جرائم رسانه ملي از منظر فتنهگران
مهدي سعيدي ـ گروه انديشه؛ بعد از گذشت چند دهه از طرح شعارهايي چون "جريان آزاد اطلاعات" امروز بر همگان آشکار شده که کارکرد رسانه در غرب در خدمت اهداف نظام سرمايهداري تعريف شده و شعار فوق فريبي بيش نبوده است. سلطهي صهيونيستها بر رسانههاي غربي و معرفي افرادي چون "رابرت مرداک" به عنوان پشت صحنه مديريت رسانه در جهان، نشانهاي از اين حقيقت است که آنچه در رسانههاي غربي در برابر ميليونها تماشاگر پخش ميگردد، تنها سايهاي از حقيقت است که ميتواند با واقعيت فرسنگها فاصله داشته باشد. حضور انحصاري دوربينهاي "فاکس نيوز" در کنار سربازان متجاوز آمريکايي در جنگ عراق و ترسيم چهرهاي غيرواقعي و از آنچه در بغداد و بصره و... در هنگام تجاوز گذشته است، تنها نمونهاي از واقعيتهاي پشت پردهي تمدني است که مدعي است سردمدار "جريان آزاد اطلاعات" ميباشد.
راهاندازي شبکه تلويزيوني بي.بي.سي فارسي در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري و نقشآفريني تمام عيار در فتنهي سال 88 را ميتوان نمونهاي ديگر از فلسفهي راهاندازي رسانه در غرب دانست که ابطالکننده نظريه "جريان آزاد اطلاعات" است.
با وجود چنين وضعيتي در غرب همواره شاهد آنيم که رسانههاي مستقل در جهان که حاضر به همراهي با "جريان آزاد اطلاعات"!؟ نيستند، مورد بيشترين هجمهي تبليغاتي قرار داشته و آنها را متهم به سانسور و تحريف حقايق ميکنند. نمونهاي از اين اقدامات، ادعاهاي جديدي است که مجموعهاي وابسته به دشمنان نظام اسلامي با عنوان "کمپين بينالمللي حقوق بشر در ايران" به تازگي مطرح ساخته و مدعي شده است که صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يک بازوي دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي ايران در نقض گسترده حقوق بشر پس از انتخابات مورد مناقشهي سال88 دست داشته است. اين کمپين بر اين باور است که تحقيقاتش نشان ميدهد تهيهکنندگان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران با بازجويان، مأموران اطلاعاتي، و مأموران قضايي دست به دست دادند تا اعترافات ساختگي تهيه و ضبط نمايند. در بررسي اين ادعاها توجه به نکات زير ضروري است:
1- حوادث پس از انتخابات را ميتوان در قالب سناريوي کودتاي مخمليني تحليل نمود که در حالت کامل خود براندازي نظام اسلامي را نشانه رفته بود. اين سناريو توسط کساني رقم خورد که با پذيرش قواعد و قوانين انتخابات در ايران وارد رقابت شده بودند، اما آنگاه که نتايج رأي ملت را مطابق ميل خود نديدند با ايجاد بدعتي جديد و برهم زدن قاعدهي بازي، عبور از قانون اساسي و خيانت به رأي ملت را در صدر خواستههاي ساختارشکنانهي خود قرار دادند.
در اين شرايط مهمترين شيوه مقابله با اين تهديد آگاهي بخشي و بصيرتافزايي است و رسانه ملي که مخاطبي ميليوني در اختيار دارد به عنوان تأثيرگذارترين مجموعه بر افکار عمومي موظف است به صحنه آمده و ماهيت اين فتنه جديد را براي ملت آشکار سازد و ترفندهاي رسانهاي اين جريان براي فريب افکار عمومي را برملا نمايد. انتظار بيطرفي، سکوت و يا قرار گرفتن رسانه ملي در اختيار فتنهگراني که حاضر به تسليم در برابر قانون نيستند، ترفندي است که توسط فتنهگران تکرار و القاء ميشد تا بدين وسيله مهمترين مانع در مسير فتنهگري مهار و ناکارآمد گردد.
2- تحليل سناريوهاي سران فتنه براي تداوم فتنهگريها، نشان دادن جنايات فتنهگران و خساراتي که اوباش سبزپوش به اموال عمومي و خصوصي وارد ساختهاند، پخش اعترافات و اظهار ندامت متهمين و دست اندرکاران فتنه، معرفي چهرهي واقعي حاميان داخلي و خارجي سران فتنه که خود را پايبند به انقلاب و حضرت امام(ره) معرفي ميکنند، نشان دادن تعارض بين نظر و عمل سران فتنه و مدعيان خط امام، برجسته ساختن شاخصي براي ارزيابي عملکرد سران فتنه با محوريت تعاليم اسلامي، اصول قانون اساسي و آموزههاي حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري، بازتاب دادن حمايت همه جانبه دشمنان انقلاب اسلامي از فتنهگران، تنها بخشي از وظايف رسانهي ملي است که مورد انتظار و خواست ملت در آن ايام بوده و جالب اينکه همين نقاط قوت رسانهي ملي به عنوان نقاط ضعف آن توسط فتنهگران مطرح گرديده است.
3- در ماجراي اعترافات برخي از متهمين فتنه، نکته قابل توجه اين است که افرادي چون سعيد حجاريان، تاجيک، ابطحي، عطريانفر و سعيد شريعتي که در برابر دوربين قرار گرفته و به انحرافات خود اعتراف کردند، نامهاي آشنايي بودند که سالها به عنوان تئوريسينها و سردمداران جريان دوم خرداد از آنها ياد شده است. اين اعترافات صريح چنان ماجراي فتنه را بياعتبار ساخت که ديگر نتوانستند پاسخي براي آن اظهارات داشته باشند، الا اينکه اعلام کنند اين اعترافات تحت فشار زندان گرفته شده است. هر چند معترفين بعد از آزادي از زندان بارها تأکيد کردند که اعترافات مذکور در شرايطي کاملاً آزاد بيان شده است، اما نبايد فراموش کرد که ادعاي تحت فشار بودن معترفين اين سؤال جديتر را مطرح ميسازد، چگونه است که مدعيان مبارزه و رهبران آزاديخواهي و اصلاحطلبي اينچنين در برابر کمترين فشاري تسليم شده و دهها ساعت اعتراف و اظهار ندامت از خود به جاي گذاشتهاند؟!
4- واقعيت آن است که اين اقدام تنها با هدف تحت فشار قرار دادن رسانه ملي از حرکت در مسير افشاگري و اطلاع رساني به موقع و دقيق از پشت پرده فتنهگران، طرحريزي شده است و اين برخلاف خواست ملت است. امروز ميليونها بينندهي رسانه ملي منتظرند تا با گذشت يکسال از شکست سناريوي کودتاي مخملين سبزپوشان ابعاد تازهتري از اين خيانتورزي معرفي و مورد نقد و بررسي قرار گيرد تا چراغ راهي براي آينده باشد.
در اين ميان بيشک "اعترافات سران فتنه" در رسانه ملي ميتواند پربينندهترين برنامهي تاريخ رسانه ملي باشد، برنامهاي که ميليونها تن از ملت ايران و مخاطبين صداوسيماي جمهوري اسلامي براي ديدن آن روزشماري ميکنند./انتهاي پيام/