استعفا يا خيانت؟!
کد خبر:۸۳۸۳۲
به مناسبت سالروز انتخابات چهارم رياست جمهوري

استعفا يا خيانت؟!

اگر مي‌خواستيد برويد، بي سروصدا مي‌رفتيد. چرا سروصدا كرديد؟... اگر نبود كار اين چند سال شما، به ملت اعلام مي‌كردم كه شما در مقابل انقلاب و نظام ايستاده‌ايد.

محمد گنجي ـ گروه انديشه؛ 25مردادماه 1364 مصادف است با برگزاري چهارمين انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران. اين دور انتخابات شاهد حضور سه كانديد ـ آيت‌الله خامنه‌اي، حبيب‌الله عسگراولادي و سيدمحمود كاشاني ـ بود، كه در پايان آيت‌الله خامنه‌اي با كسب بيش از 12ميليون از مجموع 2/14ميليون رأي ماخوذه به رياست جمهوري اسلامي ايران انتخاب شدند.

ايشان كه در دور سوم انتخابات نيز با رأي مردم به دفتر رياست جمهوري راه يافته بودند، اين بار نيز با تجربه‌ي دور قبل پا در ميدان نهادند و مانند دوره‌ي قبل ميرحسين موسوي عهده‌دار سمت نخست‌وزيري دولت ايشان شد؛ هرچند اين انتخاب با ابهامات و ترديدهايي روبروست.

از مهم‌ترين وقايع اين دوره مي‌توان به نطق رييس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل در سال 66، ماجراي پذيرش قطعنامعه‌ي598 شوراي امنيت، استعفاي جنجال برانگيز موسوي از نخست‌وزيري در سال 67 و رحلت بنيانگذار جمهوري اسلامي در سال 68 اشاره كرد، كه تنها دوماه پيش از برگزاري انتخابات پنجم رياست جمهوري رخ داد و در اين مقطع خبرگان ملت، آيت‌الله خامنه‌اي را به‌درستي به‌عنوان رهبر انقلاب اسلامي ايران انتخاب كردند.

اما نكته‌ي قابل توجه ما در اين نوشتار ماجراي استعفاي ميرحسين موسوي از نخست‌وزيري است.

روز 15 شهريور سال 1367 در شرايطي كه ايران به‌تازگي قطعنامه‌ي آتش‌بس يا به تعبير امام خميني(ره) «جام زهر» را پذيرفته بود، روزنامه‌ي جمهوري اسلامي که در اختيار مسيح مهاجري ـ يكي از نزديك‌ترين چهره‌ها به ميرحسين ـ قرار داشت، در حالي منتشر شد که خبر استعفاي ميرحسين موسوي از نخست‌وزيري را به عنوان تيتر يك انتخاب كرده بود، استعفايي که بدون هماهنگي رئيس جمهور و رهبر كبير انقلاب اسلامي نگاشته شده بود. 

امام خميني در پاسخي عتاب‌آلود به موسوي نوشتند كه مردم ما از اين‌گونه حركات در طول انقلاب زياد ديده‌اند و اين حركات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت.

اما استعفاي شهريور67 تنها استعفاي موسوي نبود. هاشمي رفسنجاني در كتاب خاطرات خود از دو استعفاي ديگر موسوي سخن مي‌گويد كه در هر دو بار با كوچك‌ترين بهانه‌اي اقدام به استعفا نموده كه با مخالفت رييس جمهور و يا حضور هاشمي از استعفا منصرف مي شود. طرح مكرر بحث استعفا در حالي است كه كشور از يك سو مورد تهديد آمريكاست و از سوي ديگر دچار بي‌ثباتي اقتصادي.

استعفاي اول به سال 62 برمي‌گردد كه به خاطر عدم توافق روي وزير مسكن، پيشنهادِ استعفا از سوي موسوي به رييس جمهور داده مي‌شود كه با مخالفت آيت‌الله خامنه‌اي موضوع خاتمه مي‌يابد.

استعفاي دوم نيز در سال 63 مطرح مي‌شود كه بنا به نقل هاشمي رفسنجاني در كتاب «به سوي سرنوشت» اين بار نيز كمي بودجه و عدم هماهنگي با رييس جمهور بهانه‌ي استعفا را فراهم مي‌آورد و هاشمي رفسنجاني مخالفت خود را با اين مسئله اعلام مي‌كند و ميرحسين كه ماجراي استعفا را با هاشمي مطرح كرده است از طرح استعفا منصرف مي‌شود.

استعفاي سوم ميرحسين موسوي در شرايط پس از جنگ در سال67  و بدون هماهنگي با رييس جمهور و رهبر انقلاب مطرح مي‌شود كه حضرت امام در عكس‌العمل به اين اقدام و خطاب به موسوي مي‌نويسد:‌ «حق اين بود که اگر تصميم بدين کار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاي نظام را در جريان مي‌گذاشتيد. در زماني که مردم حزب‌الله براي ياري اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مي‌برند چه وقت گله و استعفا است.»

گويا ماجراي استعفاي موسوي و بهانه‌ي او براي اين كار عدم توافق او با مجلس بر سر وزراي پيشنهادي براي كابينه‌ي چهارم بوده است(روزنامه‌ي جمهوري اسلامي 15 شهريور 1367): «برادر گرامي و متعهد مسعود روغني زنجاني در روز 13/6/67 از مسئوليت وزارت برنامه و بودجه استعفا دادند و اين استعفا در شرايطي است که تصميم‌گيري براي انتخاب وزراي نيرو، جهادسازندگي و بازرگاني هنوز مبهم است. با توجه به جهت‌گيري روشن مجلس در امور مختلف و اطلاعاتي که از داخل مجلس محترم در دست است، احتمالاً بين 5 تا 8 وزير از افراد معرفي شده رأي لازم را براي ادامه‌ي مسئوليت به‌دست نخواهندآورد و معناي اين شرايط آنست که دولت در وضعيت کنوني کشور در تعدادي از وزارتخانه‌هاي حساس براي مدت نامعلومي وزير نداشته باشد.»

همان روز انتشار خبر استعفاي ميرحسين موسوي در روزنامه‌ي جمهوري اسلامي، رئيس‌جمهور وقت،‌ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در نامه‌اي با رد استعفا،‌ نكاتي را متذكر گرديدند. ايشان در نامه‌ي خود مي نويسد:‌ «برادر گرامي آقاي موسوي؛ نخست وزير محترم؛ باسلام، نامه‌ي استعفاي شما را دريافت كردم و لازم مي‌دانم چند موضوع را به جنابعالي گوشزد كنم:

در شرايط حساس كنوني و در حالي كه مذاكرات ژنو در جريان است و لازم است همه در برابر ترفندهاي دشمنان آماده و از مسائل داخلي فارغ‌البال باشيم، استعفاي دولت بر خلاف مصلحت كشور و انقلاب است و ضربه‌اي بر مصالح نظام جمهوري اسلامي است. مشكل تعيين چند وزير، مشكل جديدي نيست. در سه سال گذشته(دوره‌ي دوم رياست جمهوري اينجانب) همواره اين مشكل با حكميت هيأت سه نفره‌ي منصوب امام حل شده و جنابعالي همواره از آن استقبال كرده‌ايد. هم‌اكنون نزديك به نيمي از وزراي دولت كه به تصريح حضرت امام هنوز به قوت خود باقي است مرجع حل مشكل خواهد بود. شما اگر مجلس را مرجع واقعي مي‌دانيد، نبايد از عرضه‌ي دولت به مجلس و خواستن رأي اعتماد، استنكاف كنيد. اگر مجلس به دولت رأي ندهد راه‌هاي قانوني براي تشكيل دولت جديد وجود دارد و اين بهتر از آن است كه شما درست شب قبل از روزي كه دولت قرار است به مجلس عرضه شود، استعفا دهيد و آن را در رسانه‌ها منتشر كنيد. جنابعالي از اختيارات نخست‌وزير طبق اصل134 كاملاً برخوردار بوده‌ايد و حتي به بركت لطف حضرت امام و حمايتي كه همواره از دولت كرده‌اند تا بتوانند وظايف خود را به خوبي انجام دهند، ‌اختياراتي بيش از مقرر در قانون كسب كرده و آن را اعمال نيز كرده‌ايد... اينجانب با وجود اختلاف‌نظرهاي چندي كه با شما در نحوه‌ي اداره‌ي كشور و اعتراض به روش‌هاي شما به‌ويژه در مسائل اقتصادي دارم، همان‌طور كه مي‌دانيد همواره در همه‌ي مراحل به شما كمك كرده‌ام و اكنون هم استعفاي شما را به مصلحت ندانسته و اصرار بر آن را ضربه به نظام و حتي با كمال معذرت خيانت ـ البته خيانت غيرعمدي ـ مي‌دانم و معتقدم خوب است جنابعالي امروز نظرات حضرت امام در امور اقتصادي را به‌طور دربست بپذيريد. استعفا را نمي‌پذيرم و خواهش مي‌كنم اصرار نكنيد. سيد علي خامنه‌اي»

حضرت امام نيز در پاسخ به استعفاي جنجال برانگيز موسوي نامه‌ي عتاب‌آلودي را صادر كردند كه منجر به پس‌گرفتن استعفا از سوي موسوي شد. در اين نامه كه در روزنامه‌هاي عصر 16شهريور و فرداي چاپ استعفاي ميرحسين به چاپ رسيده، آمده است:‌ «جناب آقاي موسوي نخست‌وزير محترم؛ نامه‌ي استعفاي شما باعث تعجب شد.

حق اين بود که اگر تصميم بدين کار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاي نظام را در جريان مي‌گذاشتيد. در زماني که مردم حزب‌الله براي ياري اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مي‌برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‌وزيري در چارچوب اسلام و قانون اساسي به خدمت خود ادامه دهيد، در صورتي که نسبت به بعضي از وزرا به توافق نمي‌رسيد چون گذشته عمل شود. اين حق قانوني مجلس است که به هر وزيري که مايل بود، رأي دهد. تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است که اگر صلاح بداند به هر ميزان که مايل باشد، در اختيار دولت قرار خواهد داد.

همه بايد به خدا پناه ببريم و در مواقع عصبانيت دست به کارهايي نزنيم که دشمنان اسلام از آن سوءاستفاده کنند. مردم ما از اين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‌اند. اين حرکات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت. از آنجا که من به شما علاقه‌مندم، إن‌شاءالله عندالملاقات مسائلي است که گوشزد مي‌نمايم.»

براساس نقل‌هاي موجود گويا ميرحسين موسوي در فاصله‌ي زماني تنظيم استعفا‌نامه در 14 تا 17 شهريور كه به محضر امام مي‌رسد، در منزل آلادپوش كه از دوستانش بود به سر مي‌برده است؛ روز سوم که حاج سيداحمد خميني در تماس با مراکز مختلف از يافتن او نااميد شده بود، به افراد مختلف مي‌سپرد که امام فرموده‌اند: «به ميرحسين بگوييد بيايد که اگر نيايد نامه‌اي تنظيم کرده‌ام و در اختيار رسانه‌ها قرار مي‌دهم که اگر پخش شود براي او ديگر دنيا و آخرت نمي‌ماند. روز سوم ميرحسين تا ساعت 11 به محضر امام مي‌رسد، آنگونه كه منابع آگاه بر اساس يادداشت‌هاي آن زمان در اختيار روزنامه‌ي ايران قرار داده‌اند، امام راحل نكاتي را بدين شرح به وي فرموده‌اند: «من گله دارم از اينكه شما اگر مشكلي داشتيد، مثل گذشته مراجعه مي‌كرديد و حل مي‌كرديم،‌ اگر مي‌خواستيد برويد، بي سروصدا مي‌رفتيد. چرا سروصدا كرديد؟... اگر نبود كار اين چند سال شما، به ملت اعلام مي‌كردم كه شما در مقابل انقلاب و نظام ايستاده‌ايد و بعد از اين چه توقعي است كه از مجلس داريد؟ اين حق مجلس است كه به هر وزيري كه مي‌خواهد رأي بدهد يا ندهد. شما مي‌بايست از نظر مجلس تبعيت كنيد. ديگران هم قبل از شما از اين قبيل حرف‌ها مي‌زدند كه مجلس بايد هماهنگ با ما باشد. شما مجلس هرچه گفت به مجلس احترام بگذاريد. اگر مسئله‌اي بود شوراي مصلحت حل خواهد كرد.»(روزنامه‌ي ايران، 20مرداد1389)

آنچه مسلم است، پس از يك وقفه‌ي معنادار، امام بار ديگر حمايت علني خويش را از دولت تكرار نمودند تا آثار استعفاي نابجاي ميرحسين، به عملكرد دولت بيش از اين آسيب نرساند. هرچند به نظر ناظران سياسي جنس اين دفاع آشكارا متفاوت بود. امام اما تا 80 روز در حمايت از دولت مكث كردند. اين مكث كه بسيار به ضرر دولت علي‌الخصوص در بُعد تبليغات رسانه‌هاي بيگانه بود، سرانجام با حکم انتصاب ميرحسين موسوى به سمت سرپرست امور جانبازان‏ توسط امام پايان يافت.

البته گفته مي‌شود كه دلايل استعفاي ميرحسين در نامه‌اي ديگر به رييس جمهور آمده بود كه در استعفاي منتشر شده‌اش نبود. در اين نامه كه در بولتن‌ها چاپ شد به طور دقيق موسوي دلايل استعفاي خود را شرح داده بود. آن‌گونه كه در آن نامه اشاره شده بود اصلي‌ترين دليل استعفاي نخست وزير، دخالت‌هاي غيرقانوني هاشمي رفسنجاني در امور اجرايي كشور بود كه به‌هيچ‌وجه در حيطه‌ي اختيارات وي نبوده است.(ويژه نامه‌ي رمز عبور 1، نوروز 1389)

البته موسوي اعتراض‌هاي ديگري هم درباره‌ي چگونگي اداره‌ي جنگ و ارتباط با كشورهاي ديگر داشته كه در اين نامه نوشته شده است.

نكته‌ي قابل توجه اينست كه زمان استعفاي موسوي مصادف بود با آغاز گفتگوهاي آتش‌بس بين ايران و عراق. دكتر ولايتي كه نماينده‌ي ايران در مذاكرات ژنو بود مي‌گويد كه تأثيرات اين استعفا در مذاكرات بسيار خردكننده و ناگوار بود. اگرچه بسياري نيز استعفاي ميرحسين را ناشي از ناراحتي وي از انتخاب ولايتي توسط امام به عنوان نماينده‌ي جمهوري اسلامي ايران ياد مي كنند./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار