ظلمي که مي کنيم؛ کاريکاتوري که مي کشيم!!!
کد خبر:۸۴۵۹۸
وبلاگ «تأملات و تحملات»؛

ظلمي که مي کنيم؛ کاريکاتوري که مي کشيم!!!

ظلمي که ما به امام مي کنيم همين بزرگ نمايي انديشه و عمل سياسي ايشان بدون توجه به ابعاد فقهي، فلسفي و عرفاني ايشان است.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو»، در آخرين به روز رساني وبلاگ تأملات و تحملات آمده است:

در واقع کاريکاتور چيزي نيست إلّا مجموعه اي از کوچک نمايي ها و بزرگ نمايي ها. به همين سادگي!

يکي از خصوصيات انسانهاي بزرگ در اين است که غالباً انسانهايي چند وجهي و ذو ابعاد هستند. اما اتفاقي که پس از ايشان مي افتد اين است که هر يک از آشنايان و نزديکان ايشان به اندازه آشنايي خود، سلايق شخصي و يا منافع احتمالي اش سعي در بزرگ کردن يکي از ابعاد اين شخصيت را دارد.

مثلا پزشکان مي خواهند بوعلي را از آن خود کنند و براي همين مطلب به کتاب قانون او استناد مي کنند. فلاسفه مي خواهند او را از خود کنند و در اين ميان نيز با يکديگر سر جدال دارند. عده اي او را ارسطويي مي خوانند و عده اي با استناد به نمط هاي آخر اشارات، داستان سلامان و ابسال و منطق المشرقيين مي خواهند او را پير و مرشد فلاسفه اشراقي معرفي کنند. در حاليکه بوعلي هيچ کدام اينها نيست و تمام اينهاست.

اين قصه را امروز بايد با چشمي پر اشک براي شخصيت امام نيز گفت.قصه اي که عده اي عامدانه به آن دامن مي زنند و عده اي جاهلانه راه را آنگونه مي روند که خوشايند ديگران است.

امام يا بهتر بگويم اين بزرگمرد تاريخ معاصر ايران ، سياستمداري گنجانده شده در چند جلد صحيفه اگرچه از جنس نور نيست. او فقيه است، فيلسوف است، عارف است. کسي است که در بيست و هفت سالگي شرح دعاي سحر را نوشته. او کسي است که در اين کتاب خط به خط با ابن عربي، صدرالدين قونوي، فيض و عبدالرزاق کاشاني، ميرزا جواد ملکي تبريزي و ... در مي آويزد. مهم نيست که آيا از اين جدال سربلند بيرون مي آيد يا نه، مهم اين است که به بازي بزرگمرداني اينچنين راه يافته است.

آري، ظلمي که ما به امام مي کنيم همين بزرگ نمايي انديشه و عمل سياسي ايشان بدون توجه به ابعاد  فقهي، فلسفي و عرفاني ايشان است. باز هم مي گويم امام پيش از آنکه امام صحيفه باشد ، امام شرح دعاي سحر و امام شرح چهل حديث است.امام به اينچنين پشتوانه اي است که براي ما شخصيتي الهي مي شود و از جغرافياي يک رهبر معمولي چون گاندي و يا ماندلا خارج مي شود.

نگذاريم آنگونه که برخي مي خواهند امام را سياستمداري جا بزنند که به اصول اين علم هم آشنا نبوده. نگذاريم امام را مرد عرصه قدرت معرفي کنند. مردِ استراتژيک جدال چپ و راست. مردي که با گريه فلان آقا و خنده بهمان آقا نظرش عوض مي شده. اينگونه است که هر کس و ناکسي گمان مي کند که روح الله کسي است و من هم کسي؟!! نه ، روح الله مرد جنگي است و مرد جنگي به از صدهزار. کسي مي تواند با او در آويزد که به بازي بزرگان راه يافته باشد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار