آلوده كردن نسل!
کد خبر:۸۴۱۱۸
جنايت خطرناک صهيونيسم در جوامع اسلامي

آلوده كردن نسل!

سران صهيونيسم بين‌الملل در وراي اجراي تهاجم نرم عليه جهان اسلام، گامي خطرناك‌تر عليه اسلام برداشته كه از اساس هويت اسلامي را در محيط دروني جهان اسلام مورد تهديد و چالش جدي قرار داده است و آن چيزي جز اجراي پروژه‌ آلوده‌سازي نژادي در جوامع اسلامي نيست.

مصطفي نظري ـ گروه انديشه؛ سردمداران صهيونيسم بين‌الملل كه در منفعل كردن ظرفيت‌هاي اسلام در تقابل با خود، با شكست و بن‌بست مواجه شده‌اند، در يك اقدام خطرناك و پيچيده به دنبال آلوده‌سازي نسلي و نژادي مسلمانان در جهان اسلام مي‌باشند. به‌طوري كه اين راهبرد اساسي و آرماني خود را از هر طريق ممكن به‌طور جدي دنبال مي‌كنند.

يكي از راه‌هايي كه صهيونيسم بين‌الملل جهت اجراي پروژه‌ي آلوده‌سازي نسلي(خراب كردن نسل) مسلمانان دنبال مي‌كند، تداوم درگيري و جنگ در محيط دروني جهان اسلام مي‌باشد.

با توجه به اينكه درگيري‌ها و مناقشات، بهترين زمينه و بستر براي اجراي اين پروژه‌ي صهيونيستي مي‌باشد، اين نوشتار درصدد است تا سه نمونه از مناطق جنگ‌زده‌ جهان اسلام را كه در آن صهيونيست‌ها نقش اساسي را در شعله‌ور كردن آن جنگ‌ها داشته و همچنين پروژه‌ي خطرناك(خراب كردن نسل) در بين مسلمانان را در آن‌ها اجرايي كرده، مورد بررسي و كنكاش قرار دهد.

 آلودگي نژادي، يا خراب كردن نسل

صهيونيسم بين‌الملل در راستاي تقابل با اسلام به عنوان مهم‌ترين چالش پيش روي خود، راهبردها و برنامه‌هاي مختلفي را طرح‌ريزي و اجرا مي‌كند كه در سطوح كلان و خُرد در دو بُعد سخت‌افزاري و نرم‌افزاري پيگيري مي‌شود.

در بعد سخت‌افزاري، راهبردها و برنامه‌هاي صهيونيسم عليه اسلام، بر پايه‌ي تداوم درگيري‌ها و منازعات در محيط دروني جهان اسلام قرار دارد كه اين منازعات و درگيري‌ها مي‌تواند جنبه‌ي داخلي و يا خارجي داشته باشد. در جنبه‌ي داخلي، تداوم درگيري و جنگ ميان فرق و گروه‌هاي مختلف اسلامي مورد هدف است و در جنبه‌ي خارجي، درگيرسازي جهان اسلام با ساير اديان خصوصاً مسيحيت مورد توجه مي‌باشد. به‌عنوان مثال طرح برخورد تمدن‌ها و اديان كه در غرب توسط «ساموئل هانتينگتون» مطرح شد، حيله‌اي صهيونيستي بوده است كه در راستاي تقابل دنياي مسيحيت و جهان اسلام قرار دارد. چنانچه تكرار بحث جنگ‌هاي صليبي از مهم‌ترين خواسته‌هاي انكارناپذير صهيونيسم بين‌الملل مي‌باشد. گواه اين مدعا را مي‌توان در بازخواني و چرايي لشكركشي‌هاي غرب به جهان اسلام(حمله‌ي آمريكا و متحدانش به عراق و افغانستان كه با تحرك لابي‌هاي صهيونيستي و با بهانه‌ي مبارزه با تروريسم صورت گرفت) مشاهده كرد.

در بعد نرم‌افزاري، راهبردهاي تقابلي صهيونيسم عليه جهان اسلام در راستاي متزلزل كردن ماهيت انديشه‌اي و اعتقادي اسلام از درون مي‌باشد كه بيشتر بُعد فرهنگي و حتي ديني داشته و در سطح كلان طرح‌ريزي و پيگيري مي‌شوند.

راهبردهاي ضداسلامي صهيونيسم بين‌الملل در تهاجم نرم، بسيار خطرناك‌تر و چالشي‌تر از برنامه‌هاي تقابلي سخت‌ افزاري مي‌باشد. بطوري‌كه وارد كردن نحله‌هاي فكري منحط در جهان اسلام از اقدامات صهيونيسم بين‌الملل جهت منحرف كردن افكار عمومي از آموزه‌هاي اصيل اسلامي و گرفتار شدن مسلمانان در آموزه‌هاي صهيونيستي اين نحله‌هاي فكري، از اقدامات اساسي صهيونيسم بين‌الملل در اين راستا مي‌باشد.

سران صهيونيسم بين‌الملل در وراي اجراي تهاجم نرم عليه جهان اسلام گامي خطرناك‌تر عليه اسلام برداشته كه از اساس هويت اسلامي را در محيط دروني جهان اسلام مورد تهديد و چالش جدي قرار داده است و آن چيزي جز اجراي پروژه‌ي آلوده‌سازي نژادي در جوامع اسلامي نيست.

صهيونيسم بين‌الملل از اجراي پروژه‌ي آلوده‌سازي نژادي مسلمانان اهدافي چون ايجاد نسلي نامشروع و بي‌غيرت با هدف تشكيل نيروهاي پياده نظام براي اهداف و مقاصد صهيونيستي، در جوامع اسلامي، تخريب خزنده‌ي نژادي در جهان اسلام، تضعيف و تخريب روحيه‌ي اسلامي و ايجاد فاصله‌ي نسلي با آرمان‌ها و ارزش‌هاي اسلامي و... را پيگيري مي‌كند. صهيونيست‌ها از دو طريق، اجرايي شدن اين پروژه را كه يك راهبرد آرماني و كلان براي آنان تلقي مي‌شود، دنبال مي‌كنند. نخست سردمداران صهيونيسم با ترويج فساد و بي‌بندوباري‌هاي اخلاقي در جوامع اسلامي، كيان خانواده را در اين جوامع مورد تهديد و مخاطره قرار مي‌دهند و سپس زمينه را براي توليد و ظهور نسلي نامشروع در محيط دروني جهان اسلام فراهم مي‌كنند، دوم اينكه صهيونيسم بين‌الملل با شعله‌ور كردن آتش درگيري‌ها و جنگ‌هاي متعدد (داخلي و خارجي) در جهان اسلام علاوه بر اينكه سايه فقر و آوارگي را بر جوامع اسلامي مي‌گسترانند، از طرفي بستر تجاوزات و بي‌اخلاقي‌هاي جنسي را ظرفيت‌سازي مي‌كنند كه اين امر را مي‌توان به خوبي در مناطقي از جهان اسلام كه در جنگ و درگيري به‌سر مي‌برند، مشاهده نمود.

از آنجايي كه تداوم جنگ و درگيري‌ها در جهان اسلام بهترين بستر و ظرفيت لازم را براي اجراي پروژ‌ه‌ي صهيونيستي آلوده‌سازي نسلي مسلمانان فراهم مي‌سازد، ضرورت دارد تا در وراي تحليل و بازخواني چرايي جنگ و درگيري‌ها در جهان اسلام، اين مسئله‌ي مهم و خطرناك، يعني آلوده‌سازي نسلي و نژادي مسلمانان مورد توجه و تأمل انديشمندان و سياستمداران جهان اسلام قرار گيرد.

از اين رو، سه نمونه از مناطقي كه صهيونيسم بين الملل در آن‌ها به طور هدفمند و پيچيده‌اي پروژه‌ي آلوده‌سازي نسلي مسلمانان را اجرايي كردند مورد بررسي و كاوش قرار مي‌دهيم.

الف) مسلمانان بوسني و هرزه‌گوين

در امتداد سياست‌‌هاي سيطره‌جويانه‌ي بين‌المللي و منطقه‌اي صهيونيسم كه از كنفرانس برلين در 1878 م. و سپس جنگ بالكان 1912 تا 1913 و جنگ جهاني اول 1914 تا 1918 اعمال شده و از پي آن، تقسيمات جغرافيايي ظالمانه و سيطره جويانه‌‌اي به زيان اسلام و مسلمانان انجام شد و پس از جنگ جهاني دوم نيز اين وضعيت ادامه يافت و تا پايان يافتن جنگ سرد(رويارويي بلوك شرق و غرب) و در سال1992 به اوج خود رسيد، صهيونيسم بين‌الملل براساس يك برنامه‌ي از پيش طراحي و سازماندهي شده، شعله‌ي جنگ‌هاي قومي و نژادي را در حوزه‌ي بالكان(دروازه‌ي ورود اسلام به اروپا) برافروخت. به طوري كه يوگسلاوي كه تمامي عناصر را براي يك منازعه‌ي سياسي، مذهبي، نژادي و فرهنگي در بطن خويش آماده داشت، كانون جنگ‌هاي قومي در منطقه‌ي بالكان شد. سران صهيونيسم بين‌الملل كه از سال‌ها پيش در خلال جنگ سرد، بستر درگيري‌هاي قومي و نژادي را در يوگسلاوي ظرفيت‌سازي نموده بودند، با حمايت جهان غرب به همه‌ي جمهوري‌هاي يوگسلاوي سابق اجازه‌ي استقلال دادند و اقوام مسيحي تحت حمايت مالي و سياسي غرب، نظام سياسي تشكيل دادند، جز مسلمانان به‌ويژه بوسنيايي‌هاي مسلمان بوسني و هرزه‌گوين كه به مدت چهار سال( 1992 - 1995) كشتار دسته جمعي صرب‌ها را تحمل كردند. شبه نظاميان تندرو صربستان كه ازحمايت‌هاي مالي و نظامي غرب برخوردار بودند، در جريان جنگ داخلي سال‌هاي 1992 - 1995، با فجيع‌ترين اعمال جنايتكارانه‌ي ضدبشري دست به نسل‌كشي و پاكسازي قومي مسلمانان بوسنيايي زدند به‌طوري كه گفته مي‌شود طي اين نسل‌كشي، بيش از صد هزار تن از مسلمانان بوسنيايي با فجيع‌ترين وجه ممكن كشته شدند. روزنامه‌ي «پلتيكا» در يازدهم فوريه‌ 2000، طي يك افشاگري از نقش صهيونيسم در طراحي و مديريت جنگي صرب‌ها عليه مسلمانان بوسنيايي پرده برداشت، كه اين امر در نوع تجاوزات نظامي صرب‌ها و همچنين كشتار بي‌رحمانه‌ي زنان و كودكان بي‌گناه بوسنيايي به خوبي قابل مشاهده بود.

غير از نسل‌كشي و پاكسازي قومي و نژادي صرب‌ها عليه مسلمانان، شكل جديدي از جنايات جنگي در بوسني و هرزه‌گوين انجام شد كه ادبيات جديدي را در حقوق بين‌الملل در دنيا رقم زد. در اين جنايت خطرناك صرب‌ها در فضاي فقر و آوارگي ناشي از جنگ، دست به تجاوزات جنسي سازماندهي شده عليه زنان مسلمان زدند. به طوري كه گفته مي شود در طي اين دوران 60هزار زن مسلمان بوسنيايي مورد تجاوز صرب‌ها قرار گرفتند كه امروزه نسل نامشروع اين تجاوزات جنسي به عنوان يك تهديد اجتماعي، جامعه‌ي مسلمان بوسني و هرزه‌گوين را مورد چالش قرار داده است.

ب) شيعيان لبنان

صهيونيسم با اشغال جنوب لبنان در اوايل دهه‌ي 80 ميلادي توسط ماشين جنگي خود(ارتش صهيونيستي) و همچنين شعله‌ور كردن جنگ داخلي در اين كشور كه در راستاي ايجاد حاشيه‌ي امن براي رژيم صهيونيستي انجام مي‌شد، ناگهان با دشمني جديد روبه‌رو مي‌شود كه با وجود جمعيتي كم، ظرفيت‌هاي سياسي ـ عقيدتي قابل توجهي داشت كه تمام محاسبات آن‌ها را به‌هم ريخت. اين دشمن جديد و ناشناخته جز شيعيان جنوب نبودند. لذا صهيونيسم با شناخت ظرفيت‌هاي بالاي آن‌ها در تحولات داخلي لبنان و همچنين مقاومت عليه رژيم صهيونيستي، در صدد تضعيف هر چه بيشتر موقعيت نظامي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي آن‌ها در طي دوران اشغال جنوب لبنان برآمدند. بر اين اساس، سياست‌هاي تضعيف كننده‌اي را در مناطق شيعي‌نشين اعمال نمودند. دولت‌هاي مختلف اين كشور كه تحت نفوذ صهيونيسم بودند در اجراي اين سياست‌ها بي‌تأثير نبودند. به‌هر حال با نگاهي به مناطق محروم، فقير و پر ازدحام شيعي در جنوب لبنان در مقايسه با مناطق آباد و مرفه مسيحي‌نشين و سني در بيروت و حومه‌ي آن، اين مسئله به طور ملموس قابل مشاهده بود.

اما در كنار اجراي سياست‌هاي ضدشيعي طي دوران اشغال كه منجر به فقر و محروميت هر چه بيشتر شيعيان جنوب لبنان مي‌شد، صهيونيسم راهبرد خطرناكي را عليه شيعيان به‌كار بست.

صهيونيسم با سوءاستفاده از وضعيت فقر و آوارگي، بستر سوءاستفاده و تجاوز جنسي به زنان شيعيان را كه به‌خاطر كشته شدن مردان خود آواره شده بودند، فراهم آورد. به‌طوري كه اين امر باعث ايجاد نسلي نامشروع در ميان شيعيان گرديد كه متأسفانه شمار قابل توجهي از آن‌ها داراي نژادي يهودي بودند. اين نسل نامشروع كه در خيابان‌هاي جنوب و ساير مناطق لبنان آواره بودند، بعضاً تحت حمايت يتيم‌خانه‌هاي مسيحي و سني(كفاله ايتام) قرار گرفتند كه منابع مالي برخي از آن‌ها غيرمستقيم توسط صهيونيسم تأمين مي‌شد تا بعدها از آن‌ها به عنوان مزدوران صهيونيسم در تحولات داخلي لبنان به‌كارگيري و استفاده شود. به عنوان مثال شماري از نيروهاي «كتائب» و «قوات لبنانيه»(فالانژها) كه عليه مقاومت لبنان مي‌جنگيدند، از نسل نامشروع صهيونيست‌ها بودند. البته بايد گفت كه كماكان اين پروژه(آلوده‌سازي شيعيان) هنوز از سوي صهيونيسم اجرا مي‌شود.

ج) مسلمانان عراق

سران صهيونيسم بين‌الملل با هدف سيطره بر مراكز راهبردي خاورميانه، حمله‌ي آمريكا و متحدان غربي‌اش به عراق را طراحي و سازماندهي نمودند. بنابراين عجيب نيست كه پس از اشغال عراق توسط آمريكا شاهد حضور صهيونيست‌ها در اين منطقه به اشكال مختلف هستيم.

گذشته از فعاليت‌هاي نظامي و سخت صهيونيسم در عراق كه در راستاي اهداف اقتصادي و نفوذ هر چه بيشتر آن‌ها در اين كشور صورت مي‌گيرد، سردمداران صهيونيسم بين‌الملل، تهاجم نرم و خزنده‌ي خود را در ابعاد اجتماعي و فرهنگي از جمله ترويج فساد در جامعه‌ي اسلامي عراق، تخريب نهادهاي اسلامي، ايجاد تفرقه و تنش ميان گروه‌هاي اسلامي (شيعي، سني) و... به‌طور جدي دنبال مي‌كنند. به همين منظور يكي از راهبردهاي نرم صهيونيسم در عراق نامشروع سازي و آلودگي نژادي و نسلي مسلمانان عراق مي‌باشد. به‌طوري كه آژانس جهاني يهود در سال 2005 به يهوديان توصيه مي‌كند كه از فضاي ناآرام عراق جهت برقراري روابط مشروع و نامشروع با مسلمانان خصوصاً شيعيان و توليد نسل جديد يهود نهايت استفاده را كنند. لذا با تأمل در اين توصيه‌ي آژانس جهاني يهود مي‌توان به‌خوبي فهميد كه صهيونيسم بين‌الملل به دنبال اجراي يك راهبرد خطرناك عليه بافت جمعيتي مسلمانان عراق مي‌باشد كه در آينده حتماً از ظرفيت آن بهره‌هاي فراواني خواهد برد.

«خراب كردن نسل» امروز به‌عنوان يك ادبيات جديد سياسي و يك جنايت جديد جنگي ثبت شده است. در اين جنايت به جاي نسل كشي دست به خراب كردن نسل يك قوم و مذهب و نژاد مي‌زنند و رويكرد صهيونيست‌ها به اين سمت و سو بوده و هست./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار