قابليت تمايز سلول هاي بنيادي مغز استخوان به سلول هاي کبدي بررسي شد
به گزارش گروه علمي «شبکه خبر دانشجو»، فيبروز كبدي كه به دنبال پاسخ ترميمي كبد به آسيب هاي مزمن اتفاق مي افتد يكي از مهمترين مشكلات جوامع بشري در حوزه سلامت است و در حال حاضر تنها راه درماني چنين بيماراني در مراحل پيشرفته آن، پيوند كبد است.
دکتر عباس پيريايي که اين پژوهش در قالب رساله دکتراي تخصصي وي در رشته علوم ارائه شده است در خصوص هدف اين طرح تحقيقاتي گفت: متأسفانه در زمينه پيوند كبد مشكلات عديده اي، از جمله كمبود عضو اهدايي، امكان رد پيوند، عمل جراحي پيچيده و هزينه گزاف وجود دارد که مطالعات اخير نشان داده كه طب ترميمي قابليت آن را دارد كه به عنوان يك جايگزين در درمان چنين بيماراني مطرح باشد.
وي اضافه کرد: سلول هاي مزانشيمي مغز استخوان توانايي تمايز به سلول هاي كبدي را در محيط آزمايشگاهي و بدن دارند که همواره ميزان و كيفيت تمايز اين سلول ها و نيز نقش آنها در ترميم كبد بسيار پايين بوده است.
اين پژوهشگر بيان داشت: در اين مطالعه راهكارهايي براي تمايز بهتر سلول هاي مزانشيمي در محيط كشت و پيوند موثرتر آنها به كبد ارائه شد.
پيريايي در ادامه افزود: ابتدا سلول هاي مزانشيمي مغز استخوان موش در حضور و عدم حضور بستر نانو رشته اي (گروه نانو مثبت و نانو منفي) به سلول هاي شبه هپاتوسيتي اوليه (روز 18) و نهايي (روز 36) تمايز داده شدند.
وي بيان داشت: سپس بيان ژن ها و پروتئين هاي اختصاصي هپاتوسيتي آنها توسط روش هاي Real – Time PCR و ايمنوفلورسنت بررسي شده و فراساختاري سلول ها با روش هاي الكترون ميكروسكوپي مطالعه و عملكرد آنها با واكنش هاي PROD , PAS و نيز اندازه گيري ميزان ترشحات اختصاصي كبدي مورد بررسي قرار گرفت.
اين پژوهشگر گفت: در مرحله بعدي مطالعه سلول هاي مزانشيمي و نيز سلول هاي شبه هپاتوسيتي اوليه و نهايي گروه هاي نانو مثبت و منفي به موش هاي مدل فيبروز كبدي ناشي از تتراكلريد كربن پيوند شدند.
پيريايي با اشاره به نتايج يافته ها اظهار داشت: يافته ها نشان داد كه بسياري از شاخص هاي هپاتوسيتي بالغ، نظير بيان آلبومين، همچنين توليد و ترشح اوره، آلفافتوپرتئين و نيز فعاليت آنزيم سيتوكروم P450 و سلول هاي شبه هپاتوسيتي نهايي گروه نانو مثبت بالاتر از گروه نانو منفي بود.
وي گفت: از طرفي ديگر مطالعه پيوند سلولي مشخص ساخت كه سلول هاي شبه هپاتوسيتي نهايي گروه نانو مثبت در مقايسه يا گروه هاي نانو منفي و مزانشيم تيمار نشده، توانسته بودند با درصد بالاتري در بافت كبدي جايگزين شده، به هپاتوسيت هاي فعال (آلبومين مثبت) تبديل شوند و ميزان آلبومين سرمي را بطور معني داري افزايش و نيز ميزان فيبروز را كاهش دهند.
اين پژوهشگر تاکيد کرد: اين يافته ها بيانگر آن است كه خصوصيات توپوگرافيك حاصل از بستر نانو رشته اي مي تواند موجب تمايز بهتر و حفظ عملكرد سلول هاي شبه هپاتوسيتي مشتق از سلول هاي مزانشيمي مغز استخوان موش شده و آنها را براي اهداف سلول درماني مساعدتر سازد.
لازم به ذكر است، اين پژوهش با راهنمايي دکتر مجتبي رضازاده، عضو هيئت علمي دانشکده علوم پزشکي دانشگاه تربيت مدرس انجام شد./انتهاي پيام/