با كمك به ديگران خود را از نگراني نجات دهيد
کد خبر:۸۴۵۴۴

با كمك به ديگران خود را از نگراني نجات دهيد

اگر مي خواهيد نگراني را از خود دور ساخته و سعادت و خوشبختي را پيدا كنيد اين دستور را به كار بريد: «با نشان دادن همدردي و علاقه مندي به ديگران خود را فراموش كن!، و هرچه زودتر كار خوبي كه تبسمي بر لبان كسي ظاهر سازد انجام ده!».

گروه معارف «شبکه خبر دانشجو»، پيامبران اسلام (ص) فرمود: بر هر مسلماني لازم است كه همه روز كمك به ديگران كند. كسي عرض كرد: چگونه همگان چنين قدرتي را دارند؟حضرت در جواب فرمود: كمك، تنها كمك مالي نيست، سنگي را كه از وسط راه برداري كمك محسوب مي شود، عيادت مريض، امر به معروف و نهي از منكر، حتي سلام و اظهار محبت، كمك مي باشد. «سفينة البحار ماده صدق»

از سرگذشت اشخاصي كه با كمك به ديگران خود را فراموش كرده و از چنگ نگراني نجات يافته اند مي شود كتابي را پر كرد. براي نمونه به جريان ذيل توجه كنيد:

من يك جايزه دويست دلاري براي كسي معين كردم كه بهترين داستان حقيقي در مورد «فائق آمدن بر نگراني» را بنويسد و افرادي را براي قضاوت تعيين نمودم. از جمله داستان هاي رسيده دو داستان بود كه ترجيح آنها بر يكديگر براي داوران مشكل بود و جايزه را بينشان تقسيم كردند. يكي از آن دو توسط «رـ بورتون» نوشته شده بود كه در ذيل مي خوانيد:

«مادرم نوزده سال پيش به اتفاق دو خواهرم خانه را ترك گفت و تا هفت سال بعد خبري از او نداشتم، پدرم سه سال بعد طي حادثه اي كشته شد. علت اين بود كه شريك پدرم سرمايه را فروخته بود و از نبود پدرم سوء استفاده نموده فرار كرد. داستان را به پدرم تلگراف نمودند و او با عجله مراجعت كرد و همين عجله موجب شد كه ضمن حادثه اتومبيل، كشته شود. هيچ كس به من و برادر كوچكم رغبت نشان نمي داد، در آن شهر بي كس و بي پناه مانديم ما جزو اطفال بي سرپرست شديم. من مدت كوتاهي با يك خانواده فقير بودم و پس از آنكه رئيس خانواده شغلش را از دست داد نتوانست مخارج مرا عهده دار شود. پس از آن تحت تكفل آقا و خانم «لاعتين» در آمدم كه مزرعه اي در خارج شهر داشتند. از عمر آقاي «لافتين» 70 سال مي گذشت و در بستر افتاده بود. او به من گفت: مادامي كه دروغ نگويم، دزدي نكنم و دستوراتش را اجراء كنم مي توانم در خانه اش بمانم.

اين سه دستور را همچون دستورات كتاب مقدس نصب العين خود ساخته از آن پيروي مي كردم. پس از چندي به مدرسه رفتم و گريان برگشتم، بچه ها مرا اذيت مي كردند، بچه يتيم مي خواندند بيني بزرگم را وسيله مسخره قرار داده بودند. مي خواستم با آنها نزاع كنم ولي آقاي «لافتين» گفته بود: كسي كه از دعوا و نزاع دوري مي جويد به مراتب بزرگتر از كسي است كه از آن استقبال مي كند. بچه ها به انواع و اقسام مرا مي آزردند، از اين جهت روزي در منزل گريه ام بلند شد. بانو «لافتين» نصيحتي به من نمود كه تمام ناراحتي و نگراني هايم را از بين برد و دشمنانم را به دوستان صميمي تبديل ساخت.

او به من گفت: «اگر خود را به آنها علاقه مند نشان دهي و دريابي چه كاري را مي تواني براي آنان انجام دهي ديگر تو را به گريه نخواهند انداخت و بچه يتيم خطاب نخواهند كرد» من به درس خواندن پرداختم، شاگرد اول كلاس شدم ولي چون به همه شاگردان كمك مي كردم و تكليفشان را برايشان مي نوشتم از اين جهت به من حسد نمي ورزيدند.

در همسايگي ما دو زارع پير و فرتوت و زني وجود داشت كه شوهرش او را رها ساخته، رفته بود. من مرد اين چهار خانه بودم. دو سال به اينها خدمت كردم، هيزم برايشان مي شكستم، گاوشان را مي دوشيدم وحيواناتشان را آب و خوراك مي دادم. من ديگر به جاي لعن و نفرين همواره دعاي خير مي شنيدم، همه كس مرا دوست خود مي خواندند. در بازگشت من از خدمت سربازي، عده اي بيش از 80 ميل راه به استقبال من آمده بودند. ابراز علاقه ها بي آلايش بود و از آنجا كه سرگرم و مشغول مساعدت و خدمت به ديگران بوده و هستم چندان نگراني ندارم.»

دكتر «آدلر» از معروف ترين دكترهاي روانشناسي به بيماران خيالاتي مي گفت: «بكوشيد فكر كنيد كه هر روز چطور مي توانيد شخصي را خوشحال سازيد اگر اين دستور را به كار بنديد چهارده روزه كاملا بهبودي خواهيد يافت».

«آدلر» عقيده دارد بيماران خيالاتي هميشه به دنباله بهانه اي براي اوقات تلخي مي گردند، اگر هر روز يك كار خوب براي ديگران انجام دهند بزودي شفا خواهند يافت.

ممكن است از من بپرسيد اين كار خوب چه كاري است؟ محمد پيامبر اسلام (ص) مي گويد:

«كار خوب آن است كه تبسمي از سرور بر چهره ديگري ظاهر سازد»  (تبسم الرجل في وجه اخيه حسنة).[1] 

در جاي ديگر پيامبر اسلام (ص) فرموده است: كسي كه يك نفر مؤمن را مسرور سازد مرا مسرور ساخته و كسي كه مرا خوشحال سازد خدا را خرسند نموده است»[2]

اسلام در اين مورد دستورات جالب و ارزنده اي دارد، در كتاب هاي احاديث اسلامي باب مخصوصي به نام «باب ادخال السرور» (خوشحال ساختن مردم) و يا «باب گره گشايي» گشوده شده و در آن احاديث متعددي آمده است.

ولي يادآوري اين نكته لازم است كه محمد پيامبر اسلام (ص) دايره كار نيك را آن چنان توسعه داده كه همه كس قدرت انجام آن را دارد. در حديثي مي خوانيم كه پيامبر (ص) فرمود: «هر مسلماني بايد روزانه يك كار نيك انجام دهد» گفته شد: «چه كسي اين قدرت را دارد؟» پيامبر (ص) فرمود: «برطرف كردن چيزي از راه كه موجب آزار مردم مي شود يك كار نيك است، نشان دادن راه و آدرسي، عيادت بيمار، راهنمايي به كار نيك، جلوگيري از كار خلاف و پاسخ سلام دادن هر كدام خود يك كار نيك است»[3]

چرا يك كار خوب هر روز اين اثر حيرت آور را مي گذارد؟ اين به آن خاطر است كه وقتي به فكر ديگران بوديم از خيالات بي جا درباره خود كه موجب نگراني و ماليخوليا است باز مي مانيم .

از ميان داستان هاي واقعي كه در دنيا اتفاق افتاده كه افرادي با نيكي ناراحتي خود را فراموش كرده اند، جريان بانو «پاتز» است كه خود داستان نويس بود. او مي گويد: يكسال تمام به بيماري قلب مبتلا بودم و از 24 ساعت، 23 ساعت آن بايد در بستر باشم. در آن موقع حداكثر فاصله اي كه مي توانستم با تكيه به كلفت منزل راه بروم از اتاق خواب تا باغ منزل بود. انتظار داشتم باقي عمر را با عليلي بسر برم، اگر ژاپني ها به ناوگان آمريكا حمله نمي كردند من هرگز زندگي را دوباره آغاز نمي كردم.  در موقع حمله ژاپني ها هرج و مرج عجيبي حكمفرما شد، يك بمب در نزديكي منزل ما منفجر شد كه مرا از تخت به زير انداخت. مأمورين صليب سرخ مشغول جمع آوري زنان و كودكان افسران شدند و يکي از آنها از من خواهش کرد من مرکز تلفن آنها باشم و هر زني كه از شوهرش خبر ندارد به من تلفن كند و هر افسري كه مي خواهد از زن و بچه اش خبر بگيرد از من بپرسد. خود به زودي فهميدم كه شوهرم سالم است و كوشيدم زناني را كه از شوهرشان اطلاع نداشتند آگاه سازم، و آنها را كه شوهرشان كشته شده بود تسلي دهم. همان طور كه روي تخت بودم تلفن ها را جواب مي دادم، بعد برخاستم و نشستم، سپس ضعف خود را فراموش كرده از تخت به زير آمدم. من در راه كساني كه بدبخت تر از من بودند خود را فراموش كردم. از آن به بعد ديگر جز براي هشت ساعت استراحت روي تخت نرفتم. اكنون خوب مي فهمم كه اگر ژاپني ها حمله نمي كردند من همان زندگاني خسته كننده را محتملا ادامه مي دادم، زيرا پس از استراحت روي رختخواب نرم و راحت، ديگر دلم نمي خواست آن را ترك كنم و بدون اينكه متوجه باشم اراده ام را در اينكه خود را شفا دهم از دست داده بودم.

اين واقعه از وقايع ناگوار تاريخ آمريكا است ولي براي من مهم ترين واقعه حياتم به شمارمي رود. اين بحران به من نيرو و قدرتي داد كه هرگز فراموش نمي كنم. من توجه خود را به امور ديگران معطوف داشتم و فرصت اينكه به خود بيانديشم را نداشتم و به نتيجه اي رسيدم كه در زندگي من بيش از هر چيز حائز اهميت است.»

يك سوم كساني كه به پزشكان رواني مراجعه مي كنند اگر مانند اين بانو هم خود را صرف رسيدگي به ديگران كنند، شفا خواهند يافت. اين نظريه من نيست بلكه گفته پزشك روانشناسي است كه يك نفر صلاحيت اظهار عقيده در اين باره داشته باشد. اين تنها كاري است كه همة ما مي توانيم انجام دهيم. آئين مقدس اسلام پيروان خود را به انجام اعمال نيك فرمان داده و براي چنين كساني پاداش بزرگي قائل شده است. در جايي مي خوانيم كه از پيامبر اسلام (ص) پرسيده شد: محبوبترين فرد از نظر خداوند كيست؟ در پاسخ فرمود: «انفع الناس للناس» كسي كه منافعش بيشتر به مردم مي رسد و در مورد رسيدگي به ايتام مي فرمايد: «من و سرپرست يتيم همانند اين دو انگشت در بهشت همسايه ايم در صورتي كه پرهيزكار باشد»

روشن است كسي كه با توجه به برنامه هاي مذهبي به انجام اعمال نيك بپردازد آرامش بيشتري نيز پيدا خواهد كرد.

ممكن است افرادي بگويند: «تمام اين حرفهايي كه در مورد ابراز علاقه كردن به ديگران گفته مي شود مهمل و باطل است، صرفاً از همان حرف هاي فريبندة مذهبي است و به درد ما نمي خورد، ما مي خواهيم كيسه را پر پول كنيم، مي خواهيم هر چه به دستمان رسيد بربائيم، ديگران هرچه مي خواهند بشوند.

خوب عقيدة شما اين است، ولي اگر فكر شما صحيح باشد معني آن اين است كه تمام فلاسفه و مربيان بشر و پيامبران الهي، يعني محمد، عيسي، كنفوسيوس، افلاطون، بودا، ارسطو و سقراط همه اشتباه كرده باشند. ممكن است شما به تعليمات پيشوايان مذهبي با نظر تمسخر بنگريد، بنابراين خوب است به گفته دو نفر از ملحدان و كساني كه به خدا قائل نيستند گوش فرا دهيد:

يكي از آنها پرفسور «- ا – هوسمن» استاد سابق دانشگاه كلمبيا است كه طي نطقي در سال 1936 تحت عنوان «نام و ماهيت شعر» اظهار داشت: «بزرگترين حقيقتي كه تا كنون ابراز شده و عميق ترين اكتشافات اخلاقي، اين چند كلمه است كه عيسي (ع) گفته است: «كسي كه در فكر زندگي خودش بود آن را گم مي كند، و كسي كه به خاطر ديگران زندگي را فراموش كرد آن را يافته است»

اين كلمات را تاكنون مكرر از زبان واعظان مذهبي شنيده ايد، با وجود اين «- ا – هوسمن» كه يك آدم ملحد و بدبين و بارها درصدد خودكشي بوده اقرار مي كند: كسي كه بيشتر در فكر زندگي خويش است از آن بهره اي نخواهد برد و آدم تيره روزي است، ولي كسي كه زندگي خود را در راه خدمت به خلق گذاشت مسرت باطنيش تأمين شده و زندگي حقيقي را خواهد يافت.

اگر حرف اين يكي در شما اثر نكرده بگذاريد حرف نفر دوم را نيز برايتان نقل كنم. اين شخص «تئودور دريز» معروف ترين ملحد قرن بيستم است كه تمام مذاهب را مسخره مي كرد و آنها را افسانه هاي جن و پري مي خواند و زندگي را پوچ و بي معني مي شمرد، ولي از يك اصل كه پيامبران مي آموختند طرفداري مي كرد و آن خدمت به خلق بود و مي گفت:

«اگر كسي بخواهد از زندگيش بهره مند شود بايد درصدد طرح و نقشه اصلاح امور نه تنها براي خودش بلكه براي ديگران باشد، زيرا سعادت و خوشبختي انسان منوط به سعادت ديگران است و بالعكس» اگر بخواهيم اين گفته را به كار بنديم بايد هرچه زودتر دست به كار شويم زيرا عمر گذرا است و ما فقط يك بار از اين راه مي رويم، پس چه بهتر كه از هم اكنون شروع كنيم.

اگر مي خواهيد نگراني را از خود دور ساخته و سعادت و خوشبختي را پيدا كنيد اين دستور را به كار بريد:

«با نشان دادن همدردي و علاقمندي به ديگران خود را فراموش كن!، و هرچه زودتر كار خوبي كه تبسمي بر لبان كسي ظاهر سازد انجام ده!»

[1] . سفينةـ سرر

[2] . قال ص: «من سر مؤمناً فقد سرني ومن سرني فقد سر الله» سفينة البحار «سرر»

[3] . سفينة البحار «صدق».

برگرفته شده از كتاب غلبه بر نااميديها و نگرانيها.

/انتهاي پيام/ 

پربازدیدترین آخرین اخبار