جانباز دماوندي را به جاي درمان كتك زدند
کد خبر:۸۱۶۴۲
وقتي قهرمان هايمان را نمي شناسيم

جانباز دماوندي را به جاي درمان كتك زدند

فرمانده نيروي انتظامي شهرستان دماوند ظهر جمعه در نشست شوراي اداري اين شهرستان که در مسجد جامع دماوند برگزار شد طي سخناني خاطرنشان کرد: من در اولين تماس با خانواده اين جانباز در خصوص حادثه مذکور عذر خواهي کردم.
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، خبرگزاري مهر نوشت:
 
ضرب و شتم، دستبند و بازداشت الفاظي است که معمولا در اخبار پليسي و پيرامون افراد شرور و قوي بنيه جامعه بکار مي رود اما اين بار با کمال تاسف اعمال مذکور در قبال يک جانباز نابيناي 50 ساله دماوندي و به جهت عدم وظيفه شناسي مسئولان بيمارستان صورت مي گيرد.

هنوز چند روزي از ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و گراميداشت روز جانباز نمي گذرد که يکي از جانبازان سرافراز جنگ تحميلي توسط مسئولان "بيمارستان سوم شعبان" دماوند مورد بي توجهي و از سوي مأمورين نيروي انتظامي اين شهرستان مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد.

محمود کلهر، 50 ساله و اهل دماوند در سال 64 و طي عمليات والفجر هشت از ناحيه دو چشم آسيب ديد و از همان زمان بينايي خود را براي هميشه فداي اسلام و پاسداري از اين خاک و بوم نمود.

عدم وظيفه شناسي پرستار بيمارستان سوم شعبان

اين جانباز دماوندي پيرامون حادثه فوق اظهار داشت: روز شنبه پس از شرکت در مراسم ختم دايي زاده ام به دليل وجود ترکشي از دوران جنگ در جمجمه، کمي دچار سرگيجه شده و با عذر خواهي از ديگران به خانه بازگشتم.

وي ادامه داد: با استراحت حال عمومي من بهتر نشد و معمولا در اين مواقع و به تجويز پزشک مي بايست دارويي را به شکل تزريق استفاده کنم که در غير اين صورت وضعيت جسماني ياد شده مي تواند منجر به مرگ شود.

محمود کلهر با گلايه از بي مسئوليتي پرستار بيمارستان سوم شعبان خاطرنشان کرد: به همين جهت به وسيله تاکسي تلفني به محل بيمارستان سوم شعبان مراجعه کردم اما پرستار مسئول تزريق با بي تفاوتي و با بيان جمله "اگر رگ را پيدا کردم مي زنم و الا کاري انجام نمي دهم" کار خود را رها کرد و رفت.

وي بيان داشت: من از حياتي بودن تزريق دارو و ضرورت تسريع در انجام اين عمل با خبر بودم و به محض مشاهده رفتار سرد و بي اهميت پرستار با گرفتن آستين پيراهن او در خواست انجام وظيفه اش را نمودم، درگيري بالا گرفت و مسئولين بيمارستان با مرکز فوريت پليسي 110 تماس گرفتند.

رفتار زشت نيروي انتظامي در قبال جانباز دماوندي

اين جانباز دماوندي از رفتار زشت نيروي انتظامي در قبال خود خبر داد و افزود: مأموران نيروي انتظامي بدون توجه به وضعيت جسماني من و تنها با پرسش اين سؤال که "کلهر کجاست" مرا از تخت به روي پايين آوردند و پس از بستن دستبند تا درب خروجي روي زمين کشيده و در آسفالت خيابان به صورت درازکش نگه داشتند تا اتومبيل پليس براي انتقال من به محل بيمارستان برسد.

کلهر ادامه داد: به رغم اسرار مسئولان بيمارستان به جهت عدم انجام اين رفتار، مأمورين نيروي انتظامي بر بازداشت من تأکيد داشتند و به صحبتهاي سايرين توجه نمي کردند. من نيز به جهت نابينايي متوجه حرکات دست خود نبودم و شايد در اين درگيري چنگي نيز به صورت کسي انداخته باشم.

وي با اشاره به تهيه صورت جلسه اي صوري در محل درگيري عنوان کرد: پس از انتقال و در حاليکه يکي از ماموران با ضربات زانو به کمر، من را رو به جلو هدايت مي کرد صورت جلسه اي صوري با امضاي چند نفر در محل درگيري تهيه شد و بر هم زدن نظم بيمارستان را به عنوان جرم براي من در نظر گرفتند در صورتي که اين عدم وظيفه شناسي پرستار بيمارستان بود که به غائله دامن زد.

آيا عذر خواهي کافيست؟

فرمانده نيروي انتظامي شهرستان دماوند ظهر جمعه در نشست شوراي اداري اين شهرستان که در مسجد جامع دماوند برگزار شد طي سخناني خاطرنشان کرد: من در اولين تماس با خانواده اين جانباز در خصوص حادثه مذکور عذر خواهي کردم.

سرهنگ فرهاد قدسي با رد هرگونه اعمال ضرب و شتم در اين حادثه اظهار داشت: ضرب و شتمي در خصوص اين جانباز عزيز صورت نگرفته اما در آن شب دستبند به دستان وي زده شد.

اين مسئول از بررسي وقايع رخ داده خبر داد و افزود: حادثه ناخوشايند مذکور نيازمند بررسي و کارشناسي بيشتري است تا واقعيت امر مشخص و ابهامات موجود مرتفع گردد.

فرماندار شهرستان دماوند نيز در اين نشست پيرامون حاثه ياد شده عنوان کرد: مي بايست با تکيه به قانون، بررسي موشکافانه واقعه و حفظ عدالت با متخلفان برخورد جدي صورت گيرد.

حسين معتمدنيا اين حادثه را دردناک توصيف کرد و افزود: شايد براي مهار جانبازي 50 ساله که به لحاظ بينايي دچار مشکل شده چندان نيازي به استفاده از دستبند نبوده است.

به هر روي اين جانباز دماوندي جاي رد دستبند و محل زخم کمر خود را که بر اثر کشاندن بر روي زمين به وجود آمده بود به امام جمعه شهرستان دماوند نشان داد و حجت الاسلام محمد علاء الديني نيز از وي دلجويي کرد.

همان دستاني که روزگاري تفنگ بر دست از اين کشور پاسداري مي کرد و همان کمري که شايد ساعاتي متمادي بر روي خاکريزهاي جبهه جنگ دوخته شده بود و چشماني که ديگر نمي بينند تا ما امروز با بهتر ديدن تزريق دارو را انجام داده و يا بدون دستبند فردي نابينا را بازداشت کنيم. /انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار