زنجيرهايى كه بر دست و پاى جوانان سنگينى مى‏كند
کد خبر:۸۱۶۸۲
در مورد ازدواج؛

زنجيرهايى كه بر دست و پاى جوانان سنگينى مى‏كند

اين چشم و هم چشمى‏ها، اين تقليدهاى كوركورانه از يكديگر، اين اصالت بخشيدن به امور غير اصيل، اين عينك‏هاى گمراه كننده در ديد صحيح زندگى، اينهاست كه زنجيرهاى گران بر دست و پاى شما گذارده و شما را از انجام ضرورى‏ترين كار براى يك جوان باز مى‏دارد.

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، «درست است كه از وقت طبيعى ازدواج ما مدت‏ها گذشته است ولى ما چگونه مى‏توانيم ازدواج كنيم با اين كه هنوز منزل شخصى نداريم.

هنوز اتومبيل سوارى نداريم.

هنوز شغل پردرآمدى به دست نياورده‏ايم.

هنوز پول هنگفتى كه جواب‏گوى هزينه‏هاى سنگين ازدواج، و هدايا و كادوهاى خانم عروس و بستگان و اقوام او باشد ذخيره نكرده‏ايم.

هنوز محل مناسب بزرگ و آبرومندى براى برگزارى جشن‏هاى ازدواج در نظر نگرفته‏ايم هنوز ... و هنوز ...!».

«ما چگونه با ازدواج دخترمان موافقت كنيم با اين كه هنوز يك شوهر ايده‏آل، با درآمد كافى، شغل آبرومند، پست خوب، خانه و زندگى، خوش‏تيپ، فاميل‏دار و ... به خواستگارى‏ او نيامده و هر كس آمده غالباً فاقد يك يا دو تا از اين شرايط بوده است؟

به علاوه هنوز جهيزيه لازم تهيّه نكرده‏ايم و از وسايل منزل، فرش و مبل، يخچال و ماشين‏رختشويى و سرويس‏هاى مختلف غذاخورى، اتو و جارو برقى، چرخ خياطى و ... دو سه قلم كسرى داريم!

و البتّه با اين وضع اقدام به ازدواج دختر، جز آبروريزى چيزى نيست! خدا از سر اجتماع ما نگذرد كه اين همه قيد و بند بر پاى ما گذارده است ...! چه كنيم شرايط سخت و مزاحم محيط به ما غير از اين اجازه نمى‏دهد».

اينها درد دل- يا صحيح‏تر عذر و بهانه‏هاى بنى‏اسرائيلى- جمعى از جوانان، دختران و پسران و پدران و مادران در مورد عدم اقدام به امر حياتى ازدواج است، دانشمندى مى‏گويد:

«زندگى دو قسمت بيش نيست: نيم اوّل به اميد نيم دوّم، و نيم دوّم در حسرت نيم اوّل سپرى مى‏شود!».

و اگر به جاى كلمه «اميد» كلمه «رؤيا» به كار بريم شايد عبارت رساتر باشد و بگوييم: نيم اوّل زندگى در رؤيايى نيم دوّم، و نيم دوّم در حسرت نيم اوّل تلف مى‏شود! نمونه روشن اين موضوع همين مسأله ازدواج بسيارى از جوانان ماست.

نيمى از عمرشان براى به دست آوردن همسر ايده‏آل تلف مى‏شود و نصف ديگر در حسرت ندانم كارى‏هاى نصف اوّل. به هر حال به اين جوانان و به آن پدران و مادران بايد گفت اين قيد و بندهاى غلط و مزاحم را كسى جز خود شما به دست و پاى شما نگذاشته است.

شماييد كه يك مفهوم توخالى و صددرصد خيالى براى زندگى زناشويى درست كرده‏ايد، و براى رسيدن به يك سعادت و خوشبختى «خيالى» سعادت و خوشبختى «واقعى» را از دست مى‏دهيد.

مطمئن باشيد اين مرزها و خطوطى كه براى سعادت خود ترسيم كرده‏ايد هرگز شما را خوشبخت نخواهد نمود، و تمام آزمايش‏ها و تجربه‏ها نيز اين حقيقت را ثابت كرده است.

اين چشم و هم چشمى‏ها، اين تقليدهاى كوركورانه از يكديگر، اين اصالت بخشيدن به امور غير اصيل، اين عينك‏هاى گمراه كننده در ديد صحيح زندگى، اين توقعات پردامنه و بى‏انتها، اين رؤياهاى كاذب و سراب‏هاى فريبنده، آرى اينهاست كه زنجيرهاى گران بر دست و پاى شما گذارده و شما را از انجام ضرورى‏ترين كار براى يك جوان باز مى‏دارد.

شما جوانان، شما پدران و مادران اگر كمى تصميم و اراده و شهامت به خرج دهيد و اين زنجيرهاى اسارت، اسارت در چنگال وهم و خيال و رؤيا را پاره كنيد و اين بت‏ها را بشكنيد آن‏گاه احساس خواهيد كرد كه چه اندازه آزادى روح، و راحتى پيدا كرده‏ايد و سعادتمند و خوشبخت شده‏ايد.

راستى شما چه كسى را پيدا مى‏كنيد كه در آغاز جوانى خانه و زندگى و همه چيزش جور بوده كه چنين توقعى را درباره خودتان يا همسرتان پيدا كرده‏ايد، هر كسى را مى‏بينيد غالباً از صفر شروع كرده است. بله آنها كه نسل اندر نسل ثروتمند و اشرافى بوده و پول مفتى به چنگ آورده‏اند شايد چنين باشند، امّا آنها هم چون غالباً افراد خودساخته نيستند خوشبختانه يا بدبختانه قدرت نگاهدارى اينها را نخواهند داشت.

كارها را سهل بگيريد، همين كه شرايط ساده و عاقلانه ازدواج فراهم شد اقدام كنيد.

به عقيده ما يك ازدواج بدون پيرايه و سهل و ساده اگر تعجّب نكنيد حتّى با تحصيل هم كاملًا سازگار است، مشروط به اين كه طرفين معناى ازدواج صحيح را درك كنند.

و نيز درك كنند كه همه چيز جهان آفرينش تدريجى است و شرايط زندگى بهتر هم تدريجاً فراهم مى‏گردد و توقعات هم بايد هميشه در حدود امكانات باشد.

جوانانى كه به دنبال اين تشريفات و رؤياها در بيراهه‏ها سرگردانند، گويا فراموش كرده‏اند آنچه در ازدواج اصالت دارد مسأله وجود «دو انسان» است كه يكديگر را درك كنند و همچنين مفهوم صحيح زندگى را و به آن عشق بورزند.

اگر اين دو ركن اصلى يعنى اين دو انسان با آن درك‏ صحيح وجود داشته باشد بقيه هيچ است و اگر هم وجود نداشته باشد مسلّماً بقيه هرگز خوشبختى نمى‏آفريند.

و به همين دليل دستورات عالى مذهب ما براى انجام يك ازدواج صحيح هيچ چيز را، جز وجود دو انسان عاقل (دو همسر) كه خواهان زندگى مشترك زناشويى با هم باشند شرط نمى‏داند امّا ببينيد اين مسأله ساده به چه روزى افتاده است؟!

نكته جالب توجّه اين‏كه زندگى ساده محصّلين علوم دينى و طلّاب جوان مى‏تواند الگوى عملى روشنى براى ساير جوانان باشد (دقّت كنيد).

تقريباً 99 درصد اين آقايان در ضمن تحصيل، اقدام به ازدواج مى‏كنند و با اين كه برنامه‏هاى درسى در حوزه‏هاى علمى كاملًا سنگين است و تمام وقت آنها را اشغال مى‏كند چون اساس زندگى در اين محيطها با الهام از دستورهاى اسلام بر «سادگى» است، با همان كمك خرج مختصر كه از بيت‏المال حوزه‏هاى علمى، به آنها داده مى‏شود، و يا با زراعت‏ و كشاورزى و كار ساده‏اى كه بعضى از آنان در ايّام تابستان دارند، و يا مانند اينها، زندگى خود را در دوران تحصيل با نهايت پاكى و سادگى اداره مى‏كنند بدون اين كه با عواقب شوم زندگى تجرّد روبه‏رو گردند و از اين نظر كاملًا احساس آرامش و خوشبختى مى‏كنند.

برگرفته شده از كتاب مشكلات جنسي جوانان/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار