تأثير عبادات در پالايش روح
به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، تأثير عبادت در پالايش روح در روايات اسلامى بازتاب بسيار وسيع و گستردهاى دارد كه به گوشهاى از آن، در ذيل اشاره مىشود:
1- در تمام رواياتى كه سخن از فلسفه احكام به ميان آمده، اشاره به تأثير عبادت در تهذيب نفوس و پالايش روح و صفاى دل شده است؛ از جمله، در كلمات قصار اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: خداوند ايمان را براى تطهير دل از شرك واجب فرموده، و نماز را براى پاك شدن از تكبّر، و زكات را سبب روزى قرار داده، و روزه را وسيلهاى براى پرورش اخلاص بندگان ...«نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 252»
شبيه همين معنى با مختصر تفاوتى در خطبه معروف بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام ديده مىشود آنجا كه مىفرمايد: خداوند ايمان را سبب پاكسازى شما از شرك قرار داده است و نماز را وسيلهاى براى تطهير قلوب از كبر، و زكات را موجب تزكيه نفس (از بخل و حرص و دنيا پرستى) و نموّ روزى، و روزه را عامل تثبيت خلوص نيّت. «به كتاب زندگى حضرت فاطمه زهرا( س) مراجعه شود»
2- در حديث معروفى كه درباره نماز از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده، نماز را تشبيه به نهر آب زلال جارى مىكند كه بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنج بار در آن شست و شو كند؛ بديهى است كه بر اثر آن، چيزى از آلودگيها در وى باقى نمىماند؛ اين حديث نيز دليل روشنى بر اين مدّعاست. «محجّة البيضاء، جلد 1»
و به همين ترتيب، درباره هر يك از عبادات آثارى ذكر شده كه شاهد گوياى تأثير عبادت در تهذيب نفوس انسانى است.
3- در حديث ديگرى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام درباره آثار عبادت بطور كلّى چنين مىخوانيم: اگر كسى بگويد: چرا خداوند به بندگانش دستور عبادات داده (مگر نياز به عبادت آنها دارد؟) در پاسخ گفته مىشود، اين به خاطر آن است كه ياد خدا را به فراموشى نسپارند، و ادب را در پيشگاه او ترك نكنند، و از امر و نهى او غافل نشوند، چرا كه در آن صلاح و قوام آنها است، و اگر مردم بدون پرستش و عبادت رها شوند، مدّت زيادى بر آنها مىگذرد (و از ياد خدا غافل مىشوند) لذا دلهاى آنها قساوت پيدا مىكند. «عيون اخبار الرّضا»
به اين ترتيب، روشن مىشود كه عبادت پروردگار قلب را بيدار، و روح را هشيار مىكند، و مايه ياد خداست كه آن نيز خمير مايه اصلاح درون و برون است.
4- در حديث ديگرى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام مىخوانيم كه در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز مىفرمايد:علاوه بر اين كه عبادت، سبب تداوم ذكر خداوند متعال در شب و روز مىشود، تا بنده مولى و مدبّر و خالقش را فراموش نكند، و نعمتهاى الهى مايه مستى و غرور او نشود، و به طغيان بر نخيزد، و ياد پروردگار و قيام در برابر او، وى را از معاصى باز مىدارد و مانع انواع فساد مىشود. « وسائل الشّيعه، جلد 3، صفحه 4»
5- در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام در مورد آثار نماز و ميزان قبولى آن چنين آمده است: «مَنْ احَبَّ انْ يَعْلَمَ انْ قُبِلَتْ صَلاتُهُ امْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْ صَلاتُهُ عِنَ الفَحشْاءِ وَ الْمُنْكَرِ، فَبِقَدْرِ ما مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ؛ هر كس مىخواهد بداند آيا نماز او قبول شده يا نه ببيند آيا نمازش او را از زشتيها و بديها باز داشته است يا نه؟ به همان اندازه كه او را باز داشته نمازش قبول شده است!» «مجمع البيان، جلد 8»
اين عبارت با صراحت و وضوح، روشن مىكند كه نماز صحيح و كامل رابطه مستقيم و تنگاتنگى با مسايل اخلاقى و دعوت به خوبيها و نهى از بديها دارد؛ و آنها كه نمازشان اين اثر را ندارد، تنها به جسم نماز پرداختهاند؛ و به تعبير، ديگر نمازى است اسقاط كننده تكليف نه مورد قبول پروردگار.
6- در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد فلسفه روزه چنين مىخوانيم: روزه هواى نفس و شهوت طبيعت حيوانى را مىميراند (و طغيان آن را فرو مىنشاند)، و در آن صفاى قلب و پاكى اعضاء، و آبادى بيرون و درون انسان، و شكر بر نعمتها، و احسان به فقرا، و فزونى تضرّع و خشوع و گريه است؛ و وسيلهاى است براى التجاء به پروردگار، و سبب شكستن دلبستگيها و كم شدن سيّئات، و فزونى حسنات است؛ و در آن فوائد بيشمارى است. « بحارالانوار، جلد 93، صفحه 254»
در اين حديث چهارده اثر مثبت براى روزه ذكر شده كه مجموعهاى از صفات فضيلت و افعال اخلاقى است.
7- اين بحث دامنه دار را با حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم (و كسانى كه مايل باشند مطالب بيشترى را در اين زمينه بخوانند به «وسائل الشّيعه»، ابواب نخستين هر يك از عبادات، و همچنين به «بحارالانوار» مراجعه كنند.)، فرمود: استمرار و پىگيرى عبادت، دليلى بر وصول به سعادت است.» «غرر الحكم، شماره 5147»
آرى! آنها كه مىخواهند سعادتمند شوند بايد به سراغ نيايش پروردگار بروند!
از روايات بالا و روايات ديگرى كه در اين زمينه در لابه لاى كتب معروف روايى وارد شده و به خاطر عدم اطاله سخن از نقل همه آنها چشم پوشيديم، رابطه بسيار نزديك عبادت و پاكسازى روح و صفاى دل و تهذيب نفوس را روشن مىسازد.
مخصوصاً هر قدر عبادت خالصتر و بىرياتر و آميخته با حضور قلب و آداب باشد، اين تأثير قوىتر خواهد بود.
اين مسأله كاملًا محسوس است كه انسان وقتى عبادتى را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام مىدهد، بعد از آن نورانيّت و صفاى ديگرى در قلب و جان خود احساس مىكند، ميل او به خوبيها بيشتر مىشود و تنّفر او از بديها افزون مىگردد؛ خود را به خدا نزديكتر مىبيند و روح خضوع و تواضع و عبوديّت و تسليم در برابر حق را در خود زنده مىبيند.
اين نكته قابل توجّه است كه همه عبادات يك اثر مشترك دارند و هر كدام يك تأثير ويژه، اثر مشترك همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسليم در مقابل حق، و بيدارى و هوشيارى و ترك غفلت است.
و اثر ويژه هر كدام متناسب آن عبادت است؛ نماز نهى از فحشاء و منكر مىكند، و روزه اراده را قوى و هواى نفس را تحت كنترل نيروى عقل در مىآورد؛ حج، انسان را از تمام رزق و برقهاى زندگى و تعلّقات حيات دور مىسازد، و زكات، بخل و حرص و دنيا پرستى را كم مىكند.
ذكر خدا مايه آرامش دل است؛ و هر يك از اذكار، انسان را متوجّه يكى از صفات جلال و جمال خدا مىكند، و او را به هماهنگى با حق تشويق مىنمايد.
به اين ترتيب، كسى كه همه اين عبادات را به جا مىآورد، هم از اثرات عامّ آن بهره مىگيرد و هم از تأثيرات ويژه آنها استفاده مىكند؛ و مىتواند فضايل اخلاقى را در پرتو آنها در وجود خود پرورش دهد؛ بنابراين، عبادت و نيايش ما در برابر پروردگار، يكى از گامهاى مؤثّر خود سازى ماست، مشروط بر اين كه با روح و فلسفه عبادت آشنا باشيم و تنها به جسم آن قناعت نكنيم.
/انتهاي پيام/