اميني: الگوي ايراني – اسلامي جامعه را به ثبات مي‌رساند
کد خبر:۸۲۴۶۷
يازدهمين نشست اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل - 4

اميني: الگوي ايراني – اسلامي جامعه را به ثبات مي‌رساند

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» با بيان اينكه الگوي پيشرفت ايراني و اسلامي عميق‌تر و پايدارتر از الگوهاي پيشرفت غربي است، گفت: الگوي ايراني اسلامي، جامعه را به ثبات مي‌رساند.

به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، پرويز اميني با حضور در يازدهمين نشست سالانه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل سراسر كشور در خصوص موضوع الگوي پيشرفت ايراني – اسلامي به ارائه سخنراني پرداخت.

اين كارشناس امور بين الملل در ابتدا به اهميت الگوي پيشرفت در جوامع اشاره كرد و گفت: ‌همه جوامع خواستار پيشرفتند، اما تفاوت در، ارائه مدل پيشرفت و روش رسيدن به پيشرفت است.

وي با بيان اينكه همه انقلاب ها داراي دو بخش هستند، گفت: بخش سلبي آنها نظامي است كه در آن زندگي مي كنند و بخش اثباتي انقلاب ها نيز ‌آرمان ها، خواسته ها، ارزش ها و باورهاي مطلوب آنهاست.

اميني با بيان اين سوال كه بايد پرسيد چرا با گذشت سه دهه از انقلاب هنوز الگوي پيشرفت ايراني -  اسلامي ارائه نشده است، ضرورت ها و تفاوت هاي اين الگو را مورد بررسي قرار داد.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» با تاكيد بر اينكه چند عامل در ضرورت و اهميت انقلاب نقش دارند، گفت: به عنوان اولين عامل در ضرورت رسيدن به الگوي پيشرفت بايد گفت كه ماهيت الگوي پيشرفت به طور عموم در همه جوامع و به طور خاص در جامعه اسلامي نياز به بررسي دارد.

وي با تاكيد بر اينكه الگوي پيشرفت در جامعه اسلامي بايد مبتني بر اصل بومي سازي باشد،‌ گفت: كپي برداري و تقليد صرف از الگوهاي غربي، جوامع را دچار آسيب هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و غيره مي كند.

اميني با بيان اينكه چالش هايي كه در دوره 16 ساله اصلاحات و سازندگي در كشور بوجود آمد حاصل علاقه و تاكيد دولتمردان وقت بر تبعيت از الگوهاي غربي بود.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» با بيان اينكه الگوهاي غربي از لحاظ تفكر و مدل زندگي، جوامع را بخصوص جوامع اسلامي را دچار آسيب هاي فراواني مي كند، ‌افزود: در اوايل دوران انقلاب با حاكم شدن ارزش هايي نظير احترام به قشر مستضعف، افراد نيازمند و دردمند جامعه و قشر ضعيف، از اعتبار خاصي برخوردار بودند، اما در دهه هاي بعد به دليل جا به جايي ارزش ها كه حاصل تاثيرپذيري از الگوهاي غربي در كشور بود، ارزش ها به ضد ارزش تبديل شدند و قشر آسيب پذير جايگزين مستضعف شد.

وي با بيان اينكه الگوهاي پيشرفت همواره در بستر زمان شكل مي گيرند و تدريجي هستند، ‌گفت: الگوي پيشرفت محصول تجربه است.

اميني به تفاوت بين الگوي پيشرفت و نظريه پيشرفت اشاره كرد و گفت: ‌نظريه پيشرفت بايد بر بستر سياسي و اجتماعي جامعه تبيين، و واقعيات ملموس شود، اما الگوي پيشرفت، مسير حركت را براي جامعه و حكومت تعيين مي كند.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» با بيان اينكه عقب مانده ترين بخش جامعه ما، بخش اقتصادي است، ‌گفت:‌ بخش هاي سياسي و نظامي به دليل مشاركت مردم به پيشرفت رسيدند، اما بخش اقتصادي به دليل عدم حضور و عدم واگذاري مسائل اقتصادي به آنها، به عقب مانده ترين بخش جامعه تبديل شدند.

وي به عنوان چهارمين دليل ضرورت براي ارائه الگوي پيشرفت در حال حاضر، به امكان قدرت يافتن اين الگو در شرايط فعلي اشاره كرد.

اميني گفت: با توجه به رشد نرخ توليد علم در كشور و شرايط موجود در جامعه عصر حاضر بهترين زمان براي ارائه اين الگوي پيشرفت است.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» به گزارش يكي از سازمان هاي بين المللي جهان در رابطه با بحث نرخ توليد علم در كشورها اشاره كرد و گفت: در اين گزارش نرخ رشد علمي ايران از نرخ رشد علمي ساير كشورها، 11 برابر بيشتر بوده است كه اين جريان پرشتاب علمي در كشور، امكان تحقق اين الگو را ميسر مي سازد.

وي با اشاره به تفاوت اين الگوي پيشرفت ايراني با الگوهاي پيشرفت غربي، وجود الگوي ليبرال دموكراسي را در كشورهاي غربي و مدرن يكي از الگوهاي رايج اين كشورها در رسيدن به پيشرفت عنوان كرد و گفت: الگوي ايراني – اسلامي به دليل اصول مباني اسلام كه دنيا و آخرت را به صورت تواماً در زندگي مي بيند، به عصر پيشرفت بر اساس معنويات اعتقاد دارد، در حالي كه الگوي غربي به دليل پايبندي به اصل سكولاريسم و جدايي دنيا از آخرت تمامي پرداخت هاي خود را در سطح مادي و دنيايي مي بيند.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» نگاه به بحث عدالت را تفاوت دوم الگوي ايراني- اسلامي و الگوي ليبرال دموكراسي بيان كرد و گفت: جايگاه عدالت در نزد الگوي اسلامي به عنوان محوري ترين بحث تعريف مي شود و ساير پديده ها و شاخص ها در ارتباط با اين مفهوم تعريف مي شوند، اما در نظام سرمايه داري اين اصل بر نابرابري ها استوار گرديده و نابرابري هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي در آن نهادينه شده است.

وي افزود: اصالت عدالت در اسلام، مدل حكومتي كشورهاي اسلامي و كشورهاي غربي را نيز تغيير مي دهد تا جايي كه حكومتي را كه بر مبناي عدالت استوار نشده است را نامشروع مي داند.

اميني نگاه به جايگاه مردم و نقش آنها را در هر دو الگو سومين تفاوت آنها بيان كرد و گفت: نظام ليبرال دموكراسي از نظر علمي و اعتقادي نمي تواند مردم مدار باشد؛ زيرا يكي از شاخصه هاي اصلي آن آزادي فردي است و به دليل تسلط ديدگاه خودمحوري در اين الگو، مردم نقش اصلي را در اين نظام ندارند.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» در همين زمينه ادامه داد: اما در كشورهاي اسلامي به دليل نگاه خاص اين الگو به مردم، افراد مي توانند تا بالاترين مرتبه سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي پيشرفت كنند.

وي افزود: به عنوان مثال در كشور آمريكا تنها افرادي كه اكثراً حزب جمهوري خواه يا دموكرات معرفي مي شوند، مي توانند در انتخابات شركت كنند و رئيس جمهور شوند، اما وجود آزادي هاي سياسي در كشورهاي اسلامي و بخصوص كشور ما امكان رسيدن فردي مانند شهيد رجايي به سمت رياست جمهوري را ممكن مي كند؛ فردي كه در آن سال ها بدون وابستگي به هيچ حزب و گروهي به صورت كاملاً مستقل انتخاب شد و راي آورد.

اميني تواماً بودن جايگاه فرد و جامعه را در الگوي پيشرفت ايراني و اسلامي تفاوت چهارم اين دو الگو دانست و گفت: اما در جوامع غربي و الگوهاي پيشرفته وابسته به آنها، اصالت بر فرد است.

نويسنده كتاب «جامعه شناسي دوم خرداد» با بيان پنجمين تفاوت اين دو الگو اظهار داشت: كشورهاي غربي براي رسيدن به پيشرفت هر راهي را براي خود مجاز مي دانند، اما در كشورهاي اسلامي به دليل حاكميت ارزش ها محدوديت هايي براي اين مسئله وجود دارد؛ به عنوان مثال ارزش هاي حاكم بر جامعه روابط سياسي كشورهاي اسلامي را با ساير كشورها تعريف مي كند مانند ارتباط كشور ما با اسرائيل كه پس از ظهور انقلاب اسلامي قطع شد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار