بازگشتن خورشيد براى حضرت علي(ع)
کد خبر:۸۴۳۸۶

بازگشتن خورشيد براى حضرت علي(ع)

... اميرالمؤمنين عليه السّلام برگشتن خورشيد را از خداوند درخواست كرد و خورشيد بازگشت و در آنجائى از آسمان قرار گرفت كه وقت نماز عصر بود.

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، از معجزات آشكارى كه خداوند بدست تواناى اميرالمؤمنين عليه السّلام ظاهر ساخت چيزى است كه روايات بيشمارى در باره آن رسيده و دانشمندان تاريخ نويس و ناقلين آثار گذشتگان آن را روايت كرده و شعراء در باره آن اشعار سروده‏اند، و آن داستان برگشتن خورشيد در دو بار براى آن حضرت عليه السّلام است كه يك بار در زمان زنده بودن رسول خدا (ص) و ديگر پس از وفات آن بزرگوار بود.

و اما حديث جريان برگشتن آن در زمان زندگى رسول خدا (ص) آن حديثى است كه اسماء بنت عميس و ام سلمة همسر رسول خدا (ص)، و جابر بن عبد اللَّه انصارى، و ابو سعيد خدرى، و گروهى از اصحاب (رسول خدا (ص) روايت كرده‏اند) كه پيغمبر (ص) روزى در خانه خود بود و على عليه السّلام نيز در خدمت او بود، در اين هنگام جبرئيل از جانب خداى سبحان بنزد او آمده با او برازگوئى پرداخت، و چون (هنگام رسيدن) وحى آن حضرت را سنگينى عارض ميشد و بناچار بجائى تكيه ميكرد، در اينجا هم چون (وحى) رسيد زانوى امير المؤمنين را بالش كرد (و سر خويش را بر آن نهاد) و سر بر نداشت تا خورشيد غروب كرد، و امير المؤمنين عليه السّلام (چون نميتوانست سر رسول خدا (ص) را بر زمين نهد) نماز عصر را بهمان حال نشسته خواند و بناچار ركوع و سجده آن را باشاره برگزار كرد، و چون رسول خدا بحال عادى برگشت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: آيا نماز عصر از تو فوت شد؟ عرضكرد: اى رسول خدا بخاطر شما و آن حالتى‏ كه براى شنيدن وحى بشما دست داده بود نمى‏توانستم (سر شما را بر زمين نهاده و) ايستاده نماز بخوانم!

به او فرمود: خدا را بخوان تا خورشيد را برايت باز گرداند و تو نمازت را چنانچه از تو فوت شده ايستاده بخوانى زيرا (اگر در اين باره خدا را بخوانى) خداوند دعايت را مستجاب كند چون تو در حال اطاعت خدا و رسول او بوده‏اى، پس امير المؤمنين عليه السّلام برگشتن خورشيد را از خداوند درخواست كرد و خورشيد بازگشت و در آنجائى از آسمان قرار گرفت كه وقت نماز عصر بود، پس امير المؤمنين عليه السّلام نماز عصر را دو وقت خواند سپس خورشيد غروب كرد، اسماء گويد: بخدا سوگند هنگام غروب كردن صدائى از آن شنيديم مانند صداى اره (هنگام كشيدن) در ميان چوب.

و اما برگشتن خورشيد براى آن حضرت پس از وفات پيغمبر (ص) چنان بود كه چون در شهر بابل (كه نزديك كوفه است) آن حضرت عليه السّلام خواست از شط فرات بگذرد بسيارى از همراهان او سرگرم گذراندن چهارپايان و اثاثيه خود از آب گشتند، و خود آن جناب با گروهى نماز عصر را خواند، و هنوز همه ياران و همراهانش از آب نگذشته بودند كه خورشيد غروب كرد و بسيارى نمازشان قضا شد و فضيلت نماز جماعت با آن حضرت نيز عموما از دستشان رفت، پس با آن حضرت در اين باره سخن گفتند، چون سخن ايشان را شنيد از خداى تعالى درخواست نمود كه خورشيد را برگرداند تا همه همراهانش نماز عصر را به جماعت با آن حضرت در وقت بخوانند، و خداى تعالى دعاى او را مستجاب فرمود و خورشيد در افق بازگشت تا همان جا كه وقت نماز عصر بود، و چون سلام نماز را دادند غروب كرد، و هنگام غروب كردنش صداى شديدى از آن برخاست كه موجب هول و ترس مردم شد و ذكر «سبحان اللَّه» و «لا اله الا اللَّه» و «استغفر اللَّه» را بسيار بر زبان جارى كردند و براى اين نعمتى كه بر ايشان آشكار شد «الحمد للَّه» گفته خداى را سپاسگزارى كردند و اين خبر در ميان شهرها پيچيد، و زبانزد مردم گشت، و در همين باره سيد حميرى رحمه اللَّه ميگويد:

1- هنگامى كه نماز از او قضا شد خورشيد كه نزديك بود غروب كند براى او برگشت.

2- تا اينكه در جاى وقت نماز عصر آمد و نورش ميدرخشيد، و پس از نماز مانند ستاره كه در افتد، فرو رفت.

3- و يك بار ديگر نيز در بابل خورشيد برايش برگشت، و براى هيچ كس از آنان كه براى درستى گفتار خود دليل و برهان آوردند (يعنى آنان كه معجزه دارند) خورشيد برنگشت.

4- جز براى يوشع و پس از او براى على، و اين برگشتن خورشيد از امر شگفت انگيزى پرده بردارد.

ارشاد القلوب.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار