خدايا مرا از موجبات خشمت دور كن
کد خبر:۸۴۰۱۰
دعاي روز ششم ماه مبارك رمضان

خدايا مرا از موجبات خشمت دور كن

خوشنودى خدا عبارت است از اراده ثواب، و خشمش همان اراده مجازات مى‏باشد بدون اينكه حالتى به او دست دهد كه او را به هيجان آورد تا از حالى به حال ديگر برگردد.

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، در دعاي روز ششم ماه مبارك رمضان آمده است:

اللهمّ لا تَخْذِلْني فيهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِكَ ولا تَضْرِبْني بِسياطِ نَقْمَتِكَ وزَحْزحْني فيهِ من موجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنّكَ وأياديكَ يا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبينَ.

خدايا وا مگذار مرا در اين روز در پى نافرمانيت روم ومزن مرا با تازيانه كيفر ودور وبركنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان ونعمتهاى بى شمار تو اى حد نهايى علاقه واشتياق مشتاقان.

معنى شادمانى و خشم خدا

حمزة بن ربيع گويد: شخصى برايم گفت: در انجمنى در محضر امام باقر عليه السلام حضور داشتم كه عمرو بن عبيد وارد شده عرض كرد: فدايت گردم- خداوند كه فرموده: وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى‏ (خشم من بر هر كس فرود آيد به يقين خوار و تباه خواهد شد- طه: 81) مراد از غضب در اين آيه چيست؟

فرمود: اى عمرو سزاى گناه و كار بد كسى را دادن است، زيرا بدون شك هر كس بگويد خدا بواسطه خشم گرفتن دگرگون گشته يعنى از حالتى به حالت ديگر در مى‏آيد، او را به صفت و خوى آفريده‏شدگان تعريف كرده است كه متغيّر مى‏شوند، در صورتى كه خداوند را نه چيزى برآشفته مى‏سازد و نه چيزى خوشحال مى‏نمايد.

احمد بن أبى عبد اللَّه از پدرش مرفوعا از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه: فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ (چون‏ فرعون و دار و دسته‏اش ما را به خشم آوردند سرانجام از ايشان انتقام گرفتيم- غرقشان كرديم و بحر احمر را كه كانون قدرت و مايه زندگيشان بحساب مى‏آمد عامل نابودى و گورستان آنها ساختيم- زخرف: 55) فرمود: خشم و اندوه خدا مانند خشم ما نمى‏باشد (كه هيجانى است درونى و فرد را به كينه‏توزى و انتقام وامى‏دارد و اگر نسبت به زيردستان باشد بصورت برآشفتگى و هر گاه به بالاتر از خود باشد به شكل حزن و اندوه جلوه‏گر مى‏شود، و در باره پروردگار مفهومى ندارد) بلكه خداوند دوستان شايسته‏اى مخصوص خود آفريده است كه در مقابل سركشى بندگان، محزون و بر آشفته و يا خشنود مى‏گردند، آنان انسانهايى عاقبت انديش و چاره جويند كه خداوند خوشنودى آنان را موجب شادمانى خود و خشم توأم با اندوه ايشان را خشم و اندوه خود مى‏داند.

زيرا پروردگار، ايشان (پيامبران و ائمّه عليهم السّلام) را براى دعوت مردم بسوى خدا فرستاده كه راه خداپرستى را به آنها نشان دهند، بدين جهت به چنان مرتبه بلندى دست يافته‏اند كه خشم و خرسندى آنها با رضا و غضب خدا يكى گرديده، و در اين آيه منظور خدا آن نيست كه خشم و اندوه به آن معنا كه بين بندگانش معروف است به او دست مى‏دهد.

مؤيّد آنچه گفته شد فرموده خداوند (در حديث قدسى) است كه: هر كس به يكى از دوستان خوب من اهانت كند با من دشمنى ورزيده است. و همچنين فرموده است: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ (هر كس پيامبر را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است- نساء: 80)

و باز فرموده است: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ (مؤمنانى كه با تو بيعت كردند در حقيقت با خدا بيعت كرده‏اند- فتح: 10) و همه اينها و مانندش همان گونه است كه برايت گفتم، و همين طور است رضا و غضب، و حالتهاى ديگر كه همانند آنها است و بر خدا روا نباشد، و اگر چنين باشد كه به آفريننده و هستى بخش، خشم و اندوه و دلتنگى برسد در حالى كه خودش آنها را پديد آورده است، هر آينه روا باشد كسى بگويد: زمانى هم او نابود خواهد شد زيرا وارد شدن دلتنگى و خشم بر وى نشانه آن است كه دچار دگرگونى مزاجى شده است و هر گاه تغيير پذير باشد، ناگزير تباه خواهد شد، و اگر چنين باشد آفريننده و آفريده تفاوتى با يك ديگر ندارند، حال آنكه خداوند از اين اعتقادات و نسبت‏هاى پوچ بسى برتر و والاتر است. اوست كه موجودات را آفريده است بدون آنكه نيازى به آنها داشته باشد، پس هر گاه آفرينش براى نياز نباشد بايد حدّ و چون و چرا و چگونگى در مورد ساحت مقدّسش را محال و ممنوع دانست- ان شاء اللَّه- عقل خود را بكار انداز و به اين مطالب بينديش.

هشام بن حكم گويد: مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد: آيا خداوند هم‏ داراى خشنودى و خشم است؟ فرمود: آرى، ولى نه آن گونه كه آفريدگان خشمگين و يا خوشحال مى‏گردند چون شادمانى و بر آشفتگى يك حالتى است درونى كه بر اعمال و رفتار شخص اثر مى‏گذارد.

بشر آفريده‏اى تو خالى و تشكيل شده از عناصرى است كه يك ديگر را نفى مى‏كنند، يا از ذات و صفت تركيب گرديده، پيش آمدها و حوادث روى او اثر مى‏گذارند، وقتى خوشنودى و خشم كه از كيفيتهاى نفسانى است به او راه پيدا مى‏كنند او را از حالتى به حالت ديگر مى‏برند. ولى در پروردگار هيچ چيز اثر نمى‏گذارد چون يكتا و يگانه واقعى است كه در وجود منقسم نمى‏شود و مادّه و صورت ندارد (و ماهيّت او عين وجود اوست) بنا بر اين خوشنودى خدا عبارت است از اراده ثواب، و خشمش همان اراده مجازات مى‏باشد بدون اينكه حالتى به او دست دهد كه او را به هيجان آورد تا از حالى به حال ديگر برگردد، زيرا كه اين تغيير از ويژگيهاى آفريدگان است كه ناتوان و نيازمندند و او (خداوند) نيرومند مقتدرى است كه هيچ گونه احتياجى به آنچه آفريده است ندارد، و تمامى مخلوقاتش محتاج اويند، محققا آفرينش و اختراع اشياء به دليل داشتن نيازى نبوده كه به وسيله آنها برطرف گردد، و علّتى نيز نداشته است.

معاني الأخبار.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار