گمشده‌ طرابلُس
کد خبر:۸۶۴۰۶
سرفصل‌هايي از زندگاني امام موسي صدر؛

گمشده‌ طرابلُس

با تأسيس مجلس اعلاي اسلامي شيعيان در دهه‌ي چهل، امام خميني در پاسخ به نگراني هاي برخي فضلاي ايراني مقيم نجف درباره آينده نهضت، امام صدر را اميد خود براي اداره‌ي حكومت اسلامي ناميد...

گروه انديشه شبکه خبر دانشجو ـ امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در محله‌ي چهارمردان شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. او نواده‌ي سي‌و‌سوم امام موسي کاظم بود. پدر ايشان مرحوم آيت‌الله سيدصدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت‌الله شيخ‌عبدالكريم حائري مؤسس حوزه‌ي علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت‌الله سيداسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت‌الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و مادر ايشان فرزند مرحوم آيت‌الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضاخان بود.

امام موسي صدر پس از اتمام سيكل اول و بخش مقدمات علوم حوزوي، در خرداد سال 1322 رسماً به حوزه‌ي علميه‌ي قم پيوست، و طي مدتي كوتاه، ضمن بهره‌گيري از محضر حضرات آيات سيدمحمدباقر سلطاني طباطبايي، شيخ عبدالجواد جبل‌عاملي، امام خميني و سيدمحمد محقق‌داماد، دروس دوره‌ي سطح را به پايان رسانيد. وي از ابتداي بهار سال 1326 وارد مرحله‌ي درس خارج گرديد، و تا اواخر پاييز سال 1338، يعني قريب سيزده سال تمام، از مدرسين بزرگ حوزه‌هاي علميه‌ي قم و نجف كسب فيض نمود. اساتيد اصلي دروس خارج ايشان در قم، حضرات آيات سيدحسين طباطبايي بروجردي، محقق‌داماد، صدر و سيدمحمد حجت، و در نجف حضرات آيات سيدمحسن حكيم، سيدابوالقاسم خويي، شيخ‌حسين حلي و شيخ‌‌مرتضي آل‌ياسين بودند.

دروس فلسفي را نزد حضرات آيات سيدرضا صدر و علامه سيد محمدحسين طباطبايي در قم، و نزد آيت‌الله شيخ صدرا بادكوبه‌اي در نجف فرا گرفت. دوستان اصلي هم بحث امام موسي صدر را در قم، حضرات آيات سيدموسي شبيري زنجاني، شهيد دكتر بهشتي، سيد عبدالكريم موسوي اردبيلي و شيخ ناصر مكارم‌شيرازي، و در نجف آيت‌الله شهيد سيد محمدباقر صدر تشكيل مي‌دادند. امام موسي‌صدر در طول زندگي حوزوي خود شاگردان برجسته‌اي را تربيت کرده است. معروف‌ترين آنان در لبنان شهيد عباس موسوي دبير کل سابق حزب‌الله است. امام موسي‌صدر در كنار تحصيلات حوزوي، دروس دبيرستان خود را به اتمام رساند، و در سال 1329 به‌عنوان اولين دانشجوي روحاني در رشته‌ي «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد، و در سال 1332 از آن فارغ‌التحصيل گرديد. امام موسي‌صدر قبل از عزيمت به نجف اشرف، از سوي علامه طباطبايي مسئوليت نظارت بر نشريه‌ي «انجمن تعليمات ديني» را برعهده گرفت. وي همزمان با تحصيل در حوزه‌ي علميه‌ي نجف، به عضويت هيئت امناء جمعيت «منتدي النشر» درآمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره‌ي يكي از مدارس ملي اين شهر، مسئوليت سردبيري مجله‌ي تازه تأسيس «مكتب اسلام» را عهده‌دار گرديد. از مهم‌ترين اقدامات امام موسي صدر در آخرين سال اقامت در شهر قم، تدوين طرحي گسترده جهت اصلاح نظام آموزشي حوزه‌هاي علميه بود، كه با همفكري حضرات آيات دكتر بهشتي و مكارم شيرازي صورت گرفت.

امام موسي صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصيه‌هاي حضرات آيات بروجردي، حكيم و شيخ مرتضي آل‌ياسين، وصيت مرحوم آيت‌الله سيدعبدالحسين شرف‌الدين رهبر متوفي شيعيان لبنان را لبيك گفت و به عنوان جانشين آن مرحوم، سرزمين مادري خود ايران را به سوي لبنان ترك نمود. اصلاح امور فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه‌ي شيعيان لبنان از يك‌سو، و استفاده از ظرفيت‌هاي منحصر به فرد لبنان جهت نماياندن چهره‌ي عاقل، عادل، انسان‌دوست و با زمان مكتب اهل بيت به جهانيان از سوي ديگر، اهداف اصلي اين هجرت را تشكيل مي‌داد. امام موسي صدر براي نيل به اين اهداف، و با توجه به جغرافياي اجتماعي و سياسي لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعاليت‌هاي خود را در سه حوزه‌ي موازي سازماندهي نمود:

1ـ بازسازي هويت، انسجام و عزت تاريخي شيعيان لبنان

امام موسي صدر از زمستان سال 1338 و همزمان با آغاز فعاليت‌هاي گسترده‌ي ديني و فرهنگي خود در مناطق شيعه‌نشين لبنان، مطالعات عميقي را به منظور ريشه‌يابي عوامل عقب‌ماندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي شيعيان لبنان به اجرا گذارد. حاصل اين مطالعات، برنامه‌هاي كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و درازمدتي بود كه از اواسط سال 1339 و در راستاي سياست محروميت‌زدايي، طراحي و اجرا گرديد.
امام موسي صدر در زمستان سال 1339 و پس از تجديد سازمان جمعيت خيريه‌ي «البر و الاحسان»، با تنظيم برنامه‌اي ضربتي جهت تأمين نيازهاي مالي خانواده‌هاي بي‌بضاعت، ناهنجاري تكدي را به كلي از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت. وي در فاصله‌ي سال‌هاي 1340تا1348 و در چارچوب برنامه‌اي ميان مدت، با طي سالانه‌ صدهزار كيلومتر در ميان شهرها و روستاهاي سراسر لبنان، ده‌ها جمعيت خيريه و مؤسسات فرهنگي و آموزش حرفه‌اي را راه‌اندازي نمودكه حاصل آن كسب اشتغال و خودكفايي اقتصادي هزاران خانواده‌ي بي‌بضاعت، كاهش درصد بيسوادي، رشد فرهنگ عمومي، و به اجرا درآمدن صدها پروژه‌ي كوچك و بزرگ عمراني در مناطق محروم آن كشور بود. امام موسي صدر در تابستان سال1345 و پس از اجتماعات عظيم و چند روزه‌ي شيعيان لبنان در بيعت با ايشان، رسماً از حكومت وقت درخواست نمود تا همانند ديگر طوائف آن كشور، مجلسي براي سازماندهي طايفه‌ي شيعه و پيگيري مسائل آن تأسيس گردد. مجلس اعلاي اسلامي شيعيان كه اولين بخش از برنامه‌ي درازمدت امام صدر به‌شمار مي‌رفت، در اول خرداد سال1348 تأسيس، و خود آن بزرگوار با اجماع آراء به رياست آن انتخاب گرديد.

