خدايا مرا از موجبات خشمت دور كن
گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، در دعاي روز ششم ماه مبارك رمضان آمده است:
اللهمّ لا تَخْذِلْني فيهِ لِتَعَرّضِ مَعْصِتِكَ ولا تَضْرِبْني بِسياطِ نَقْمَتِكَ وزَحْزحْني فيهِ من موجِباتِ سَخَطِكَ بِمَنّكَ وأياديكَ يا مُنْتهى رَغْبـةَ الرّاغبينَ.
خدايا وا مگذار مرا در اين روز در پى نافرمانيت روم ومزن مرا با تازيانه كيفر ودور وبركنارم بدار از موجبات خشمت بحق احسان ونعمتهاى بى شمار تو اى حد نهايى علاقه واشتياق مشتاقان.
معنى شادمانى و خشم خدا
حمزة بن ربيع گويد: شخصى برايم گفت: در انجمنى در محضر امام باقر عليه السلام حضور داشتم كه عمرو بن عبيد وارد شده عرض كرد: فدايت گردم- خداوند كه فرموده: وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى (خشم من بر هر كس فرود آيد به يقين خوار و تباه خواهد شد- طه: 81) مراد از غضب در اين آيه چيست؟
فرمود: اى عمرو سزاى گناه و كار بد كسى را دادن است، زيرا بدون شك هر كس بگويد خدا بواسطه خشم گرفتن دگرگون گشته يعنى از حالتى به حالت ديگر در مىآيد، او را به صفت و خوى آفريدهشدگان تعريف كرده است كه متغيّر مىشوند، در صورتى كه خداوند را نه چيزى برآشفته مىسازد و نه چيزى خوشحال مىنمايد.
احمد بن أبى عبد اللَّه از پدرش مرفوعا از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه: فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ (چون فرعون و دار و دستهاش ما را به خشم آوردند سرانجام از ايشان انتقام گرفتيم- غرقشان كرديم و بحر احمر را كه كانون قدرت و مايه زندگيشان بحساب مىآمد عامل نابودى و گورستان آنها ساختيم- زخرف: 55) فرمود: خشم و اندوه خدا مانند خشم ما نمىباشد (كه هيجانى است درونى و فرد را به كينهتوزى و انتقام وامىدارد و اگر نسبت به زيردستان باشد بصورت برآشفتگى و هر گاه به بالاتر از خود باشد به شكل حزن و اندوه جلوهگر مىشود، و در باره پروردگار مفهومى ندارد) بلكه خداوند دوستان شايستهاى مخصوص خود آفريده است كه در مقابل سركشى بندگان، محزون و بر آشفته و يا خشنود مىگردند، آنان انسانهايى عاقبت انديش و چاره جويند كه خداوند خوشنودى آنان را موجب شادمانى خود و خشم توأم با اندوه ايشان را خشم و اندوه خود مىداند.
زيرا پروردگار، ايشان (پيامبران و ائمّه عليهم السّلام) را براى دعوت مردم بسوى خدا فرستاده كه راه خداپرستى را به آنها نشان دهند، بدين جهت به چنان مرتبه بلندى دست يافتهاند كه خشم و خرسندى آنها با رضا و غضب خدا يكى گرديده، و در اين آيه منظور خدا آن نيست كه خشم و اندوه به آن معنا كه بين بندگانش معروف است به او دست مىدهد.
مؤيّد آنچه گفته شد فرموده خداوند (در حديث قدسى) است كه: هر كس به يكى از دوستان خوب من اهانت كند با من دشمنى ورزيده است. و همچنين فرموده است: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ (هر كس پيامبر را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است- نساء: 80)
و باز فرموده است: إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ (مؤمنانى كه با تو بيعت كردند در حقيقت با خدا بيعت كردهاند- فتح: 10) و همه اينها و مانندش همان گونه است كه برايت گفتم، و همين طور است رضا و غضب، و حالتهاى ديگر كه همانند آنها است و بر خدا روا نباشد، و اگر چنين باشد كه به آفريننده و هستى بخش، خشم و اندوه و دلتنگى برسد در حالى كه خودش آنها را پديد آورده است، هر آينه روا باشد كسى بگويد: زمانى هم او نابود خواهد شد زيرا وارد شدن دلتنگى و خشم بر وى نشانه آن است كه دچار دگرگونى مزاجى شده است و هر گاه تغيير پذير باشد، ناگزير تباه خواهد شد، و اگر چنين باشد آفريننده و آفريده تفاوتى با يك ديگر ندارند، حال آنكه خداوند از اين اعتقادات و نسبتهاى پوچ بسى برتر و والاتر است. اوست كه موجودات را آفريده است بدون آنكه نيازى به آنها داشته باشد، پس هر گاه آفرينش براى نياز نباشد بايد حدّ و چون و چرا و چگونگى در مورد ساحت مقدّسش را محال و ممنوع دانست- ان شاء اللَّه- عقل خود را بكار انداز و به اين مطالب بينديش.
هشام بن حكم گويد: مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد: آيا خداوند هم داراى خشنودى و خشم است؟ فرمود: آرى، ولى نه آن گونه كه آفريدگان خشمگين و يا خوشحال مىگردند چون شادمانى و بر آشفتگى يك حالتى است درونى كه بر اعمال و رفتار شخص اثر مىگذارد.
بشر آفريدهاى تو خالى و تشكيل شده از عناصرى است كه يك ديگر را نفى مىكنند، يا از ذات و صفت تركيب گرديده، پيش آمدها و حوادث روى او اثر مىگذارند، وقتى خوشنودى و خشم كه از كيفيتهاى نفسانى است به او راه پيدا مىكنند او را از حالتى به حالت ديگر مىبرند. ولى در پروردگار هيچ چيز اثر نمىگذارد چون يكتا و يگانه واقعى است كه در وجود منقسم نمىشود و مادّه و صورت ندارد (و ماهيّت او عين وجود اوست) بنا بر اين خوشنودى خدا عبارت است از اراده ثواب، و خشمش همان اراده مجازات مىباشد بدون اينكه حالتى به او دست دهد كه او را به هيجان آورد تا از حالى به حال ديگر برگردد، زيرا كه اين تغيير از ويژگيهاى آفريدگان است كه ناتوان و نيازمندند و او (خداوند) نيرومند مقتدرى است كه هيچ گونه احتياجى به آنچه آفريده است ندارد، و تمامى مخلوقاتش محتاج اويند، محققا آفرينش و اختراع اشياء به دليل داشتن نيازى نبوده كه به وسيله آنها برطرف گردد، و علّتى نيز نداشته است.
معاني الأخبار.
/انتهاي پيام/