامي ايران
قبل پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام (قدس سره الشريف) منطقه ي ما به مرحله يأس و نااميدي رسيده بود و اسرائيل بر فلسطين و يك قسمت هايي در سرزمين هاي اسلامي در لبنان، سوريه و اردن كاملاً مسلّط شده بود.
دولت هاي عربي به اين نتيجه رسيدند كه با اسرائيل نمي شود جنگيد و بايد تسليم شد و بايد برويم در خط مذاكره. آن ها منتظر بودند يك فرصتي براي اين چنين كاري -يعني مذاكرات صلح – آماده بشود.
ملت ها هم مأيوس شدند. از يك طرف ظلم رژيم هاي عربي به اين ملت ها بود، كه ديگر آن ها روحيه ي شان را از دست دادند. فرهنگ غير اسلامي اي كه بر جوامع عربي غالب شد، تاثير داشت.
كسي نبود بيايد به اين ملت ها و اين دولت ها نشان بدهد كه نه! مي شود با اسرائيل مبارزه كرد، مي شود در مقابل اسرائيل ايستاد و مي شود او را شكست داد. منطقه و ملت ها، خصوصاً كشورهاي عربي منتظر چنين چيزي بودند و الّا اوضاع هميشه به اين سمت پيش مي رفت و بالاخره همه تسليم مي شدند، هم دولت ها هم ملت ها. در اين ميان حتي آن روزها سازمان آزادي بخش فلسطين به رياست ياسر عرفات به اين نتيجه رسيده بودند و به دنبال بهانه براي مذاكره با اسرائيل بودند و ديگر بحث نابودي اسرائيل، در آن جا مطرح نبود. اگر كسي در آن منطقه مي آمد و مي گفت، بايد كاري بكنيم كه اسرائيل نباشد به او مي گفتند «ديوانه! اصلاً غير واقعي فكر مي كند. »

انقلاب همه چيز را عوض كرد…
در اين ميان انقلاب اسلامي ايران پيروز شد. يك قدرت عظيمي براي اسلام به وجود آمد، تحولات زيادي در منطقه و در كل جهان ايجاد شد. معادلات جهاني و محاسبات جهاني عوض شد.
من مي توانم بگويم كه از مهم ترين مناطق دنيا، كه با انقلاب و حضرت امام و اين فرهنگ همراهي مي كردند و از آن متأثر بودند، منطقه ي ما يعني لبنان و فلسطين و شامات بود و آن منطقه تحت تأثير قرار گرفت.
مي دانيد كساني كه ضعيف، ذليل و مأيوسند، بالاخره اين ها منتظر غيبند. اين عطيه الهي به مسلمين جهان، همين انقلاب اسلامي و وجود مقدس امام (قدس سره الشريف) بود و تحول بزرگي در منطقه ي ما به وجود آمد. در درجه اول تحول فرهنگي يعني طرز تفكر، افكار و مفاهيم، داشت در منطقه ما عوض مي شد و از پيروزي انقلاب و حركت حضرت امام (قدس سره) الگوهاي زيادي گرفتند. اين خيلي مهم بود.

وقتي همه تسليم مي شوند!
تا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، 23 سال اسرائيل به لبنان حمله مي كرد و مي-خواست لبنان را تصرف كرده و همه آن را اشغال كند. يك دولت مزدور لبناني بر او بسازد و اين دولت مزدور لبناني بيايد و با اسرائيل سازش كند و يك قرارداد صلح با اسرائيل امضا كند و ديگر لبنان مبدل بشود به يك كشورغير اسلامي، كه كاملاً تابع اسرائيل باشد و يك دولت طايفي بر آن حاكم باشد. حالا من نمي خواهم در اين جزئيات وارد شوم. اسرائيل به لبنان حمله كرد. متاسفانه سازمان هاي فلسطيني تا يك حد كم جنگيدند و ديگر تسليم شدند. احزاب لبناني هم، تعداد زيادي از اين احزاب تسليم شدند. فشار شديدي بود و ارتش اسرائيل توانست بيشتر از 50 درصد از سرزمين لبنان را اشغال كند و بقيه مواضع كه آزاد بود آماده تسليم شدن بود، يعني روحيه مقابله و مقاومت نداشتند.
اين حركت اسرائيلي كه به ظاهر يك كار خطرناك بود- حالا من زياد نمي توانم با زبان فارسي توصيف كنم.- يعني ظاهرها العذاب ولي باطنها كان رحمة باطنش رحمت بود! !و همان جا هم، همان حرف امام درست شد ” الخير في ما وقع” همان جا هم حاصل شد. و عسي ان تكرهوا شئ و هو خير لكم همان جا هم حاصل شد.

تشكيل حزب الله
حمله اسرائيل به لبنان يكي از علت هاي اصلي تسريع در تشكيل جريان حزب الله و مقاومت اسلامي شد. يعني قبل از آن حمله وسيع اسرائيل چيزي به نام حزب الله و جريان جهادي انقلاب اسلامي در لبنان اصلاً وجود نداشت.
آن زمان يك جمعي از علما و مؤمنين و مجاهدين و در خط مقدّم آن سيدالشهداي مقاومت اسلامي شهيد سيد عباس موسوي آمدند خدمت حضرت امام كه لبنان اينجوري شد و سازمان هاي فلسطيني اين طور كردند؛ سازمان هاي لبناني اين طور كردند، تسليم شدند و لبنان افتاد دست اسرائيل و بيشتر از اين هم دولت لبنان به اسرائيل وابسته شده ، و در ارتش لبنان هم يك عده كنار ايستادند. يك عده هم با اسرائيل همكاري كردند. يك عده از مردم لبنان، بعضي جريانات طايفي هم با اسرائيل همكاري كردند، هماهنگ كردند. بالاتر از اين نيروهاي چند مليتي (نيروهاي آمريكايي، فرانسوي و ديگران) براي تقويت و حمايت اسرائيل از دولت لبناني وابسته به اسرائيل به لبنان آمدند.

شما از صفر شروع كنيد !
شرايط آن روز خيلي سخت بود. خيلي دشوار بود. ما كه چيزي نداشتيم معجزه ي الهي اينجاست. قضيه حزب الله اينجاست. حالا ما نمي خوهيم زياد در مسائل سياسي بحث كنيم. ما آمديم گفتيم وظيفه ما چيست؟ و ما مقلد شما هستيم، تابع شما هستيم. هر چه بفرماييد ما مي رويم آن جا عمل مي كنيم. گفتيم ما چيزي نداريم. تعدادمان كم است امكانات نداريم و از لحاظ مادي چيزي نيستيم مخصوصاً در مقابل اسرائيل و نيروهاي عظيمي كه به لبنان آمدند. خب اين مسئله فقيه مي-خواهد. ولي امر مي خواهد. بايد يك روحاني به لبنان بيايد به جوانان لبناني و ملت لبنان بگويد بايد ايستاد، بايد مقاومت كرد، بايد شهيد داد. با اينكه تعداد زيادي از روشنفكران و حتي علما با اين نوع مبارزه مخالفند. مي گويند اين ” القا النفس في التهلكه” است، اين خودكشي است. يعني مبارزه با اسرائيل در منطقه مخصوصاً با آن شرايط، در جامعه ي ما خودكشي تلقي مي شد.
حضرت امام فرمودند: وظيفه ي شرعي و اصلي شما اين است كه برويد مبارزه كنيد، بجنگيد، مقاومت كنيد. لبنان را به يك قبرستان يهودي تبديل كنيد. يعني لبنان بايد يك قبرستان يراي سربازان اسرائيل باشد. كار شما اين است. وظيفه تان اين است.
امام مي دانست ما چيزي نداريم و نداشتيم. مي گفت: ” شما از صفر شروع كنيد ولي بدانيد كه پيروزي از آن شماست. برويد و اين كار را بكنيد. زياد حرف نزنيد برويد كار كنيد و مبارزه كنيد، جهاد كنيد.”

حزب ديوانه ها!
برادران برگشتند و اين جريان جهادي تشكيل شد و مبارزه شروع شد. آن روزها كسي ما را قبول نمي كرد. نه حرف ما را و نه منطق ما، و به ما مي گفتند كه تو حزب الله نيستي – حزب المجانين هستي- ديوانگان. مي گفتند شما چند جوان ديوانه، روحاني جوان، مجاهد جوان و استاد جوان آمديد اينجا و مي خواهيد در اين كشور خرابي ايجاد كنيد.

مقاومت مظلومانه
مجاهدين حزب الله در سال هاي اول وقتي كه مبارزه مي كردند خيلي مظلوم بودند. نه فقط از طرف دشمن از طرف دوست هم مظلوم بودند. يعني وقتي كه هسته اي از هسته هاي مقاومت يك عملياتي انجام مي داد و مي خواست يك جايي مخفي شوند و فرار بكنند، كسي از مردم آن ها را نمي پذيرفت، در مي زدند ولي آن ها را رد مي كردند. مي ماندند در خيابان، اسرائيلي ها هم مي آمدند و آن ها را دستگير مي-كردند. خيلي مظلومانه هم مبارزه مي كردند. ولي به خاطر صداقت اين مجاهدين، خلوص، عشق به شهادت، پيروي صادقانه از حضرت امام، علاقه به امام حسين(ع)، اميدي كه در دل هايشان به حضرت مهدي (عج) بود، اين جريان جهادي را ادامه دادند.

عمليات استشهادي سلاح پيروزي!
يك نوع جديدي از عمليات به نام عمليات استشهادي در صحنه عمل كرد كه در تاريخ مبارزه با اسرائيل نبود. 50 سال قبل از حزب الله، نشد كسي با يك ماشين پر از مثلاً مواد منفجره بيايد يا اين كه مواد را به خودش ببندد و مثلاً به كاروان نظامي يا دفتر نظامي يا اردوگاه نظامي حمله كند و خودش را با بشر و خوشحالي و چهره خندان منفجر كند. اين در تاريخ جنگ بين اعراب و اسرائيل نشده بود. خلاصه در اين مبارزات خدا كمك كرد و واقعاً يك پيروزي عظيمي براي مقاومت اسلامي فقط در طول 3 سال حاصل شد. اسرائيلي ها كشته دادند، زخمي دادند و خودشان مي-گويند كه اگر خساراتي كه در لبنان به ما وارد شد و خساراتي كه در كل جنگ هاي عرب و اسرائيل وارد شده را حساب كنيم، بيشتر در لبنان خسارت ديديم. چون لبنان كوچك و ضعيف است و چيزي نداشت و آن ها مجبور شدند كه بعد از كمتر از 3 سال به اين منطقه ي كوچكي كه امروز مي گويند ” كمربند امنيتي جنوب لبنان” عقب نشيني كنند. به اين بهانه كه مي خواهند براي دفاع از شهرك هاي شمال فلسطين و مرزهاي شمالي فلسطين كه مجاهدين به شمال فلسطين حمله نكنند و از جنوب لبنان براي چنين عملياتي استفاده نكنند، آنجا حضور داشته باشند.

ما فكرش را هم نمي كرديم!
اين پيروزي بزرگي بود؛ اول براي امام، حرف امام، خط امام، تفكر امام و براي مومنين و مجاهدين كه اين پيروزي را واقعآ خدا داد. ما اصلاً فكر نمي كرديم حتي آن لحظه كه اسراييلي ها اعلام كردند ما عقب نشيني مي كنيم، ما فكر كرديم دارند دروغ مي گويند، ولي عقب نشيني كردند، با ذلت، اصلاً مي شود گفت فرار كردند نه اينكه عقب نشيني كردند.

نقشه دشمن نقش بر آب شد!
خوب بعدش ما در اين چند سال اخير ادامه داديم تا به اين مرحله رسيديم .حالا اينجا مرحله كنوني چيست؟
پنج سال قبل، مذاكرات صلح شروع شد. آمريكا خيلي روي اين قضايا زحمت كشيد و همه دنيا جمع شدند تا اين مذاكرات به يك نتيجه مثبتي برسد، مثبت به معني تامين منافع آمريكا و اسراييل در منطقه و اينكه دولت هاي عربي و ملت هاي عربي سازش را مي پذيرند، همين. يعني منظور از نتيجه مثبت اين است، و بعد از جنگ دوم در خليج فارس، معروف به “عاصفه الصحرا” وضع ملت هاي عربي و دولت هاي عربي خيلي بد شد. اصلاً نه مي شد مقابله كرد نه مي شد مبارزه كرد ولي حركت و مجاهدات حزب الله در لبنان و مجاهدات برادران ما در حماس و جهاد اسلامي در فلسطين، اين جريان را عوض كرد. مذاكرات صلح به بن بست رسيد و حالا در بدترين شرايط ،الحمد لله. اسراييلي ها از آن روزي كه به سرزمين لبنان وارد شدند و با حزب الله جنگيدند يعني سير صعوديشان پايان يافت و سير نزولي يشان آغاز شد.

اسرائيل كبري ساقط شد!
اسراييل ده-دوازده سال قبل به خاطر فشار و مبارزات حزب الله مجبور شد عقب نشيني كند، اين به معناي انتهاي اسراييل كبري است، يعني آنها يك برنامه داشتند به عنوان “اسراييل كبري” از نيل تا فرات. اين در لبنان دفن شد، اين در لبنان تمام شد. ديگر اسراييلي ها چنين فكري حداقل در كوتاه مدت يا در ميان مدت نمي توانند بكنند چرا؟
اسراييل كبري كه بايد از نيل تا فرات تشكيل شود بايد نيروهاي مسلح حضور و امكانات و تسلط كامل در منطقه داشته باشد، خوب وقتي كه ارتش اسراييل نتوانست بر پنجاه در صد از سرزمين لبنان تسلط پيدا كند، نتوانست در مقابل جند صد نفر مجاهد بايستد و نتوانست در مقابل يك تشكل و يك جريان جهادي انقلابي نه در مقابل يك ارتش، نه در مقابل يك دولت، در مقابل يك تشكل و يك جريان جهادي بايستد و مجبور شد عقب نشيني كند، پس چگونه مي تواند از نيل تا فرات دولت تشكيل بدهد. اين دولت بزرگ ساقط شد، يعني اين جوانان مبارز حزب اللهي، برنامه هاي بزرگ اسراييل را خراب كردند وشكست دادند.
غير از اسراييل كبري، يك برنامه ديگر به نام ” اسراييل عظمي” مطرح است.

اسراييل كبري! اسراييل عظمي!
فرق بين اسراييل كبري و اسراييل عظمي چيست؟
اسراييل كبري اين است كه اسراييل يك كشور بزرگي باشد يك مرزش نيل و يك مرزش فرات است. يعني يك كشور. كشورهاي ديگر ادغام بشوند. يعني ديگر چيزي به نام لبنان، مصر، سوريه و اردن و اينها نيست، يك كشور بزرگي در منطقه به نام كشور اسراييل بوجود آيد. اين اسرائيل كبري است.
اسرائيل عظما يك چيز ديگري است. و آن اين است؛ همين فلسطين اشغالي، آنجا اسرائيل باشد يعني دولت و ارتش و جامعه، ولي اسرائيلي ها بيايند بر كل منطقه خاورميانه مسلط بشوند، دست بالايي داشته باشند از طريق دولت ها، سازمان هاي امنيتي، اقتصاد، رسانه هاي گروهي، احزاب، فرهنگ، آن چيزي كه آقاي شيمون پرز به عنوان خاورميانه نو عنوان كرد. اين اسرائيل عظما است. يعني اسرائيل يك كشور است در فلسطين ولي اقتدار و تسلط بر منطقه دارد ، لذا حذف كشور لبنان و كشور سوريه و مصر و …

و مكروا و مكر الله…
آن ها مي خواستند از طريق مذاكرات صلح به نتيجه برسند، ولي عمليات استشهادي داخل فلسطين و تقريباً يك سال و نيم پيش اگر يادتان ياشد، جنگ در ماه آوريل – ما مي گوييم نيسان- هم ت ه اسم جنگ 16روزه تعريف شد. كه حزب الله در مقابل اسرائيل 16 روز ايستاد. از نيروي هوايي، تانك و ابزارهاي پيشرفته در مقابل اين جوانان حزب الله. 16 روز نتوانستند كاري انجام دهند و بنابراين شيمون پرز هم ساقط شد و همه ي روساي دنيا در شرم الشيخ اگر يادتان باشد، جمع شدند. آنجا جمهوري اسلامي را به عنوان حامي تروريست جهاني و منطقه اي متهم كردند و تصميم گرفتند در مقابل جمهوري اسلامي بايستند و تصميمي گرفتند كه حزب الله و حماس و جهاد اسلامي را نابود كنند و اين سازمان ها و جريان ها بايد از بين بروند. در شرم الشيخ همه ي دنيا جمع شدند ولي خدا به اين مجاهدين نصرت عطا كرد. شيمون پرز شكست خورد و يك كسي مثل آقاي نتانياهو آمد سركار كه آن جا هم مذاكرات صلح به بن بست رسيد و عامل اصلي به بن بست رسيدن مذاكرات سازش همين مبارزات مجاهدان در فلسطين و لبنان بود كه حالا من نمي-گويم برنامه ي اسرائيل عظما شكست خورد ولي من مي گويم به بن بست رسيد در كوتاه مدت و ميان مدت. اين هم يك پيروزي عظما بود. ولي بالاتر از آن تحول عظيم فرهنگي در منطقه ي ما، در ملت هاي ما، در ملت هاي عربي، چه شيعه باشد چه سني، مسلمان باشد يا مسيحي، بود. يك تحول عظيم فرهنگي آنجا به وجود آمد. و يك تحول عظيم فرهنگي در داخل جامعه ي اسرائيل هم به وجود آمد و اين نكته كه حالا مي خواهم بگويم نكته ي خيلي اميدبخش است. خيلي نكته ي مهمي است. اين نكته ي مهم چيست؟

مي شود! مي توانيم!
در بين ملت ها، ملت لبنان، سوريه، اردن، فلسطين، مصر، مخصوصاً در آن منطقه حالا هر جا برويد، سياسيون، احزاب، روشنگران، مردم معمولي، عامه مردم، مي-گويند مي شود با اسراييل مبارزه كرد. اين تحول عظيم است. بله مي شود با اسراييل مبارزه كرد ، اصلآ مي شود اسراييل را شكست داد.
بالاتر، حالا سياسيون و تحليل گران در منطقه مي گويند در وضعيت جديدكه پيش آمده، ما بالاتر از اين حرفها هم مي توانيم بزنيم. آن چيست؟ مي شود اسراييل را نابود كرد و حتي من از بعضي از سياستمداران بزرگ منطقه شنيدم. ايشان به من گفتند. حالا اسم نمي برم، به من گفت و اين را هم ايشان فقط نمي گويند يك جمعي مي گويند – اين يك فرهنگ جديد در منطقه است.- گفت: ” من فكر مي كردم يك روزي خواهد آمد در منطقه كه اسرائيل از بين برود. ولي آن روز در زمان ما نخواهد بود. در زمان فرزندان ما نخواهد بود. ممكن است در زمان فرزندان فرزندان ما باشد. ولي آن تحولات اخير، آن مبارزات اخير، آن پيروزي هاي اخير چه در فلسطين، چه در جنوب لبنان و به بن بست رسيدن مذاكرات سازش در منطقه. من دارم احساس مي كنم وقتي نگاه مي كنم به حزب الله و امثال حزب الله احساس مي كنم كه نه! اسرائيل در زمان ماها از بين خواهد رفت.” اين تحول خيلي بزرگي است. ما چند سال پيش بايد مي آمديم به جوانان لبناني مي گفتيم كه برادران عزيز بياييد بجنگيد، مبارزه كنيد، بايد آن ها را قانع مي كرديم، حالا به يك مرحله اي رسيديم كه مشكل داريم. به كار گرفتن اين جوانان لبناني براي ما مشكل است. خيلي زيادند. خيلي ها مي خواهند مبارزه كنند. از همه طوايف، نه فقط شيعه، نه فقط حزب اللهي-ها، همه. خب اين چيزي عظيمي است كه در منطقه به وجد آمده، مخصوصاً بعد از شهادت اين جوان (سيد هادي). براي همه اثبات شد. براي بنده، حزب الله و بچه-هاي حزب الله و برادران و خواهران حزب الله چيز طبيعي بود. ما در اين زمان امام را داشتيم كه پسرشان را براي اسلام از دست داد. در تاريخ حسين(ع) داريم، زينب(س) داريم، كربلا داريم. براي ما اين چيزها خيلي عادي و طبيعي است. ما هم فكر نمي كرديم چيز غيرعادي و غير طبيعي انجام داديم. ولي براي ديگران يك چيز خيلي عجيبي بود كه حالا من با زبان فارسي نمي توانم توضيح بدهم و يك تحول بزرگي در منطقه به وجود آمد.

حالا همه چيز تغيير كرده!
اصلاً براي دشمن و دوست ثابت شد كه مقاومت حزب الله يك مقاومتي نيست كه به دنبال منافع سياسي مبازه كند. يك مقاومت جدي، صادقانه، مخلصانه و خيلي بالاتر از اين حرف ها كه من گفتم، لسانم عاجز است و از لحاظ امكانات زباني نمي-توانم تبيين كنم. در منطقه ي ما خيلي مهم شد.
ما امروز نه فقط برادران ايراني، از همه جهان عرب، از همه جهان اسلام با ما تماس مي گيرند، براي ما نامه مي فرستند كه ما مي خواهيم بياييم لبنان مبارزه كنيم، با شما مقاومت كنيم، با اسرائيلي ها بجنگيم، ما حاضريم عمليات استشهادي را انجام دهيم. از زن و مرد، از برادر و خواهر كه اصلاً امكانات آنجا و صحنه ي آنجا تحمل اين را نمي كند. خب من هم به شما مي گوييم كه 15 سال قبل كسي كه حاضر بود تفنگ به دست بگيرد و با اسرائيل مبارزه كند چند صد نفر بودند. حالا به شما مي-گويم چه در لبنان چه در فلسطين هزاران نفر حاضرند تفنگ به دست بگيرند و مبارزه كنند. حاضرند بروند شهيد بشوند و عمليات استشهادي انجام بدهند. به اين شكلند. اين خيلي اميدواركننده است.

فرق اين مقاومت با آن مقاومت
در مقابل خود وزير دفاع اسرائيل، ما مي گوييم وزير جنگ اسرائيل در دو- سه هفته قبل اعلام كرد ما مشكل داريم. بحراني در ارتش و جامعه داريم. آن چيست؟ اين كه مي گويد جوانان اسرائيلي ديگر انگيزه ندارند در ارتش بيايند يا درنيروهاي مختلف وقتي آن كساني كه در ارتش هستند انگيزه ندارند، لبنان و جنوب لبنان آنجا حتي براي نگهباني بروند نه براي انجام عمليات در پشت جبهه، حاضر نيستند. خانواده اسرائيلي ها صدها هزار دلار و ده ها هزار دلار دارند مي دهند تا براي پسرانشان از ارتش (سربازي) معافي بگيرند يا حداقل به ارتش مي گويند بچه هاي ما را به لبنان نفرستيد. در خود تلويزيون اسرائيل اين را گفت. حتي در خود تلويزيون اسرائيل نشان مي دهند. مثلاً يك خبرنگار اسرائيلي از مادر يك سرباز اسرائيلي پرسيد (اين مطلب فرهنگي خيلي مهم است.): شما براي چه چيز دعا مي كنيد؟ آرزويتان چيست؟ گفت: آرزوي من اين است كه پسرم از جنوب لبنان زنده برگردد. بعد يك پسر گريه مي كرد و در آن لحظه مصاحبه پسرش هم كشته نشده بود و زنده بود و او هم اطلاع داشت كه پسرش زنده است ولي گريه مي كرد خيلي زبونانه و ضعيفانه و بعد مي گويد: من دوست دارم پسرم اينجا باشد ديگر به لبنان نرود. در مقابل آن ها از بعضي تلويزيون هاي بين المللي استفاده مي كنند، مي آيند لبنان با ما مصاحبه مي كنند. با مادر يكي از مجاهدين ما كه پسرش زنده بود، در جبهه هم بود در مقابل از آن مادر پرسيدند: آرزويتان چيست؟ گفت: كه آرزوي من اين است كه پسرم در راه اسلام و جهاد به شرف يعني درجه ي عظيم شهادت برسد و يبيض وجهي يوم القيمة عند فاطمة الزهراء (س) يعني روي من در روز قيامت در نزد حضرت زهرا (س) سفيد باشد. به اين فرهنگ مي گويند. به نظر برادران كدام فرهنگ غلبه خواهد كرد. چه كسي پيروز خواهد شد؟ اين پيروزي ها كه امروز در جنوب لبنان مي شنويد به خاطر اين فرهنگ است. حالا ما چيزي هم نداريم. همان كلاشينكف كه فلسطيني ها داشتند. همان آري جي 7 كه سازمان هاي فلسطيني داشتند. همان كاتيوشا براي جنگ جهاني دوم. همان كه داشتند. ولي فرق اين مقاومت با آن مقاومت ها و آن جريانات در ظاهر و شكل نيست. در ماهيت است.

وقتي پسرم هادي شهيد شد…
سيد هادي در در جبهه بود، داخل مناطق اشغالي نه در خط مقدم. در عمليات پشت خط بود و ايشان و دو نفر از رزمندگان مقاومت اسلامي شهيد شدند. اسرائيلي ها خيلي ترسيدند و يكي از مقامات عالي نظامي يشان در مصاحبه در تلويزيون، همان شب با چنين لحني گفت: ما اطلاع نداشتيم كه پسر فلاني است، ما قصد نداشتيم كه او را بكشيم. در درگيري بود و كشته شد. خيلي ذليل مي گفت. يعني اين ها مي خواهند بگويند اتفاقي بود. آقاي فلان اين قضا و قدر بود. يعني خلاصه كاري نكنيد.
ما هم نمي خواهيم كاري بكنيم. بالاخره ما افتخار مي كنيم كه ايشان در اين راه شهيد شد. افتخار مي كنيم كه ايشان تا حالا جسدشان دست اسرائيلي هاست. ما خيلي از خانواده هاي شهدايمان اجساد فرزندانشان در دست اسرائيلي ها ماند. يك عده 10 سال ماندند. از يك سال پيش يك مبادله داشتيم كه 120 تا از اين اجساد شهدا را پس گرفتيم. حالا هم 10 ها جسد شهيد پيش اسرائيلي ها مانده است. حالا فرض كنيد كه اين ها 30 تا بودند شدند 31 .

با اميدواري دامه خواهيم داد…
همين است و ما ان شاء الله نه حالا ، از 19 سال قبل وقتي كه با حضرت امام بيعت كرديم و بعد از رحلت حضرت امام با مقام معظم رهبري بيعت كرديم، با خدايمان و با محمد(ص) و آل محمد (ع) چنين عهدي بستيم كه ما ان شاء الله ادامه خواهيم داد و از آن روزي كه چيزي نداشتيم اميدمان خيلي زياد بود، چه رسد به حالا كه ما در منطقه غريب نيستيم. در منطقه تنها نيستيم. حداقل از ما به عنوان عقلا تعريف مي كنند كه قبل از آن 12 سال مي گفتند مجانين و ديوانگان و نسبت به گذشته ها شرايط مان خيلي خوب است. البته الان در منطقه وضع سخت است، درگيري هست. من نمي گويم كه اسرائيل فردا و پس فردا از بين خواهد رفت، من مي گويم حالا در اين راه داريم حركت مي كنيم. در اين سمت اوضاع منطقه دارد پيش مي رود. حالا 5 سال يا 10 سال يا بيشتر. به هر حال اين مسير نزولي شروع شده است. اين نقطه تحول عظيمي است كه اين پيروزي هاي اخير و شهادت اين عزيريزان تاثير فراواني داشت. خدا به اين خون شهيدان بركت داد. اين قدر ما از خون شهيدان الطاف و بركات ديديم كه واقعاً باورمان نمي شود، و حزب الله و اسلام و شيعيان اهل بيت را در منطقه خيلي عزيز كرد. ظاهراً يك مقداري طول كشيد. ان شاء الله ما با اميدواري ادامه مي دهيم. شما هم خيلي اميدوار باشيد. من اين نكته را تكرار مي-كنم كه اين ها فقط چند جوان لبناني و فلسطيني با حمايت شما، مقام معظم رهبري، رئيس جمهور، مسئولين و ملت و همه و همه است كه مي گويند از مبارزات حزب الله و مقاومت اسلامي و جوانان لبناني و فلسطيني حمايت مي كنيم و در اين شكي نيست و كسي در دنيا غير از اين در مورد جمهوري اسلامي و دولت بقية الله، و اين كشور امام خميني فكر نمي كند.
من از همه تشكر مي كنم و التماس دعا دارم.
السلام عليكم و رحمة الله و بركاته/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار