شبي دست برآريم و دعايي بكنيم
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، آنها كه حقيقت و روح دعا و اثرات تربيتى و روانى آن را نشناختهاند ايرادهاى گوناگونى به مسأله دعا دارند:
گاه مىگويند: دعا عامل تخدير است، چرا كه مردم را بجاى فعاليت و كوشش و استفاده از وسائل پيشرفت و پيروزى، به سراغ دعا مىفرستد، و به آنها تعليم مىدهد كه بجاى همه اين تلاشها دعا كنند!
وگاه مىگويند: اصولًا آيا دعا كردن فضولى در كار خدا نيست؟! خدا هر چه را مصلحت بداند انجام مىدهد، او به ما محبت دارد، مصالح ما را بهتر از خود ما مىداند، پس چرا ما هر ساعت مطابق دلخواه خود از او چيزى بخواهيم؟!
و زمانى مىگويند: از همه اينها گذشته آيا دعا منافات با مقام رضا و تسليم در برابر اراده خداوند ندارد؟
آنها كه چنين ايرادهائى را مطرح مىكنند از آثار روانى، اجتماعى و تربيتى و معنوى دعا و نيايش غافلند؟ زيرا انسان براى تقويت به اراده و برطرف كردن ناراحتيها به تكيه گاهى احتياج دارد، دعا چراغ اميد را در انسان روشن مى سازد.
مردمى كه دعا و نيايش را فراموش كنند، با عكس العملهاى نامطلوب روانى و اجتماعى مواجه خواهند شد.
و به تعبير يكى از روانشناسان معروف: فقدان نيايش در ميان ملتى برابر با سقوط آن ملت است! اجتماعى كه احتياج به نيايش را در خود كشته است معمولًا از فساد و زوال مصون نخواهد بود.
البته نبايد اين مطلب را فراموش كرد كه تنها صبح نيايش كردن و بقيه روز همچون يك وحشى به سر بردن بيهوده است، بايد نيايش را پيوسته انجام داد و در همه حال با توجه بود تا اثر عميق خود را در انسان از دست ندهد» «« نيايش» نوشته طبيب و روانشناس مشهور الكسيس كارل».
آنان كه براى دعا اثر تخديرى قائلند معنى دعا را نفهميدهاند، زيرا معنى دعا اين نيست كه از وسائل و علل طبيعى دست بكشيم و بجاى آن دست به دعا برداريم، بلكه مقصود اين است بعد از آنكه نهايت كوشش خود را در استفاده از همه وسائل موجود به كار بستيم، آنجا كه دست ما كوتاه شد و به بن بست رسيديم به سراغ دعا برويم، و با توجه و تكيه بر خداوند، روح اميد و حركت را در خود زنده كنيم، و از كمكهاى بىدريغ آن مبدأ بزرگ مدد گيريم.
بنابراين دعا مخصوص به نارسائيها و بنبستها است، نه عاملى به جاى عوامل طبيعى.
نيايش در همين حال كه آرامش را پديد آورده است، در فعاليتهاى مغزى انسان يكنوع شكفتگى و انبساط باطنى و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحريك مىكند، نيايش خصائل خويش را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فرد نشان مىدهد، صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى درونى، چهره پر از يقين، استعداد هدايت، و نيز استقبال از حوادث، اينها است كه از وجود يك گنجينه پنهان در عمق روح ما حكايت مىكند، و تحت اين قدرت حتى مردم عقب مانده و كم استعداد نيز مىتوانند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر به كار بندند و از آن بيشتر بهره گيرند، اما متأسفانه در دنياى ما كسانى كه نيايش را در چهره حقيقيش بشناسند بسيار كمند» «نيايش آلكسيس كارل».
از آنچه گفتيم پاسخ اين ايراد كه مىگويند دعا بر خلاف «رضا و تسليم» است نيز روشن شد، زيرا دعا همانطور كه در بالا شرح داده شد يكنوع كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بىپايان پروردگار است.
به عبارت ديگر انسان به وسيله دعا توجه و شايستگى بيشترى براى درك فيض خداوند پيدا مىكند، بديهى است كوشش براى تكامل و كسب شايستگى بيشتر عين تسليم در برابر قوانين آفرينش است، نه چيزى بر خلاف آن.
از همه گذشته «دعا» يكنوع عبادت و خضوع و بندگى است، و انسان به وسيله دعا توجه تازهاى به ذات خداوند پيدا مىكند، و همانطور كه همه عبادات اثر تربيتى دارد دعا هم داراى چنين اثرى خواهد بود.
و اينكه مىگويند: «دعا فضولى در كار خدا است! و خدا هر چه مصلحت باشد انجام مىدهد» توجه ندارد كه مواهب الهى بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مىشود، هر قدر استعداد و شايستگى بيشتر باشد سهم بيشترى از آن مواهب نصيب انسان مىگردد.
لذا مىبينيم امام صادق عليه السلام مىفرمايد: ان عنداللَّه عزوجل منزلة لاتنال الا بمسألة: «در نزد خداوند مقاماتى است كه بدون دعا كسى به آن نمىرسد»! « اصول كافى جلد 2».
دانشمندى مىگويد: «وقتى كه ما نيايش مىكنيم خود را به قوه پايان ناپذيرى كه تمام كائنات را به هم پيوسته است متصل و مربوط مىسازيم» « آئين زندگى صفحه 156».
و نيز مىگويد: «امروز جديدترين علم يعنى روانپزشكى همان چيزهائى را تعليم مىدهد كه پيامبران تعليم مىدادند، چرا؟ به علت اينكه روان پزشكان دريافتهاند كه دعا و نماز و داشتن يك ايمان محكم به دين، نگرانى و تشويش و هيجان و ترس را كه موجب نيم بيشترى از ناراحتيهاى ما است برطرف مىسازد» « تفسير نمونه 1/ 639».
/انتهاي پيام/