مرگ دلخراش بانوی خبرنگار زندانی سبز بر اثر اعتصاب غذا!!!
به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، در آخرين به روز رساني وبلاگ هندوانه سرباز آمده است:
باز هم جنبش هميشه بيدار و سرافراز سبز، يکي از دختران هنرمند خود را فداي راه آزادي ميهن کرد.
بر اساس گزارش هاي رسيده از وکيل سولماز قمرالدوله، يکي از خبرنگاران فعال سبز در هفدهم مرداد 1389 برابر با روز خبرنگار به دليل اعتصاب غذاي طولاني دارفاني را وداع گفت.
به گفته همه شاهدان عيني، متأسفانه سولماز قمرالدوله طي چند روز گذشته و آينده!!! به علت گرسنگي به حالت کما رفت و برگشت مداوم داشته است!!! به نحوي که تمامي اتومبيل هاي عمومي و خصوصي (خصوصاً اتومبيل هاي مدل بالا) در مسير نامبرده وي را به خوبي مي شناخته اند.(فکر بد نکنيد اين آشنائي به دليل "چيز"هاي بد بوده است ها!!!)
لازم به ذکر است، مادر بي رحم اين کشته بيگناه سبز (که زندانبان او نيز بوده است)، نه تنها براي شام، اجازه صرف دو عدد پيتزا و يک عدد نوشابه خانواده را به اين کشته سبز نمي داده است بلکه از او مي خواسته که کمتر غذا بخورد تا روي دستش نماند و نتُرشد.(آخه يکي نيست بگه مگه دويست کيلو وزن هم زياده؟)
بخش اسفبار ماجرا آنجاست که سولماز قمرالدوله از خوردن کله پاچه نيز منع شده بود.

به گزارش شبکه خيريه بي بي سي (که خيلي خوب و گل و ماه است)، سولماز قمرالدوله قهرمان که نمادي الهام بخش براي همه مبارزان راه آزادي است، به عنوان خبرنگار آزاد، امر اطلاع رساني و مخابره خبر ميان منزل "دائي نصرت" با خانه "عمه ملوک جون" را بر عهده داشته است، همواره اعلام مي کرده که: "اگه يه روز از گشنگي مردم گناهش گردن مامانم ايناست ها!"
يکي از دوستان نزديک وي طي خاطره اي از سولماز قمرالدوله مي گويد: سولماز هميشه يک مبارز و قهرمان خيلي واقعي بود! به جون مامانم اينا هميشه دوست داشت جونش رو در راه آزادي فدا کنه و حتي گاهي پرتقال پوست کنده و هلوي پوست نکنده مي خورد تا به آرزويش برسد.
خلاصه . . . جونم براتون بگه متأسفانه گرسنگي هاي طولاني سولماز قمرالدوله که گاه به مدت 10 دقيقه و حتي در موارد بسياري تا 15 دقيقه نيز ادامه مي يافت، باعث شد تا او اعتصاب غذا کند و بالاخره در روز خبرنگار، خبر فوت خودش را ! به منزل عمه ملوک جون اينا مخابره نمايد.
لازم به ذکر است که اتاق فکر لندن و مرکز فرماندهي سبز(واقع در واشنگتن) از همين الان اعلام کرده اند همه اخبار مبني بر زنده بودن سولماز کذب محض است و اگر کسي او را توي خيابان ديد هم بداند و آگاه باشد که او به زور شکنجه زنده شده است.
در ضمن به همين مناسبت هيچ مجلس ختمي برگزار نخواهد شد چون سبزيجات از مجالس ختمي که براي آدم هاي زنده گرفته مي شود، خاطرات خوبي ندارند./انتهاي پيام/