امام موسي صدر از بهار سال 1348 تا اواسط زمستان سال 1352 با دولت وقت لبنان به گفتگو نشست، تا آن را براي اجراي پروژه‌هاي زيربنايي و وظايف قانوني خود در قبال مناطق شيعه‌نشين و محروم آن كشور ترغيب نمايد. در پي امتناع دولت لبنان از پذيرش اين مطالبات و نيز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوايل سال 1353 به رهبري امام موسي صدر شكل گرفت، و راهپيمايي‌هاي مردمي عظيمي در شهرهاي بعلبك، صور و صيدا عليه دولت به وقوع پيوست. اوج‌گيري بحران خاورميانه، صف‌آرايي احزاب افراطي مسيحي در برابر مقاومت فلسطيني، و به لبنان كشيده شدن برخي اختلافات جهان عرب، امام موسي صدر را بر آن داشت تا براي حفظ ثبات كشور و ممانعت از سركوبي فلسطيني‌ها، توده‌هاي مردم را موقتاً از عرصه‌ي رويارويي با دولت كنار كشاند، و پيگيري مطالبات بر‌ حق شيعيان را تا آمدن رئيس جمهور بعد به تأخير اندازد. امام موسي صدر در سال 1354 به‌رغم كارشكني‌هاي شديد دولت، مجدداً با اجماع آراء به رياست مجلس اعلاي اسلامي شيعيان برگزيده شد. با آغاز جنگ داخلي لبنان در فروردين سال 1354، تمامي تلاش‌هاي امام موسي صدر مصروف پايان دادن به اين بحران صرف گرديد. وي در خرداد آن سال در مسجد عامليه‌ي بيروت به اعتصاب نشست، و به پشتوانه‌ي مشروعيت مردمي و مقبوليت وسيع و شخصيت کاريزماتيک خود در ميان تمامي مذاهب، آرامش را به تابستان لبنان بازگردانيد. با شعله‌ور شدن مجدد آتش جنگ و پديدار شدن ابرهاي شكست بر آسمان جبهه‌ي مسلمانان، امام‌صدر در ارديبهشت 1355 حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نيروهاي سوري به لبنان، موازنه‌ي قوا و آرامش را به اين كشور بازگرداند. حل اختلافات مصر با سوريه و متعاقب آن برپايي كنفرانس رياض در مهر 1355، آب سردي بود كه امام موسي صدر بر آتش جنگ داخلي لبنان فرو ريخت. اين آرامش تا زماني‌که امام صدر در لبنان حضور داشت، ادامه پيدا کرد.

2ـ پرچم‌داري حركت گفتگوي اديان و تقريب مذاهب در لبنان

هدف استراتژيك امام موسي صدر آن بود تا طايفه‌ي شيعه‌ي لبنان را همسان ديگر طوائف، و نه مقدم بر آنان، در تمامي عرصه‌هاي حيات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن كشور مشاركت دهد. وي از اولين روزهاي هجرت به لبنان در زمستان سال 1338، با طرح شعار «گفتگو، تفاهم و همزيستي»، پايه‌هاي روابط دوستانه و همكاري صميمانه‌اي را با مطران يوسف‌الخوري، مطران جرج حداد، شيخ محي‌الدين حسن و ديگر رهبران ديني مسيحي و اهل سنت آن كشور بنا نهاد. در طول حضور دو دهه‌ي امام صدر در لبنان، هيچ مراسم سرور يا اندوهي از شيعيان نبود كه امام صدر در آن شركت جويد، و تني چند از فرهيختگان مسيحي و اهل سنت در معيت وي نباشند. حمايت جوانمردانه‌ي امام صدر از بستني‌فروش مسيحي در اوايل تابستان سال1341 در شهر صور، كه به فتواي صريح ايشان مبني بر طهارت اهل كتاب منجر گرديد، توجه تمامي محافل مسيحي لبنان را به سمت خود جلب نمود. در اواخر تابستان1341 مطران گريگوار حداد به شهر صور آمد، و از امام صدر براي عضويت در هيئت امناء «جنبش حركت اجتماعي» دعوت نمود. از اواخر سال 1341 حضور گسترده‌ي امام موسي صدر در كليساها، ديرها و مجامع ديني و فرهنگي مسيحيان آغاز گرديد. سخنراني‌هاي تاريخي امام صدر در ديرالمخلص واقع در جنوب، و كليساي مارمارون در شمال لبنان طي سال‌هاي1341و1342، تأثيرات معنوي عميقي بر مسيحيان آن كشور بر جاي نهاد.

امام صدر در تابستان سال 1342 و طي سفري دو ماهه به كشورهاي شمال آفريقا، طرحي نو جهت همفكري مراكز اسلامي مصر، الجزاير و مغرب با حوزه‌هاي علميه‌ي شيعه‌ي لبنان در انداخت. وي در بهار سال 1344، اولين دور سلسله‌ي گفتگوهاي اسلام و مسيحيت را با حضور بزرگان اين دو دين الهي، در مؤسسه‌ي فرهنگي «الندوه اللبنانيه» به راه انداخت. وي پس از جنگ شش روزه‌ي اعراب و اسرائيل در سال 1346 به ديدار پاپ شتافت، و نشستي كه ابتدا نيم ساعت پيش‌بيني شده بود، به تقاضاي پاپ بيش از دو ساعت به درازا كشيد.

امام موسي صدر از سال 1347 به عضويت مركز اسلام‌شناسي استراسبورگ در آمد، و از رهگذر همفكري و ارائه‌ي سمينارهاي متعددي در آن، انتشار آثاري ذي‌قيمت چون «مغز متفكر جهان شيعه» را زمينه‌سازي نمود. امام موسي صدر در بهار سال 1348 و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلاي اسلامي شيعيان، از شيخ حسن خالد مفتي اهل سنت لبنان دعوت نمود، تا با همفكري يكديگر براي توحيد شعائر، اعياد و فعاليت‌هاي اجتماعي طوائف اسلامي، تدبيري بينديشند. وي در همين خصوص طرح مدوني را به اجلاس سال1349 «مجمع بحوث اسلامي» در قاهره ارائه نمود، و متعاقب آن به عضويت دائم اين مجمع درآمد. امام موسي صدر در سال1349 رهبران مذهبي مسلمانان و مسيحيان جنوب لبنان را در چارچوب «كميته‌ي دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا براي مقاومت در برابر تجاوزت رژيم صهيونيستي چارهانديشي نمايند. وي در زمستان سال1353 و در اقدامي بي‌سابقه، خطبه‌هاي عيد موعظه‌ي روزه را در حضور شخصيت‌هاي بلندپايه‌ي مسيحيِ لبنان در كليساي كبوشيين بيروت ايراد نمود، و اگر آتش جنگ داخلي شعله‌ور نمي‌شد، در پي آن بود تا كاردينال مارونيِ لبنان را براي ايراد خطبه‌هاي يكي از نمازهاي جمعه‌ي شهر بيروت دعوت نمايد. امام موسي صدر در زمستان سال 1355 و در جمع سردبيران جرائد بيروت، با پيش‌بيني صريح حذف فاصله‌ها و روند جهاني شدن در اواخر قرن بيستم، قرن بيست‌و‌يكم را قرن همزيستي پيروان اديان، مذاهب، فرهنگ‌ها و تمدن‌هاي گوناگون ناميد، و بر رسالت تاريخي لبنان جهت ارائه‌ي الگويي موفق در اين زمينه پاي فشرد. امام موسي صدر در اواسط سال 1357 موفق گرديد رهبران مسلمان و مسيحي لبنان را جهت برپايي يك جبهه‌ي فراگير ملي متقاعد نمايد، و در اين مسير تا آنجا پيش رفت كه حتي موعد تأسيس و اولين گردهمايي آنان را براي پس از بازگشت خود از سفر ليبي مشخص نمود.

3ـ تأسيس جامعه‌ي مقاوم و مقاومت لبناني در برابر تجاوزات اسرائيل

امام موسي صدر از سال 1343 و يك سال پيش از تأسيس جنبش فلسطيني فتح، در پي انديشه‌ي تبديل جامعه‌ي مصرفي لبنان به جامعه‌اي مقاوم در برابر تجاوزات آينده‌ي رژيم صهيونيستي برآمد. وي در بهار سال1344 گروهي از جوانان مؤمن شيعه را به مصر اعزام نمود، تا در دوره‌اي شش ماهه‌ي فنون نظامي را فراگيرند. با بازگشت اين جوانان كه اولين كادرهاي مقاومت لبنان بودند، عمليات ايذايي مشترك رزمندگان فلسطيني  لبناني در شمال فلسطين اشغالي آغاز گرديد. بخش اعظم نيروهاي رزمنده از جوانان شيعه‌ لبنان، و فرماندهي عمليات برعهده‌ي رزمندگان فلسطيني بود. اين نوع عمليات مشترك تا اوايل سال 1972 ادامه يافت. اولين شهيد شيعه‌ي در عمليات ايذايي برعليه رژيم صهيونيستي، از جوانان شهر مرزي «ناقوره» بود كه در سال1347 به شهادت رسيد.

در مهر 1348 مؤسسه‌ي صنعتي جبل عامل يا كارگاه كادرسازي امام صدر رسماً آغاز به‌كار نمود. در پي بمباران شديد جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي در سال1349 و عدم واكنش مناسب دولت وقت، اعتصابي بي‌سابقه به دعوت امام موسي صدر لبنان را فرا گرفت، به گونه‌اي كه دولت وقت را بر آن داشت براي بازسازي مناطق جنگي و برپايي پناهگاه‌هاي مناسب در آن، مجالس جنوب را تأسيس نمايد. از اوايل سال1341 عمليات ايذايي جوانان شيعه در داخل فلسطين اشغالي شكلي مستقل به خود گرفت، هر چند تا سال‌ها پس از آن نيز به صلاحديد امام صدر، افتخار آن به نام «نيروهاي مخصوص جنبش فلسطيني فتح» ثبت مي‌گشت. در شهريور سال1351 و كم‌تر از 24 ساعت پس ازاشغال 48ساعته دو روستاي «قاناي جلي» و «جويا» به‌دست سربازان رژيم صهيونيستي، نشست فوق‌العاده‌ي مجلس اعلاي اسلامي شيعيان با حضور تمامي اعضاء در روستاي جويا برگزار گرديد، و از همان روز اولين بذرهاي «مقاومت لبناني» توسط امام موسي صدر پاشيده شد.يك ماه پس از اين حادثه و به هنگام تجاوز نيرهاي صهيونيستي به روستاي «فاووق» در جنوب لبنان، اولين عمليات غيررسمي مقاومت لبنان به اجرا در آمد، كه حاصل آن چند كشته و مجروح اسرائيلي بود. از پاييز سال1351 آموزش نظامي جوانان شيعه شتاب بيشتري گرفت. اولين شهيد مقاومت لبنان «فلاح شرف‌الدين» مؤذن چهارده ساله‌ي مؤسسه‌ي صنعتي جبل عامل بود كه در زمستان1352 و پس از به هلاكت رساندن چند تن از سربازان رژيم صهيونيستي، در روستاي مرزي «بنت جبيل» به شهادت رسيد. در خرداد سال 1354 و به دنبال وقوع انفجاري در اردوگاه نظامي عين البنيه در كوه‌هاي بقاع، كه به شهادت 27 تن از جوانان شيعه انجاميد، امام موسي صدر رسماً ولادت «گروه‌هاي مقاومت لبنان» را اعلان نمود. با پايان يافتن جنگ داخلي لبنان و انتقال دامنه‌ي ناآرامي‌ها به جنوب، واحدهاي مقاومت لبنان رسماً در نقاط استراتژيك مناطق مرزي مستقر شدند. اولين عمليات بزرگ مقاومت لبنان عليه تجاوزات اسرائيل در اواخر سال1355 صورت گرفت كه پس از چند روز درگيري، به آزادسازي شهرك‌هاي «طيبه» و «بنت جبيل» منجر گرديد. امام موسي صدر اولين شخصيتي بود كه در زمستان سال1356، طرح سازشكارانه‌ي توطين پناهندگان فلسطيني در جنوب لبنان را افشا، و با مواضع شجاعانه‌ي خود از تحقق آن جلوگيري نمود. در حمله‌ي گسترده سال1357 اسرائيل به جنوب لبنان و به‌رغم عقب‌نشيني احزاب چپ و گروه‌هاي فلسطيني، جوانان مقاومت لبنان و دانش‌آموزان مؤسسه‌ي صنعتي جبل عامل در منطقه‌ي اشغالي باقي ماندند، و به رغم امكانات اندك تا به آخر عليه اشغالگران صهيونيست ايستادگي كردند.

امام موسي صدر اگرچه لبنان را محل اصلي فعاليت‌هاي خود قرار داده بود، اما هيچ‌گاه از ديگر مسائل جهان اسلام غافل نبود. انقلاب اسلامي ايران، امنيت حوزه‌هاي علميه، اتحادي عربي ـ اسلامي جهت مبارزه با اسرائيل و گسترش تشيع در آفريقاي سياه، مهم‌ترين دغدغه‌هاي خارج از لبنان ايشان را تشكيل مي‌دادند. در پي دستگيري امام خميني و در اوايل تابستان1342، امام موسي صدر راهي اروپا و شمال آفريقا گرديد، تا از طريق واتيكان و الازهر، شاه ايران را براي آزادسازي امام تحت فشار قرار دهد. با آزاد گشتن امام در پايان اين سفر، آيت‌الله خويي تصريح نمود كه اين آزادي، بيش از هر چيز مرهون سفر آقاي صدر بوده است. در پي تبعيد امام به تركيه در پاييز سال1343، امام موسي صدر اقدامات مشابهي را به انجام رساند، تا ضمن تأمين امنيت آن بزرگوار، ترتيبات انتقال ايشان به عتبات عاليات را فراهم سازد. در نيمه‌ي دوم دهه‌ي چهل و پس از آماده شدن اولين كادرهاي نظامي مقاومت لبنان، ده‌ها تن از جوانان مبارز ايراني به لبنان آمدند، و زير نظر آنان فنون نظامي را فرا گرفتند. در اواخر دهه‌ي چهل و مقارن با تأسيس مجلس اعلاي اسلامي شيعيان، امام خميني در پاسخ برخي فضلاي ايراني مقيم نجف، امام صدر را اميد خود براي اداره‌ي حكومت پس از شاه ناميد. در زمستان1350 و بر اساس تقاضاي دوستاني چون شهيد باهنر، شهيد مطهري، مهندس بازرگان و... درباره‌ي برخي زندانيان سياسي با شاه گفتگو نمود، كه بعضي از آنان از جمله حجت‌الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني، اندكي بعد از زندان آزاد گرديدند. با به قدرت رسيدن حافظ اسد در سال1350 و آغاز همكاري‌هاي تنگاتنگ وي با امام صدر، سوريه به امن‌ترين كشور خاورميانه براي مبارزين ايراني بدل گرديد.
امام موسي صدر در تابستان1356 جوانمردانه سينه سپر نمود، و با اقامه‌ي نماز، تدفين و برپايي مراسم چهلمين روز شهادت دكتر شريعتي در بيروت، از سست شدن پيوند جوانان تحصيل‌كرده با روحانيت، جلوگيري به عمل آورد. به دنبال اين حرکت، رژيم شاه تابعيت ايراني امام صدر و خانواده‌اش را لغو کرد که اين تابعيت پس از انقلاب اسلامي برگردانده شد.

به‌دنبال درگذشت مرحوم حاج آقا مصطفي خميني در پاييز سال1356، وي پسر عموي خود شهيد آيت‌الله سيدمحمد باقر صدر را بر آن داشت تا بيش از پيش به حمايت از امام‌خميني برخيزد. امام موسي صدر در بهار سال 1357 لوسين ژرژ نماينده‌ي روزنامه‌ي لوموند در بيروت را به نجف فرستاد، تا با انجام اولين مصاحبه‌ي بين‌المللي با امام خميني، افكار عمومي جهانيان را با انقلاب اسلامي ايران آشنا سازد. امام موسي صدر در ديدارهاي مكرر سال1357 خود با رهبران سوريه، عربستان سعودي و برخي ديگر از كشورهاي جهان عرب، اهميت انقلاب اسلامي ايران، پيروزي قريب‌الوقوع آن، و ضرورت همپيماني آنان با اين انقلاب را به آن‌ها گوشزد نمود. وي در شهريور 1357 و يك هفته پيش از ربوده شدن خود، با انتشارمقاله‌ي «نداي پيامبران» در روزنامه‌ي لوموند، امام خميني را به عنوان تنها رهبر انقلاب اسلامي ايران معرفي نمود. بدون ترديد بزرگ‌ترين خدمت امام موسي صدر به انقلاب اسلامي ايران آن بود كه در سال‌هاي1356 تا 1357 و پس از قريب دو دهه ترويج ارزش‌هاي زيباي اسلام راستين در لبنان، عموم مردم، خصوصاً شيعيان و بالاخص كادرهاي مقاومت آن كشور را با اين انقلاب آشنا و مرتبط نمود.

امام موسي صدر در 3 شهريور سال 1357 و در آخرين مرحله از سفر دوره‌اي خود به كشورهاي عربي، بنابر دعوت رسمي معمر قذافي وارد ليبي، و در روز 9 شهريور ربوده گرديد. دستگاه‌هاي قضايي دولت‌هاي لبنان و ايتاليا، و همچنين تحقيقات انجام شده از سوي واتيكان، ادعاي رژيم ليبي مبني بر خروج امام از آن كشور و ورود ايشان به رُم را رسماً تكذيب نمود. امام خميني چندين بار براي ياسر عرفات، حافظ اسد و حتي قذافي تلگراف و نامه فرستاد تا خبري از سيد ايراني بگيرد. با پيروزي انقلاب اسلامي عده‌اي تلاش کردند تا قذافي را به ايران بياورند تا کنار امام خميني عکس بياندازد اما امام خميني شرط ديدار با قذافي را آزادکردن آقا موسي اعلام کرد.

در اين ميان قرائن متعددي حكايت از آن دارند كه امام موسي صدر همچنان در قيد حيات بوده و چون برخي ديگر از علماي اسلامي، شرايط زندانِ حبس ابد را مي‌گذراند. آخرين خبري كه در 13 ارديبهشت1380 توسط سايت «جبهه‌ي نجات ملي ليبي» بر روي شبكه‌ي جهاني اينترنت منعكس گرديد، مدعي آن است كه امام موسي صدر در اواخر سال1376 توسط برخي زندانيان زندان ابوسليم شهر طرابلس مشاهده گرديد، و اندكي پيش از ماه رمضان گذشته به مكاني ديگر انتقال يافته است.

سال 2002 قذافي رسماً به ربوده شدن امام در خاک ليبي اعتراف کرد. آخرين خبر 21 مرداد سال گذشته از قول يکي از مقامات ليبي اعلام شد که گفت امام صدر در زندان‌هاي ليبي در طول سال‌هاي اسارت پير شده و ده‌ها کتاب نوشته است. اين مقام ليبيايي گفته اگر فشارهاي کشورهاي عربي و اسلامي به بالاترين حد خود برسد، قذافي مجبور به آزاد کردن امام مي‌شود.

فکر مي‌کنيد تا چند سال ديگر بايد بگذرد تا سران دنياي اسلام به فکر آزادي امام محرومان بيافتند؟ /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار