آينه‌داران آفتاب
کد خبر:۸۴۲۳

آينه‌داران آفتاب

شهيدان لاجوردي، اندرزگو، عراقي، رجايي و باهنر

دهه اول شهريورماه مصادف است با سالگرد شهادت شهيدان لاجوردي، اول شهريور؛ اندرزگو، دوم شهريور؛ عراقي، چهارم شهريور و رجايي و باهنر، هشتم شهريور.

در زير مطالبي درباره اين شهداي حزب موتلفه اسلامي با عنوان «آينه‌داران آفتاب» و نظرات حضرت امام (ره) و رهبر معظم انقلاب درباره آنان آورده مي شود:

شهيد حجت الاسلام دكتر محمدجواد باهنر


شهيد حجت الاسلام دكتر محمدجواد باهنر در سال 1312 در كرمان متولد شد و در سال 32 به قم عزيمت كرد؛ سطوح عالي تحصيلات اسلامي را در حوزه علميه قم ادامه داد و نزد بزرگاني چون آيت الله بروجردي، حضرت امام (ره) و علامه طباطبايي به تلمذ پرداخت.

از سال 36 فعاليت هاي مطبوعاتي خود را آغاز و سالنامه مكتب تشيع را منتشر كرد؛ از جمله تاليفات او مي توان به «جهان در عصر بعثت»، «شناخت اسلام» و «خداشناسي» اشاره کرد.

براي اولين بار در سال 1327 به علت سخنراني عليه اسرائيل دستگير شد و از سال 41 فعاليت سياسي خود را شروع کرد؛ وي در سال 42 با موتلفه اسلامي آشنا شد و مدتي تدريس كتاب «انسان و سرنوشت» شهيد مطهري را به رابطان حوزه هاي موتلفه اسلامي بر عهده داشت تا اينکه بار ديگر در اسفند 1342 دستگير و زنداني، و تا سال 50 از سخنراني منع شد.

وي چند سالي به همراه شهيد رجايي اداره موتلفه اسلامي را بر عهده داشت.

پس از پيروزي انقلاب در سمت هاي زير به انجام وظيفه پرداخت:

عضويت در شوراي انقلاب، نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و همچنين در كابينه شهيد رجايي به سمت وزارت آموزش و پرورش منصوب شد.

حجت الاسلام دكتر محمدجواد باهنر مدت كوتاهي نيز نخست وزير بود و در عصر روز هشتم شهريورماه 1360 در حادثه انفجار بمب در ساختمان نخست وزيري به همراه شهيد رجايي، رئيس جمهور وقت به شهادت رسيد.

شهيد محمدعلي رجايي 

شهيد محمدعلي رجايي در سال 1312 در قزوين متولد شد؛ در سه سالگي پدر را از دست داد و در سيزده سالگي دوره ابتدايي را به پايان رساند؛ در بازار قزوين مشغول به كار شد و پس از مدتي همراه با خانواده به تهران آمد و به كار دستفروشي پرداخت؛ براي ادامه تحصيل به نيروي هوايي رفت و گروهبان شد؛ با آغاز فعاليت فداييان اسلام مجذوب شهيد نواب صفوي شد.

در نهضت ملي شدن صنعت نفت فعاليت سياسي را آغاز كرد و در مركز «تعليمات جامعه اسلامي‌‌‌» به تحصيل ادامه داد و در آنجا با شهيد صادق اماني آشنا شد.

در سال 1332 ديپلم گرفت و پس از كودتاي 28 مرداد به همراه چند تن از دوستانش به نيروي زميني تبعيد شد؛ در سال 1334 استعفا کرد و در بيجار معلم شد و به تدريس و تكميل زبان انگليسي پرداخت؛ كار مطالعه را در تنهايي پيش گرفت و كتاب، تنها مونسش در شهر بيجار بود.

پس از بازگشت به تهران، به دانشسراي عالي تربيت معلم راه يافت و با پايان تحصيل، به استخدام آموزش و پرورش درآمد؛ مدتي در خوانسار مشغول به تدريس شد و با برپايي جلسات تفسير قرآن هفتگي در آن شهر، تعدادي از معلمان را جذب کرد.

پس از بازگشت به تهران، فوق ليسانس خود را در رشته آمار گرفت و تدريس در مدرسه كمال را شروع و در سال 1341 ازدواج کرد.

در ارديبهشت 1342 در قزوين دستگير و پس از پنجاه روز آزاد شد و به تدريس در مدارس تهران پرداخت.

در سال 1346 همكاري با موتلفه اسلامي را آغاز كرد؛ شهيد رجايي در اين باره مي گويد: «در سال 46 كه دوستان ما در زندان بودند، من به همراه آقاي باهنر و آقاي فارسي يك تيم سه نفره را تشکيل داديم و بقاياي هيئت موتلفه را اداره كرديم و من هم با نام مستعار اميدوار در آنجا فعاليت مي كردم.»

در سال 1353 بار ديگر دستگير و مورد شكنجه هاي شديدي قرار گرفت و تا سال 1357 در زندان بود.

با پيروزي انقلاب اسلامي، در سال 1358 تصدي كفالت وزارت آموزش و پرورش را عهده دار شد و پس از مدتي به وزارت رسيد.

در سال 1359 به مجلس شوراي اسلامي راه يافت و سپس با رأي نمايندگان و حمايت مردم به مقام نخست وزيري رسيد؛ پس از بركناري ابوالحسن بني صدر به دليل بي كفايتي از سوي مجلس شوراي اسلامي، با راي بالاي مردمي به رياست جمهوري دست يافت.

در هشتم شهريور 1360 - كمتر از يك ماه پس از تنفيذ حضرت امام - با توطئه منافقين به وسيله انفجار بمب در ساختمان نخست وزيري به همراه شهيد حجت الاسلام دكتر محمد جواد باهنر به شهادت رسيد.

شهيد سيداسدالله لاجوردي

شهيد سيداسدالله لاجوردي در سال 1314 در تهران در خانواده اي متدين و متعهد ديده به جهان گشود؛ وي كه از فعالان گروه شيعيان بود، در اوايل دهه 40 با رهنمود حضرت امام از موسسان موتلفه اسلامي شد.

در سال 1343 به دليل مرتبط بودن با اعدام انقلابي حسنعلي منصور دستگير شد و دو سال به زندان افتاد.

در سال 1348 نيز بار ديگر دستگير شد و در اثر شكنجه هاي فراوان، آسيب هاي جدي به چشم، گردن و كمرش وارد آمد.

وي همچنين از عوامل اصلي انفجار دفتر هواپيمايي صهيونيستي در تهران بود؛ آخرين بار در سال 1353 دستگير و به 18 ماه زندان محكوم، و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي از زندان آزاد شد.

شهيد لاجوردي در آستانه پيروزي انقلاب به كميته استقبال از حضرت امام پيوست و همچنين به عضويت شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي درآمد.

اولين سمت شهيد لاجوردي در نظام جمهوري اسلامي، دادستان انقلاب اسلامي مركز بود و در اين جايگاه، نقش بسزايي در شناخت و مقابله با منافقين در سال هاي تثبيت نظام جمهوري اسلامي داشت؛ اگر چه در همان ايام بسياري با اقدامات وي در مقابله با منافقين مخالفت مي كردند، اما حضرت امام (ره) در جريان يكي از جوسازي هاي اين افراد و گروه ها نسبت به شهيد لاجوردي و دادستاني انقلاب اسلامي، فرزندشان مرحوم حاج سيداحمد خميني را مأمور پيگيري كردند و سپس در نامه اي تاكيد فرمودند كه او (مرحوم حاج سيداحمد خميني) حضور آقاي لاجوردي در دادستاني را لازم و بركناري وي را تقريبا فاجعه مي دانست.

سيداسدالله لاجوردي همچنين سال ها رياست سازمان زندان هاي كشور را بر عهده داشت كه در اين جايگاه نيز همان جريان ها نتوانستند ايشان را تحمل كنند.

پس از اين دوران، در مغازه اي در بازار به فروش روسري پرداخت و در تاريخ اول شهريورماه سال 1377 در بازار تهران توسط منافقين به شهادت رسيد.

شهيد سيدعلي اندرزگو

شهيد سيدعلي اندرزگو، فرزند سيداسدالله در 13 رجب سال 1318 هجري شمسي متولد شد؛ تحصيلات خود را از مدرسه فرخي تهران آغاز كرد و پس از خواندن كلاس ششم ابتدايي به اصرار خودش طلبه شد و براي اينكه بتواند درآمدي داشته باشد روزها كار مي كرد و شب ها درس مي خواند.

از كودكي به منبر و روضه خواني علاقه زيادي داشت و خود نيز به اين كار اقدام مي كرد؛ فعاليت سياسي وي از 16 سالگي آغاز شد.

در سال 43 همراه با هيئت هاي موتلفه اسلامي در اعدام انقلابي حسنعلي منصور شركت كرد و پس از آن زندگاني پنهاني او شروع شد.

در سال 44، رژيم، غياباً حكم اعدام او را صادر كرد، اما سيدعلي اندرزگو با مهارتي كه در تغيير قيافه و مدارك شناسايي داشت، توانست از دست مأموران امنيتي رژيم فرار كند و در طي 14 سال زندگي مخفيانه كه رژيم پهلوي را به ستوه آورده بود، با اسامي مختلفي نظير شيخ عباس تهراني، دكتر حسيني، جوادي و ... خدمات ارزنده اي به سير حركت انقلاب اسلامي داشت.

اندرزگو از پيروان واقعي امام خميني(ره) بود و بارها در نجف و تركيه به خدمت معظم له مشرف شد.

در مسائل عبادي بسيار فعال بود و سرانجام در روز 19 ماه مبارك رمضان مصادف با دوم شهريور 1357 در يكي از فرعي هاي خيابان ايران در تهران و در محاصره نيروهاي ساواك به شهادت رسيد.

ارتباط اندرزگو با امام (ره) به گونه اي بود كه خبر شهادت وي را امام (ره) در ديداري كه خانواده شهيد با ايشان داشتند، به آنها دادند.

شهيد مهدي عراقي

شهيد محمدمهدي حاج ابراهيم عراقي در سال 1309 هجري شمسي در محله پاچنار تهران متولد شد؛ وي از ابتداي نوجواني در هيئت هاي عزاداري و مذهبي فعاليت داشت؛ در شانزده سالگي به عضويت شوراي مركزي فداييان اسلام درآمد و در اعتراض به بازداشت شهيد نواب صفوي به مدت شش ماه زنداني شد.

شهيد عراقي در سال 42 بر اساس نظر حضرت امام (ره) به همراه جمعي ديگر از ياران معظم له به تاسيس موتلفه اسلامي اقدام كرد و در سازماندهي قيام 15 خرداد 1342، اجراي حكم الهي درباره حسنعلي منصور، هماهنگي بين نيروهاي مبارز و ورود حضرت امام خميني(ره) به ايران نقش اساسي داشت.

شهيد عراقي يك بار در جريان تشييع پيكر سيدضياءالدين حاج سيدجوادي در قزوين به اتهام پخش اعلاميه، در بهمن ماه 1342 دستگير و سپس به اتهام اغتشاش در تظاهرات روز عاشورا دستگير و سرانجام در 31 تير 43 با قرار اخذ كفيل آزاد شد؛ وي پس از گذشت هفت ماه مجدداً در بيست و پنجم بهمن ماه همان سال به اتهام شركت در اعدام انقلابي منصور با يك درجه تخفيف به حبس ابد محكوم و پس از تحمل 13 سال زندان، در بهمن ماه 1355 آزاد شد.

وي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي مسئوليت هاي مختلفي از قبيل سرپرستي زندان قصر، عضويت در شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي و نيز مديريت مالي روزنامه كيهان را به عهده گرفت.

شهيد عراقي در روز يكشنبه، 4 شهريور 58 هنگامي كه همراه پسرش، حسام عازم محل كار بود به وسيله سه موتور سوار از اعضاي گروه فرقان مورد حمله قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت رسيد.

امام خميني(ره) پس از شهادت شهيد عراقي درباره او فرموده بودند: «من حدود 20 سال بود كه ايشان را مي شناختم؛ حاج مهدي عراقي براي من، برادر و فرزند خوب و عزيزي بود و شهادت ايشان براي من بسيار سنگين است./انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار