آپارتايد آمريكايى
گروه انديشه ـ بنيان دولت ايالات متحدهي آمريكا بر تبعيض نژادى سازمان يافته است. مهاجران اروپايى از ابتدا با كشتن بوميان ساكن در قارهي آمريكا سنگبناى تمدن آمريكا را بنياد گذاشته و سپس با انتخاب نظام بردهدارى تمدن خود را با استثمار بردگان سياهپوست به تكامل رساندند. مهاجران اروپايى براى توسعهي كشاورزى احتياج به كارگر ارزان قيمت داشتند. سرخپوستان بومى به دليل سركشى و ستيزهجويى با غاصبان اروپايى كمتر تن به بردگى يا استثمار مىدادند؛ لذا تجارت بردگان آفريقايى از همان اوايل قرن دهم تا نيمهي دوم قرن سيزدهم به صورت رسمى و قانونى رونق گرفت.
تاجران برده با كشتىهاى مخصوص حمل برده، به سواحل آفريقايى مىرفتند و با شكار سياهان يا خريد اسيران جنگى ـ كه به حكم قوانين بومى آفريقا بردهي قبيلهي غالب بودند ـ از رؤساى قبايل، آنها را از اقيانوس اطلس به آمريكا منتقل مىنمودند. تاجران برده، سياهـان را در بدترين شرايط با زنجير داخل قفسههايى مانند كتاب جاى مىدادند و از ترس شورش آنها را جدا از يكديگر نگه مىداشتند. وضعيت بد هوا و غذا و بهداشت موجب مىشد وقتى كشتى به مقصد مىرسيد از هر صد بردهاى كه اسير مىشدند در حدود 25 نفر آنها درآفريقا يا در راه سفر جان مىسپردند. خريداران آنها را با علامتى آهنين كه در آتش گداختهبودند به نشانهي مالكيت داغ مىنهادند. بردگان سياه وقتى به مزارع آمريكايىها مىرسيدند، هلاكتشان شدت مىيافت؛ لذا دو سال بعد يكسوم بردگان تازهوارد مىمردند.
انقلابصنعتى موجب پيشرفت بزرگى در منسوجات و كشت پنبه خصوصاً در ايالات جنوبآمريكا شد. کشتزارهاى پنبه به سرعت احتياج بيشترى به كارگر پيدا كرد و به همين جهت بردگان بيشترى از آفريقا به آمريكا منتقل مىشد. در سال 1169ش. در ايالات متحده 697000 برده بود و در سال 1240ش. تعداد آنها بـه 4ميليون نفر افزايش يافت. تا پايان قرن سيزدهم آمار نشان مىدهد كه حداقل 14ميليون آفريقايى از اين طريق به عنوان برده فروخته شدند. آمريكايىها براى بردههاى سياه هيچ حقوق انسانى قايل نبودند؛ حتى به آنها اجازهي ازدواج نمىدادند؛ چون خرج نگهدارى اطفال از هزينهي واردكردن برده از آفريقا بيشتر بود! مجازات شورش در برابر ارباب بسيار سخت و خشونت آميز بود. به عنوان نمونه: از پنج بردهاى كه در سال 1107ش. متهم به توطئه عليه اربابان خود شدند دو نفر را زنده در آتش افكندند، يكى را به دار آويختند و ديگرى را در رودخانه انداختند و نفر پنجم را به سواحل اسپانيا تبعيد نمودند.
بردگان سياه حاضر بودند تن به هر كارى بدهند؛ ولى فكر فرار را از سرشان بيرون كنند؛ زيرا اگر بردهاى فرار مىكرد، دستهايش را مىبريدند، سپس باقيماندهي دست مجروح را در قيرجوشان فرو مىبردند آنگاه وى را بر دار مىآويختند. لينچ كردن يكى از روشهاى كشتار سياهپوستان در سدههاى گذشتهي آمريكا بود. در سدهي گذشته هزاران سياهپوست طبق اين قانون وحشيانه به قتل رسيدند. قانون لينچ در ايالات متحدهي آمريكا روشى بود كه عدهاى از مردم، فردى را دستگير مىكردند و خودشان در همان خيابان محاكمه و اعدام مىكردند... رفتار نهادينه شدهي آمريكايىها با نژاد سياه هنوز خبر از آن مىدهد كه تا يك قرن و نيم بعد از اعلاميهي آزادى بردگان، رفتار با سياهان تغيير نكرده است.
/انتهاي پيام/