تأثير عبادات در پالايش روح
کد خبر:۸۳۶۴۰

تأثير عبادات در پالايش روح

عبادت و نيايش ما در برابر پروردگار، يكى از گامهاى مؤثّر خود سازى ماست، مشروط بر اين كه با روح و فلسفه عبادت آشنا باشيم و تنها به جسم آن قناعت نكنيم.

به گزارش گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، تأثير عبادت در پالايش روح در روايات اسلامى بازتاب بسيار وسيع و گسترده‏اى دارد كه به گوشه‏اى از آن، در ذيل اشاره مى‏شود:

1- در تمام رواياتى كه سخن از فلسفه احكام به ميان آمده، اشاره به تأثير عبادت در تهذيب نفوس و پالايش روح و صفاى دل شده است؛ از جمله، در كلمات قصار اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است: خداوند ايمان را براى تطهير دل از شرك واجب فرموده، و نماز را براى پاك شدن از تكبّر، و زكات را سبب روزى قرار داده، و روزه را وسيله‏اى براى پرورش اخلاص بندگان ...«نهج البلاغه، كلمات قصار، جمله 252»

شبيه همين معنى با مختصر تفاوتى در خطبه معروف بانوى اسلام فاطمه زهرا عليها السلام ديده مى‏شود آنجا كه مى‏فرمايد: خداوند ايمان را سبب پاكسازى شما از شرك قرار داده است و نماز را وسيله‏اى براى تطهير قلوب از كبر، و زكات را موجب تزكيه نفس (از بخل و حرص و دنيا پرستى) و نموّ روزى، و روزه را عامل تثبيت خلوص نيّت. «به كتاب زندگى حضرت فاطمه زهرا( س) مراجعه شود»

2- در حديث معروفى كه درباره نماز از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده، نماز را تشبيه به نهر آب زلال جارى مى‏كند كه بر در خانه انسان باشد و همه روز انسان خود را پنج بار در آن شست و شو كند؛ بديهى است كه بر اثر آن، چيزى از آلودگيها در وى باقى نمى‏ماند؛ اين حديث نيز دليل روشنى بر اين مدّعاست. «محجّة البيضاء، جلد 1»

و به همين ترتيب، درباره هر يك از عبادات آثارى ذكر شده كه شاهد گوياى تأثير عبادت در تهذيب نفوس انسانى است.

3- در حديث ديگرى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام درباره آثار عبادت بطور كلّى چنين مى‏خوانيم: اگر كسى بگويد: چرا خداوند به بندگانش دستور عبادات داده (مگر نياز به عبادت آنها دارد؟) در پاسخ گفته مى‏شود، اين به خاطر آن است كه ياد خدا را به فراموشى نسپارند، و ادب را در پيشگاه او ترك نكنند، و از امر و نهى او غافل نشوند، چرا كه در آن صلاح و قوام آنها است، و اگر مردم بدون پرستش و عبادت رها شوند، مدّت زيادى بر آنها مى‏گذرد (و از ياد خدا غافل مى‏شوند) لذا دلهاى آنها قساوت پيدا مى‏كند. «عيون اخبار الرّضا»

به اين ترتيب، روشن مى‏شود كه عبادت پروردگار قلب را بيدار، و روح را هشيار مى‏كند، و مايه ياد خداست كه آن نيز خمير مايه اصلاح درون و برون است.

4- در حديث ديگرى از امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام مى‏خوانيم كه در ضمن بر شمردن آثار سازنده نماز مى‏فرمايد:علاوه بر اين كه عبادت، سبب تداوم ذكر خداوند متعال در شب و روز مى‏شود، تا بنده مولى و مدبّر و خالقش را فراموش نكند، و نعمتهاى الهى مايه مستى و غرور او نشود، و به طغيان بر نخيزد، و ياد پروردگار و قيام در برابر او، وى را از معاصى باز مى‏دارد و مانع انواع فساد مى‏شود. « وسائل الشّيعه، جلد 3، صفحه 4»

5- در حديث ديگرى، از امام صادق عليه السلام در مورد آثار نماز و ميزان قبولى آن چنين آمده است: «مَنْ احَبَّ انْ يَعْلَمَ انْ قُبِلَتْ صَلاتُهُ امْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْ صَلاتُهُ عِنَ الفَحشْاءِ وَ الْمُنْكَرِ، فَبِقَدْرِ ما مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ؛ هر كس مى‏خواهد بداند آيا نماز او قبول شده يا نه ببيند آيا نمازش او را از زشتيها و بديها باز داشته است يا نه؟ به همان اندازه كه او را باز داشته نمازش قبول شده است!» «مجمع البيان، جلد 8»

اين عبارت با صراحت و وضوح، روشن مى‏كند كه نماز صحيح و كامل رابطه مستقيم و تنگاتنگى با مسايل اخلاقى و دعوت به خوبيها و نهى از بديها دارد؛ و آنها كه نمازشان اين اثر را ندارد، تنها به جسم نماز پرداخته‏اند؛ و به تعبير، ديگر نمازى است اسقاط كننده تكليف نه مورد قبول پروردگار.

6- در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در مورد فلسفه روزه چنين مى‏خوانيم: روزه هواى نفس و شهوت طبيعت حيوانى را مى‏ميراند (و طغيان آن را فرو مى‏نشاند)، و در آن صفاى قلب و پاكى اعضاء، و آبادى بيرون و درون انسان، و شكر بر نعمتها، و احسان به فقرا، و فزونى تضرّع و خشوع و گريه است؛ و وسيله‏اى است براى التجاء به پروردگار، و سبب شكستن دلبستگيها و كم شدن سيّئات، و فزونى حسنات است؛ و در آن فوائد بيشمارى است. « بحارالانوار، جلد 93، صفحه 254»

در اين حديث چهارده اثر مثبت براى روزه ذكر شده كه مجموعه‏اى از صفات فضيلت و افعال اخلاقى است.

7- اين بحث دامنه دار را با حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام پايان مى‏دهيم (و كسانى كه مايل باشند مطالب بيشترى را در اين زمينه بخوانند به «وسائل الشّيعه»، ابواب نخستين هر يك از عبادات، و همچنين به «بحارالانوار» مراجعه كنند.)، فرمود: استمرار و پى‏گيرى عبادت، دليلى بر وصول به سعادت است.» «غرر الحكم، شماره 5147»

آرى! آنها كه مى‏خواهند سعادتمند شوند بايد به سراغ نيايش پروردگار بروند!

از روايات بالا و روايات ديگرى كه در اين زمينه در لابه لاى كتب معروف روايى وارد شده و به خاطر عدم اطاله سخن از نقل همه آنها چشم پوشيديم، رابطه بسيار نزديك عبادت و پاكسازى روح و صفاى دل و تهذيب نفوس را روشن مى‏سازد.

مخصوصاً هر قدر عبادت خالصتر و بى‏رياتر و آميخته با حضور قلب و آداب باشد، اين تأثير قوى‏تر خواهد بود.

اين مسأله كاملًا محسوس است كه انسان وقتى عبادتى را خالصانه و مخلصانه و با حضور قلب انجام مى‏دهد، بعد از آن نورانيّت و صفاى ديگرى در قلب و جان خود احساس مى‏كند، ميل او به خوبيها بيشتر مى‏شود و تنّفر او از بديها افزون مى‏گردد؛ خود را به خدا نزديكتر مى‏بيند و روح خضوع و تواضع و عبوديّت و تسليم در برابر حق را در خود زنده مى‏بيند.

اين نكته قابل توجّه است كه همه عبادات يك اثر مشترك دارند و هر كدام يك تأثير ويژه، اثر مشترك همه آنها پرورش روح خضوع و اخلاص و تسليم در مقابل حق، و بيدارى و هوشيارى و ترك غفلت است.

و اثر ويژه هر كدام متناسب آن عبادت است؛ نماز نهى از فحشاء و منكر مى‏كند، و روزه اراده را قوى و هواى نفس را تحت كنترل نيروى عقل در مى‏آورد؛ حج، انسان را از تمام رزق و برق‏هاى زندگى و تعلّقات حيات دور مى‏سازد، و زكات، بخل و حرص و دنيا پرستى را كم مى‏كند.

ذكر خدا مايه آرامش دل است؛ و هر يك از اذكار، انسان را متوجّه يكى از صفات جلال و جمال خدا مى‏كند، و او را به هماهنگى با حق تشويق مى‏نمايد.

به اين ترتيب، كسى كه همه اين عبادات را به جا مى‏آورد، هم از اثرات عامّ آن بهره مى‏گيرد و هم از تأثيرات ويژه آنها استفاده مى‏كند؛ و مى‏تواند فضايل اخلاقى را در پرتو آنها در وجود خود پرورش دهد؛ بنابراين، عبادت و نيايش ما در برابر پروردگار، يكى از گامهاى مؤثّر خود سازى ماست، مشروط بر اين كه با روح و فلسفه عبادت آشنا باشيم و تنها به جسم آن قناعت نكنيم.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار