از آقا پرسيدم
سيد عبدالرسول علم الهدي،گروه پاتوق شيشه اي- ممكن است پرسش هاي فراوان در اذهان جوانان كشور ما وجود داشته باشد كه بخواهند مستقيماً از رهبر معظم انلاب اسلامي بپرسند.
از آنجا كه چنين امكاني ميسر نيست مي توان پاسخ سوالات را از ميان سخنان ايشان يافت و شبهههاي موجود براي بعضي از جوان هاي كشور را مرتفع كرد.
پرسش: اساسا آنها که معترض بودند و جبهه اي براي خود بوجود آوردند، چکار کردند؟ فقط مي خواستند اعتراض کنند، ولي از نظام دفع شدند و کاري براي جذب ايشان انجام نشده است؟
پاسخ : « دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.»(خطبه هاي نماز جمعه، 29خرداد 1388)
«من هيچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداكثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى كأنه خودشان اصرار دارند بر اينكه از نظام فاصله بگيرند. يك اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - كه مبارزات انتخاباتى بود - يك عدهاى تبديل كردند به مبارزهى با نظام - البته اينها اقليتند، كوچكند؛ در مقابل عظمت ملت ايران صفرند، لكن به نام اينها شعار ميدهند، اينها هم دل خوش ميكنند به اين - اين بايد مايهى عبرت باشد.» (بيانات، درديدار با جمعي از طلاب و روحانيون، 22آذر 1388)
«بعد از انتخابات كه تحركاتى از طرف بعضىها شروع شد، يك تجاوب نسبى هم از سوى جمعى از مردم تهران صورت گرفت، آنها اميدوار شدند؛ فكر كردند آنچه كه تصور ميكردند، انجام شد و گرفت و اميدوار شدند. لذا ديديد كه اين دستگاهها و وسائل رسانهاى و صوتى و الكترونيكى و ماهوارهاى و غيره حضورشان در صحنه را چطور تشديد كردند؛ صريح وارد ميدان شدند. قبلاً اميدوار نبودند كه اين كار بگيرد؛ بعد ديدند نه، گرفت؛ لذا سريع وارد ميدان شدند؛ منتها خوشبختانه مثل هميشه كه مسائل ايران را بد ميفهمند و ملت ايران را نميشناسند، اين دفعه هم نشناختند. اينها تودهنى خوردند، سيلى خوردند، ولى هنوز نااميد نيستند. من به شما عرض كنم دانشجوهاى عزيز! اينها نااميد نيستند؛ دارند قضايا را دنبال ميكنند؛ به اين زودى هم زمين نميگذارند. اينها صحنهگردانهائى دارند، صحنهگردانهائى هم پيدا خواهند كرد.»(بيانات درديدار با دانشجويان، 4شهريور 1388)
«شما ملاحظه كنيد يك عدهاى قانونشكنى كردند، ايجاد اغتشاش كردند، مردم را به ايستادگى در مقابل نظام تا آنجائى كه ميتوانستند، تشويق كردند - حالا تيغشان نبريد؛ آن كارى كه ميخواستند نشد، او بحث ديگرى است؛ آنها تلاش خودشان را كردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز كردند، جرأت به آنها دادند؛ كارى كردند كه دشمنان امام - آن كسانى كه بغض امام را در دل داشتند - جرأت پيدا كنند بيايند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند؛ كارى كردند كه دشمنِ مأيوس و نوميد، جان بگيرد، تشويق بشود بيايد در مقابل چشم انبوه دانشجويانى كه مطمئناً اينها علاقهمند به امامند، علاقهمند به انقلابند، عاشق كار براى كشور و ميهنشان و جمهورى اسلامى هستند، يك چنين اهانتى، يك چنين كار بزرگى انجام بدهند. آن قانونشكنىشان، آن اغتشاشجوئىشان - تشويقشان به اغتشاش و كشاندن مردم به عرصهى اغتشاشگرى - اين هم نتائجش. اين خطاها اتفاق مىافتد، عمل خلاف انجام ميگيرد، كار غلط انجام ميگيرد، بعد براى اينكه اين كار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست ميشود! فلسفه ميبافند؛ استدلال برايش درست ميكنند! از ابتلائات بزرگ انسانها اين است؛ همهمان در معرض خطريم، بايد مراقب باشيم. كار خطا را ميكنيم، بعد براى اينكه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانيم از كار خودمان دفاع كنيم، يك فلسفهاى برايش درست ميكنيم؛ يك استدلالى برايش ميتراشيم!
خوب، اينها ايجاد فتنه ميكند؛ يعنى فضا را فضاى غبارآلود ميكند. شعار طرفدارى از قانون ميدهند، عمل صريحاً بر خلاف قانون انجام ميدهند. شعار طرفدارى از امام ميدهند، بعد كارى ميكنند كه در عرصهى طرفداران آنها، يك چنين گناه بزرگى انجام بگيرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. اين، كار كمى نيست؛ كار كوچكى نيست. دشمنان از اين كار خيلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نيست، تحليل هم ميكنند. بر اساس آن تحليل، تصميم ميگيرند؛ بر اساس آن تصميم، عمل ميكنند؛ تشويق ميشوند عليه مصالح ملى، عليه ملت ايران.» (بيانات، درديدار با جمعي از طلاب و روحانيون، 22آذر 1388)
«ما از اول انقلاب در هيچ انتخاباتى حضور چهل ميليونى، هشتاد و پنج درصدى، نداشتيم. در اين انتخابات، اولين بار چنين فرصت بزرگى پيش آمد؛ اما در همين فرصت بزرگ، در همين شادى بزرگ، دستهائى به كار افتادند براى اينكه ضربهاى به ملت ايران بزنند. بايد بيدار بود. اين بيدارى فقط در زبان نيست؛ آحاد ملت، گرايشهاى مختلف سياسى، دلبستگان به كشور، دلبستگان به نظام اسلامى، همه، همه، بايستى به معناى واقعى كلمه بيدار باشند؛ فريب نخورند.
دستهائى از مدتها پيش در كار بودند، مقدماتى فراهم ميكردند كه بتوانند از مقطع انتخابات عليه ملت ايران استفادهاى بكنند. خوشبختانه ملت ايران هوشيار بود و هوشيار است. فضا را غبارآلود كردند، دهانها را قدرى تلخ كردند؛ اما نتوانستند آن كارى را كه ميخواهند، انجام بدهند. اين هوشيارى شما ملت بود. اين تجربهى ما بود كه بدانيم دشمن ما كمين كرده است.»(بيانات در جلسه تنفيذ، 12مرداد 1388)
«سعى ميكنند - كمااينكه امسال در تجربههاى گوناگون ديده شد - هر مراسمى كه متكى به انبوه حضور مردمى است، اگر بتوانند، اين را به نحوى خراب كنند. روز قدس كه براى ضديت با اسرائيل است، شما مىبينيد يك گروه معدودى، يك گروه فريبخوردهاى پيدا ميشوند، عليه مسئلهى فلسطين و به نفع اسرائيل شعار ميدهند؛ روز سيزده آبان كه روز معارضهى ملت ايران و برائت و نفرت ملت ايران از استكبار آمريكائى است، مىآيند عليه اين حركت، عليه نظام جمهورى اسلامى، عليه اسلاميت شعار ميدهند! اين معنايش چيست؟ اين معنايش اين است كه دشمن نظام جمهورى اسلامى از اين حضور خالصِ پرانگيزهى مردمى وحشت دارد؛ اين حضورى كه مشتمل است بر تمام گرايشهاى موجود در ميان مردم، سلائق سياسى گوناگون. ملت ايران متحدند، ملت ايران جهتگيرىشان روشن است؛ ميخواهند اين جهتگيرى متحد را، اين حركت منسجم را در تبليغاتِ خودشان متفرق نشان بدهند؛ ملت ايران را گروه گروه شده و دسته دسته شده و در مقابل هم در مسائل اصولى و اساسى معرفى كنند. هدف، اين است؛ با اين بايد مقابله كرد.»(بيانات در ديدار شوراي تبليغات اسلامي، 29دي 1388)
«اگر كسى نظرى دارد براى كمك، نظر بدهد؛ اگر كسى يك وقت اعتراضى دارد، اعتراض هم اشكالى ندارد، ولى اعتراض بايد مقابله نباشد؛ همراهى باشد، مثل دو همسنگر كه در يك سنگر نشستهاند، ممكن است اين به آن اعتراض كند كه چرا پايت را دراز كردى يا چرا خوابت برد؟ اينها روبهروى هم قرار نميگيرند.»(بيانات درديدار مردم مازندران، 6بهمن 1388)
/انتهاي پيام/