چرا خداوند انبياء (عليهم السلام) را امتحان مي كرد؟
کد خبر:۸۴۴۰۹

چرا خداوند انبياء (عليهم السلام) را امتحان مي كرد؟

اگر خداى عليم، انبياء را در همه حال غالب و قاهر مي گردانيد و آنان را مبتلى و مورد آزمايش قرار نمي داد مردم ايشان را خدا قرار مي دادند و از خدا اعراض ميكردند و از طرفى هم فضيلت و ارزش صبر بر بلاء و محنت و امتحانات آنان شناخته نمي شد.

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، در كتاب اكمال الدين و احتجاج و علل الشرائع از محمّد بن ابراهيم نقل ميكند كه گفت: من نزد حسين بن روح (نايب امام زمان) بودم كه شخصى برخاست و گفت: من در نظر دارم از تو سؤال بكنم. فرمود: هر چه در نظر دارى جويا شو! گفت: براى من بگو: آيا امام حسين عليه السّلام ولى خدا بود يا نه؟

فرمود: چرا. گفت: آيا قاتل امام حسين دشمن خدا بود يا نه؟ فرمود: چرا گفت: آيا جايز است كه خدا دشمن خود را بر دوست خويشتن مسلط نمايد؟

حسين بن روح در جوابش فرمود: اين جوابى را كه بتو ميگويم درك كن:

بدان كه خداى عز و جل علنا با مردم سخن نميگويد. بلكه پيامبرانى را از جنس و صنف بشر نظير خودشان براى آنان فرستاد. اگر خدا پيغمبرانى را براى بشر ميفرستاد كه از همجنس و همشكل آنان نمى‏بودند مردم از ايشان متنفر مي شدند و سخن آنان را قبول نمي كردند. اما هنگامى كه پيامبرانى از جنس بشر براى ايشان آمدند و غذا خوردند و در بازارها راه رفتند به پيغمبران خود گفتند: شما هم مثل خود ما هستيد، ما سخن شما را نمى‏پذيريم تا معجزه‏اى بكنيد كه ما نتوانيم كرد. در اين صورت ما ميدانيم كه شما در آوردن معجزه اختصاص داريد و ما نداريم.

لذا خداى توانا معجزاتى به انبياء عليهم السّلام عطا كرد كه مردم از آوردن آنها عاجز شدند. بعضى از انبياء بعد از اينكه مردم را از عذاب خدا بيم دادند طوفان را از باب معجزه آوردند و كليه افرادى كه طغيان كردند و متمرد بودند غرق شدند.

بعضى از پيغمبران را در آتش انداختند و آتش بر آنان از باب معجزه سرد و سلامت شد. بعضى از پيامبران از سنگ سفت ناقه درآورد و شير در پستان آن جارى نمود.

بعضى از انبياء دريا از برايش شكافته شد و از ميان سنگ چشمه آب برايش جارى گرديد و عصاى او كه از چوب خشك بود مبدل به اژدها گرديد و سحر و جادوى ساحران را باطل نمود.

بعضى از پيامبران شخص كور و مرض پيسى را شفا ميداد و اموات را به اجازه خدا زنده مى‏كرد. و آنان را از آنچه مى‏خوردند و در خانه‏هاى خود ذخيره ميكردند خبر ميداد.

بعضى از پيغمبران شق القمر مي كردند و حيوانات از قبيل شتر و گرگ و غيره با او سخن مي گفتند.

هنگامى كه انبياء از اين قبيل معجزات آوردند و امت‏هاى ايشان از اظهار اين گونه معجزات عاجز شدند خدا به جهت آن تقديرات و لطف و حكمتى كه نسبت به بندگان خود داشت پيامبران را با اين معجزاتى كه داشتند گاهى غالب و گاهى مغلوب گاهى مسلط و قاهر و گاهى مقهور قرار ميداد.

اگر خداى عليم انبياء را در همه حال غالب و قاهر ميگردانيد و آنان را مبتلى و مورد آزمايش قرار نميداد مردم ايشان را خدا قرار ميدادند و از خدا اعراض ميكردند و از طرفى هم فضيلت و ارزش صبر بر بلاء و محنت و امتحانات آنان شناخته نميشد.

لذا خداى سبحان حال پيغمبران را از اين لحاظ نظير حال غير آنان قرار داد تا در موقع محنت و بلاء صبور و در هنگام عافيت و غلبه بر دشمنان سپاسگزار و در جميع احوال فروتن باشند، متكبر و متجبر نباشند، و از جهتى هم مردم بدانند كه پيامبران خدائى دارند كه او خالق و مدبر آنان مي باشد. سپس بدين جهت مردم خداى را پرستش كنند و از پيغمبران او اطاعت نمايند و بدين وسيله بر آن افرادى كه سركشى مي كنند و مدعى خدائى پيامبران ميشوند با اينكه نسبت بدستور انبياء عناد و مخالفت و نافرمانى و انكار كنند. تمام حجت شود.

و از جهتى هم هلاك شود آن كسى كه از دليل و برهان هلاك شده و زنده شود آن شخصى كه از دليل و برهان زنده گرديده است. محمّد بن ابراهيم ميگويد: من فرداى آن روز نزد حسين بن روح برگشتم و با خود ميگفتم: آن جواب‏هائى كه حسين بن روح ديروز بمن داد از پيش خود بود!! وقتى نزد او رفتم وى پيشدستى كرد و بمن گفت:

اى محمّد بن ابراهيم! اگر من از آسمان فرود آيم و پرنده‏اى مرا بربايد يا باد مرا در مكان بسيار دورى پرتاب نمايد (ضرب المثلى است) برايم بهتر است از اينكه مطلبى را از دين خدا به رأى و از پيش خود بگويم.

بلكه جواب‏هائى كه بتو دادم از اصل يعنى حضرت حجت عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف شنيده شده است.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار