روزه درماني در كلام امام علي(ع)
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، در اين برهه از زمان، بخاطر مصنوعي گشتن زندگي و خوردنيها و نوشيدنيهاي شيمياييزا، زندگي و محيط زيست بشر، با خطر جدّي مواجه گشته است.
يكي از بهترين راه درمان اين همه بيماريهاي جسمي و رواني «روزه درماني» است كه به روزه شكم، جسم را درمان بخشيم و با روزه نفس، جان و روان خود را.
يكي از فقرههاي دعاي ماه رمضان كه دعاي بين المللي هم هست اين است كه: «اللهمّ اشفِ كلّ مريض» خدايا تمام بيماران جهان را شفاببخش.
به اميد روزي كه جهانيان به خاطر درمان بيماري جسمشان هم كه شده سراسيمه به روزه درماني روي بياورند و عظمتهاي اسلام را قطرهاي بنوشند.
انواع روزه:
روزه به عبارات مختلف، تقسيمات مختلفي را به خود اختصاص ميدهد.
تقسيمات روزه در فقه عبارت است از:
1ـ روزه واجب، 2ـ روزه حرام، 3ـ روزه مستحب، 4ـ روزه مكروه.
روزههاي واجب عبارتند از:
1ـ روزه ماه رمضان، 2 ـ روزه قضاء ماه رمضان، 3 ـ روزه كفاره، 4 ـ روزه قضاي پدر [يا مادر] بر پسر بزرگتر، 5ـ روزههاي نذر و عهد، 6ـ روزههاي استيجاري.
روزههاي حرام عبارتند از:
1ـ عيد فطر (اول شوال)، 2ـ عيد قربان (دهم ماه ذي الحجة)، 3ـ روزههاي ضرري، 4ـ روزههاي مستحبي زن و فرزند اگر حق شوهر از بين برود و باعث اذيت پدر و مادر شود جايز نيست.
روزههاي حرام ديگر نيز هست كه در كتابهاي مفصّل گفته شده است.
روزههاي مكروه عبارتند از:
1 ـ روزه روز عاشورا، 2 ـ روزي كه انسان شك دارد روز عرفه است يا روز عيد قربان، 3ـ روزه ميهمان بدون اجازه ميزبان.
روزههاي مستحب:
روزه تمام روزهاي سال، غير از روزهاي حرام و مكروه كه در بالا بيان گشت، مستحبّ است، ولي بعضي از روزها تأكيد بيشتري دارد. كه براي توضيح بيشتر به رساله عمليه، به همين بخش مراجعه نمائيد.
تقسيم روزه به اعتبار ديگر:
اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند:
«صيامُ القلبِ عَنِ الفِكر في الآثامِ افضلُ مِنْ صيامِ البَطْنِ عن الطعام»1
روزه دل از [براي] انديشه در [ترك[ گناهان، بهتر از روزه شكم است از غذا خوردن و آشاميدن.
در اين حديث شريف به دو نوع روزه اشاره شد:
1ـ روزه جان.
2ـ روزه جسم.
روزه جسم مرحله نازله روزه است و گستره آن محدود به زمان خاص ميباشد. روزه جسم و شكم آسان است و هر كس با اراده اندك ميتواند از عهده آن برآيد.
نخوردن و نياشاميدن چند ساعت، چيزي نيست كه براي يك انسان متديّن مشكل ساز
باشد. انسان توانايي دارد چندين روز، چيزي نخورد و نياشامد و در عين حال زنده و سالم بماند.
آنچه مهمّ است، روزه جان است كه دامنه بسيار گسترده دارد و در عين حال بسيار سخت و دشوار است. چيزي نيست كه هر كس بتواند به آساني بدان دسترسي پيدا كند و يا به صرف دست يازيدن به روزه جسم و شكم، بتواند بدان دست يابد.
ملازمهاي بين روزه جسم و روزه جان وجود ندارد. روزه جسم و شكم، تنها ميتواند مقدمهاي براي رسيدن به مرحله روزه جان باشد. رفع و دفع از خطورات ذهني، خيالات، شبهات، انگيزهها و غرضها، شهوات عملي و...، چيزي نيست كه به صرف روزه جسم بدست آيد.
در مرحله روزه دل، تمام اعضا و جوارح انسان روزهدار است.
گوش انسان روزه دارد. چشم و نگاه انسان روزه دارد. زبان انسان روزه دارد. ذهن انسان روزه دارد. نَفَس كشيدن و نَفَسها روزه دارند. در خوردن و خوابيدن و در خلوت و جلوت روزه دارند.
در حديثي ديگر، اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند:
«صومُ النّفسِ امْساك الحَواسّ الخَمْسِ عَن سائرِ المآثِم و خُلُوّ القَلْبِ مِنْ جميعِ اسبابِ الشّرّ».2
روزه جان، خودداري كردن حواس پنجگانه از باقيمانده گناهان است و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پليد.
اگر «جان» انسان روزه باشد، حواس پنجگانه، براي هميشه حواسش جمع خواهد بود وبه سوي پليديها و پلشتيها، پا نخواهد نهاد.
اين نماز و روزه و حجّ و جهاد هم گواهي دادنست از اعتقاد3
علي(ع) ميفرمايند: «صومُ النّفسِ عَنْ لذّاتِ الدّنيا انفعُ الصّيامِ».4
روزه جان از خوشيهاي (پست) دنيا سودمندترين روزهها است.
سرچشمه تمام بيماريهاي رواني، شبهات علمي واخورده است و شهوات عملي.
براي مبارزه با اين نوع بيماريهاي خطرساز و خانمانسوز چه بايد كرد؟
آيا با «سلاحهاي هستهاي» ميتوان آن را مهار كرد؟ بطور يقين جواب اين سؤال منفي است و اگر تمام سلاحهاي گرم و سرد موجود در دنيا را بر سر «شهوات عملي» فرو نشانند، نه تنها شعله آتش آن خاموش نميشود بلكه آتش آن شعلهورتر خواهد گشت. سرطان پنهاني است كه با هيچ دارويي درمان نيابد.
تنها راه معقول مبارزه با آن، «سير و سلوك علمي و عملي» است و اين بدست نميآيد مگر از راه دين خداپسند و آن دين خداپسند، دين اسلام است كه داراي شاخ و برگهاي بيشماري است.
روزه يكي از شاخ و برگهاي دين اسلام است كه در درمان بيماريهاي رواني بسيار نقش آفرين است، همانطوريكه به اعتراف دوست و دشمن، در درمان بيماريهاي «تن» نقش بسزايي دارد.
در بخشي از كتاب «روزه روش نوين براي درمان بيماريها» آمده:
«امساك و روزه اختياري و منظم، آثار مخصوصي در بدن پديد ميآورد كه بيماريهاي غير قابل علاج از نظر پزشكان را بهبودي ميبخشد. همان بيماريهايي كه اگر تمام داروها و وسايل پزشكي جهان را در اختيار پزشكان قرار دهيد آنها را قابل علاج نميدانند.»5
خلاصه:
چرا يك طبيب روسي براساس تجربيات و بدعت، بحث «روزه درماني» را مطرح كرد و روزه درماني هم نمود ولي مسلمانان از منابع و مباني بزرگ اسلامي چنين استفادههايي را نبردند و از غريبهها، سبقت نگرفتند؟!
آيا از كلام زيباي حضرت امير(ع) «روزه درماني و درمان هر بيماري» بدست نميآيد؟! معناي دقيق و عميق اين حديث نوراني چه ميتواند باشد؟!
«صومُ النّفسِ امْساك الحَواسّ الخَمْسِ عَن سائرِ المآثِم و خُلُوّ القَلْبِ مِنْ جميعِ اسبابِ الشّرّ» يعني چه؟
آيا با عمل به اين حديث زيبا تمام بيماريهاي رواني و فرارواني درمان نميگردد؟! آيا در صورت عمل به اينگونه روايات، جوامع انساني به مدينه فاضله تبديل نميگردد؟!
فلسفه روزه
1ـ تقويت اراده و ايمان :
علي(ع) ميفرمايند: «ان افضلَ ما توسّلَ به المُتوسّلونَ الي اللّهِ سبحانَهُ الايمانُ بِهِ و بِرسوله...»
همانا بهترين چيز كه نزديكي خواهانِ به خداي سبحان بدان توسّل ميجويد، ايمان به خدا و پيامبر، و جهاد در راه خداست، كه موجب بلندي كلمه مسلماني است و يكتا دانستن پروردگار كه مقتضاي فطرت انساني است؛ و برپا داشتن نماز كه آن ستون دين است، و دادن حق مستمندان ـ زكات ـ كه واجب شرع مبين است. و روزه ماه رمضان كه نگهدارنده از عقاب است ـ و بازدارنده عذاب6 ايمان به اينكه روزه ماه رمضان نگهدارنده از عقاب است و بازدارنده عذاب خود باعث تقويت ايمان ميگردد و موجب اميدواري نسبت به سرنوشت آينده و چنين كاري ايمان و اراده انسان را قوي ميكند و سرنوشت و آينده انسان را روشن و از هاله ابهام بدر ميآورد.
علي(ع) در جاي ديگر ميفرمايند: «عليكُم بصيام شهرِ رمضان فانّ صيامَهُ جُنَّةٌ حَصينَةٌ».7
بر شما باد به روزه ماه رمضان، زيرا روزه اين ماه سپري است، نگهدارنده از آتش جهنم.
ـ خودسازي: روزه دروازه بزرگ عبادت است. به اين معنا كه خودسازي و مقاومت در انجام عبادات را از روزه بايد شروع نمود.8
اميرالمؤمنين در اين زمينه ميفرمايند: «بندگان خدا؛ پرهيز از نافرماني خدا، دوستان او را از در افتادن در حرامهاي او نگهداشته است، و دل آنان را به ترس وي همراه داشته است؛ چندانكه شبها بيدارشان ميدارد، و روزهاي گرم را با تشنگي بر آنان به سر ميآرد.
آسايش عقبي را با رنج دنيا به دست آورند، و سيرآبي ـ آنجا ـ را با تشنگي خوردن ـ در اينجا ـ.»9
اين پيام خداوند است كه: «فانّ مع العُسر يسرا، انّ مَع العُسر يُسرا».10
به دنبال هر سياهچاله، دو سپيد چشمهاي است.
به دنبال هر تشنگي اي، تشريفات و تشويقاتي است و به دنبال هر گرسنگي و خودسازي، سودي.
اميرالمؤمنين(ع) در اين زمينه به درمانگاه و درمانگران بزرگي اشاره ميكند كه هم مجهّز به تمام امكانات درماني هستند و هم مجهّز به درمانگران متخصص.
ميفرمايد: «... خُمْصُ البُطون مِنَ الصّيام».11
مردمي كه چشمانشان از گريه تباه، شكمهايشان از روزه لاغر، و به پشت چسبيده، لبهايشان از دعا خشك، و پژمرده گرديده، رنگها زرد از شب زنده داري ـ بسيار ـ بر رخسارشان گرد فروتني پديدار.
مولوي ميگويد:
هست روزه ظاهر، امساك طعام روزه معنا، توجه دان تمام
اين دهان بستن دهاني باز شد كه خورنده دانههاي راز شد
جوع مر خاصّان حق را دادهاند تا شود از جوع شير زورمند
به هر تقدير «روزه درماني» را بيگانگان از اسلام عزيز و روح آيات و روايات ما گرفتهاند، نه اينكه خودشان خلاّقيّت به خرج دادهاند و آن را كشف كردهاند.
سعدي گويد:
اندرون از طعام خالي دار تا در او نور معرفت بيني
تهي از حكمتي بعلّت آن كه پري از طعام تا بيني
حضرت امير(ع) ميفرمايند: «والصّيامَ ابتلاءً لإخلاصِ الخَلْقِ».12
خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص آفريدگان آزموده گردد.»
اخلاص بايد در آزمايشگاه بزرگ رمضان، كاربردي گردد، نه تنها اخلاص بلكه تمام تئوريهاي ديني و ارزشي را بايد آزمود و در آزمايشگاه بزرگ رمضان و...، كاربردي ساخت.
در جاي ديگر حضرت امير(ع) ميفرمايند: «و مُجاهدةِ الصّيام في الايّامِ المفروضاتِ، تسكينا لاطْرافِهِمْ، و تخشيعا لابْصارِهِم...».
و روزه گرفتنهاي دشوار، در روزهايي كه واجب است تا اندامشان بيارامد با اين كار، و ديدههايشان خاشع شود و جانهاشان خوار. و سبك ساختن دلهاي آنان، و بردن خودبيني از ايشان، به فروتني كه در اين عبادتهاست: از چهرههاي شاداب را به تواضع برخاك سودن، و با چسبانيدن اندامهاي پاكيزه بر زمين، خردي خويش را نمودن، و رسيدن شكمها به پشت به فروتني و خواري به خاطر روزه داري.»13
بيگانگان بيخبر، از روزه دراسلام يا روزهها و امساكهايي كه خود تجويز ميكنند را، فقط ضامن سلامي تن و جسم تنها ميدانند ولي غافل از اينكه روزه در اسلام، بر فراروان هم اثر گذار است و بسياري از بيماريهاي رواني، فشارهاي عصبي و فشارهاي رواني را ميتوان از طريق روزه درمان كرد. و راز اصلي از روزه در اسلام، دست يافتن به سلامتي جان است، كه اگر انسان به سلامتي جان دست نيابد، تمام هستي خويش را باخته است.
ولي موحّدان واقعي، شيعيان و انسانهاي كامل سلامتي تن را مرتبه نازله روزه ميدانند و هدف بلند از روزه، درمان روانهاو فراروان است بلكه بُرد و گستره روزه در اسلام، الي يوم القيامة ادامه دارد.
ـ استكبار زدايي و استكبار ستيزي:
بنيانگذار استكبار، ابليس رجيم است، براي درمان بيماري استكبار، بايد به ستيز با آن برخاست و از راه جهاد اصغر و بدنبال آن جهاد اكبر، با آن به مبارزه پرداخت.
اين جنگ الي يوم القيامة ادامه خواهد داشت و پايان ندارد وصلح و سازش در آن صورت نميگيرد.
حضرت امير(ع) ميفرمايند: «اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكي از بندگانش ميداد، به يقين منّتي را بر پيامبران گزيده و دوستانش مينهاد، لكن خداي سبحان بزرگمنشي را بر آنان ناپسند ديد وفروتني را پسنديد. پس پيامبران ـ از روي فروتني ـ گونههاي خود را بر زمين چسبانيدند، و چهرههاي خود را به خاك ماليدند، و برابر مؤمنان فروتني نمودند و خود مردماني مستضعف بودند. خدايشان به گرسنگي آزمود و به سختي مبتلايشان فرمود، و با ترس و بيماري امتحانشان كرد و با زير و زبر كردنشان در سختيها، ايمانشان را پديد آورد.»14
اهداف همه پيامبران استكبار زدايي و استكبار ستيزي بود از يك طرف و تربيت نيروي انساني بود از طرف ديگر.
علي(ع) در جاي ديگر ميفرمايند، يكي از اهداف بزرگ عبادات از جمله روزه، استكبار زدايي است.
ميفرمايند: «والتّصاق كرائمِ الجَوارثِ بالارض تصاغُرا، و لُحوقِ البُطونِ بالمُتونِ مِنَ الصيام تزَلّلاً».15
و با چسبانيدن اندامهاي پاكيزه بر زمين خردي خويش را نمودن، و رسيدن شكمها به پشت به فروتني به خواري به خاطر روزهداري.
خلاصه:
به هر تقدير بحث در اين زمينه، دامنه گسترده دارد و در اين نوشتار به سه هدف و فلسفه بزرگ روزه كه همان درمان جسم و جان است اشاره شد كه عبارتند از:
1ـ تقويت اراده و ايمان.
2ـ خودسازي.
3ـ استكبار زدايي و استكبار ستيزي.
1 . التبيان، ج1، ص114.
2 . غرر الحكم و درر الكلم، ج1، ص416، چاپ بيروت.
3 . همان.
4 . مثنوي معنوي، دفتر پنجم، 183.
5 . غرر الحكم، همان.
6 . نهج البلاغه، خ110، ترجمه دكتر شهيدي.
7 . امالي طوسي، ج2، ص136.
8 . موسوي لاهيجي، سيد حسين، روزه درمان بيماريهاي روح و جسم، قم: جامعه مدرّسين، 1364.
9 . نهج البلاغه، خ114.
10 . سوره شرح، 94، آيه 4 و 5.
11 . نهج البلاغه، خ121.
12 . نهج البلاغه، حكمت 244.
13 . نهج البلاغه، خ192، خطبه قاصعه.
14 . نهج البلاغه، خ192.
15 . همان.
/انتهاي پيام/