بررسي فراز و فرود جنبش دانشجويي در جمهوري اسلامي ايران
به گزارش گروه سياسي «شبكه خبر دانشجو»، محمد صادق شهبازي در يادداشتي به بررسي فراز و فرود جنبش هاي دانشجويي در جمهوري اسلامي پرداخته و در آن اعلام كرده است: محورهاي گفتمان جنبش در تداوم حلقه هاي دهه 70 عدالتخواهي، استکبارستيزي، اسلام ناب، خط امام، نفي دعواي زرگري جناح ها، ايجاد حبقه توزيع محصولات جبهه فرهنگي انقلاب و غلبه سياست بر فرهنگ بود.
انجمن هاي اسلامي با اسلام فردگرا
در واكنش به جريان هاي چپ مستقر در دانشگاه و با نيت حفظ اسلام فردي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در دهه 20 پايه گذاري شد. تا اواسط دهه 40 رويكرد مسلط انجمن ها حفظ اسلام حداقلي فردگرا و هر از گاهي شركت در بعضي مسائل سياسي بود. ليبرال مسلكي درون فعالان اين دوره جوشيد كه بعدها مشخصا در جريانات و احزابي نظير نهضت آزادي ظهور و بروز داشت. در اين دوره جنبش دانشجويي تحت تاثير جنبش اجتماعي بود، بازرگان شاخص ترين چهره گروه مرجع دانشجويان اين دوره بود.
انجمن هاي اسلامي چپ گرا
با احساس ياس از اين مدل بعد از 15 خرداد و پيدا شدن گفتمان هاي انقلابي و نيز جريان هاي چپ، فضايي را رقم زد كه جنبش دانشجويي به سمت حركت هاي راديكال برود و از دل آن جرياناتي مانند سازمان مجاهدين خلق و نوعي اسلام التقاطي چپ در دانشگاه متولد شد اين فضا تا سال هاي مياني دهه 50 ادامه داشت. البته تا انقلاب فرهنگي با صبغه پررنگ تر چپ يافتن در قالب هايي نظير انجمن دانشجويان مسلمان و بعد ها سازمان تدوام داشت كه بيش تر در مبارزات مسلحانه و بمب گذاري ها نمود خارجي مي يافت.
انجمن هاي اسلامي اسلام گرا
سيطره يافتن گفتمان امام و نقش آفريني جدي چهره هايي نظير مطهري، شريعتي، مفتح، بهشتي و خامنه اي فضاي دانشجويان را به سمت گفتمان امام خميني آورد و كماكان يكتا محور نقش آفريني حركت اسلامي دانشجويان انجمن هاي اسلامي بود. در اين دوره مبارزات مردمي و مدني، مباحثات ايدئولوژيك و روشن گري با حضور در بين اقشار مختلف مردم، راه اندازي راه پيمايي ها مهم ترين مدل نقش آفريني دانشجويان بود.
دفتر تحكيم وحدت اسلام گرا
با پيروزي انقلاب، به پيشنهاد امام انجمن هاي اسلامي در دفتر تحكيم وحدت جمع شدند. استكبار ستيزي، عدالت خواهي، صدور انقلاب، به راه اندازي نهادهاي انقلابي، جهاد سازندگي و رسيدگي به محرومين و مباحثات ايدئولوژيك و وحدت حوزه و دانشگاه مهم ترين عناصر گفتمان غالب بود. تنها امام محور و ملاك حركت ها به حساب مي آمد. گروه مرجع دانشجويان چهره هايي نظير حجت الاسلام خامنه اي و موسوي خويني ها بودند. به تدريج رقيب جديدي براي حضور دانشجويان مسلمان به نام واحد دانشجويي حزب جمهوري اسلامي به وجود آمد و بعضا اصطكاك هايي بين اين دو شكل رفت. اصطكاكات زمينه هاي اولين تفرق ها را شكل داد.
انقلاب فرهنگي
با انقلاب فرهنگي همه گفتمان هاي رقيب و التقاطي نظير انجمن هاي دانشجويان مسلمان وابسته به سازمان مجاهدين خلق حذف شدند كه اين پروژه با خروج منافقين از نظام و انقلاب و اعلام جنگ رسمي در 30 خرداد 60 چهره جديدي يافت. انجمن هاي اسلامي يكه تاز دانشگاه ها شدند. براي كاهش اصطكاك ها با حزب جمهوري بچه هاي انجمن شرط عدم عضويت اعضا در احزاب را از اساسنامه حذف كردند.
