مبادا خليج فارس به سرنوشت خليج مكزيك دچار شود
کد خبر:۸۲۰۰۰
خطري در كمين

مبادا خليج فارس به سرنوشت خليج مكزيك دچار شود

كسي مخالف توسعه متوازن و استفاده از منابع عظيم خدادادي و كسب درآمد نيست، اما اصرار بر توسعه بدون ملاحظه و بي‌توجهي به معيارهاي زيست‌محيطي به خودي خود عامل نابودكننده بسياري ديگر از ثروت‌هاي خدادادي خواهد شد.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي شبکه خبر دانشجو، پايگاه خبري خليج فارس نوشت:

طي روزهاي گذشته اخبار رسانه‌هاي مختلف معطوف به فاجعه‌اي زيست‌محيطي در خليج مكزيك شده بود كه در پي آن طي 87 روز حدود 5/4 ميليون تن نفت خام برابر با 350 ميليون ليتر از يك حلقه چاه نفت فوران كرد و به دريا ريخت.

متخصصان انواع روش‌ها را براي مهار نشت نفت به كار گرفتند و سرانجام پس از كش و قوس‌هاي فراوان با استقرار يك حفاظ پوششي 73 تني روي محل فوران، موفق به مهار آن شدند، ولي پس از چند روز مجدد خبر از نشت نفت از بستر دريا داده شد.

به گفته كارشناسان، اين حادثه علاوه بر خسارات اقتصادي و از بين رفتن 17 هزار فرصت شغلي در مناطق ساحلي، بعاد و پيامدهاي مخرب زيست‌محيطي گسترده‌اي بر جاي گذاشته است كه تبعات آن سال‌ها به طول خواهد انجاميد. وخامت ناشي از آن به حدي است كه نفت تا عمق شن‌هاي ساحلي برخي نقاط نيز نفوذ كرده و نگراني گسترده ساحل‌نشينان 5 ايالت جنوبي آمريكا را سبب شده است. تصاوير منتشر شده از اين رويداد خصوصا آلودگي حيوانات دريايي و پرندگان آغشته به نفت و آب‌هاي آلوده گواهي بارز بر عمق اين فاجعه هستند.

اما در اين سوي جهان و در پهناي خليج فارس هم‌اكنون سكوها و چاه‌هاي نفتي متعددي وجود دارند كه توسط كشورهاي مجاور آن در حال بهره‌برداري هستند.

وجود هزاران كيلومتر خطوط لوله انتقال نفت كه بعضا به دليل شوري آب دچار پوسيدگي شده و نشت ذرات نفتي را در پي دارند، صدور 50 درصد نفت خام جهاني توسط نفت‌كش‌ها از طريق تنگه هرمز و تبعات مترتب بر آن، بروز آلودگي‌هاي نفتي در مراحل اكتشاف و استخراج، مبين اين موضوع است كه آلاينده‌هاي نفتي هم‌اكنون بزرگ‌ترين عامل تهديدكننده زيستگاه‌هاي دريايي خليج فارس هستند. بايد توجه داشت وقتي نفت و مشتقات آن وارد دريا مي‌شود، تغيير شيميايي زيادي نمي‌كند، به همين دليل اجزاي تشكيل‌دهنده آن مي‌تواند اثرات مخربي روي زندگي آبزيان بر جاي گذارد.

وجود تركيبات سمي ناشي از احتراق نفت كه بعضا سرطان‌زا هستند وارد آب شده و با راهيابي به بدن آبزيان وارد چرخه غذايي انسان نيز مي‌شوند، ضمنا فتوسنتز گياهان آبزي بر اثر قرار گرفتن ذرات نفتي روي سطح آب متوقف شده و اختلال در تنفس موجودات دريايي و مرگ آنها را باعث خواهد شد. از ديگر سو عوامل مخرب ديگري چون اجراي پروژه‌هاي پتروشيمي، ايجاد بنادر و مستحدثات در دريا كه ارزيابي دقيق زيست‌محيطي ندارند و ورود پساب‌ها و فاضلاب‌هاي صنعتي و شهري به آب‌هاي ساحلي را نبايد ناديده انگاشت، چراكه مجموعا باعث وارد آمدن آسيب‌هاي جدي به اكوسيستم منطقه و زيست‌بوم‌هاي دريايي خواهند شد.

بي‌شك هيچ كس مخالف توسعه متوازن و استفاده از منابع عظيم خدادادي و كسب درآمد نيست، اما اصرار بر توسعه بدون ملاحظه و بي‌توجهي به معيارهاي زيست‌محيطي به خودي خود عامل نابودكننده بسياري ديگر از ثروت‌هاي خدادادي خواهد شد و با تداوم روند فعلي با توجه به محصور بودن خليج فارس، امكان بروز فاجعه زيست‌محيطي در آن دور از انتظار نخواهد بود، چراكه هم‌اكنون نيز اخباري مبني بر تهديد اكولوژي خليج فارس ازجمله مرگ مرجان‌ها و آبزيان را شاهد هستيم.

بنابراين به منظور پيشگيري از وقوع چنين رويدادي بايد تمام كشورهاي ذي‌نفع بخصوص كشورهاي منطقه با اتخاذ راهكارهاي اساسي و عملي مبتني بر روش‌هاي علمي و با همراه كردن شركت‌هاي نفتي و صنايع فعال در حوزه خليج‌فارس، اقدام مشتركي را براي حفظ و احياي ذخاير دريايي و ممانعت از وقوع حوادثي مشابه خليج مكزيك به عمل آورند، چراكه گنجينه خليج فارس متعلق به همه جهانيان است و بايد در نگه داشتن آن كوشا بود./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار