وقتی خدا خبرنگار را آفريد
اگر بگويم رسالت همه امور دنيا از همان آغاز روي دوش نحيف خبرنگاري جا خوش کرده بود، شايد گزاف نگفته باشم.
آن روز که آدم ابوالبشرخلق شد يادتان هست؟ نه يادتان که نيست! داستانش را از زبان خبرنگاران شنيده ايد. البت اين اخبار از خبرنگارهاي واسطه به گوشتان رسيده و گرنه شما که سنتان قد نميداده داستان آدم را مستقيم از خبرنگار درگاه حضرت احديت بشنويد و از اخبار آن دوران چيزي به ياد بياوريد.
حضرت جبرئيل، اگر اشتباه نکنم اولين خبرنگاريست که درهمه حوزه ها اعم از اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي، داخلي، خارجي، روابط بين الملل، جنگ، صلح، آتش بس، قطعنامه وخلاصه هر حوزه اي که به عقل ناقص من و شما برسد فعاليت داشته است.
البت خودتان اذعان مي کنيد که او يک خبرنگار افتخاريست و بابت خدمتي که مي کند حقوق و مزايا طلب نمي کند؛ انصافا نه هزينه اياب و ذهاب مي گيرد، نه شغلش جزء مشاغل سخت محسوب مي شود که هزينه مضاعفي روي دوش جناحي که برايش کار مي کند بيندازد نه مزد و پاداش روز خبرنگار برايش معني دارد. از همه مال دنيا حتي يک جاي خواب هم ندارد. مي گويند جايگاهش عالم قدس است اما از آنجا که حضرتش جزء مجردات است و مثل ما آدمها احتياجات ضروري و اوليه زندگي برايش مفهوم نيست جايي را هم اشغال نمي کند که خوب البته اين مزيت او را از اجاره مسکن و غرغر صاحبخانه و ثبت نام مسکن مهر و بقيه تبعات مجرد نبودن در امان نگه ميدارد.
جبرئيل عرصه خبرنگاري را چه به اين فرم خواسته هاي دست و پاگير و اين قبيل احتياجات مزاحم، مگر شغل شريف خبرنگاري مي گذارد يک شب سرت را بي دغدغه روي بالش بگذاري و چيزي غير از خبر در مخيله ات عبور و مرور کند.
درمورد خبرنگار ازلي - جبرئيل - چند خبر دست اول دارم که شايد براي خبرنگاران زحمت کش اين دوره، هم مايه شگفتي باشد هم ذوق زده شوند هم کمي از دلشوره و اضطرابشان کم شود.
اول اينکه آنطورکه من از تفحص در احوال حرفه اي ايشان کشف کرده ام فعاليت خبري ايشان صد در صد جناحي است. نه اينکه فکر کنيد از بين کلي احزاب و جناحهاي دغل وفريبکار مثل حزب مشارکت و مجاهدين انقلاب و نهضت آزادي و احزاب 2خردادي و چه و چه، يکي را انتخاب کرده باشد و خبرها را مطابق ميلشان منتقل کند، نه! کمي از اين عالم که بالاتر برويم ، تقريبا همانجا که جبرئيل خبرها را مي گيرد و فکس ميکند به پيغمبر(ص) و خبرنامه قرآن را تدوين مي کند دوتا حزب بيشتر فعاليت نمي کنند: حزب خدا و حزب شيطان.
صد البته حوزه کاري جبرئيل حزب خداست. و البته هرکس توي اين حزب نباشد ناگزير دستش با شيطان توي يک کاسه است و فلاکت در تعلق به اين حزب آنقدر بالاست که گاهي بايد کاسه چه کنم در دست بگيري و دنبال جمع کردن آبرويي باشي که هرگز به جوي بر نمي گردد.
مشخصه دوم خبرنگار خبرساز ما – جبرئيل- جاسوسيست. تعجب مي کنيد؟ مگر همين طور نبود؟
جاسوس نبود؟! پس کي خبر کمين منافقين را که نقشه قتل پيامبر را در سر داشتند به ايشان منتقل کرد؟
جاسوس نبود؟ پس کي در ليله المبيت نقشه شوم مشرکين را نقش برآب کرد و پيامبر را از مهلکه نجات داد؟
جاسوس نبود؟ پس....
کوتاه بياييد. اگر اين جاسوس زرنگ نبود معلوم نيست سر رسول نازنين مان چي مي آمد؟!
سومين مشخصه جناب جبرئيل، امانت داريش در رله خبر بود.
انصافا چيزي از خبري که از خدا مي گرفت کم مي کرد؟ يا چيزي از خودش روي خبر مي گذاشت؟ يعني مي شود خدا دستياري براي خودش انتخاب کند که امين نباشد؟ نه نميشود! هر جور به اين قضيه نگاه کنيد به همين نتيجه مي رسيد. لابد به خاطر داريد که خدا وعده حفظ و صيانت از اخبارش را هم روشن و صريح در همان خبرنامه اش بيان فرموده: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون.
سلسله مراتب را که طي کنيم به دومين لايه انتقال خبر مي رسيم که پيامبر و معصومين عليهم السلام هستند.
خبرنگاراني که با مردم در ارتباط مستقيمند. کارشان شايد از جهاتي سخت تر از جبرئيل هم باشد. وقتي بخواهي هم خبر را برساني هم تفسير کني که براي همه قابل فهم باشد، هم با عده اي که نمي پذيرند کلنجار بروي، هم با گروهي که خودشان را مي زنند به نفهمي درگير بشوي و هم مراقب توطئه آنهايي که اخبارتان زندگيشان را به هم ميريزد باشي، در اين وضعيت پيچيده نبايد مراقب جانت باشي؟
اينجا البت انجمن حمايت از حقوق خبرنگاران که ستادي متشکل از خدا و جبرئيل است، مراقبت از جان پيغمبر را به عهده دارد.
دوره پيامبر اکرم و امامانش را که پشت سر بگذاريم، لايه سوم انتقال خبر در دست خبرنگارها و مورخين خودمان است که بعضيهايشان وامدار حزب هاي رنگارنگند و برخي وابسته به بنياد هاي خشک و نمور مختلفند که بررسي صحت و سقم خبر هايشان البته کلي انرژي مي خواهد و تورق تاريخ طلب مي کند و برگشت به عقب و... از اينجاست که همه چيز درهم و مخلوط است و بيرون کشيدن يک خبر درست که خبرنگارش وابسته به حزب خدا باشد از بين آنهمه ورقهاي خاک خورده تاريخ که زير و رو کردنش غبار ترديد را توي حلقت مي ريزد کار حضرت فيل است.
حال با اينهمه تجربه خبرنگاري ازلي که بيشترش را از حضرت جبرئيل مي آموزيم، شايد بهتر باشد قوانين ناقص مطبوعاتي را بي خيال شويد و از خط مشي اولين خبرنگار عالم چيزهاي بهتري استخراج کنيد:
مثلا:
1- از اين به بعد جاسوسي کنيد منتهي براي چيزي که ارزشش را داشته باشد و به نفع فرد و گروهي که وجودش از نبودش مفيدتر است.
2- کاملا جناحي باشيد. منتهي اول يک جناح درست و حسابي پيدا کنيد و بعد همه انرژيتان را برايش خرج کنيد؛ رک و راست بگويم منظورم همان حزب خداست.
3- مي خواستم توصيه کنم افتخاري کار کنيد اما از آنجا که هيچ کدامتان مثل جبرئيل از مجردات نيستيد و برخي از شما متاهل هم شده ايد، اين توصيه منصفانه نيست ولي بالا غيرتا اگر براي پول هم مي نويسيد واقعيت و مصلحت را با هم عجين کنيد و پولش را بگيريد.
4- خبر را از منبع موثق بگيريد جوري که اگر کسي پي اش را گرفت يک راست برسد به خود خدا.
5- تفسير خبر را به اهلش بسپاريد و در انتقال خبر امين باشيد. واو به واو خبر را منتقل کنيد شايد پشت همان يک واو حجم بزرگي از واقعيت اتراق کرده باشد.
حالا دوباره برگرديد و سير خلقت عالم را ور انداز کنيد. قبل از هر چيز و هر کس خدا يک خبرنگار راخلق نکرد؟ حواستان نيست؟ همين جبرئيل خودمان را مي گويم.
حالا اگر مرا به وابستگي به تصوف گيج "اسفندیار" و عرفان معکوس "سروش" متهم نکنيد ميخواهم بگويم : خدا قبل از هر چيز، يک خبرنگار آفريد./انتهای پیام/