آغاز اختلاف
شروع اختلافات دورن نظام و حزب جمهوري و سازمان مجاهدين انقلاب و تفكيك دو جناح چپ و راست بر محور عناصري نظير حد و مرز ولايت فقيه و ميزان پررنگي عدالت خواهي و استكبار ستيزي در گفتمان دانشجويان، انجمن ها را به سمت نزديكي به جناح چپ كه خود را خط امام خوانده و در زمينه استكبارستيزي راديكال تر عمل مي كرد و عدالتخواهي در گفتمان آن پررنگ تر بود، كشاند. سران جناح راست نظير مهدوي كني عليه تحكيم موضع مي گرفتند و اين مسائل با برخوردهاي امام رو به رو شد. جريان نزديك به جناح راست و شاخه دانشجويي حزب از تحكيم خارج شدند و يا حذف گرديدند. تحكيم به شدت از دولت مهندس موسوي دفاع مي كرد.
دوران دولتي كردن همه چيز حتي جنبش دانشجويي شروع شد. تحكيم داشت به سكوي پرتاب به حاكميت و رشد سياسي بدل مي شد. شاخه هاي دانشجويي احزاب و گروه ها نظير موتلفه فعال شدند. بخش عمده اي از فعاليت تحكيم معطوف به پشتيباني از دفاع مقدس ها بود. تحكيم در انتخابات ها ليست داد و مانند احزاب سياسي با گروه ها ائتلاف كرد.
تشكيل بسيج دانشجو و طلبه
امام خميني به مناسبت هفته بسيج در اولين سال آتش بس از ضرورت تشكيل بسيج دانشجو و طلبه به عنوان ضروري ترين تشكل با اهدافي نظير ارائه چهارچوب هاي اسلام ناب، مبارزه با تحجر و پول پرستي و اشرافيت، تفكر براي تشكيل حكومت بزرگ اسلامي، گسترش بسيج به كل دنيا، حفظ گفتمان نه شرقي نه غربي سخن گفتند. تشكيل تشكل جديد مدعي هايي پيدا كرد. جهاد، تحكيم، سپاه و... سر آخر قرعه به نام سپاه و بسيج مستضعفين افتاد. اولين بسيج انتخابي با راي دانشجويان دانشگاه امام صادق (عليه السلام) شكل گرفت. كه بعدها با فشار منحل شد، تا تشكيل رسمي بسيج چند سالي طول كشيده شد. بسيج دانشجويان و طلاب به صورت جدا شكل گرفت.
وقتي بديل ها سر بيرون مي آورند
آغاز دولت سازندگي، با بسته شدن فضاي نقد،يكجانبه گرايي، سياست زدايي از دانشگاه (با اعتراض شديد مقام معظم رهبري با جمله معروف «خدا لعنت كند كساني را كه نمي خواهند دانشگاه ها سياسي باشد») و از سويي جبهه گيري جريان چپ عليه دولت همراه شد. دولت آقاي هاشمي نيز از با استفاده از اين فرصت به گروه هاي مخالف تحكيم در دانشگاه ها پرو بال داد. كار بر تحكيمي ها سخت شد و با از دست دادن حمايت از خود در قوه قضائيه- كه به مصادره دفتر تحكيم در خيابان خارگ (دانشگاه علوم قضايي فعلي) انجاميد- گروه هاي بديل كه بيش تر وابسته به جناح راست بودند تنش هايي در كنش با تحكيم پيدا کردند.
انصار حزب الله نيمي دانشجو نيمي مردمي
استثنايي هم در اين بين جريان انصار حزب الله با هويتي دانشگاهي و مردمي بود. اين جريان از بچه هاي جنگ تشكيل مي شد كه مي خواستند به صورت مستقل عمل كنند و عناصري نظير عدالت و تهاجم فرهنگي در گفتمان آن ها بود. تجمع هاي چند هزار نفري ابتداي دهه 70 مقابل وزارت خانه ها، تراكت هاي توزيعي در نماز جمعه و... از جمله اقدامات آن ها بود. اين جريان كه بعدها به صورت كامل صبغه دانشجويي خود را از دست داد و به يك تشكل شهري تبديل شد با چهره هايي نظير حسين الله كرم، مسعود دهنمكي و محتشم شناخته مي شد.
