ماه تمام ...
کد خبر:۸۵۵۶۵
زندگي نامه و شخصيت امام حسن (ع)

ماه تمام ...

امام حسن(ع) در شب نيمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود، کنيه اش ابو محمد است، اين کنيه را پيامبر اکرم (ص) به امام حسن داد.

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، امام حسن، پسر علي بن ابي طالب، پسر عبد المطلب، پسر هاشم، پسر عبد مناف، سرور جوانان بهشت است.[1]

بنابه روايت مشهور بين شيعه و اهل سنت،[2] امام حسن (ع) در شب نيمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود.[3] البته نقل هاي ضعيفي هم وجود دارد که يکي از آنها زمان ولادت آن حضرت را ماه شعبان ذکر مي کند. شايد اين تاريخ با تاريخ ولادت امام حسين اشتباه شده باشد.

کنيه اش ابو محمد است. اين کنيه را پيامبر اکرم (ص) به امام حسن داد.[4] در هفتمين روز ولادتش حضرت فاطمه (س) قنداقه امام حسن را – در پارچه اي از حرير بهشتي که جبرئل براي پيامبر آورد – خدمت پدر آورد. پيامبر (ص) نام حسن را بر وي نهاد.

لقب هاي آن حضرت عبارت اند از: سعيد، زکي، مجتبي و تقي.[5]

هنگام ارتحال ملکوتي پيامبر (ص) امام حسن (ع) هفت سال و چند ماه، يا هشت سال داشت. زماني که امامت بعد از علي (ع) به ايشان رسيد، حضرتش 37 ساله بود.[6]

شيخ مفيد در کتاب ارشاد مي گويد: زمان بيعت (امامت) امام مجتبي روز جمعه 21 رمضان سال چهل هجري بود.[7]

مدت امامت آن حضرت شش ماه و سه روز به طول انجاميد و در سال 41 ق. بين او و معاويه صلح نامه امضا شد. پس از اجراي صلح، امام (ع) به مدينه مراجعت نمود و مدت ده سال آخر عمر شريفش را در آن جا ساکن بود، که در تاريخ 28 صفر سال پنجاه هجري همزمان با سال روز رحلت پيامبر اسلام (ص) در سن چهل و هفت سالگي[8] به دست همسرش جعده (دختر اشعث کندي) از طريق سم به شهادت رسيد.

اين حادثه با دسيسه و نيرنگ معاويه و وعده ازدواج با پسرش يزيد بن معاويه صورت پذيرفت. سرانجام امام (ع) با نوشيدن زهر به دست همسرش و پس از چهل روز تحمل مريضي[9] به ديدار حق شتافت و امام حسين (ع) پس از مراسم غسل و کفن برادرش را در کنار مقبره مادر بزرگشان فاطمه بنت اسد (ره) در قبرستان بقيع به خاک سپرد.[10]

تاريخ نويسان درباره امام حسن مجتبي (ع) فضايل و مناقبي را ذکر کردند که برخي از آنها چنين است:

1. نام گذاري امام حسن از سوي خداوند

جابر بن عبدالله مي گويد: هنگامي که حضرت زهرا امام حسن (ع) را به دنيا آورد، به امام علي (ع) گفت: برايش نام انتخاب کن. علي (ع) فرمود: من در نام گذاري اين فرزند بر پيامبر (ص) پيش نمي گيرم. قنداقه امام حسن را خدمت رسول الله (ص) آوردند و گفتند، يا رسول الله، برايش نام انتخاب کن. پيامبر فرمود: در اين نام گذاري بر خداي متعال سبقت نمي گيرم. پس خداي متعال به جبرئيل وحي فرستاد که محمد (ص) صاحب فرزند شد، به جانب وي برو، تبريک بگو، و به او بگو که علي نسبت به تو مثل هارون است نسبت به موسي، پس نام فرزند هارون را بر وي بگذار. جبرئيل بر پيامبر (ص) فرود آمد، تولد فرزند را از جانب خداوند بر وي تبريک گفت و گفت: خداي متعال فرمود: نام مولود فاطمه را به اسم پسر هارون نام گذاري کن. پيامبر فرمود: نام پسر هارون چيست؟ جبرئيل گفت: شبر.

پيامبر (ص) فرمود: زبان ما عربي است! پس جبرئيل در جواب گفت: او را حسن نام بگذار و پيامبر نام حسن را برايش برگزيد.[11]

2. امام حسن (ع) سرور جوانان بهشت

جابر از پيامبر (ص) نقل مي کند: هر کس خواست سرور جوانان بهشت را ببيند، پس به چهره حسن بن علي (ع) نگاه کند.[12]

3. هيبت و ابهت امام حسن (ع) هيبت رسول خدا (ص)

ابن علي رافعي از پدرش، از جده اش زينب دختر ابي رافع، نقل مي کند: حضرت فاطمه با دو پسرش حسن و حسين (ع) خدمت رسول الله (ص) رسيد ... و فرمود: اين دو پسرانت هستند، پس چيزي به ارث و يادگار آن دو را بياموز، پيامبر (ص) چنين درباره آنها فرمود: "حسن هيبت و ابهت مرا دارد، و اما حسين داراي جود و بخشش و شجاعت من است". مؤيد اين روايت، روايتي است که محمد بن اسحاق نقل کرده است. کسي در شرافت بعد از رسول خدا (ص) به حسن بن علي (ع) نرسيده است. وي مي گويد من در مسير مکه خود شاهد بودم که امام حسن (ع) از مرکبش پايين آمد و پياده مي رفت از همراهانش کسي نماند، مگر اين که او نيز از مرکبش پياده شد، حتي سعد بن ابي وقاص هم پياده شد و در کنار حضرت راه مي رفت.[13]

4. امام مجتبي (ع) شبيه ترين مردم به رسول خدا (ص)

از انس بن مالک نقل شده است که کسي در شباهت به رسول الله (ص) مانند حسن بن علي (ع) نبود.[14]

5. شديدترين ابراز محبت هاي رسول خدا (ص) نسبت به امام مجتبي (ع)

در کتاب صحيح مسلم روايتي است که پيامبر (ص) درباره امام حسن مي فرمايد: "من حسن را دوست مي دارم، خدايا تو نيز او را و هر کسي که او را دوست مي دارد، دوست بدار".[15]

در روايتي ديگر از براء بن عازب آمده است، من ديدم که حسن بر دوش رسول الله (ص) بود، در حالي که مي فرمود: "خدايا من او (حسن) را دوست مي دارم، تو نيز او را دوست بدار".[16]

6. زهد و عبادت امام حسن (ع)

در کتاب امالي آمده است: امام مجتبي عابدترين، زاهدترين و با فضيلت ترين مردم زمانش بود و زماني که عازم حج مي شد، با پاي پياده مي رفت و گاهي هم پا برهنه، امام حسن (ع) زماني که ياد مرگ مي کرد مي گريست و هنگامي که به ياد قبر و قيامت مي افتاد، اشک از چشمانش سرازير مي شد.[17]

7. بذل و بخشش در راه خدا

امام مجتبي اهل جود و بخشش بود و در ميان مردم به اين خصلت معروف بود. روايات فراوان در اين باره آمده است. علامه مجلسي صاحب کتاب بحار الانوار از حلية الاولياء نقل مي کند: امام حسن (ع) دو بار تمام زندگي اش را در راه خدا بين مستمندان تقسيم کرد.[18]

8. تواضع و محبت نسبت به فقرا

ابن شهر آشوب در کتاب الفنون از احمد مؤدب و کتاب نزهة الابصار از ابن مهدي نقل مي کند: امام حسن (ع) در حال گذر از جايي بود، ديد عده اي از فقرا بر زمين نشسته اند و مقداري نانِ خشکِ خورد شده در سفره آنها است و مشغول خوردن هستند، از حضرت دعوت کردند از آن نان خشک ميل کند، حضرت از مرکب پياده شد در کنارشان نشست و از آن نان ميل کرد، به برکت وجود امام نان آن قدر زياد شد که همه از آن خوردند و سير شدند، پس از غذا امام مجتبي (ع) از آنها دعوت کرد و در منزل خود از آنان پذيرايي نمود و ... .[19]

مشابه اين گونه روايات و ده ها آيه قرآن که درباره فضايل و مناقب اهل بيت و امام مجتبي وارد شده، فراون است[20] و به همين مقدار درباره آن حضرت اکتفا مي کنيم. درباره فضيلت و شخصيت امام حسن (ع) همين مقدار بس که آن حضرت از اهل بيت (ع) است، کساني که خداوند پليدي را از آنان دور کرده و آنان را پاک و مطهر گردانيد،[21] و از کساني است که رسول خدا (ص) به اتفاق آنان با نصاراي نجران مباهله کرد.[22]

[1] تهذيب ‏الأحکام، ج 6، ص 40.

[2] إعلام‏الوري، ج 1، ص 206؛ صلح الامام الحسن (ع)، ص 25.

[3] جعفر مرتضي العاملي، الحياة السياسية للامام الحسن (ع)، ص 9.

[4] سيد محسن، امين، اعيان الشيعة، ج 1، ص 567 .

[5] صلح امام حسن (ع)، ص 25.

[6] إعلام‏الوري، ج 1، ص 206.

[7] اعيان الشيعة، ج 1، ص 207، نقل از ارشاد شيخ مفيد.

[8] اعيان الشيعة، ج 1، ص 567 نقل از ارشاد شيخ مفيد.

[9] اعيان الشيعة، ج 1، ص 576.

[10] إعلام‏الوري، ج 1، ص 207.

[11] إعلام‏الوري، ج 1، ص 211- 212.

[12] إعلام‏الوري، ج 1، ص 211.

[13] إعلام‏الوري، ج1 ، ص 212.

[14] بحارالأنوار، ج 43، ص 338

[15] بحارالأنوار، ج 37، ص 74. 

[16] همان.

[17] امالي، شيخ صدوق، ص 179.

[18] بحارالأنوار، ج 43، ص 340. 

[19] ابن شهر آشوب، المناقب، ج 4، ص 24.

[20] نک: فضائل الخمسة من الصحاح الستة، فيروز آبادي.

[21] نک: تفسير آيه تطهير در تفاسير الميزان، نمونه و...

[22] نک: تفسير آيه تطهير ؛ و کتاب هاي پيرامون مباهله.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار