نژاد انگليسى در استراليا
گروه انديشه ـ بعداز جنگ جهانى دوم، انگليسىها توانستند به روشهاى مختلف خود را با مسائل و پيامدهاى جنگ وفق دهند. از جمله براى فراموش كردن زخمهاى جنگ به سينما روآوردند. امروز بعضى از انگليسىها كه سنى از آنان گذشته است، تبليغات قبل از شروع فيلمها را در آن سالها به ياد دارند. از جمله به ياد دارند كه سينماها قبل از نمايش فيلمهاى اصلى چهرههاى رنگ پريده، لاغر و مريضگونهي دختران و پسران كم سن و سال را نشان مىدادند.
كودكان و نوجوانانى كه در انتظار سوار شدن بر كشتىهاى مسافربرى قديمى بودند و سعى مىكردند تا با لبخندى زوركى و تكان دادن پرچمهاى انگليس، چهرهي شادى از خودشان و تصويرى دلنشين از سفرى كه در پيش داشتند، نشان دهند. اين جوانان يتيمهاى انگلستان بودند كه به مقصد كشورهاى مستعمرهي بريتانيا و بهويژه استراليا در شرف سفر بودند.
ملوانان كشتى، بچههاى كوچكتر را روى شانههاى خود حمل مىكردند. حتى براى شاد جلوهدادن محيط از يك گروه نوازنده نيز دعوت مىشد. به يتيمان لباس زيادى متعلق به مدارس محلههاى اشرافى پوشانده مىشد . يكى از همين افراد، امروز 70 سال دارد و هنوز نحوهي سوار شدن بر كشتى را بهياد مىآورد. او بهياد دارد به محض آنكه كشتى لنگر كشيد و به سوى مقصد به حركت درآمد، با خشونت، كفشهاى نو و كلاه اشرافى و پالتو او و ديگران را پس گرفتند. با اين همه، او و سايرين شايد، اين سفر را هنوز براى خود بخت بزرگى بهحساب مىآوردند، زيرا به آنان گفته بودند كه به مجرد ورودشان به استراليا مورد استقبال خانوادههاى اين كشور قرار خواهند گرفت و بهعنوان يكى از اعضاى آن خانوادهها پذيرفته خواهند شد. بعضى از يتيمان ثمرهي روابط نامشروع زنان انگليسى با سربازان آمريكايى مستقر در بريتانيا و يا نتيجهي روابط نامشروع آنان با اسراى آلمانى كه در آنجا نگهدارى مىشدند، بودند.
در مجموع 130هزار يتيم در اين دوره براى افزايش جمعيت مستعمرات انگليس به كانادا، استراليا و زلاندنو، اعزام شدند. چنين سياستى، جزئى از برنامهي دولت بريتانيا در جهت افزايش جمعيت انگليسى نژاد در مقابل جمعيت بومى سرزمينهاى تحت سلطه بريتانيا محسوب مىشد. خانم پامل 60 ساله كه در آدلايد استراليا زندگى مىكند، مىگويد: از پنجاه سال پيش تا به امروز تمام هويت و وجود من برمبناى دروغ پايهگذارى شده است. ما قربانيان حكومت انگليس هستيم كه با اعمال اين سياست، مسئوليت نگهدارى و تعليم و تربيت اغلب يتيمان را از خود سلب مىكرد. در يازده سالگى به استراليا «جان هنسى» فرستاده شده است. وى مىگويد: به محض پياده شدن از كشتى ما را در دو صف به خط كردند. خواهران و برادران را از يكديگر جدا كردند. هنوز بعد از گذشت سالها، صداى فرياد يأس و ناتوانى آنان در مغزم مىپيچد. اردوگاهها وضعيت دشوارى داشت. در يكى از اردوگاهها كشيشى به نام «كرنى» سرپرستى را برعهده داشت. او شخصى ذاتاً بدجنس بود و براى تنبيه كودكان را به شلاق مىبست. بر اين باور بود كه براى طرد افكار بد، انسان بايد به فعاليت بدنى خيلى سخت و شديد متوسل شود! بدينگونه بود كه يتيمان اردوگاه با استفاده از سنگهايى كه از معادن اطراف اردوگاه استخراج مىكردند اردوگاه را ساختند.
وجود قبرهاى يتيمان درحوالى معادن سنگ و اردوگاه نشانگر طبيعت خشن و غيرانسانى كشيشان و شرايط كار اين يتيمان است. خانم «نيتا بهاسى» مىگويد: هر زمان كه جورابهاى ما سوراخ مىشد، خواهران روحانى يك سوزن به پاشنهي پاى ما فرو مىكردند. دختران يتيم از فكر اين كه تشكهاى خود را كثيف نكنند دچار وحشت مىشدند، زيرا مىدانستند اگر چنين واقعهاى رخ دهد، از طرف مسئولان خوابگاه تنبيه خواهند شد. بهرغم آن كه سعى مىكردند به اين موضوع فكر نكنند، كمتر موفق مىشدند در نتيجه بيشتر عرق مىكردند و تشكها كثيف مىشد و به همين سبب، مسئولان براى تنبيه، آنان را براى يك روز در كمد زندانى مىكردند و تشكها را نيز روى سرشان قرار مىدادند. تمام افرادى كه در اينگونه آسايشگاهها به بزرگسالى رسيدهاند بعدها در زندگى خانوادگى خود دچار مشكلات زيادى شدهاند و هيچگاه نتوانستند روابط صحيح و مناسبى با فرزندان و همسران خود برقرار سازند. /انتهاي پيام/