بعدها اين جريان با سياسي شدن بخشي از آن بعد از انتخابات مجلس پنجم انشعاب يافت و دو گروه در قالب انصار حزب الله با محوريت ماهنامه و بعدها هفته نامه يالثارات الحسين و نيز رزمندگان حزب الله و جريان اجتماعي تري كه مسعود دهنمكي با شلمچه و جبهه و صبح و صبح دوكوهه آن را نمايندگي كرد سربرآوردند. گرچه حضور مستقيم دانشگاهي خود را خيلي سريع از دست داد اما به خصوص نشريات و جلساتش محمل بازتوليد بخشي از گفتمان انقلابي بدل شد كه در دهه 80 توانست نقش آفريني هايي در جريان هاي جديد دانشجويي داشته باشد.
جامعه اسلامي دانشجويان
جريان هاي وابسته به جامعه روحانيت، شاخه دانش آموزي حزب جمهوري و موتلفه اسلامي با استارت حركت هايي در سال 66 و 67 بنياد تشكلي جديد را نهادند كه به وسيله جناح راست و دولت هاشمي تقويت شد و در مقابل تحكيم – كه به مثابه شاخه دانشجويي جريان چپ و مجمع روحانيون عمل مي كرد- به عنوان پياده نظام جناح راست در دانشگاه ها ظاهر شد و مانند تحكيم وارد ائتلاف ها و زد و بندهاي سياسي گرديد. بيش تر از آن كه هويت دانشجويي و اجتماعي بيابد هويت سياسي يافت و تقابل هاي متعدد با تحكيم چه در دوران اسلام گرايي و چه در دوران ليبرال مسلكي آن پيدا كرد. بعدها نسل هاي جديد جامعه اسلامي تلاش كردند تا هويت دانشجويي تري بيابند و از راست سنتي فاصله بگيرند. اما باز روحيه تربيت نيرو براي نظام اولويت كاري جامعه اسلامي بود لذا بسياري از اقدامات دانشجويي تشكل ها درون جامعه اسلامي ظهور نيافت.
انجمن هاي اسلامي دانشجويي
در ادامه اختلافات دهه 60 تحكيم جريان نزديك به شاخه دانشجويي حزب جمهوري از آن خارج شد. شاخص ترين چهره حشمت الله طبرزدي بود كه با استفاده از فضاي ضد تحكيم و چپ دولت هاشمي به شدت از طرف دولت هاشمي حمايت شد و سريعا رشد كرد. بعدها با نشريه پيام دانشجوي بسيجي به صورت جدي به سراغ گفتمان ولايت پذيري و عدالت خواهي رفت و رفته رفته حمايت هاي دولت هاشمي به ويژه با انتقادات شهردار تهران از بين رفت و نوعي معارضه با اين جريان شكل گرفت كه به دستگيري طبرزدي انجاميد. تيترهاي تند، زدن همه اشخاص و انتظارات بي جا از جايگاه ولايت بعدها تشكلي كه حول كاريزماي طبرزدي شكل گرفته بود را به خروج از نظام كشاند. بعدها از پي آن، جنبش اعتدال و توسعه شكل گرفت.
طرح تهاجم فرهنگي و نوسازي معنوي
فضاي چالش هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي دهه 70 به ويژه بحث تهاجم فرهنگي با انفعال نيروهاي انقلابي، دنياگرايي، فردگرايي و درون گرايي همراه شد. مقام معظم رهبري به صورت جدي بعد از طرح و تاكيد بر تهاجم فرهنگي، نوسازي معنوي را به عنوان پايه تحولات اجتماعي مطرح كردند كه در سامان يابي حركت دانشجويي نقش جدي ايفا كرد.
سامان يابي بسيج دانشجويي
ابتدا اعضاي بسيج كه بيش تر از بچه هاي جنگ بودند، تشكيل شد. بعدها با سياسي شدن مفرط تحكيم و بديل هايش نظير جامعه اسلامي دانشجويان و انجمن هاي اسلامي دانشجويي به مامن بسياري از نيروهاي ارزشي دانشگاه ها حول گسترش معنويت در دانشگاه ها شد. مبارزه با فساد اخلاقي،برگزاري اردوهاي معنوي نظير اردوي جنوب و... در ابتدا از اهم فعاليت هاي بسيج بود. سابقه بسيج و حمايت سپاه خيلي سريع بسيج را در كنار تحكيم به فراگير ترين تشكل دانشجويي تبديل كرد. با شروع انحرافات فكري در تحكيم و جريان چپ يكي از محورهاي فعاليت بسيج به مبارزه با تجديد نظر طلبي تغيير يافت كه در قالب بسته هاي آموزشي بسيج و در راس همه كليد خوردن طرح ولايت از 1374 نمود عيني يافت. بسيج در مقاطع مختلف در مقابله با جريان تجديد نظر طلب و غربزده و شرقزده تقش اساسي ايفا کرد و مهم ترين مامن حضور نيروهاي ارزشي دانشگاه شد.
تحكيم ليبرال
برخوردهاي بسته دولت سازندگي با تشكل ها و علي الخصوص تحكيم، حذف جريان چپ از دولت، مجلس و قوه قضاييه و تصميم آن جريان به خانه نشيني بعد انتخابات مجلس چهارم و برخوردهاي امنيتي، زمينه ساز ركود تحكيم شد. از سويي تحکيم چهارچوبه فكري منسجم وجود نداشت. روابط سياسي كه با تغيير بعضي انقلابيون دهه 60 با مشكل در عدم پذيرش رهبري فردي كه در دهه 60 عضوي از جناح مقابل بود، علوم انساني خواندن جمع زيادي از تحكيمي هاي دهه 60 و بازگشت آن ها به تحكيم به صورت مستقيم يا ايفاي نقش پدربزرگ، تحكيم را به دامن جريان هاي ليبرال و حتي نهضت آزادي برد.
تبديل شدن به تريبون تجديدنظرطلبان آغاز روند استحاله فكري و اخلاقي تحكيم بود. روندي كه همه جريان هاي معارض چه مدافعين انقلاب اسلامي و چه مخالفين جناح چپ را به اتحاد عليه ساختارشكني سياسي و معرفتي فراخواند. گرچه جايگاه تحكيم و پشتوانه هاي آن با انتخابات دوم خرداد 76 و مجلس ششم احيا شد. اما اين روند به ويژه در پيوند با جناح چپ وجريانات روشنفكري درون آن ادامه يافت.
کانون هاي نهاد و جهاد دانشگاهي
با غير سياسي شدن دانشگاه ها بعضي نهادهاي فرهنگي و ارزشي مورد استقبال بخش غيرسياسي تر دانشجويان مسلمان قرار گرفتند که جمع کثيري را در کانون هاي نهاد رهبري و بخش علمي تر را در قالب جهاد دانشگاهي مجتمع کرد که بخشي از نقش آفريني فرهنگي دانشگاه را بر عهده گرفتند.
تشكيل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل
از ابتداي تشكيل تحكيم بعضي از انجمن هاي معدودي كه جريان غالب بر تحكيم قرار نگرفتند، و يا بعدها در منازعات دروني جدا شدند، که با انحراف فكري و اخلاقي و عملي تحكيم روند جدي تري يافته بود در سال 77 با محوريت انجمن هايي نظير شهيد چمران اهواز انجمن اسلامي 69 تربيت معلم و... به تاسيس اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دست زدند كه با استقبال حاكميت نيز روبه رو شد. مخالفت هاي جريان دوم خرداد و واكنش هاي تند تحكيمي ها از موانع پيش روي اتحاديه تازه تاسيس بود. بعدها جريانات اقماري مثل مركز مطالعات استراتژيك جنبش دانشجويي مسلمان، اتحاديه دانشگاهيان جهان اسلام از دل آن جوشيد. اين جريان جزو منتقدين سياسي دوم خردادي ها و تحكيم ادامه حيات داد.
طرح نهضت نرم افزاري و آزاد انديشي
در فضاي انفعالي دهه 70 مقام معظم رهبري در سال 77 و 78 با طرح توليد علم و جنبش نرم افزاري و احياي تمدن اسلامي فضايي را رقم زد، که جنبش دانشجويي و دانشگاه را از فضاي انفعالي نسبت به غرب به سمت فضاي فعال و تهاجمي و زنده کردن بخش هاي ايجابي انديشه اسلامي در مقابله با غرب آماده کرد.
حلقه هاي معدود گفتمان امام
در فضاي دهه 70 جريان هاي معدوددي در دانشگاه و حوزه حول تعداي از اساتيد و در نشريات در مجلاتي مانند سوره، نيستان، صبح، شلمچه، جبهه شکل گرفت که ضمن تزويج بازگشت به ارمان هاي امام و انقلاب، بر وجوه فکري و فرهنگي انقلاب اسلامي تاکيد مي کرد. بازگشت به اسلام ناب، خط امام و عدالت مبارزه با اسلام آمريکايي، تحجر، اشرافيت، التقاط عناصر مهم اين مدل فکري بود. اين جريان که مشخصا از درون بسيج جوشيد با زرگري خواندن جنگ جناح ها به بازشناسي اصول انقلاب و رابطه بي واسطه با ولي فقيه و رويکرد فعال و ايجابي نسبت به دشمن و رويکرد همه جانبه به امر به معروف و نهي از منکر با تاکيد بر اوليت منکراتي نظير اشرافيت و مفاسد اقتصادي داشت. که در دانشگاه هايي نظير امام صادق و بعضي شهرستان ها و حوزه هاي علميه در قالب حلقه هاي مطالعاتي و فرهنگي در حال نضج يافتن بود.
اتحاديه هاي دانشگاه آزاد
دانشگاه آزاد که در سال هاي دهه 70 با اعتراضات مکرر دانشجويي نسبت به ساخت و مدل اداره همراه بود. براي خلاصي از تشکل ها، اقدام به تاسيس تشکل هاي موازي داخلي کرد که اکثرا رويکرد غير سياسي داشتند و بعدها در کانديداتوري هاي رييس دانشگاه آزاد در انتخابات نقش هاي محوري داشتند. بعد از چندي اتحاديه اول دانشگاه آزاد و ابتداي دهه 80 سازمان اسلامي دانشجويان ايران(سادا) اتحاديه دوم و در سال هاي مياني دهه 80 اتحاديه سوم و بعدها چهارم تاسيس گرديدند. و در پرونده هاي دانشگاه آزاد در سال هاي مياني دهه 80 به عنوان حامي جدي مديريت 30 ساله دانشگاه آزاد نقش ايفا کردند. بسياري از اعضاي سابق ان ها اکنون جزو مسئولين واحدهاي مختلف دانشگاه آزاد به حساب مي آيند.
طرح نهضت عدالتخواهي به وسيله رهبري
در تدوام باز کردن فضاي جديد و شکستن فضاي جناحي و انفعالي و سال هاي سياه دهه 70 رهبر معظم انقلاب با صدور فرمان 8 ماده اي به سران سه قوه و نامه به جنبش دانشجويي در 6/8/81 براي پي گيري عدالت فضاي جديدي براي جنبش دانشجويي باز کردند که سراسر دهه 80 در داشنگاه و جامعه متاثر از ان شد. بلافاصله حرکت ها و همايش هاي متعدد دانشجويي صورت پذيرفت. کپر (کميته پيگيري فرمان رهبري) جزو اولين مسائل اين حوزه بود.
اردوهاي جهادي
رويکرد انجام کار عملي براي محرومين که از دل حرکت هاي جهادي دانشگاه امام صادق و فارغ التحصسيلان بعضي مدارس تهران در انتهاي دهه 70 جوشيد خيلي سريع فراگير شد و در ابتداي دهه 80 به عنوان يکي از پرطرفدارترين مدل هاي نقش افريني دانشجويي در اين عرصه به ويزه در دل بسيج، سامان يافت. که در انتهاي دهه 80 با دست به دست هم دادن فعالان اين عرصه جريان سازي جيديد را آغاز کرد و البته با بديل حکومتي خود نيز مواجه گرديد.
تشكيل جنبش عدالتخواه دانشجويي
پيام رهبري به جنبش دانشجويي و سران سه قوه موجب اتحاد جدي حلقه هاي معدود طراح بازگشت به گفتمان امام در دهه 70 شده بود که حول گفتمان اساتيد و متفکران جبهه فرهنگي انقلاب سامان يافته بود و سرعتي دو چندان يافت. تا با جمع شدن تشکل هاي پيش تاز اين عرصه که عمدتا بر اساس عمل مستقل از دل بسيج بيرون آمده بودند در قم در سال 81 و ديدار با مراجع و علماي فعال در عرصه عدالت، جنبش عدالتخواه دانشجويي آغاز به کار کرد. محورهاي گفتمان جنبش در تداوم حلقه هاي دهه 70 عدالتخواهي، استکبارستيزي، اسلام ناب، خط امام، نفي دعواي زرگري جناح ها، ايجاد حبقه توزيع محصولات جبهه فرهنگي انقلاب و غلبه سياست بر فرهنگ بود. بعدها جنبش با کارتن خوابي براي حل معضل کارتن خوابي در سال 83، تحصن مقابل مجلس براي لغو دانشجوي پولي، اعتراض به مذاکره با امريکا در سال هاي 82، 85، 86 و 87،نقد قواي سه گانه در ميزان پايبندي به عدالت، نقد حاکميت برا اساس اصول از ساير تشکل هاي دانشجويي متمايز شد.
انشعاب در تحكيم
در پي منازعات درون دفتر تحکيم وحدت، بر سر خروج از حاکميت و حضور در ان، که از انتخابات دوم رياست جمهوري آغاز شد، و با دعوا بر سر پايبندي به اساسنامه شدت يافت و دخالت بعضي گروه هاي موسوم به اصلاح طلب نيز به آن دامن زد. در اين بين و بعد از کشمکش ها و يارکشي هاي متعدد و تذبذب بعضي انجمن ها مثل انجمن تهران تحکيم مدت ها بدون شوراي جديد ادامه يافت تا با برگزاري نشست دانشگاه شيراز بالاخره اکثريتي از انجمن ها که به حضور در چارچوب نظام معتقد بودند، با حضور در ان شوراي مرکزي را انتخاب کردند. بعد از ان انجمن هاي مخالف با تشکيل نشستي ديگر در دانشگاه علامه شوراي مرکزي ديگري انتخاب کردند، که بعدها گروه ها به دو طيف تحکيم شيراز و علامه معروف شد. طيف شيراز بعدها تداوم حيات داد و طيف علامه با تحريم انتخابات و طرح رفراندوم به سمت خروج از حاکميت سوق پيدا کرد.
نهضت دفاع از استقلال
واقعه مهم ديگر طرح جنبش دفاع از استقلال براي دفاع از حق هسته اي در سال 1382 بود که با حرکت دانشجويي جدي شعار انرژي هسته اي حق مسلم ماست به يک شعار ملي تبديل شد و بخشي از جنبش دانشجويي دهه 80 به صورت جدي حول دفاع از اين حق ملي بسط يافت. اين جريان که از دل بسيج دانشجويي، جنبش عدالتخواه و بعضي تشکل هاي ديگر از تجمع مقابل سعداباد و سفارت انگليس کليد خورد به يکي از گفتمان هاي غالب دوران بعدي جنبش دانشجويي تبديل شد.
تشکيل جنبش داشنجويان جهان اسلام
با آغاز انتفاضه الاقصي و پس از ان حمله امريکا به عراق و طرح تحريم کالاهاي صهيونيستي در دهه 80 گفتمان جهان اسلام در بين تشکل هاي دانشجويي رشد يافت به تاسيس تشکل هاي مختلف فعال در جهان اسلام به صورت مستقل و اقماري تشکل ها انجاميد. به ويژه NGOدانشجويي ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام نقش جدي در اين زمينه ايفا کرد. مرکز مطالعاتي فرهنگي بيداري اسلامي دانشگاه امام صادق، بسيج جهاني اسلام، اتحاديه دانشگاهيان مسلمان، طرح اتحاد دانشجويان جهان اسلام و... از اين موارد بودند که مهم ترين، و پايدارتين آن ها جنبش دانشجويان جهان اسلام بود که ازحمله آمريکا به فلوجه و از دل بسيج دانشجويي جوشيد و نقش جدي در طرح تحريم کالاهاي اسراييلي در کشور ايفا کرد. اين حرکت بعدها با تلفيق چند مجموعه نظير بسيج جهاني اسلام تدوام يافتاما تاکنون توانايي تبديل شدن به جنبش دانشجويي و تشکل مستقل را به دست نياورده است.
انحلال دفتر تحكيم علامه
کشمکش تحکيم و عدم پايبندي به اساسنامه و حرکت هاي ساختارشکنانه، به اضمحلال تحکيم و با اقداماتي نظير ايستدان در کنار اشغالگران در جنگ غزه به غيرقانوني شدن آن انجاميد./انتهای پیام/