لطف دوباره صداوسيما به چادري‌ها!
کد خبر:۸۶۳۰۴
وبلاگ «اكينانيوز»؛

لطف دوباره صداوسيما به چادري‌ها!

سوال اصلي اينجاست. دقيقا قصد آقايان سازنده اين فيلم در خصوص اين شخصيت‌ها چه بوده است؟ آيا فقط خواسته‌اند در فيلم دو سه شخصيت چادري نشان دهند كه فيلم همه‌اش دست غير چادري‌ها نباشد؟ شايد هم خواسته‌اند بگويند چادري‌ها از عيب و عار خالي نيستند؟ يا شايد هدفي ديگر در سر داشته‌اند؟!

به گزارش گروه پاتوق شيشه اي «شبكه خبر دانشجو»، در تازه ترين مطلب وبلاگ اكينانيوز آمده است:

- پيشتر در مطلبي با عنوان " اين چادري هاي کُلفَتِ کم عقل..." بررسي نسبي‌اي داشته‌اي بر لطف صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان ام‌القراي جهان اسلام بر بانواني كه به سبيل واقعي اسلام پيش مي‌روند و حجاب برتر را بر مي‌گزينند. مطلبي كه عنوان مي‌كرد در صداوسيماي جمهوري اسلامي يا زن‌هاي چادري كلفتند و يا پيرزن دم مرگ يا دختراني به شدت امروزي شده كه مي‌خواهند يك شبه دنيا را همه جوره آباد كنند!

- اين شبها سريالي پخش مي‌شود به نام نون و ريحون از شبكه 5. سريالي كه با تهيه كنندگي سيد محمود رضوي و كارگرداني فرزاد موتمن و بازيگري چند بازيگر سرشناس صداوسيما به روي آنتن رفته است. در اين سريال هم طبق روال مرسوم صداوسيما باز هم زنان چادري‌اش چنان به لجن كشيده شده‌اند كه تاسف هر بيننده‌اي را بر مي‌انگيزند:

1: فرشته: فرشته دختري است شهرستاني از سرعين اردبيل. دختري كه از روز اولي كه شوهر آينده‌اش را ديد تمام و كمال همت‌اش را بر اين گذاشت تا مخ حامد را بزند. روزي كه موفق به اين امر شد به تهران آمد و مثل نديدپديدها افتاد دنبال هر نوع كلاسي كه فكرش را بكني. از آشپزي تا پينگ پونگ و زبان و... هر كلاسي كه شايد يك بار به گوشش خورده، طوري كه حتي حاضر است دور ماه عسل‌اش را خط بكشد و بچسبد به آرزوهايي كه انگار تا به حال نمي‌توانسته به آن دست پيدا كند. اين تازه در حالي است كه توهين مستقيم كارگزدان را به شهرستاني هاي عزيز ناديد بگيريم كه آيا واقعا در تمام سرعين يك كلاس زبان و پينگ پونگ پيدا نمي‌شده است؟!! با اين همه اين فرشته خانم چادري به شدت همان دختري است كه كارگردان قصد تخريب تمام و كمال شحصيت‌اش را داشته است!

2: ريحانه: اين ريحانه خانم چادري كارگر كلفتي كه حاضر است براي حفظ كارش دروغ بگويد و هر روز ده‌ها دروغ ديگر به كارش بيافزايد و يك روز ويار كند و يك روز شوهر اجير كند و يك روز بخواهد برود زير پوست فريد و دلش را بربايد و خلاصه هر هنري كه يك دختر مثل سميرا (شخصيت كلاهبردار اول فيلم) برعهده داشت و فقط تفاوتش اين است كه سميرا واقعا قصدش كلاهبرداري بوده و ريحانه قصدش فريب ديگران! ريحانه‌اي كه در اين فيلم حاضر است هر جور كه امكان دارد از زير كار در برود و بار كارش را به دوش همكار واقعا حامله‌اش بيندازد و سعي كند از اين مهلكه براي خودش كلاهي بدوزد!

- سوال اصلي اينجاست. دقيقا قصد آقايان سازنده اين فيلم در خصوص اين شخصيت‌ها چه بوده است؟ آيا فقط خواسته‌اند در فيلم دو سه شخصيت چادري نشان دهند كه فيلم همه‌اش دست غير چادريها نباشد؟ شايد هم خواسته‌اند بگويند چادري‌ها از عيب و عار خالي نيستند؟ يا شايد هدفي ديگر در سر داشته‌اند؟! شايد هم خواسته‌اند مديريت رستوران به دست غيرچادري‌هاي مديريت خوانده بيافتد و كارگري‌اش به دست يك چادري دودوزه باز؟ سوال زياد است...پاسخي يافت مي‌نشود...

- فرزاد موتمن كارگردان پوپك و مش‌ماشالله است!

- سيدمحمود رضوي تهيه كننده سريال را مي‌شناسم! هنوز هم روي صندلي چرخ‌دار اتاقش چفيه آويزان است و بر در و ديوار اتاقش هم عكس‌هايي از شهدا...ما ز ياران چشم ياري داشتيم آقاي رضوي...

رونوشت:

...

پي‌نوشت:

- جواهر سريال در مسير زاينده را ديده‌ايد حتما كه هميشه خدا چادر به كمر كلفتي اين و آن را مي كند! همينطور زن فرهاد كه در طول فيلم با چادر به دندان گرفته همه‌اش در پي دو به هم زني و دروغ و دغل است! اي كاش نقش بهنوش طباطبايي باكلاس را جواهر بازي مي‌كرد! يعني نمي‌شد در ايران يك بار هم كه شده اين كلفت هاي بدبخت چادر به كمر نشان داده نشوند! نكند چادر شده نماد بدبختي به زعم بعضي‌ها!

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار