زنجيرهايى كه بر دست و پاى جوانان سنگينى مىكند
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، «درست است كه از وقت طبيعى ازدواج ما مدتها گذشته است ولى ما چگونه مىتوانيم ازدواج كنيم با اين كه هنوز منزل شخصى نداريم.
هنوز اتومبيل سوارى نداريم.
هنوز شغل پردرآمدى به دست نياوردهايم.
هنوز پول هنگفتى كه جوابگوى هزينههاى سنگين ازدواج، و هدايا و كادوهاى خانم عروس و بستگان و اقوام او باشد ذخيره نكردهايم.
هنوز محل مناسب بزرگ و آبرومندى براى برگزارى جشنهاى ازدواج در نظر نگرفتهايم هنوز ... و هنوز ...!».
«ما چگونه با ازدواج دخترمان موافقت كنيم با اين كه هنوز يك شوهر ايدهآل، با درآمد كافى، شغل آبرومند، پست خوب، خانه و زندگى، خوشتيپ، فاميلدار و ... به خواستگارى او نيامده و هر كس آمده غالباً فاقد يك يا دو تا از اين شرايط بوده است؟
به علاوه هنوز جهيزيه لازم تهيّه نكردهايم و از وسايل منزل، فرش و مبل، يخچال و ماشينرختشويى و سرويسهاى مختلف غذاخورى، اتو و جارو برقى، چرخ خياطى و ... دو سه قلم كسرى داريم!
و البتّه با اين وضع اقدام به ازدواج دختر، جز آبروريزى چيزى نيست! خدا از سر اجتماع ما نگذرد كه اين همه قيد و بند بر پاى ما گذارده است ...! چه كنيم شرايط سخت و مزاحم محيط به ما غير از اين اجازه نمىدهد».
اينها درد دل- يا صحيحتر عذر و بهانههاى بنىاسرائيلى- جمعى از جوانان، دختران و پسران و پدران و مادران در مورد عدم اقدام به امر حياتى ازدواج است، دانشمندى مىگويد:
«زندگى دو قسمت بيش نيست: نيم اوّل به اميد نيم دوّم، و نيم دوّم در حسرت نيم اوّل سپرى مىشود!».
و اگر به جاى كلمه «اميد» كلمه «رؤيا» به كار بريم شايد عبارت رساتر باشد و بگوييم: نيم اوّل زندگى در رؤيايى نيم دوّم، و نيم دوّم در حسرت نيم اوّل تلف مىشود! نمونه روشن اين موضوع همين مسأله ازدواج بسيارى از جوانان ماست.
نيمى از عمرشان براى به دست آوردن همسر ايدهآل تلف مىشود و نصف ديگر در حسرت ندانم كارىهاى نصف اوّل. به هر حال به اين جوانان و به آن پدران و مادران بايد گفت اين قيد و بندهاى غلط و مزاحم را كسى جز خود شما به دست و پاى شما نگذاشته است.
شماييد كه يك مفهوم توخالى و صددرصد خيالى براى زندگى زناشويى درست كردهايد، و براى رسيدن به يك سعادت و خوشبختى «خيالى» سعادت و خوشبختى «واقعى» را از دست مىدهيد.
مطمئن باشيد اين مرزها و خطوطى كه براى سعادت خود ترسيم كردهايد هرگز شما را خوشبخت نخواهد نمود، و تمام آزمايشها و تجربهها نيز اين حقيقت را ثابت كرده است.
اين چشم و هم چشمىها، اين تقليدهاى كوركورانه از يكديگر، اين اصالت بخشيدن به امور غير اصيل، اين عينكهاى گمراه كننده در ديد صحيح زندگى، اين توقعات پردامنه و بىانتها، اين رؤياهاى كاذب و سرابهاى فريبنده، آرى اينهاست كه زنجيرهاى گران بر دست و پاى شما گذارده و شما را از انجام ضرورىترين كار براى يك جوان باز مىدارد.
شما جوانان، شما پدران و مادران اگر كمى تصميم و اراده و شهامت به خرج دهيد و اين زنجيرهاى اسارت، اسارت در چنگال وهم و خيال و رؤيا را پاره كنيد و اين بتها را بشكنيد آنگاه احساس خواهيد كرد كه چه اندازه آزادى روح، و راحتى پيدا كردهايد و سعادتمند و خوشبخت شدهايد.
راستى شما چه كسى را پيدا مىكنيد كه در آغاز جوانى خانه و زندگى و همه چيزش جور بوده كه چنين توقعى را درباره خودتان يا همسرتان پيدا كردهايد، هر كسى را مىبينيد غالباً از صفر شروع كرده است. بله آنها كه نسل اندر نسل ثروتمند و اشرافى بوده و پول مفتى به چنگ آوردهاند شايد چنين باشند، امّا آنها هم چون غالباً افراد خودساخته نيستند خوشبختانه يا بدبختانه قدرت نگاهدارى اينها را نخواهند داشت.
كارها را سهل بگيريد، همين كه شرايط ساده و عاقلانه ازدواج فراهم شد اقدام كنيد.
به عقيده ما يك ازدواج بدون پيرايه و سهل و ساده اگر تعجّب نكنيد حتّى با تحصيل هم كاملًا سازگار است، مشروط به اين كه طرفين معناى ازدواج صحيح را درك كنند.
و نيز درك كنند كه همه چيز جهان آفرينش تدريجى است و شرايط زندگى بهتر هم تدريجاً فراهم مىگردد و توقعات هم بايد هميشه در حدود امكانات باشد.
جوانانى كه به دنبال اين تشريفات و رؤياها در بيراههها سرگردانند، گويا فراموش كردهاند آنچه در ازدواج اصالت دارد مسأله وجود «دو انسان» است كه يكديگر را درك كنند و همچنين مفهوم صحيح زندگى را و به آن عشق بورزند.
اگر اين دو ركن اصلى يعنى اين دو انسان با آن درك صحيح وجود داشته باشد بقيه هيچ است و اگر هم وجود نداشته باشد مسلّماً بقيه هرگز خوشبختى نمىآفريند.
و به همين دليل دستورات عالى مذهب ما براى انجام يك ازدواج صحيح هيچ چيز را، جز وجود دو انسان عاقل (دو همسر) كه خواهان زندگى مشترك زناشويى با هم باشند شرط نمىداند امّا ببينيد اين مسأله ساده به چه روزى افتاده است؟!
نكته جالب توجّه اينكه زندگى ساده محصّلين علوم دينى و طلّاب جوان مىتواند الگوى عملى روشنى براى ساير جوانان باشد (دقّت كنيد).
تقريباً 99 درصد اين آقايان در ضمن تحصيل، اقدام به ازدواج مىكنند و با اين كه برنامههاى درسى در حوزههاى علمى كاملًا سنگين است و تمام وقت آنها را اشغال مىكند چون اساس زندگى در اين محيطها با الهام از دستورهاى اسلام بر «سادگى» است، با همان كمك خرج مختصر كه از بيتالمال حوزههاى علمى، به آنها داده مىشود، و يا با زراعت و كشاورزى و كار سادهاى كه بعضى از آنان در ايّام تابستان دارند، و يا مانند اينها، زندگى خود را در دوران تحصيل با نهايت پاكى و سادگى اداره مىكنند بدون اين كه با عواقب شوم زندگى تجرّد روبهرو گردند و از اين نظر كاملًا احساس آرامش و خوشبختى مىكنند.
برگرفته شده از كتاب مشكلات جنسي جوانان/انتهاي پيام/