چگونگي شكل‏گيرى توطئه‏ها در عصر امام مجتبى عليه السلام‏
کد خبر:۸۵۵۸۲

چگونگي شكل‏گيرى توطئه‏ها در عصر امام مجتبى عليه السلام‏

فريب خوردن برخي از فرماندهان لشكر امام، تضعيف موقعيت امام توسّط منافقان و صلح تحميلي از جمله توطئه هاي زمان امام حسن(ع) بود. 

گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، توطئه‏هايى در عصر امام حسن عليه السلام اتّفاق افتاد و سبب تقويت «جبهه اموى» شد، كه پى‏آمد بسيار شومى را به دنبال داشت و آن سلطه كامل معاويه بر همه بلاد اسلامى بود.

فشرده اين توطئه‏ها و حوادث از اين قرار است:

1- فريب خوردن برخى از فرماندهان لشكر امام حسن عليه السلام توسّط معاويه‏

امام حسن عليه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش خطبه‏اى خواند و مردم را براى جنگ بر ضدّ ياغيان شامى بسيج كرد. آن حضرت «عبيداللّه بن عبّاس» را به فرماندهى بخشى از لشكر خود منصوب ساخت و او را روانه جبهه نبرد كرد.

عبيداللَّه بن عبّاس كسى بود كه دو فرزند خردسالش در زمان على عليه السلام توسّط «بسر بن ارطاة» فرمانده خونريز معاويه به شهادت رسيدند.

معاويه كه از ماجرا مطّلع شد، نامه‏اى خطاب به عبيداللّه بن عبّاس نوشت و از او خواست تا دست از امام عليه السلام بردارد و به او ملحق شود و در مقابل اين كار، يك ميليون درهم بگيرد و نصف آن را هم نقداً پرداخت كرد؛ عبيداللَّه نيز فريب خورد و با جمعى از لشكريانش شبانه به معاويه پيوست و صبح‏گاهان لشكريان ديدند، بى‏فرمانده شده‏اند. «ارشاد مفيد، ص 353»

2- تضعيف موقعيّت امام عليه السلام توسّط منافقان و عوامل معاويه‏

در همان حال كه امام عليه السلام براى نبرد با معاويه آماده مى‏شد و لشكر خود را به سمت جبهه نبرد روانه مى‏ساخت، توسّط گروهى از لشكريان خود مورد تعرّض قرار گرفت؛ اين حركات موذيانه و مانند آن كه بدون ترديد بى ارتباط با عوامل نفوذى معاويه و دسيسه‏هاى او نبود، سبب تضعيف روحيّه لشكر و پراكندگى آنان، و چنان كه خواهد آمد در نهايت نيز منجر به صلح تحميلى معاويه شد.

نفوذ عوامل معاويه در ميان لشكر آن حضرت به قدرى شديد شد كه مورّخان مى‏نويسند: يك بار امام حسن عليه السلام توسّط يكى از نيروهاى خودى در حال نماز با خنجر مورد تعرض قرار گرفت و بار ديگر برخى از سپاهيانش سجّاده از زيرپاى حضرت كشيدند.

و گاه برخى از بزرگان لشكر امام عليه السلام به معاويه نامه نوشتند كه حاضرند امام مجتبى عليه السلام را دست بسته تحويل دهند و يا او را به قتل برسانند. 

3- صلح تحميلى‏

در حالى كه معاويه براى نبرد بر ضدّ امام حسن عليه السلام آماده مى‏شد و نيروهاى گسترده‏اى را فراهم مى‏ساخت؛ جمعى از ياران بى وفاى امام عليه السلام به صراحت از ترك جنگ سخن مى‏گفتند.

مورّخ معروف اهل سنّت، ابن اثير در كتاب «اسد الغابة» نقل مى‏كند كه امام مجتبى عليه السلام براى مردم خطبه خواند و آنان را به جهاد و نبرد با معاويه و غارتگران شام دعوت كرد؛ و در عين حال از آنها سؤال فرمود: شما چه مى‏خواهيد؟ اگر آماده جهاد و شهادتيد، دست به شمشير بريد و اگر زندگى و زنده ماندن را دوست داريد، با صراحت بگوييد!

گروه زيادى در پاسخ امام عليه السلام فرياد زدند: «أَلْبَقيَّةَ أَلْبَقيَّةَ؛ ما زندگى و ماندن را مى‏خواهيم!».

در همين خطبه امام عليه السلام تفاوت روحيّه مردم را در زمان شركت آنها در جنگ صفّين و روحيّه آنان را در زمان خويش بيان كرده، مى‏فرمايد:

«وَ كُنْتُمْ فِي مُنْتَدَبِكُمْ إِلى صِفّينَ وَ دِينُكُمْ أَمامَ دُنْياكُمْ فَأَصْبَحْتُمُ الْيَوْمَ وَ دُنْياكُمْ أَمامَ دِينِكُمْ؛ آن روز كه به سوى صفّين رهسپار بوديد، دين شما پيشواى دنياى شما بود؛ ولى امروز دنياى شما پيشواى دين شماست. (بر اساس منافع دنيوى حركت مى‏كنيد و انگيزه دينى نداريد)».

به هر حال، در چنين شرايطى كه امام احساس تنهايى مى‏كرد و جز عدّه‏اى اندك از اهل‏بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ياران خاصّ، حاضر به همراهى نبودند، آن حضرت با معاويه صلح كرد.

شيخ مفيد در ارشاد مى‏نويسد: «امام عليه السلام چاره‏اى جز صلح نداشت، چرا كه ياران او نسبت به جايگاه امام بصيرت كافى نداشتند و سياست‏هاى او را به فساد و تباهى مى‏كشاندند و به وعده‏هاى خويش وفا نمى‏كردند و بسيارى از آنان، ريختن خون آن حضرت را مباح مى‏شمردند و آماده تسليم امام عليه السلام به دشمنانش بودند واز سويى ديگر، پسرعمويش نيز وى را تنها گذاشت و به دشمن پيوست (و در يك جمله) بسيارى از آنان به زندگى زودگذر دنيا علاقمند بودند و نسبت به آخرت و پاداش اخروى بى‏رغبت: (وَ مَيْلُ الْجُمْهُورِ مِنْهُمْ إِلَى الْعاجِلَةِ، وَ زُهْدُهُمْ فِي الْآجِلَةِ).

در واقع، امام عليه السلام يا بايد به جنگى روى مى‏آورد كه اميدى به پيروزى در آن نبود، اهل بيت و اصحاب خاصّ خويش را در حالى به كشتن مى‏داد، كه نتيجه‏اى براى اسلام نداشت؛ زيرا معاويه با فريبكاريهايش مسئوليّت جنگ را به عهده امام مى‏انداخت و مردم نيز تحت تأثير ظواهر فريبنده معاويه قرار داشتند.

و يا آن‏كه براى حفظ مصالح اسلام، صلح كند تا پرده‏هاى فريب را از چهره معاويه كنار بزند؛ باطن حكومت اموى را براى مردم آشكار سازد و عدم پايبندى آنها را به تعهّدات دينى و سنّت نبوى صلى الله عليه و آله به اثبات رساند.

امام مجتبى عليه السلام پس از هفت ماه خلافت، بر اثر توطئه‏هاى معاويه و بى وفايى و ضعف ياران، زمامدارى را طبق صلح‏نامه‏اى به معاويه واگذار كرد، تا هدف دوم محقّق شود.

سرانجام توطئه‏هاى دشمنان و ضعف ياران امام عليه السلام و نفوذ منافقين در سپاه اسلام موجب صلح آن حضرت و واگذارى امور به معاويه شد و با قدرت يافتن معاويه وخلافت رسمى وى، جبهه اموى به قدرتى همه جانبه تبديل شد و از آن پس، بازگشت به عصر جاهليّت و برانداختن ارزش‏هاى الهى و سنّت نبوى صلى الله عليه و آله به طور بنيانى سرعت گرفت و گسترش يافت.

برگفته شده از كتاب عاشورا ريشه‏ها، انگيزه‏ها، رويدادها، پيامدها.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار