اسلام‌هراسي امتداد هراس از اسلام‌خواهي
کد خبر:۸۵۱۱۱

اسلام‌هراسي امتداد هراس از اسلام‌خواهي

توانايي‌هاي مکتب اسلام ناب براي اداره زندگي بشر و ارائه الگوي حيات طيبه در مقابل نسخه غربي زندگي که بر ماديات تاکيد و انسان را بريده از مبداء و معاد تصوير مي کند، چالشي جدي در مقابل همه گير کردن فرهنگ ليبرال دموکراسي غربي بر جهان به حساب مي آيد.

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبکه خبر دانشجو» به نقل از رسانيوز، مصادف شدن يازدهم سپتامبر با عيد فطر، باعث اوج گرفتن اسلام هراسي در کشورهاي غربي شده که در همين راستا مي توان مخالفت با ساخت يک مسجد در امريکا و دعوت يک کليسا مبني بر آتش زدن کتاب آسماني مسلمانان را به آن اضافه کرد که بايسته است جبهه فرهنگي مسلمين تحرکي وسيع را در مقابله با اين سياست هاي غربي اعمال کند.

توانايي‌هاي مکتب اسلام ناب براي اداره زندگي بشر و ارائه الگوي حيات طيبه در مقابل نسخه غربي زندگي که بر ماديات تاکيد و انسان را بريده از مبداء و معاد تصوير مي کند، چالشي جدي در مقابل همه گير کردن فرهنگ ليبرال دموکراسي غربي بر جهان به حساب مي آيد.

فرهنگ اسلامي با عنايت به معنويت در سايه سار دين و نه رها شده در وادي سکولار، بارقه نوري در جهان کنوني است که بر دين و دنيا در پناه يکديگر تاکيد دارد و در آن سو رقيبي وجود دارد که سلطه سياسي، نظامي و اقتصادي خود را مديون تسلط فرهنگي مي داند و در راستاي خوي امپرياليسمي خود و ابقاي حکمفرمائي بر جهان از ابزار قدرتمندي به نام رسانه برخوردار است.

رسانه ويتريني است که چشم مشتريان را به خود خيره و عقل و احساس آن ها را به مدد فنون رسانه اي و ترفندهاي خبري در اختيار گرفته است و چه بسا بسيار خريداراني که هرگز به تدليس( گره زدن حق و باطل به نيرنگ و فريب)، تبعيض صفقه(عدم ارائه تمام کالا) و مغبون شدن خود آگاه نگردند.

اينکه رسانه ها از وضعيت جامعه وام مي گيرند يا رسانه ها بر جامعه تاثير مي گذارند، به نظر مي رسد از مسائل دو سويه اي است که در جوامع گوناگون متفاوت است اما نمي توان نقش هدايت گري رسانه ها در مسير کلي جوامع انساني و ارزيابي هاي عموم مردم را در مورد نيکو بودن يا بد بودن مصاديق انکار کرد.

توضيح اين که عقل مستقل بشري فارغ از زمان، مکان و شرايط، نيکوئي احسان، عدالت و مهر و زشتي ظلم و ستم و تبعيض و قتل و غارت را درک مي کند اما انسان ها در تطبيق اين کلي بر مصاديق اختلاف دارند که رسانه ها با جهت گيري مي توانند به نفع قضاوت عمومي مردم در اين مصاديق نقش آفريني کنند و ارزيابي ها را بر طبق مقاصد و منافع خود تنظيم کنند.

منظور از مقدمه بالا، بيان اين مطلب است که روح انسان شيفته عدالت، آزادي، برابري، مهر ورزي و امنيت است و هر مکتب و سازمان معرفتي که بيشترين همخواني با اين فطرت طبيعي بشري را دارد، به صورت طبيعي بيشترين همراهان را به دنبال همراه خواهد کرد.

مکتب اسلام که رهاورد آخرين پيام آسماني است، با نگاهي جامع به انسان و نيازهاي او برنامه اي براي زندگي انسان طراحي نموده است که تبيين آن با زباني جديد در عصر سردرگمي بشر، پاسخي مناسب به انسان حيران و نااميد از دستورالعمل هاي شکست خورده است.

پاسداشت زندگي دنيوي معبر رسيدن به حيات جاودان، توجه به کرامت انساني، نگرش جامع به اخلاق در بعد فردي و اجتماعي و تعريف مکانيزم هاي اجرائي آن، توجه خاص به نظام خانواده از جمله قابليت هاي مکتب اسلام است که حقيقت طلبان را در سراسر گيتي به خود مجذوب کرده است.

امروز جبهه بيداري و پايداري اسلامي در جهان اسلام شکل گرفته و فراتر از آن جبهه‌اي از ملت‌هاي محروم و مستضعف تحت تاثير افکار و انديشه‌هاي امام خميني(ره) در سراسر جهان عليه آمريکا و متحدان او صف‌آرايي کرده است.

استعمار گران، هراسناک تلاش مي‌کنند تا با بکار گيري انواع تبليغات، اقبال عمومي مردمي را منحرف سازند و با کليد زدن پروژه اسلام هراسي، اسلام را دين خشونت، مخالف آزادي، حقوق بشر و دين تحجر معرفي کنند تا شايد بتوانند با فريب افکار عمومي مسير اعتلاي اسلام را تغيير دهند.

در غرب، اسلام به عنوان دين خشونت و شمشير شناسانده شده و کج فهمي‌ها و شناخت اشتباه در مورد مسائل گوناگون اسلامي همراه با غرض ورزي ها، پديده اسلام هراسي را موجب شده است.

اسلام هراسي مفهومي است که به ترس و پيش داوري و تبعيض غيرعقلاني در برابر اسلام و مسلمانان اشاره دارد. سابقه اين اصطلاح به دهه 1980 باز مي گردد; اما پس از 11 سپتامبر 2001 استفاده بيشتري از آن شد.

موسسه رانيمدتراست در انگلستان که به امر تبعيض و نفرت در اين کشور مي پردازد در سال 1997 اسلام هراسي را ترس و نفرت از اسلام و بنابراين ترس و نفرت از همه مسلمانان تعريف کرد و ابراز داشت که اين اصطلاح بر تبعيض و طرد مسلمانان از زندگي اقتصادي اجتماعي و عمومي کشور نيز دلالت دارد.

همچنين اسلام هراسي در بردارنده اين برداشت است که اسلام فاقد ارزش مشترک با ديگر فرهنگ ها است و در مقايسه با غرب در موقعيتي فرودست قرار دارد و بيش از اينکه دين باشد يک ايدئولوژي سياسي است.1

اسلام هراسي امروز به سياستي نانوشته اما مدون تبديل گشته که فضاي رسانه اي را درنورديده و در عرصه هاي امنيتي،قانون گذاري و اجرائي کشورها رسوخ کرده است.

معرفي اسلام به عنوان ديني بنيادگرا و غير قابل انعطاف، ارائه فرهنگي عقب مانده و ناهماهنگ با زمان، القاي چهره خشن و تروريستي از مسلمانان در رسانه ها در قالب هاي گوناگون خبري و با ابزار هاي هنري فيلم و موسيقي و تصوير2، باعث شده تا اسلام ستيزي به صورت سازماندهي شده در ناخودآگاه ملت هاي غربي رسوخ کرده و نه تنها راه براي فشار ارگانيک دولت ها بر مسلمانان بر مبناي شعار خواست مردم باز شود، بلکه در مقاطعي به عکس العمل هاي تند معدودي از مردم منجر شود.

با اين حساب مي توان گفت، اسلام‌هراسي در دنياي غرب در واقع بازخورد احساسات گروهي به گروه ديگر است که قوانين منع حجاب، منع ساخت مناره مساجد، ضرب و شتم مسلمانان، توهين و خفيف شمردن اقليت هاي مسلمان، احساس بيگانگي مسلمانان ساکن کشورهاي غربي از اثرات ناميمون اين پروژه است که ادامه اين مسير مي تواند صلح و امنيت جهاني را تهديد کند.

در اين بين به نظر مي رسد، ارائه چهره حقيقي از اسلام ضرورتي براي مقابله با اسلام هراسي است، زيرا چنانچه در عرصه اطلاع رساني به درستي عمل شود و معارف اسلامي با نگاه به شرايط بومي کشورهاي مورد نظر تبيين گردد، نه تنها پروژه اسلام هراسي با شکست مواجه خواهد شد بلکه اقبال روز افزون به اسلام را نيز شاهد خواهيم بود.

امروز اسلام هراسي با بحث هايي همچون تروريسم، حقوق بشر، حجاب، حدود و قصاص، ارتداد، حقوق زنان، حقوق اقليت‌هاي ديني، عزاداري، مردم‌سالاري، تساهل و تسامح پيوند خورده است که تبيين نظرات اسلام در اين باره به شيوه موشکافانه و با نظر به فلسفه احکام براي گروه هاي هدف لازم است که اين امر تربيت مبلغيني عالم به مباني ديني و آشنا به اوضاع زمان را طلب مي کند.

غافل نشدن از فضاي رسانه اي و ابزارهاي هنري در ارائه تصوير حقيقي از اسلام و به کار گرفتن همت کشورهاي مسلمان در جهت همگرائي براي مقابله با اين تهديد همگاني از ديگر اقداماتي است که بايد به آن توجه شود.

انديشمندان اسلامي بايد بکوشند تا برداشت هاي غلط از ساحت اسلام زدوده شده و با آموزش صحيح و گفتگو، هجمه رواني عليه اسلام را مرتفع کنند.

ياري گيري از توان سازمان هاي بين المللي ديگر راهکاري است که مي تواند راهگشا باشد به اين صورت که يک هيئت بين‌المللي از سوي کشورهاي اسلامي تشکيل شده و با سازمان ها و نهادهاي حقوقي و سياسي بين‌المللي درباره حقوق مسلمانان و مسايل آنها همکاري نمايد و مانندکميسيون هاي حقوق بشر، گزارش هاي ماهانه و سالانه از نقض حقوق مسلمانان و وضعيت اسلام ستيزي ارائه دهد و به مدد رسانه ها با پوشش وسيع روبرو گردد.

تاثير گذاري بر شبکه نخبگان جوامع غربي با استفاده از آموزش هاي ميداني مانند مسافرت به کشورهاي اسلامي و مشاهده اوضاع اجتماعي واقعي و ملموس از ديگر راهکاري راهبردي در مقباله با اسلام هراسي است.

درپايان ذکر اين نکته لازم است که اسلام هراسي را بايد مقوله اي پيچيده از فرهنگ و راهبردهاي سياسي کشورها عنوان کرد که لازم است کشورهاي اسلامي با بکار بستن توان ديپلماسي خود در مقابله با اقدامات سازماندهي شده به موقع موضع گيري و واکنش مناسب را انجام دهند.

1-کتاب تبعيض و ناشکيبايي عليه مسلمانان در اتحاديه اروپا بعد از 11 سپتامبر، ناشر پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات
2-عبارتي نظير «همه مسلمانان تروريست نيستند، اما همه تروريست‌ها مسلمان‌اند» يا به تصوير کشيدن گذرنامه ايراني براي سفر به آمريکا، براي شخصيت شکنجه‌گر عراقي در سريال «لاست» که پربيننده ترين فيلم آمريکايي لقب گرفته، نمونه‌اي کوچک از ترويج اسلام‌هراسي و ايران‌هراسي در سراسر جهان در قالب صنعت سينما است.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار