عمليات آژاكس و چند سوال بي پاسخ
کد خبر:۸۴۳۰۷
نگاهي به چگونگي وقوع كودتاي 28 مرداد

عمليات آژاكس و چند سوال بي پاسخ

نگاهي به وقايع حدّ فاصل قيام 30 تير تا كودتاي 28مرداد گسل‌هاي موجود در جامعه و عرصه‌ سياست كشور را به‌ خوبي نشان مي‌دهد. در يك نگاه كلي به تاريخ مي‌توان شاهد رگه‌هايي از اشتباهات جبران‌ناپذير مصدق در وقوع اين حادثه بود.

محمد گنجي ـ گروه انديشه؛ قيام سي تير 1331 به رهبري آيت‌الله كاشاني و با همراهي مردم روحانيت‌مدار به پيروزي رسيد و نقطه‌ي عطفي در تاريخ معاصر شد. به‌طوري كه حكومت مركزي و شاه در برابر خواست مردم تسليم شدند و روحانيت معظم شيعه رهبري حركتي را عهده‌دار شد كه منجر به پيروزي مردم بر حكومت شد.

اما يك سال و يك ماه بعد از اين پيروزيِ شيرين، كودتاي آمريكايي ـ انگليسيِ آژاكس، شاه فراري را بر مسند سلطنت بازگرداند و تا 25 سال دوام تاج و تخت او را ضامن شد.

نگاهي به قيام سي‌تير بيانگر اين واقعيت است كه تنها عامل پيروزي مردم، پيروي تمام و كمال مردم و مصدق از روحانيت به‌خصوص آيت‌الله كاشاني و همراهي ايشان با رهبري واحد بود. و نبود اين عامل و كنار گذاشتن روحانيتِ آگاه، شجاع و مبارز از ميدان سياست موجب شكل‌گيري كودتاي ننگين 28مرداد 32 شد.

نگاهي به وقايع حدّ فاصل قيام 30 تير تا كودتاي 28مرداد گسل‌هاي موجود در جامعه و عرصه‌ي سياست كشور را به‌خوبي نشان مي‌دهد. در يك نگاه كلي به تاريخ مي‌توان شاهد رگه‌هايي از اشتباهات جبران‌ناپذير مصدق در وقوع اين حادثه بود و از سويي سازمان سيا و اينتليجنت سرويس كه مترصد فرصتي براي بازگرداندن منافع نفتي و غيرنفتي خود در ايران بودند، دم را غنيمت شمرده و دست به كار طراحي نقشه‌اي شدند.

اشتباهات متعدد مصدق هم در اين ميان روز‌به‌روز دولت ملي را ضعيف‌تر نمود و آمريكا و انگليس(به عنوان صحنه‌گردان اصلي عمليات) توانستند با كم‌ترين هزينه، دولت جدا شده از مردم را سرنگون كنند.

البته اينكه آمريكا صحنه‌گردان اصلي است يا انگليس سخن فراوان است اما حسين فردوست كه از نزديكان به دربار و محمدرضا پهلوي بود در خاطرات خود مي‌گويد كه:‌ «نقش اصلي در كودتا با انگليسي‌ها بود. زيرا سرلشگر زاهدي مأمور انگليس بود، سرلشگر حسن اخوي(طراح کودتا) انگليسي و مغز متفکر گروه ارفع بود، رشيديان‌ها هم كه از صاحب نقش‌هاي اصلي بودند انگليسي بودند. و بالاخره انگليسي‌ها موفق شدند موافقت آمريکا را با سقوط مصدق جلب کنند.»(ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، حسين فردوست، ج1، انتشارات اطلاعات، تهران، 1380)

در هر حال، اشتباهات جبران‌ناپذير مصدق كه باعث بازگشت اين ديكتاتوري سياه به كشور شد را نمي‌توان ناديده گرفت. ضعف‌هاي فاميل بازي، خودرأيي، پشت نمودن به روحانيت، بي‌توجهي به مردم، از دست دادن دوستان و همراهاني چون آيت‌الله كاشاني و موارد ديگري از اين قبيل را مي‌توان به عنوان اشتباهات مصدق برشمرد؛ اشتباهاتي كه اگر در يك رهبر نهضت جمع شود، سقوط آن نهضت خوشبينانه‌ترين سرنوشت قابل پيش‌بيني براي نهضت است.

فاصله‌ي زماني قيام سي‌تير1331 و كودتاي 28مرداد 1332 در حقيقت مقطع شكل‌گيري و تعميق اختلافات مصدق با روحانيت و طبعاً زمان فراهم آمدن مقدمات كودتا بود.

از نظر حضرت امام‌خميني(ره) آنچه سبب تحقق اين كودتا شد تبليغات عليه روحانيت، جدا كردن ملت از روحانيت، منزوي كردن روحانيت و تلاش براي بي‌اثر كردن نفوذ كلام روحانيت بود. در طول اين يك‌سال، به طور گسترده عليه چهره‌ي شاخص روحانيت تبليغ شد و بدين ترتيب زمينه براي پيروزي توطئه‌ي استعمارگران مهيا شد.

ايشان در بخشي از سخنان خود مي‌فرمايند كه آن‌طور جوسازي عليه آيت‌الله كاشاني كردند كه ايشان ديگر از منزلش نمي‌توانست بيرون بيايد.(صحيفه‌ي نور، ج 18، ص 101)

البته از رفتارهاي سهل‌انگارانه‌ي مصدق نيز نبايد به سادگي گذشت، رفتارهاي مشكوكي كه حتي محمدرضا پهلوي هم در خاطراتش به آن اشاره مي‌كند: «واقعاً چنانچه به مصدق خوشبين نبودم و سوابق وي را نمي‌دانستم، هيچ دليلي وجود نداشت كه بتوانم ثابت كنم كه وي مخالف انجام كودتاي 28 مرداد نبوده است.»(مأموريت براي وطنم، محمدرضا پهلوي، ص 48)

چگونگي وقوع كودتا

در راه شکل دادن به طرح کودتا و بازگرداندن محمدرضا پهلوي فرضيات مهمي مورد توجه آمريکا و سازمان سيا بود:

1ـ زاهدي به عنوان تنها گزينه‌ي داراي شجاعت و استواري لازم است كه ارزش حمايت دارد.

2ـ پاي شاه نيز بايد به عمليات كشيده شود.

3ـ شاه با بي‌ميلي وارد گردونه خواهد شد ولي بايد او را مجبور به اين كار كرد.

4ـ اگر جريان عمليات برملا شود قواي نظامي به حمايت از شاه برخواهند خواست نه مصدق.

5ـ در صورت امكان، عمليات عليه مصدق بايد رنگ و لعابي قانوني و يا شبه‌قانوني پيدا كند نه كودتايي غيرقانوني.

6ـ پيش از شروع عمليات افكار عمومي بايد آمادگي و رغبت جهت انجام كودتا را پيدا كند.

7ـ جنبه‌ي نظامي عمليات زماني مي‌تواند موفقيت‌آميز باشد كه پايگاه سيا بتواند برنامه‌ي عمليات را با ايرانياني كه توسط زاهدي براي اجراي كودتا انتخاب مي‌شوند در ميان بگذارد.

8ـ دولت جديدي كه احتمالاً پس از موفقيت عمليات برروي كار مي‌آيد بايد تمهيدات لازم براي مقابله با واكنش منفي و قوي حزب توده را بيانديشد.(سوغات نيكوزيا؛ روايت براندازي مصدق و كودتاي 28 مرداد توسط سازمان سيا؛ دونالد ويلبر؛ مترجم: محمدعلي معتضديان؛ مرکز اسناد؛ 21مرداد 1385)

با اين تمهيدات انديشيده شده، قرار بر اين بود که شب 25 مرداد طرح کودتا اجرا شود و روز 25مرداد کار يکسره شود. نقشه‌ي کودتا با همکاري بريتانيا و آمريکا طرح شد و پس از چندبار تجديدنظر و مشورت با عناصر اصلي به تصويب رسيد. نقشي که براي شاه در نظر گرفته شده بود امضاي فرمان عزل مصدق و نيز امضاي فرمان نصب سرلشکر زاهدي به نخست‌وزيري بود.

اشرف پهلوي که به درخواست مصدق به خارج از کشور رفته بود با مقامات آمريکائي و انگليسي در سوئيس ديداري داشت و سپس با استفاده از نام‌خانوادگي شوهرش به ايران بازگشت و در مدت کوتاهي که فرصت داشت شاه را در جريان طرح کودتا گذاشت و با آشکار شدن حضورش دوباره ناچار به خروج از کشور شد. شاه پس از ترديدهاي اوليه به امضاي فرمان‌ها رضايت داد. بعدها روشن شد که شاه در واقع دو ورقه‌ي سفيد را امضا کرده بود تا کودتاگران آنچه لازم است بر بالاي امضاي او بنويسند.

كودتاي 25مرداد

شب 25 مرداد و رأس ساعت 10 ارتشبد نصيري(آن موقع سرهنگ بود) فرمانده‌ي گارد شاه، فرمان عزل مصدق را به او تحويل مي‌دهد. در طرح دو حالت پيش بيني شده بود:

1ـ مصدق مي‌پذيرد، که در اين‌صورت کودتا منتفي است و زاهدي به مقر نخست‌وزيري مي‌رود.

2ـ مصدق نمي‌پذيرد، که در اين‌صورت طرح کودتا انجام مي‌شود.(ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، حسين فردوست، ج1، انتشارات اطلاعات، تهران، 1380)

فرمان عزل را سرلشکر نصيري که رئيس گارد سلطنتي بود با همراهي تانک و زره‌پوش از سعدآباد به خيابان کاخ آورد تا در منزل دکتر مصدق به او ابلاغ کند. مصدق که با تلفن از حرکت اين گروه باخبر شده بود فرمان را گرفت و رسيد داد و نيروي محافظ مقر او بلافاصله نصيري و نيروي همراه او را بازداشت کردند. شاه که قبلاً به کلاردشت رفته بود با شنيدن خبر به رامسر رفت و از آنجا با هواپيما به بغداد و سپس به رم فرار کرد. بدين ترتيب طرح كودتا در 25 مرداد شكست خورد.

با اين وضعيت حاكم، باز هم مصدق حاضر به اقدام خاصي نشد و حتي پاسخ درستي هم به نامه‌ي 27مرداد آيت‌الله كاشاني نداد. در 27 مرداد1332 آيت‌الله كاشاني در صريح‌ترين هشدار خود،‌ مصدق را از قطعي بودن كودتا باخبر كرد و حتي از فضل‌الله زاهدي به عنوان عامل كودتا ياد كرد. وي به خاطر بيم از به خطر افتادن استقلال مملكت در اوج فاصله گرفتن مصدق از روحانيت در نامه‌ي خود خطاب به وي چنين نوشت: «حضرت نخست‌وزير معظم، جناب ‌آقاي دكتر مصدق دام اقباله. عرض مي‌شود، گرچه امكاناتي براي عرايضم نمانده، ولي صلاح دين و ملت براي اين خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصي است و علي‌رغم غرض‌ورزي‌ها و بوق و كرناي تبليغات شما، خودتان بهتر از هر كس مي‌دانيد كه هم و غم، در نگهداري دولت جنابعالي است، كه خودتان به بقاي آن مايل نيستيد. از تجربيات روي كار آمدن قوام و لجبازي‌هاي اخير، بر من مسلم است كه مي‌‌خواهيد مانند سي‌ام تير كذايي، يك‌بار ديگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه برويد. حرف اينجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجراي رفراندوم نشنيديد و مرا لكه‌ي حيض كرديد. خانه‌ام را سنگباران و ياران و فرزندانم را زنداني فرموديد و مجلس را كه ترس داشتيد شما را ببرد، بستيد و حالا نه مجلسي هست و نه تكيه‌گاهي براي اين ملت گذاشته‌ايد. زاهدي را كه من با زحمت در مجلس تحت‌نظر و كنترل نگاه داشته بودم با لطايف‌الحيل خارج كرديد و حالا همان‌طور كه واضح بوده درصدد به‌اصطلاح كودتاست.

اين نامه‌ي من سندي در تاريخ ملت ايران خواهد بود كه من، شما را با وجود همه‌ي بدي‌هاي خصوصي‌تان نسبت به خودم، از وقوع حتمي يك كودتا به‌وسيله‌ي زاهدي،‌كه مطابق با نقشه‌ي خود شماست، آگاه كردم كه فردا جاي هيچ‌گونه عذر موجهي نباشد. خدا به همه رحم بفرمايد. ايام به كام باد. سيد‌ابوالقاسم كاشاني.»

اما مصدق در پاسخ به اين نامه، تنها به يك جمله‌ي «اينجانب مستظهر به پشتيباني ملت هستم» اكتفا كرد. درنتيجه كودتاي آرام عليه وي و روحانيت و مردم آغاز شد.

كودتاي 28مرداد

طرح کودتاي 28 مرداد در 11 بند تصويب شد و از صبح 28 مرداد به اجرا در آمد. از جمله اينکه در نقاط مختلف شهر دسته‌هاي مردم و ورزشکاران باشگاه تاج و... در مسير خيابان شاه ـ نادري(به طرف خانه‌ي مصدق) طوري حرکت کنند که همزمان در محل حاضر باشند. شعار جمعيت سلطنت‌خواهي محمدرضا باشد. سپس افراد گارد جاويدان که در شب 25 مرداد موفق به انجام کودتا نشده بودند، به جمعيت پيوسته و مسلح شوند. جمعيت خانه‌ي مصدق را محاصره کرده و او را دستگير کنند. واحد نظامي کوچکي راديو را تصرف کنند و دستگيري مصدق از راديو اعلام شود. زاهدي با يک گروهان تانک به دفتر نخست‌وزيري رفته و استقرار خود را اعلام کند. سپس از محمدرضا تقاضا شود که به ميهن مراجعت کند و با تشريفات خاص به کاخ برود.(ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، حسين فردوست، ج1، انتشارات اطلاعات، تهران، 1380)

هرچند اين طرح اجرا شد و خانه‌ي مصدق با يک تانک مورد حمله قرار گرفت اما او توانست از طريق بام خانه‌ها فرار کند. با پيروزي كودتا، شعله‌هاي مقاومت البته يكباره خاموش نشد اما هيچ‌ يك از اقدامات مردم و نخبگان دلسوز سودي نداشت.

چند سؤال بي‌پاسخ

در جريان غائله‌ي 30 تير حكومت پهلوي در اوج قدرت خود قرار داشت و ارتش در اختيار سفاكي به نام قوام بود كه هر صدايي را با گلوله خفه مي‌نمود، ولي تمام اين‌ها كه البته پشتوانه‌ي استعمار را نيز داشتند، در برابر خواست ملت و پشتوانه‌‌هاي نهضت ملي به زانو درآمدند.

يك سال گذشت و در 28 مرداد شاه در نهايت ضعف خود به سر مي‌برد و به مخفي‌گاه خود فرار كرده بود. ارتش و قواي انتظامي در اختيار حكومت دكتر مصدق بود و دكتر مصدق به عنوان نخست وزير بر سركار بود؛ ‌چه شد كه سپهبد زاهدي كه سر او به جايزه گذاشته شده بود و مرتباً از ترس جان به صورت مخفي زندگي مي‌كرد، با چند ارابه تانك و آن‌طور كه مي‌گويند به كمك عده‌‌اي از اراذل و اوباش و روسپي، توانست حكومت ملي را با آن همه اختيارات و امكانات نظامي و غيرنظامي سرنگون سازد؟!  /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار